جایگاه مردم درحکومت های گذشته ونظام جمهوری اسلامی

 

 

 

عبدالعلي حسني

 

 

 

از آنجای که قرار است انتخا با ت عمومی اولین پارلمان در دوره نظام جمهوری اسلامی افغانستان درماههای آینده بر گزار گردد  ، بحث جایگاه مردم در نظامهای سیاسی بار دیگر بالاگرفته واظهارنظرهای گوناگون پیرا مون این موضوع صورت می گیرد وگغتگو بیرامون این موضوع بحث داغ مطبوعات و رسا نها ی خارجی  وداخلی افغانستان گردیده است.

افغانستان اکنون دارای یک نظام مردمی و مرد م سالارمی باشد وکشور گام به گام در مسیر د موکرا تیزه شدن به پیش می رود . مردم افغا نستان بعد از سا لیان طولا نی در موقعیتی قرار گرفته که می تواند در تعیین سر نوشت خود نقش داشته با شند وبا شرکت در انتخا با ت ریا ست جمهوری ، رئیس جمهورخود را خود شان بر گرزینند وهمینطور با مشا رکت مستقیم خود نما یند گا نی را به نما یند گی از خود    را هی پارلمان سازند.

تا ریخ جدید افغانستان در حا ل رقم خورد ن است ، دوران تا ریک وسیاه استبداد وخود کا مگی به پا یان رسیده وصفحه ای جدیدی فراروی ملت رنج کشیده افغانستان گشو ده شده است که مردم این دیار برای سالیان طولانی انتظار چنین دورانی را می کشیدند ودر راه رسیدن به آن سختیها ومرارتها ی بی شما ری را متحمل شدند و خو نهای بسیاری در راه رسیدن به چنین اهدافی بر زمین ریخته شد .

 

اکنون مردم افغانستان تا حدودی به آن اهداف  د ست یا فته  این مردم دارای نظا می است بر خوا سته با ورهای دینی وآرمانهای اجتماعی آنان می باشد، ملت افغانستان قدم به قدم بسوی یک جا معه با ثبات و مردم سا لار در حال حرکت است و در طول سه سال گذشته گا مهای مثبتی خوبی در این مسیر برداشته  شده است که انتخا بات پارلمانی در سال پیشرو یکی دیگر از قدمهای مثبت در جهت مشا رکت همه اقشار جامعه در تعیین سرنوشت خود می با شد .

اکنون چیزی که بیش از پیش مردم را امید وار سا خته است این می باشد که مردم افغانستان درمسیر جدید یک صدا و هما هنگ از روند فعلی حمایت می کنند و پشتوانه بین المللی نیز تضمین اطمینا ن بخشی است که ملت افغانستان از آن بر خور دار می با شد و همینطور تجربه ای که مردم از نظامهای قبلی پشت سر گذاشته این باوررادر ذهن همه اقشار جا معه افغانستان بوجود آورده که نباید گذشته تکرار گردد ، بلکه تا ریخ کشوررا با ید دگرگون نمود  وفضای مملو از برادری وبرابری را در همه شئون زندگی اجتماعی خود بوجود آورند .

مردم افغا نستان امروز با درس از گذشته در حال گام بردا شتن بسوی نظام مردم سا لاراست، در افغانستان امروز این مردم است که نقش اصلی را بعهده دارد با آنکه در ابتدای راه قرار داریم اما با ید به آینده امید وار بود و نسبت به فضای جدید با دیده ای خوشبینانه نگریست .

باید این موضوع را اعتراف کنیم که هنوزهم در نظا م حاکم کا ستیهای وجود دارد ولی خوشبینا نه براین اندیشه پافشاری می نما ئیم که همیشه مثبت نگر با شیم ، باید پیوسته در پی حفظ چیزهای با شیم که داریم نه در حسرت آ ن چه که نداریم ، باید از دستا

ورد های خود محا فظت کنیم ودر پی بدست آ وردن چیزهای با شیم که تا کنون موفق به بد ست آوردن آن نشده ایم .

اگر در گذشته نظامهای مستبد بر جا معه ما حاکم بوده  که جز عقب ما ند گی نتیجه ای برای مردم در پی نداشته  ولی امروز با ید سر افرازانه اعلان کنیم که اکنون نظامی در کشور در حال شکل گیری است که با محوریت مردم اداره امور جا معه را به عهده دارد ویک نظام مردم سالار در حال شکل گیری می باشد و انتخا بات  پارلمانی پیش رو نمونه بارزی از مشارکت عمومی است که در نظامهای گذشته از این حق خدادادی محروم بودیم .

برای اینکه بیشتر با نقش مردم در نظام فعلی و نظامهای قبلی آشنا گردیم ضرور است که جا یگاه مردم را در حکو متهای پیشین مورد بررسی قرار دهیم .مردم افغانستان در طول تاریخ خود پنج نوع نظام را تا هنوز تجربه کر ده اند که خصوصیت مشترک آنها غیرمردمی بودن آنا ن می باشد  این نظامها عباتند از:

1-    نظام  سلطنتی  (  1139 – 1352 )  2-    جمهوری  محمد داود ( 1352 -  1357 )  3-   جمهوری د موکرا تیک کمونستها ( 1357 – 1371 )   4-  حکومت اسلامی مجاهدین  ( 1371 – 1375 )        5 -  اما رت اسلامی طا لبا ن ( 1375 -  1380 )

 

نظام سلطنتی

 

نظام سلطنتی درافغانستان سا بقه ای طولا نی دارد و عمر آن از پیدا یش افغانستان آ غاز وتا اعلا ن حکومت جمهوری توسط  محمد داود  ادامه  داشته است . این نوع  نظام یکی از نا مطلوب ترین نظا مها در جهان می باشد خصو صیت با رز این نوع نظام  این است که  یک فرد بعنوان شاه یا

سلطان بطور نا محدود برکشورحاکم است.در چنین نظامی حا کم در تلا ش است که برای بقا و دوام حکومت خود قدرت را میان اعضای خا ندان خود تقسیم کند و در نتیجه  مردم هیچگونه  نقشی در اداره ای امور خویش ندارند .

از خصو صیت بارز دیگر این نوع  نظام  استبداب و د یکتا توری است که از سوی حاکمان در برابر مردم اعما ل می شود و در افغانستان دوران  نظام سلطنتی تا ریکترین دوران تا ریخ کشور بوده است ودر مدتی که این نظام بر کشور حا کم بوده ، حاکمان برای  کسب  قدرت و حفظ آن خشو نتهای بی شما ری علیه مردم اعما ل کرده اند وتلا ش بر این بوده تا مردم عقب مانده و بی سواد نگهداشته شود تا نسبت به حقوق خود آگاه نگردند چون در آن صورت پا یه های حکومت شان در خطر قرار می گرفت.

در نظامهای سلطنتی ، سلطان کشور را ملک خود می داند و ملت را رعیت و فرما نبر دار به شمار می آورد  و این پندار به او اجا زه می دهد که د یکتا تورانه بر مردم حکم رانی  کند و کسی حق اعتراض  ندارد  و ملت بعنوان رعیت باید مطیع فرما ن حاکم با شد در غیر این صورت بشدت مجازات خوا هد شد .

بعلت این خصو صیات نظام شاهی است که مردم افغانستان در طول تاریخ  خود از نا حیه ی این نظام رنجهای بسیاری را پشت سرگذاشته و در جهت احقاق حقوق خویش مبا رزا تی سختی را انجام داده است . در نتیجه مردم در نظام سلطنتی از هیچگونه جا یگاهی بر خوردار نبوده است و اگراحیا نا بصورت محدود و مقطعی نقشی برای مردم  در نظر گر فته  شده  فقط  جنبه ای  سمبلیک داشته وبرای مشرو عیت بخشیدن به حکومت بوده  نه بعنوان یک حق برای مردم .

 

جمهوری محمد داود

 

در زمان بقدرت رسیدن محمد داوود  نظام سلطنتی  ملغی اعلام  و نظام جمهوری  جای گزین آن گردیداما این جا یگزینی انجام شده هیچ گونه تاثیری در رفتار حکو مت نسبت به مردم ایجاد نکرد  و تغییر در حد عنوان با قی ما ند .با اینکه عنوان جمهوری برای نظام انتخاب شده بود اما هرگز به  خصو صیات  حکومت جمهوری  توجه  صورت نگرفت . حکومت محمد داوود که عنوان جمهوری را  یدک می کشید کمترین تفا وتی با نظام  شا هی در آن مشاهد ه نمی شد .در نظام جمهوری مردم نقش اصلی را بعهده دارد  و این نقش از طریق مشارکت همه اقشار جا معه در انتخا با ت و بر گزید ن رئیس جمهورو نما یند گان مجلس و پارلمان صورت می گیرد . در نظام جمهوری  مردم دارای حق است  و حاکم  مسئول انتخا ب شده از طرف مردم است  ودر قبا ل مردم   پا سخگو می باشد. در نظام جمهوری دوره ای حکومت ر ئیس جمهور محدود است. ومردم صاحبان  اصلی قدرت و حکومت بشمار میرود. اما در جمهوری محمد داوود هیچ یک از خصو صیا ت یک حکو مت جمهوری مشا هده نمی شد حقوق مردم  همچنان پایما ل می شد  وبرای مردم جا یگاهی درسا ختار حکومت وجود ند اشت  با اینکه در حکومت جمهوری  داوود  تلاش می شد از طریق لوی جرگه ای عنعنوی وجهه ای مردمی به حکو مت بدهند اما اینکار نیز همانند حکو مت شاهی برای مشروعیت بخشیدن به سیاستهای دولت صورت می گرفت وبمعنای  برسمیت شنا ختن حقوق مردم  نیوده است.در افغانستان لوی جر گه های زیا دی بر گزار شده ولی این لوی جرگه ها بیشتر در خدمت حکومت بوده تا ملت .

با توجه به آنچه که گفته شد در نظام جمهوری محمد داوود نیز مردم  نقشی نداشته اند و در این حکومت نیز مانند دوران شاهی  سیا ست جدای  دولت از ملت دنبا ل می شده است ودر طو ل پنج   سا ل عمرآن کمترین توجهی نسبت بمشارکت مردم در ساختا ر حکومت صورت نگرفت  لذا  نتوا نست رضایت عمومی را بدست آ ورد ودر مدت کو تا هی سقو ط کرد وخو طره ای نا خوشا یند ی از حکومت جمهوری برای مردم افغانستان بیاد گار گذ شت .

 

جمهوری دمو کرا تیک  کمونیستها

 

با روی کار آ مدن حکو مت جمهوری  د مو کراتیک در افغانستان بار د یگر مردم  مدل دیگر ی از نظام را در افغانستان تجربه کردند . بعد از کود تای هفت ثور کمو نیستها قدرت را بد ست گر فتند و بطرز فجیعی د ا وود ، همکا ران و خوا نوا ده اش را به قتل رسا ند ند .

کمو نیستها نام حکومت خود را  جمهوری دمو کرا تیک افغانستان  اعلان کردند  عنو ان حکو مت آنها بسیار فریبینده بود زیرا در دارنده دو چیز بسیار مهم واسا سی بود : یکی  جمهوری که باز تاب دهنده   نقش مردم در سا ختار حکومت می باشد و دیگری دموکراتیک که جنبه ای مردمی بودن حکو مت را بیشتر نما یا ن می سازد و کمو نیست ها  آن را  بجا ی  واژه د مو کراسی بکار می بردند .

با بقدرت رسیدن گروه  موسوم به خلق و پرچم ، افغانستا ن بیش از پیش در سرا شیبی ورود به یک بحران بزرگ قرار گرفت ، که به مدت سه دهه آن را در کام خود گرفتار سا خت وهر آنچه را که در مدت طولا نی به زحمت بد ست آ ورده بود بر باد داد .

شعا ری را سر دمد اران  نظام به آن می با لید ند، خد مت به طبقه محروم جا معه یعنی کا رگران بوده ولی درعمل مشا هده شد که این طیف  نیز فقط در پی کسب قد رت و حفظ آن می با شد.نظا می را که کمو نیستها بر سر کارآ ورد ند ، سیر قهقرا ی حرکت بسوی دور نگهداشتن مردم از صحنه سیا سی بیش از پیش تقویت کردند ودر دوره ای این حکو مت مردم افغانستان بشدت سر کوب شدند ، در این دوره قیا مهای زیا دی علیه  رژیم صورت گرفت، که هر کدام با وحشیا نه ترین شکل ممکن سرکوب شدند ، عالمان واند یشمندان بی شماری به جرم دفاع  از د ین ، آزا د ی و استقلال کشور به شها د ت رسیدند یا نا پدید گشتند جو خفقان وا ستبداد با شدت بیشتر از نظامهای پیشین سرا سر کشور را فرا گرفته بود ، کشور با حما یت همین رژیم  به اشغا ل اتحاد جما هیر شوروی سابق در آمد که به مدت ده سال ا دا مه پیدا کرد .

در طول حکومت کمو نیستها در افغانستان زیر عنوان جمهوری دمو کرا تیک ظلم های بسیا ری بر مردم مظلوم افغانستان روا دا شته شد ، ویرا نیها ی وحشتنا کی گریبا نگیر جا معه ای ا فغانستان گر دید و افغانستان را به با تلا قی گر فتار سا خت که 23 سا ل طو ل کشید تا مردم کشور خود را با سختیها ومرا رتهای زیا د ی از آن با تلا ق بیرون آ ورندنظام کمو نیستی و حکومت جمهوری دمو کرا تیک عامل عمده در ویرانی بنیا نهای اساسی در زمینه های سیا سی ، ا جتما عی و ا قتصا دی  جا معه افغانستان بشما ر می رود  وتا ریخ هر گز ضربه ای هولنا کی را که این رژیم بر پیکر زخم خو رده ای  افغانستان وارد سا خت  فر اموش نخو هد کرد .در دو ران حا کمیت اتحاد جما هیر شوروی و نو کران سر سپر ده آن ، نه تنها به آ را و نظریا ت مردم هیچگونه  ارز شی قا ئل نشدند حتی علیه دین و باورها ی اسلا می مردم و سنتها ی پذ یر فته شده جا معه اقداما تی خطر نا کی را انجام دادند که بدنبال آن افغانستان با چا لشی بزرگی روبرو گشت .

 

حکومت اسلامی مجاهدین

 

بعد از سا لها جهاد ومقا ومت مردم رنجکشیده ای افغانستان رژیم کمو نیستی سقو ط کرد ومجا هدین با استقبا ل مردم کا بل وارد پا یتخت کشور شدند و پیروز مندانه این شهررا تصر ف کردند و گروههای جهادی هر کدام قسمتی از شهر را در اختیار گر فتند .

پس ازیروزی مجا هد ین مردم انتظار دا شتند که این گروهها با درک شرا ئط روز، حکو متی را بر سر کار آورند از حما یت مرد می بر خور دار باشد ومنعکس کننده ای آ رمانها آرزوهای پایمال شده ای مردم زجر کشیده ای کشور با شد.

با روی کار آمدن حکومت اسلا می مجا هدین ملت افغنستان بسیا ر شا د مان بو دند و حما یت خود را از حکومت مجا هد ین اعلان دا شتند و بر این با ور بود ند که دوران  سیا هی و حق کشی و ستم حا کمان به پا یان ر سید ه و اکنون زما ن مشا رکت مردم از همه ئای اقو ام  مذا هب و دسته جت اجتما عی فر ا رسیده است و تا ریخ کشور در حال دیگر گونی قرار گر فته است و وقتی تشکیل حکومت با پا یه ها ی وسیع  مرد می رسید ه است .

اما با کما ل تا سف این خو شی زیاد دوام پیدا نکرد و گرو ههای جهادی بخا طرکسب قدرت وتصرف منا طق بیشتر در گیریهای داخلی را شروع کردند ، حس قدرت طلبی باعث شد که گروهها  از احسا سا ت  قو می مذهبی ومنطقوی و لسا نی مردم سوء استفا ده کنند وبا شعله ورسا ختن این اختلا فات به گسترش قلمرو تحت نفوذ خود بیفزا یند و با اتخاذ سیا ست قوم مد ارا نه و انحصار گرا یا نه  به کنار گذ ا شتن دیگر گروهها اقد ام کر دند و با ا ین کار خود دور با طل خشو نت و کشمکش ها ی دا خلی را بنا م مقد س اسلام آ غا ز کر دند و امید مردم مظلوم افغا نستان را بر با د دادند .

حکو متی را که مجا هدین تشکیل دادند و قید اسلامی بر آن نها دند اگر چه ابتدا با استقبا ل و حما یت مردم رو برو شد ولی با سیا ستی که در پیش گرفت هیچ یک از رفتار و کر دارآنان نه مطا بق دستورات اسلام بود ونه مو رد حما یت افکا رعمومی لذا نتو انست بعنوان یک حکو مت مردمی جا یگاه اسا سی و محکم در میان مردم برای خود بدست آ ورند وعلت اصلی آن وابستگی به بیگانگان ونداشتن برنا مه ای منا سب جهت پا یه گذاری یک حکومت وسیع البنیا د بود. از طرف دیگر تعصب مذ هبی ، قومی  و لسا نی نیز با عث شد که رهبران و گرو ههای نتو انند در امرتشکیل حکومت مردی واسلا می بمعنا ی حقیقی کلمه موفق شوند در نتیجه حکومت مجا هد ین هم نتوا نست زمینه را برای مشا رکت تما م اقشار جامعه در تشکیل یک نظام پا یدار و مرد می فراهم سا زد وچیزیکه این حکومت فا قد آن بود ندا شتن پا یگاه وسیع مردمی بود .

از آنجا ی که جا معه افغانستان ازدو درد مزمن رنج می برد یکی فقر اقتصا دی ودیگری فقر فرهنگی که نمود بارز آن در بیسوادی و تعصبات بیجای مذ هبی ، قومی و لسا نی  دیده می شود واین دو کمبود در جامعه ای افغانستان با عث شده که در موا قع گو نا گون کشور را دچا ر بحران سا زد و گر وههای مختلف با اید ئولوژیمهای متفا وت ازاین نقیصه مردم افغانستان سوء استفا کرده در جهت تا مین نیروی لا زم برای رسیدن به مقاصد خود از آن بهره ببرند  وتا ریخ گواه این ادعا می باشد .

یگا نه چیزی که با عث شده بود مردم نسبت به گروههای جهادی خوشبین با شند وازآنان در دوران جهاد حمایت نمایند گرایش اسلا می این گروهها بوده است چون مردم افغا نستان بشدت به اعتقا دات دینی و اسلا می خود پا یبند هستند ونسبت به رهبران مذ هبی احترا م خا صی قا ئل می با شند لذا درطول تا ریخ مشا هده شده که بعضی ها از این اعتماد و احترام مردم  سوء استفا ده کرده و درراه اهداف مغرضانه خود بهره برده است واین موضوع در دوران مجا هدین که اکثر رهبران آنرا روحا نیون ومولوی های مذ هبی تشکیل می دادند بهتر و بیشتر نما یان است لذا مشا هده می کنیم این گروهها تا حدودی از پشتیبا نی دسته جات قومی و مذهبی بر خور دار با شند ولی این حما یت بصورت کوتاه مد ت بوده است وبعد از مد تی اغراض پشت پرده ای آنان برای مردم آشکار شده است ودر دوران حکومت  مجا هدین مرحله به مرحله پیا ده شده است وپا یگاه اجتما عی آن به پا یینترین حد ممکن تنزل پیدا کرد ودر نتیجه مردم از آنا نرو گر دان شدند وبخواطر مشقتهای بسیاری که از جا نب حکومت تحت نام اسلام متحمل شدند بدنبا ل نا جی بود ند و زمینه برای حضور با زیگر جدید در صحنه ای سیاسی ، نظا می افغا نستان فراهم شد و بعد از چهارسال حاکمیت مجا هدین گروه طا لبا ن اعلان موجو دیت کرد و صفحه ای جدیدی در تا ریخ کشور گشو ده شد.

 

اما رت اسلا می طا لبان

 

از آنجایی که مردم در طول چهار سا ل حکومت مجا هدین بشد ت از جنگ ودر گیریهای دا خلی خسته شده بودند بد نبال یک نجات دهنده بودند ودر همین زمان بود که گروهی با درک این احسا س مردم با شعارایجاد صلح وا منیت از مرزهای جنوبی کشوراعلان حضور کردند و با بر افرا شتن بیرق سفید به  نشا نه ای صلح ، تو جه مردم افغانستان و جامعه ای جها نی را به خود جلب کردند و چون مردم افغانستان بد نبال صلح و امنیت بو دند از طا لبان بشد حما یت کردند و این گروه در مدت کو تا هی اکثر منا طق کشور را تحت کنترل خود قراردادند .

جا معه ای افغانستان یک جامعه قبیله ای می با شد ووا بستگی قومی در تحولات کشور نقش اساسی را بعهده داشته ودارد. افغانستان در طول تا ریخ خود دارای حاکمیت قبیله ای بوده است وتلاش حکما ن بر این بوده تا حکومت را در دست قوم خاص قرار دهد چون در این صورت از یک اهرم بسیار محکم بر خوردار خوا هد بود ودر وقت ضرورت از آن برای حفظ تاج و تخت خود استفا ده نما یند .

از طرف دیگر تعصبات مذهبی نیز در یبن مردم افغا نستان در ا وج قرار دارد وهر شاخه ای مذهبی خودرا بر حق می داند و طرف مقابل را منحرف وکافر میدانند هرچند این طرز تفکر دارای مراتب مختلف میباشد ولی در یک چیز با هم اشترا ک دارند وآن تنگ نظری و عدم تحمل مخا لف می با شد .

گروه طا لبان بشد ت تمام از این دو خصو صیت مردم در جهت پیش برد اهداف خود استفده کر دند ودر قسمت منا طق پشتو نشین بسرعت پیشرفت کر دند چون در این منا طق مردم ساکن در آن هم ازحس قبیله ای بر خور دار بودند وهم اکثرا از اهل تسنن بودن ونسبت به سائر اقوام ومذاهب د ارای تعصب بودند لذا طا لبان در این منا طق پیشرفت سریع دا شتند اما به مرور این گروه نیز در دیگر منا طق که دارای تفاوتهای قومی و مذ هبی بودند با مشکلاتی روبرو گشتند .از اینجا بود که چهره ای اصلی آ نان بیشترنما  یان می شد ، اعمال و کردار آ نان بسرعت با شعار های که اعلا ن نموده بودند فا صله می گرفت .

در دوران امارت اسلا می طا لبان دو سیا ست اصلی بشدت تمام پیگیری می شد  یکی ا ینکه حا کمیت مر بوط به پشتونها می با شد و سائر اقوام با ید تا بع حکومت آ نان با شد ودر صورت مخا لفت سرکوب  خو هند شد چنا نکه این مو ضوع چه بصورت رسمی وغیر رسمی ا ز طرف رهبران آنها اعلام می شد و عملا نیز این سیا ست را اجرا می کردند دوم اینکه رهبرآنان دارای مقام امیرا لموءمنینی می با شد واطا عت ا و بر همه وا جب است لذا این گروه با استفاده از این دو سیا ست در  پی گیری اهداف خود در افغا نستان بودند با توجه به این دو سیا ست اعلان شده این گروه، دیگر هیچ جای برای دخا لت مردم در امر حکومت با قی نما نده بود ، این گروه هیچ جا یگاهی برا ی دخا لت توده مردم در ایجاد حکومت ودر ساختار حا کمیت قا ئل نبودند .

امارت اسلامی طا لبان  نظا می بود که حا کمان آن، خود را نما ینده خدا در روی زمین می دانستند و مردم در این نوع حکومت چا ره ای جز اجرای دستورات آ نان ندارند ، آ نان خود را بر تر از مردم  عادی می دا نستند واین طرز تفکر آ نها با عث شده بود که نسبت به حق حاکمیت برای اقشار مختلف     جا معه بی توجه با شند ، در دوره  حاکمیت طا لبان حق مشارکت مردم در اداره سر نوشت خود به       پیا یین ترین درجه ای ممکن تنزل پیدا کرد و هیچ جا یگاهی برای اشتراک ملت در حاکمیت برسمیت شنا خته نمی شد .

این گروه برداشت بسیار خوشک ومعصبانه از دین دا شتند وبا اجرای افرا طی دستورات اسلامی مردم را بشدت در تنگنا ه قرار داده بودند و با دا من زدن به اختلا فات مذهبی و قومی جامعه ای افغانستان را با بحران بزر گی روبرو سا ختند وکشور را به کوچکترین اجزایش تجزیه کردند . امارت اسلامی طا لبان به خواطر ا فکار واعما ل افراطی که دا شتند در جامعه ای بین ا لملل نیز د ارای هیچ جا یگاهی نبودند و به مرور منزوی می شدند . این گروه نه تنها جامعه افغانستان بلکه جامعه ای جهانی را نیز با چا لش روبرو سا خت چون این گروه کشور را بمر کزی برا ی فعا لیت گروههای افرطی وعملیات تروریستی تبدیل کرده بود .

اما رت اسلا می طا لبان با تمام مظاهر تمدن جها نی بمبارزه بر خواست وبه هیچ یک از مقررات پذیر فته شده بین ا لمللی پا یبند نبود و برداشت قرون وسطی که اسلام ارا ئه می داد بشدت جها نیان را نسبت به اسلام بد بین کردند وضربه ای هولنا کی به جا یگاه اسلام درنزد جامعه ای جها نی وارد سا خت .

با بررسی سیاستها و عملکرد اما رت اسلامی طا لبان به این وا قعیت د ست می یا بیم که  دردوران حاکمیت آن نظام برای مردم ومشا رکت عمومی در امر حکومت هیچ جا یگاهی وجود نداشت و بصورت ظاهری نیز هما نند نظا مهای گذشته انتخا با تی بر گزار نگردید و  حاکمان اما رت طا لبا نی هیچگونه حقی را برای مردم در ساختار نظام حاکم برسمیت نمی شنا ختند.

از مجموع آنچه که گفته شد به این نتیجه می رسیم که در نظامهای پیشین افغانستان مردم دارای جا یگا هی نبوده است و در دوره ای حا کمیت هیچ یک از نظامهای گذشته انتخا بات عمومی وجود ندا شته واگرهم بطور محدود از طریق لوی جرگه نما یند گا نی از بین مردم انتخا ب شده جهت مشرو عیت بخشیدن به حکومت بوده است وهدف برسمیت شناختن حق مشا رکت مردم درا د اره ای امور مر بوط به جا معه نبوده است .

تمام رژیمهای پیشین در چند چیز مشترک بودند که عبارتند از :

1- نداشتن پا یگاهی اجتماعی   2-  حاکمیت قبیله ای   3-   برسمیت نشنا ختن حقوق اقلیتهای قومی ومذهبی  4- استفاده از احساسات قومی ومذهبی در جهت بد ست آوردن قدرت وحفظ آن  5-  استفاده ای ابزاری ازدین برای مشروعیت بخشیدن به حکومت  6- اکثر نظامهای سیا سی گذشته یا از طریق زور بقدرت رسیده اند ویا از این طریق سا قط شده اند .

 

 نظام جمهوري اسلامي

 

اما در نظام جمهوری ا سلامی در افغانستان مردم نقش اصلی وا سا سی را بعهد ه دارد، حاکمیت مردم بر سر نوشت خویش برسمیت شنا خته شده است ، رئیس جمهور با رای مستقیم مردم انتخاب می شود ،نمایند گان پا رلمان نیز با مرا جعه  آ را ئی عمومی بر گزیده می شوند ،برابری همه ای اقوام ومذاهب برسمیت شنا خته شده است ،  مدت ز مامداری رئیس جمهور محدود و معین شده است ، رئیس جمهور که با لا ترین مقام کشوراست می توا ند از یکی از اقوام سا کن در کشور باشد در صورتی که رای اکثریت را بدست آورد که نشا نه هنده عدم تبعیض در امر حاکمیت می با شد و.....آنچه که ذکر بخش اسا سی از تفاوت جا یگاه مردم در نظام جمهوری اسلامی ونظامهای گذشته می با شد .

نظام جمهوری اسلامی دارای دو ویژگی بسیا ر مهم می باشد  : یکی  جمهوری که نشا ن دهنده نقش محوری مردم در نظام می باشد . دوم  اسلامی  که منعکس کننده جا یگاه اسلام در سا ختا ر حکومت می با شد، چون د ین اسلام برای مردم افغا نستان از ارزش والای بر خورداراست . در رژیمهای پیشین نسبت به این دو ویژگی توجه صورت نگرفته بود و تجربه ای تا ریخی ثا بت کرده است که مردم افغانستان این دو چیز را با هم می خوا هند ، بی توجهی به هر یکی از این دو بمعنی عدم مقبو لیت وعدم مشروعیت نظام از سوی مردم است.

نظام جمهوری اسلامی برتری خود را نسب به رژیمهای گذشته در عمل نیز به اثبات رسا نده است و نمونه ای بارز آن انتخابات ریا ست جمهوری در سا ل قبل می با شد که برای اولین بار رئیس جمهور در تاریخ افغانستان با مراجعه به آ رائی عمومی انتخاب گردید و انتخا بات پارلمانی نیز پیش رو است که نما ینده گان پرلمان از طریق مرا جعه به را ی مستقیم مردم صورت می گیرد ،شرکت نا مزد ها ا زاقوام و مذاهب مختلف گو یای برا بری همه اقوام و مذاهب در این نظام می باشد ،حما یت همه ای گروهها و دسته جات سیا سی ، اجتماعی ، قومی ، مذ هبی  و منطقوی از نظام جمهوری اسلامی در افغانستان دلیل مقبولیت و مشروعیت این نظام  می با شد .

پشتیبانی کشورها ی مختلف جهان از روند فعلی درافغانستان ودر راس آن سا زمان مللی متحد و کشور های غربی تضمین اطمینان بخش برای کا رآ ی نظام جمهوری  اسلامی درافغانستان بشمار می رود، چون که تمام کشورهای جهان ومجامع بین ا لمللی به این وا قعیت پی برده اند که در افغانستان نظامی که در آن مردم ودین اسلام در یک ردیف نقش نداشته با شند پا یدار نخواهد مند.