جغرافياي سياسي افغانستان

 

 

 

نصرالله نظری

 

 

1 – موقعيت جغرافيائي

افغانستان سرزمینی کوهستانی و محاط بر خشکی است، و جز «اردن هاشمی» تنها کشور خاورمیانه محسوب می شود که به «دریا» راه ندارد. این سرزمین درنیمکره شمالی، نیمکره شرقی و درمحدوده آسیای میانه واقع است. مساحت آن را در منابع مختلف بین 620 تا 700 هزار کیلومتر مربع ذکر کرده اند، اما براساس آخرين برآردها اين كشور 225، 652 کیلومتر مربع مساحت داشته و چهلمین کشور جهان به شمار می آید. طول مرزهای افغانستان حدود 5800 کیلومتر می باشد، که شامل 2384 کیلومتر درشمال با جمهوری های تاجیکستان، ازبکستان و ترکمننستان؛ 2240 کیلومتر از مشرق و جنوب با جمهوری اسلامی پاکستان، 73 تا 93 کیلومتر مربع از سمت شمال شرقی از طریق تنگه واخان با ایالت مسلمان نشین سین کیانگ (ترکمنستان) جمهوری خلق چین و 855 تا 930 کیلومتر در مغرب با جمهوری اسلامی ایران (که 619 کیلومتر آن با استان خراسان می باشد) یشترین فاصله شرق تا غرب افغانستان 1240 کیلومتر، و شمال تا جنوب آن 855 کیلومتر است و حداقل فاصله آن با آبهای آزاد جهان 500 کیلومتر است. قسمت های وسیعی از خاک افغانستان را عمدتا در شمال و شرق کشور، کوهها وسنگلاخ ها پوشانده است کوههای هند و کش به طول 600 و عرض 100 کیلومتر از سمت شمال شرقی به طرف غرب و جنوب غربی کشیده شده و تقریباً از میانه کشور می گذرد. این کوهها بیش از نیمی از سرزمین افغانستان را فراگرفته، و برای شهرهای «کابل»، «قندهار» و«هرات» ارزش استراتژیکی مهمی ایجاد کرده  است. کوههای قدر به طرف مغرب امتداد می یابند، از ارتفاع آن کاسته می شود و در نزدیکی مرزهای ایران تبدیل به کوهها و تپه های کم ارتفاع می گردند.در ادرتفاعات هند و کش همواره برف وجود دارد. حتی در تابستان ها نیز قله ها و یخچال ها پر برف است.در میان ارتفاعات هند و کش،دره های عمیق و خوش آب و هوا و حاصلخیزی وجود دارد که محیط مساعدی برای پرورش دام و تولید میوه است.افغانستان سرزمین افراط و تفریط است کوهها سر به فلک کشیده و دره ها عمیق، باران های بهاری و تابستان های خشک، زمستان های بسیار سرد و تابستان های گرم، ارتفاعات پوشیده از برف در طول سال و سرزمین های پست و خشک وسوزان. این افراط و تفریط در زندگی اجتماعی نیز وجود دارد.سرزمین  افغانستان در طول تاریخ گلوگاه تهاجم به هند بوده است؛ جنگجویان بسیاری چون «اسکندر مقدونی»، «محمود غزنوی»، «تیمور گورکانی»، «نادر شاه افشار»، از پیچ و خم کوهها و دره های این کشور خود را به هندوستان رسانده اند. علاوه بر این تا قبل از کشف راههای آبی در قرون جدید و سپس توسعه راههای هوایی، خط مسیر بازرگانی شرق و غرب، از دشت شمالی آن عبور  می کرد، محل عبور کاروانهای جاده ابریشم از این سرزمین بوده که عموما ازطریق قندهار به هند و از طریق بلخ به چین می رفت.پس از کشف راههای آبی و سپس توسعه راههای هوایی، افغانستان مانند سایر سرزمین های آسیای مرکزی، تبدیل به منطقه ای بن  بست شد و گذر هیچ بیگانه ای به آنجا نیفتاد. همچنین ارتفاعات افغانستان سپر استراتژیکی مستحکمی بین آسیای شمالی و آسیای جنوبی است.

2- موقعيت رياضي كشور افغانستان

اين كشور بين 29 و 38 درجه عرض جغرافيايي و بين 29 درجه و 30 دقيقه شمالي و بين 60 درجه و 30 دقيقه و 75 درجه و 50 دقيقه طول شرقي نصف النهار گرينويچ قرار دارد.

3- وسعت و اهميت آن

همانطوريكه قبلاً اشاره شد اين كشور با دارا بودن مساحت 652225كيلو متر مربع، به دليل برخورداري از موقعيت ژئوپليتيكي منحصر به فرد خويش، همواره مورد توجه و چشمداشت قدرت هاي بزرگ قرار داشته و دارد. بطوريكه در دوران استعمارگري قدرت هاي بزرگ، اين كشور، كمر بند امنيتي هند و انگليس به حساب آمده و در دوره جنگ سرد و نظام جهاني دو قطبي مسيري آسان براي اتحاد جماهير شوروي، جهت دستيابي به آبهاي گرم و تأثير گذاري مستقيم بر ذخاير انرژي خاورميانه به شمار مي رفت و هم اكنون در دورة نظامي كه «سردمدارهژمون ليبرال» حكم جهاني مي راند، به دليل ارتباط با ذخاير بكر انرژي در آسياي ميانه و منابع سرشار انرژي در غرب آسيا از طريق ايران و خليج فارس و هم چنين  پيوند جغرافيائي با چين و هند و آسياي جنوب شرقي از طريق پاكستان به عنوان بزرگترين مصرف كننده انرژي در آينده؛ از اين توانائي ژئوپليتيكي برخوردار است كه جاده طلائي ابريشم را براي ترانزيت انرژي احيا كند و با دارا بودن مرز 15 كيلومتري در تنگة واخان با چين بستر مناسبي را براي انتقال نفت آسياي ميانه به هند و چين فراهم آوَرَد.

4- ناهمواريها و چهرة طبيعي

مهمترین عوارض طبیعی افغانستان عبارتند از:

 1/4. کوهها و کوهستان ها:

 مهم ترین ارتفاعات کشور از این قرار است :  1 - هند و کش (6298 متر) 2- پامیر کوچک، (6281 متر دروخان) 3- بدخشان(5355 متر) 4- بابا (5413 متر، بامیان) 50 سفید خرس 6- ترغان  (3982 متر) 7- سفید کوه (4755 متر ، سکرم) 8- نورستان 9- شاه مقصود (2773 متر) 10- مزار (3787 متر) 11- هزار جات (4101 متر، تمران) 12- بندبیان 13- چلبدالان 14- سیاه کوه 15- بالا کوه (3872 متر) 19- دوشاخ (2110 متر) 20 یاه بند (2560 متر 21- چاغی .

2/4. رودها:

رودهای افغانستان (که به آن دریا می گویند)، از کوههای مرکزی و مناطق شرقی کشور سر چشمه گرفته، به سمت غرب و جنوب جریان می یابد. به دلیل ارتفاع زیاد کوهها و کاهش نسبتاً سریع ارتفاع کوهها، سرعت آب ها بسیار زیاد است و به همین جهت برای تولیدانرژی برق مناسب  است.

مهمترین رودهای اين کشور عبارتند از:

1/2/4- آمودریا (جیحون) از کوههای پامیر سرچشمه گرفته و حدود 1126 کیلومتر از آن در قسمت مرزهای شمالی کشور با  تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان می باشد و قسمت هایی از آن قابل کشتیرانی است در سواحل آن رودخانه شیرخان بندر و بندر حیرتان قرار گرفته، که کالاهای صادراتی یا وارداتی افغانستان به ممالک آسیای میانه از این طریق مبادله می شود.جیحون دارای آبشارهای متعدد است و برای تولید نیروهای هیدرولیک قابل استفاده است

 2/2/4- هیرمند (هلمند): از کوههای یغمان در غرب کابل سرچشمه گرفته و 1400 کیلومتر طول دارد و در جنوب غربی افغانستان قسمت کمی از مرز مشترک ایران و افغانستان را تشکیل می دهد و مهمترین منبع تامین آب دریاچه های سیستان و بلوچستان و اراضی زراعی شمالی آن است. 

3/2/4- هریرود- از کوه بابا در مرکز افغانستان سرچشمه گرفته، از هرات می گذرد و در شمال غربی کشور اندکی از مرز مشترک ایران و افغانستان را تشکیل داده سرانجام در ریگزارهای ترکمنستان فرو می رود. 1230 کیلومتر طول داشته و دارای آبشارهای متعدد است و برای تولید نیروی برق مناسب است.

4/2/4- کابل رود: از کوههای شرقی سرچشمه گرفته  از وسط دو شهر مهم «کابل» و «جلال آباد» عبور کرده وارد خاک پاکستان می شود و به رود «سند» می ریزد. 5- دریای پامیر 6- کوکچه 7- فرخار 8- دریای کندوز 9- دریای خلم 10- بلخ 11- دریای بند امیر 12- دریای پنج شیر 13- دریای کند 14- دریای غربی 15- رود لوره 16- ترناک رود 17- دریای ارغنداب 18- خاش رود 19- فراه رود 20- نیزگان 21- تکاب استادن 22- شیرین تکاب 23- دریای مرغاب 24- دریای اولنگ 25- رود گز.

3/4 . دریاچه ها: 

دریاچه هایی بسیار کوچک، به نام های «آب ایستاده مقر»، «بند کجکی» »بندار عنداب»، «دق پترکان»، (در مرز ایران) ، «هامون پورک» و«دشتنمدی»دارد.

4/4. دشت ها:

که عموماً در شمال و شرق هستند.از جمله : 1- دشت برنگ 2-د پشت رود 3- گرمسیر 4- ریگستان 5- سیاه سنگ 6- دشت مرغو (مارگو) 7- دشت خلش 8- دشت همدم آب 9- هجده  نهر 10- دشت نمدی.

5- شكل جغرافائي

افغانستان به دليل دارا بودن يك انگشتي در شمال شرق خود به عنوان كشور زائده دار به حساب مي آيد.

6- آب و هوا

طبیعت افغانستان به خاطر ارتفاعات سر به فلک کشیده و رودخانه هایی که از آن سرچشمه می گیرد، زیباست و تنوع آب و هوا در آن مشهود است. زمستانهایش بسیار سرد (تا 20 درجه زیر صفر )  و تابستانهایش بسیار گرم ( تا 40درجه بالای صفر) می باشد.ب و هوا از یک استان به استان دیگر و از یک شهر به شهر دیگر تفاوت دارد.بارندگی نیز در نقاط مختلف، متفاوت می باشد و بین 100 تا 400 میلی متر در نوسان است.این مقدار در مناطق شرقی بین 250 تا 400 و در مناطق غربی و جنوب غربی بین 100 تا 150 میلی متر است در مناطق مرکزی به علت وجود ارتفاعات و بارندگی بیشتر، هوا از نواحی دیگر سردتر است، ولی در مناطق جنوبی و غربی به علت کمی بارندگی هوا گرمتر بوده دارای تابستان های گرم و خشک و زمستان های معتدل تر است.در مناطق کوهستانی به علت برف و یخبندان ارتباط روستائیان و قبایل نیمی از سال با یکدیگر قطع می شود و آب وهوا تاثیر بسیار در پراکندگی و جدایی جمعیت دارد.منابع آب زیرزمینی افغانستان نسبتاً غنی است در شهر کابل آب درعمق 3-4 متری زمین قرار دارد؛ ولیکن به دلایل فنی، کمتر از آب زیرزمینی استفاده شده و عموما مردم در اکثر نقاط افغانستان با مشکل کمبودآب (آشامیدنی - کشاورزی) روبرو هستند وتنها %22به آبهای سالم مصرفی دسترسی دارند (%39 شهرها، %18 روستاها)

در كل آب و هواي افغانستان به لحاظ تقسيمات آب و هوائي داراي پنج نوع آب و هوا مي باشد كه به اجمال در زير به آنها اشاره مي شود:

1- آب و هواي گرم و خشك بياباني: اين نوع آب و هوا در نواحي جنوب غربي قندهار، جنوب گرشك، تمام نواحي ولايت نيمروز و جنوب فراه حاكم است. در اين ناحيه بارندگي بسيار كم است متوسط بارندگي سالانه در آن به 70 تا 80 مليمتر مي رسد. در ايام زمستان برف نمي بارد و اين شرايط اب و هوائي ريگستانهائي مانند مارگو و سيستان را به وجود آورده است.

2- آب و هواي كوهستاني: اين نوع آب و هوا بخش وسيعي از مناطق مركزي و شمال شرقي افغانستان را فراگرفته است.

3- آب و هواي موسمي: منطقه پكتيا و اطراف آن داراي اين نوع آب و هوا مي باشد. در اين ناحيه حتي در تابستان باران مي بارد.

4- آب و هواي استپي: اين نوع آب و هوا بخش وسيعي از افغانستانرا فراگرفته است. در اين مناطق علفزار ها بيشتر رشد مي كنند و به همين سبب براي پرورش حيوانات مناسب است.

5- آب و هواي توندرا آلپي: مناطق مرتفعي همچو غزنين، باميان و كوه بابا و سفيد كوه از اين نوع آب و هوا برخوردارند. در اين مناطق برف بسيار مي بارد. زمستان آب و هواي آن بسيار سرد و تابستان هواي آن معتدل است.

7- منابع طبيعي

افغانستان به لحاظ منابع زير زميني و ذخاير انرژي بكر و دست نخورده از جمله كشورهائي است كه مي تواند با استخراج منابع خويش به در آمدهاي سرشاري نائيل شود. علي رغم استخراج گاز و نفت در مناطق شمال كشور و صدور آن به شوروي سابق

1/7- معدن بزرگ آهن حاجي گك (باميان)

اين معدن كه يزرگترين معدن آهن افغانستان و منطقه قلمداد شده است، در شمال كابل و در شرق باميان واقع شده است اين معدن از دير باز مورد توجه كارشناسان خارجي قرار داشته و انگليسيها، آلمانيها، فرانسويها و بالاخره روسها اين منطقه را مورد مطالعه و ارزيابي قرار داده اند كه مهمترين آنرا روسها در اواخر دهه ي 1960 و اوايل دهه 1980 به انجام رسانده اند.

 

 

2/7- معدن سرب فرنجل غوربند

اين معدن در 33 كيلومتري شمال كابل در دره ي غوربند واقع شده است و داراي سابقه تاريخي استخراج مي باشد. در جريان عمليات اكتشافي اين معادن 975 متر در محل حفاري شده است كه در 4 مورد به رگه هايي از كروميت برخورد نموده است و براي كارهاي آزمايشگاهي بيش از صد نمونه براي تجزيه به آمريكا ارسال شده است

3/7-  معدن سرب وروی بی بی گوهر قندهار

این معدن در کوه بی بی گوهر قندهار در منطقه خاکریز قندهار (به فاصله 82 کیلو متری شمال قندهار) واقع شده است.از نوع هیدروترمالی می باشد و رگه اصلی دارای کانیها ی سرب وروی به طول 50 متر وعرض 10 متر می باشد .این رگه که در کنتا کت سنگهای آذین (مو نزونیت ) و سنگهای آهک بوجود آمده است، ممکن است از نوع پور فیری یا اسکارن باشد. در سالهای 1949 و1950 این معدن توسط کارشناسان کمپانی" موریسن" مورد حفاری و نمونه برداری قرار گرفته است.

4/7- معدن بزرگ مس عينك (لوگر)

معادن متعدد مس در نقاط مختلف افغانستان كشف شده است، ولي بزرگترين معدن مس افغانتان كه داراي عيار و ذخيره بسيار بزرگي است در منطقه «عينك» در نزديكي ولايت لوگر و در 35 كيلومتري جنوب غربي كابل قرار دارد.

در سال 1998 در دروان طالبان يك كنسير سيوم چند مليتي قصد سرمايه گذاري و استخراج مس عينك را داشتند. در شرايط فعلي نيز، پروژه مس عينك از مواردي است كه براي سرمايه گذاري و استخراج به كشورها و شركت ها ارائه شده است. براي اين معدن ادعا شده بزرگترين معدن مس جهان است، 11 ميليون تن ذخيره با عيار 10 درصد تخمين زده شده است كه در گذشته كارشناسان ذخيره 10 ميليوني آنرا قطعي تخمين نموده اند.

5/7- معادن طلاي افغانستان

بطور كلي گفته شده است معادن طلاي افغانستان در منطقه بدخشان، قندهار و منطقه غزني شناسائي شده اند:

1/5/7- معدن طلاي «زاغ» در ولايت بدخشان.

2/5/7- معدن طلاي «سمني» در ولايت تخار.

3/5/7- معدن طلاي «زركشان» در مقر از توابع ولايت غزني......

8- جمعيت و جغرافياي انساني

افغانستان در سال 1997 م20838000 نفر جمعیت داشته است، و از این نظر چهل و هفتمین کشور جهان محسوب می گردد. پیش بینی می گردد با بازگشت مهاجران افغانی از آسیا (به خصوص پاکستان ، ایران و امارات) و اروپا (به ویژه آلمان، فرانسه) و آمریکا و استرالیا، جمعیت آن در حدود 28 میلیون نفر بالغ گردد.رشد جمعیت %2/3 بوده و تراکم جمعیت حدود 31/9 نفر در هر کیلومتر مربع است.

 پرجمعیت ترین شهرهای آن عبارتند از:

کابل (پایتخت) 2034000 نفر ، قندهار 225500 نفر؛ هرات177300 نفر، مزار شریف 130600 نفر، جلال آباد 58800نفر قندوز 57100 نفر. بقیه شهرها جمعیت اندکی داشته و با چهره سازی روستایی مانند و حتی ظاهر یک شهر را نیز ندارند.% 5/16  در شهر و %7/73 در حدود 20000 روستا ساکن هستند و %6/8 بقیه نیز زندگی عشایری (چادر نشین) دارند؛ و به دلیل اینکه حدود 17 میلیون افغانی در خارج از شهرها زندگی می کنند، اساس جامعه در این کشور « ده » می باشد.متوسط طول عمر 5/41 سال، و امید به زندگی 41 سال و نرخ مرگ و میر کودکان بین 182 تا 200 در هر 1000 نفر کودک است.

به علت نظام قومی و قبیله ای، شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی نبوده جاده های مناسب برای رفت و آمد (به حدی که اکثر جاده های روستایی و یک سوم راههای بین شهری در زمستان مسدود می گردد)، نبود وسایل حمل و نقل کافی و مشکل بودن زندگی در شهرها، به علت فقدان کار و درآمد، و عدم پذیرش افراد قبایل دیگر در میان قبیله جدید، مهاجرت و رفت و آمد در کشور محدود است و بیش %80 جمعیت معمولا در همان جایی به سر می برند که متولد گردیده و حداکثر از محدوده جغرافیایی قبیله، چند کیلومتر این طرف و آن طرف می روند. بر اثر وقوع جنگ داخلی در کشور پس از سال 1980 م حدود 5 یا 6 میلیون نفر از اهالی کشور، به دو کشور پاکستان و ابران حتی اروپا و آمریکا و استرالیا مهاجرت کرده اند.

تنوع قومي، زباني و ديني يكي از مهم ترين پديده هاي جغرافياي انساني اين كشور است. اين تنوع در طول تاريخ تأثرات عظيم و گسترده اي را در تحولات سياسي- اجتماعي افغانتان برجاي گذاشته و يكي از بزرگترين شكاف موجود در اين كشور است. در كل اقوام زير در افغانستان زيست مي نمايند:

الف-  قبايل پشتون ؛

برادران پشتون (پتانها ) يكي از پر جمعيت اقوام افغانستانند . نصفي از جمعيت شان در شمال پاكستان زندگي مي كنند . پشتونها در گذشته فقط در نواحي جنوب افغانستان زندگي مي كردند اما امروز در بيشتر حصص افغانستان گسترده اند . آنان مردمي اند : دلاور مهمان نواز قوي هيكل و نسبت به ساير اقوام افغانستان از قدرت و املاك و تمكن مالي بيشتري بر خوردارند مورخين گذشته از جمله محمد حيات خان شير محمد خان ابراهيم زي و سلطان محمد خالص و عيره اينان را از نظر تاريخي به اقوام اسرائيلي و بعضا به قبطيان مصر و عده اي به اعراب نسبت داده اند اما زبان پشتو و بعضي خصوصيات ديگر انها شهادت مي دهد كه اينان ار يايي مي باشند مخصوصا خصوصيات ديگر انها شهادت مي دهد كه اينان آريايي مي باشند مخصوصا زندگي چادرنشنيني عده اي ا زقبايل كو چي شباهت زيادي به زندگي آرياييها ي قديم دارد .

پشتونهاي افغانستان تماما سني حنفي اند اما در ميان پشتونهاي شمال پاكستان د رنواحي: پاره چنار تيرا سده كوهات و كرمان پاره چنار تعداد كثيري شيعه دوازده امامي و جود دارد .

پشتونهاي افغانستان از زمان (( ميرويس خان هوتكي غلزايي )) از سال 1122 ه ق قدرت را در افغانستان در اختيار داشته و سه سلسله از ميان شان ( هوتكيان سدوزايي و محمد زايي ) در افغانستان حكومت كرده اند.

 

 

ب- تاجيك ؛

تاجيك يكي از ديگر ا قوام پر جمعيت افغانستان بوده و نسبت به دو شاخه ديگر آريايي ( بلوچ و پشتون ) تكامل يافته ترند و زندگي قبايلي را رها نموده اند آنان مردمي اند : ماهر با ظرافت زندگي شهري و روستايي دارند .تازي و تازيك ابتدا توسط فارسي زبانان به عرب ها گفته مي شد اما بعد ها تو سط تركان اين اسم به فارسي زبان اطلاق گرديد و بصورت تاژيك نيز امده است در افغانستان بيشتر به ساكنين كوهستان و كوهدامن و پنجشير گفته مي شود و گاهي به تمامي فارسي زبانان غير هزاره و غير شيعي اطلاق مي گردد .

ج-  هزاره ؛

هزاره ها مردمي اند : صادق درستكار آرام و صلح جو و در عين حال شجاع پركار و زحمتكش مشاغل طاقت فرسا ولي كم در آمد هم چنين اغلب كارهاي توليدي و سازندگي كشور بدوش اين مردم مي باشد .

افغانستان يكي از فقير ترين كشور هاي جهان است و هزاره فقير ترين مردم آن هواي سرد طبيعت خشن سر زمين كم حاصل هزاره جات از يكسو استبداد و حشيانه رژيم ها از سوي ديگر سبب شده است كه اين مردم در عين عقب ماندگي علمي و فرهنگي به يك ملت سخت سر مقاوم و اهنين تبديل شوند . آنان از قتل عام ها ي فجيع و توطئه هاي بسيار تو انسته اند جان سالم بدر برند تحمل اين قوم در برابر تهاجم ناملايمات روزگار سرماي شديد محيط گرسنگي و تشنگي فوق العاده زياد است و با تمام فشار هايي كه عليه انان اعمال شده باز تو انسته اند پرچم تشيع را در قلب كشور بر افراشته نگهدارند بقسمي كه در اذهان عامه مردم از ذكر اسم هزاره تشيع نيز تبادر مي كند تقريبا 90% هزاره ها پيرو مكتب تشيع بوده و در اعتقاد به مباني اسلام و انجام فرايض راسخ و استوا ر مي باشند يكي از نويسندگان خارجي مي نويسند (( اگر سراسر جهان را كفر فرا بگيرد اسلام در داخل دره هاي جبا ل هندوكش و بابا بر اي ابد خواهد ماند ))جامعه هزاره از بعضي مفاسد تباه كننده مانند : فحشا ؛ بچه بازي قمار شراب اعتياد به مواد مخدر و دريوزگي بر كنار مانده اند اين يك ادعا نيست . جهانگرداني كه در باره هزاره تحقيق نموده به اين حقيقت ا ذعان دارند بعضي از انها تحت تاثير قرار گرفته از روي تعجب نوشته اند (( با اينكه اين مردم در منتهاي فقر بسر مي برند اما تن به گدايي و دريوزگي نمي دهند ))مردم ما بايد قدر اين نعمت را بدانند و نگذارند كه اين گونه مفاسد در جامعه شان رخنه كنند .

هزاره در برابر تهاجمات خارجي همواره از افغانستان دفاع نموده اند و تا كنو ن هيچ نيروي استعماري نتواسته است قلب افغانستان را تسخير كنند مبارزات اين مردم عليه استعمار انگليس در گذشته و مبارزات امروزي شان عليه نيرو هاي متجاوز روي گواه بر اين حقيقت مي باشد و حتي از دو ر ترين زمان ها تا جايي كه تاريخ بيا د دارد هزاره ها سد استواري در برابر تهاجمات خارجي بوده اند چنانچه در برابر حملات كوروش اسكندر چنگيز تيمور شيباني از خود مقاومت عجيبي نشان داده اند همايون وقتي با يك نيروي خارجي به قندهار حمله نمود هزاره هاي داخل شهر قندهار سر سختانه به دفاع پرداختند .

هزاره داراي نيروي خلاقه و استعداد شگرف مي باشند كه متاسفانه بخاطر اعمال تبعيض نژادي از سوي دولت استعداد اين مردم راكد مانده و حتي خودشان متوجه نيروي سر شار مغزي شان نگرديده اند و نمي دانند كه سرمايه هاي مغزي شان به چه سادگي دارد هدر مي رود اگر اين قوم خواسته باشند مقام شايسته خويش را باز يابند چاره اي ندارند جز اينكه با يك تلاش انقلاب گونه نسل تازه خويش را به فرا گرفتن دانش وا دارند تا در برابر خدا و نسل شان مسول نباشند دانشي كه جهان را روشن كرده و ملل عالم در پرتو ان به كجا ها كه نرسيده اند آخر چرا فقط ما از نعمت آن محروم باشيم ؟

گويش هزاره لهجه اي از زبان فارسي ( دري ) مي باشد نجيب مايل هروي در باره خصوصيات اين لهجه مي نويسد (( گونه فارسي هزاره از اصيل ترين و كهن ترين خصيصه مربوط به زبان فارسي بر خوردار است . بطوريكه خصيصه هاي معمول در گونه هاي زبان فارسي سده چهارم و پنجم را دارا مي باشد .

از مردم هزاره يك سلسله بنام (( ارغونيه هزارجات )) در افغانستان حكومت كرده اند .تاريخ هزاره را به سه دوره مي توان تقسيم كرد دوران اقتدار و عظمت و ابهت كه از آغاز تاريخشان تا قرن دوازه هجري ( تا زمان هوتكيان و سدوزايي ها ) طول كشيد است . دوران متوسط و بين ا لبين كه در اين دوارن هزاره ها از حيث قدرت فرهنگ و اقتصاد مساوي با ساير اقوام بوده و اين دوره تا ظهور عبد ا لرحمن به بعد شرو ع مي شود . هزاره ها در زمان عبدا لرحمن دو ثلث از جمعيت و سر زمين خود را از دست دادند . فرهنگ صنعت و ثروت شان غارت شد از همه بد تر روحيه خود ار از دست دادند و ديگر هرگز نتوانستند كه ا ز زير بار ان همه ظلم و ستم قد راست كنند .

د-  تركمن ؛

تركمن يا تركمان قومي اند از نژاد زرد كه در اغوزخان با مغول يكجا مي شود .آنان داراي قبايل بسيارند . يك قبيله تركمن بنام ((غز )) يا (( تغزغز )) در قرن چهارم و پنجم هجري در ايران و افغانستان استيلا يافت و امپراطوري عظيم سلجوقي را بنيانگذاري كرد . غزها در واقع از 9 قبيله تشكيل يافته بودند غزهاي شرقي تركمن بودند در كتيبه هاي اورخون متعلق قرن هشتم ميلادي ذكر شان رفته است . بعضي از مورخين جز دو م كلمه تركمان را فارسي دانسته و گويد اصل آن تركمانند بوده است اين تصور از نظر تاريخي صحت ندارد و اصل تركمن (( ترك كومن )) بوده است كه ممعني ترك اصيل است . غير از سلجوقيان سلسله هاي :قراقوينلو (782-874) اق قوينلو (780-914) افشاريه و قاجاريه كه در ايران سلطنت نمودند همه تركمن بودند . بعضي غزنويان را نيز تركمن مي دانند . انان به زبان تركي ( لهجه تركمني ) سخن گويند اداب و رسوم قديمي خويش را تا حدودي حفظ كرده اند طوايف سالور تركمن نسبت خود را به چنگيز خان مي رسانند ولي گمان مي كنم كه اين ادعا صحت نداشته باشد زيرا قبل از ظهور چنگيز قبايل بي شماري از تركمن ها در مرو و ايران و افغانستان زندگي مي كردند هنگام هجوم چنگيز در (( مرو )) حدود 60 هزار نفر از مردم تركمن در شهر مرو و اطراف آن زندگي مي كردند كه عليه چنگيز يان به دفاع برخاستند .

تركمن ها اكثر سني مذهبند اما طايفه قاجار و اق قوينلو و قراقوينلو شيعه بودند . تركمن ها مردمي اند سخت شجاع غيور مهمان نواز متدين صادق و درست كار تاريخ بسيار غني و پر حادثه دارند آنان اگر خواسته باشند كه اقتدار گذشته شان را باز يابند چاره اي ندارند جز انكه نسل جديد شان بسوي علم و دانش هجوم آورند كه امروز روز دانش است وبس .

جمعيت تركمن ها از 3 ميليون نفر تجاوز مي كند تركمنستان ( مرو قديم ) مركز اصلي انها است . اما طوايف و عشايري از آنان در ايران در مناطق سرخس اطراف رود اترك گرگان گنبد بجنورد و قوچان زندگي مي كنند تركمن هاي افغانستان بيشتر در اندخوي بالا مرغاب مرو چاق عده اي هم در هرات و بلخ و مزار شريف بسر مي برند و از شش قبيله عمده بنام هاي سا لور ساريق ارساري تكه علي ائلي و چاودار تشكيل شده اند:

1- تركمن هزاره ؛

تركمن هزاره كه جمعيت شان از 80 هزار نفر تجاوز مي كند در ولسوالي سرخ پارسا و در غرب ولايت پروان بسر مي برند .آنان مانند ساير تركمن ها مردمي اند شجاع غيور مهمان نواز درست كار زحمتكش و نسبت به ساير مردم هزاره در وضع اقتصادي بهتري قرار دارند عده كثيري از آنان در كابل زندگي مي كنند. هزاره هاي تركمني شيعه دوازده امامي اند وبه زبان فارسي تكلم مي كنند و در گذشته هاي دور در سراسر دره غور بند و چهارده غوربند استيلا داشتند . اما امروزه فقط در دره تركمن محدود و محصور شده اند بابر شاه در بابر نامه از تركمن هاي هزاره ياد كرده است و در بين سال هاي 913 تا 916 هجري يك بار به جنگ تركمن ها ي هزاره رفته از تنگي اژدر عبور نموده است و در چند نقطه با انان درگير مي شود و بعضي از ياران او توسط تركمن ها كشته و يا زخمي مي شوند در آن زمان تركمن هاي اين منطقه شتر نيز تربيت مي كردند زيرا بابر مي نويسد كه يك نفر از شتران تركمن ها را نحر نموده كباب كرده است كه گوشت بسيار خوشمزه داشته و با گوشت گوسفند چندان فرق نمي شده است . براي اطلاغ بيشتر رجوع كنيد به كتاب تاريخ سياسي و اجتماعي تركمن ها نوشته امين گلي و طوايف تركمان نوشته سيد علي ميرنيا .

2-  قزاق ؛

قزاقها تا جنگ جهاني اول بيشتر از راه دامداري و تربيت حيوانات اهلي روزگار مي گذارنيدند .قزاق بمعني بي خانمان صحرا گرد حادثه جو و گردنگش است قزاق جز اردوي طلايي خانان مغول بودند جمهوري قزاقستان به مساحت 2715100 كيلومتر مربع اگر زير تسلط روسها نبود امروز از حيث وسعت بزرگترين كشور اسلامي بود جمعيت قزاقها بالغ بر 7 ميليون نفر مي شود . تعدادي از طوايف قزاق در افغانستان زندگي مي كنند همه به زبان تركي حرف مي زنند و مذهب حنفي دارند .

 

ه -  ازبك  ؛

ازبكان تاريخ بسيار غني و پر فراز و نشيب دارند . قرن ها در بخارا و بلخ و كلا تركستان حكومت كرده اند . شخصيتهاي نامداري در ميان شان ظهور كرده است داراي فرهنگ نسبتا غني بودند كلمه ازبك احتمالا در اصل ((يوزبك ))بوده كه به معني رئيس و بررگ دسته صد نفري است و اينان به سلطان محمد ازبك شاه مقتدر و مسلمان و مدبر جغتايي منسوبند ازبكان مردمي اند شجاع غيور ماهر با فراست گدا در ميان شان و جود ندارند زنان ازبك و تركمن در بافتن قالي مهارت قابل تحسين دارند . ازبكان در افغانستان امروزه در اداره مملكت نقش چنداني ندارند و بخاطر سياستهاي فاشيستي آل يحيي از قافله دانش عقب مانده اند قسمت هاي وسيعي از زمين هاي شان مصادره و عصب شده است فرزندان شان در مدارس دولتي راه نداشتند و يا بزحمت راه مي يافتند .