|
ازدواج نوعي تركيب بين دوانسان و
دوخانواده است. زندگي مشترك يك
پديده مركب است كه اجزاء اصلي و
اساسي آن را زن و مرد تشكيل
ميدهند. هرقدر بين اين دو عنصر
هماهنگي، همفكري، تناسب و سنخيت
روحي، اخلاقي، جسمي و... باشد اين
تركيب استوارتر، مستحكمتر،
پرثمرتر، شيرينتر، لذتبخشتر، و
جاويدانهتر خواهد بود و هرچه اين
تناسب و هماهنگي كمتر باشد، زندگي
سستتر، تلختر، كم ثمرتر و
ناپايدارتر خواهد بود. علت عمدة
بيشتر ناهنجاريها و آشوبزدگيهاي
زندگي خانوادهها، عدم تناسب و
ناهماهنگي بين زن و شوهر است. دو
انساني كه در كنار هم قرار
ميگيرند و ميخواهند يك عمر با
هم زندگي كنند و در همه امور شريك
باشند و تصميمهاي مشترك بگيرند و
فرزنداني را به وجود آورند و
تربيت كنند و به سعادت برسانند،
حتمٌّا بايد هماهنگ، هم سنخ و هم
كفو باشند.
واژگان كليدي:
1.
ازدواج
واژههاي ازدواج، زواج، تزويج،
مزاوجه در اصل به يك ريشه
برميگردد و به معني جفت گرفتن،
زن گرفتن، شوهر نمودن و قرين شدن
است.[1]
و در اصطلاح فقهي رابطه اي است
حقوقي بين دو جنس مخالف كه لازمه
آن جواز كام جويي بين آن دو
ميباشد.[2]
2.
خانواده
ابن اثير در النهايه
ميگويد:«الأسرة عشيرة الرّجل و
اهل بيته لأنه يتقوي بهم.»[3]
و در لغت نامه دهخدا ميگويد:
خانواده؛ يعني«خاندان... دودمان،
خيلخانه... تبار، دوده»[4]
ودر اصطلاح: صاحبنظران علوم
اجتماعي براي خانواده تعاريف
متعددي ارائه كردهاند از جمله:
1- خانواده عبارت است: «از يك
شركت كم و بيش پايدار با فرزند يا
بدون فرزند.»[5]
2- «خانواده سازماني است اجتماعي
كه با وجود تحولات دائم خود، در
طي هزارهها دوام آورده است.»[6]
3- «خانواده سازمان اجتماعي محدود
و نهاد سازندهاي است كه از طريق
ازدواج كه يك قرار داد اجتماعي
است تشكيل ميشود.»[7]
اما اسلام خانواده را يك نهاد
اجتماعي متشكل از افراد داراي
شخصيت مدني، حقوقي و معنوي معرفي
ميكند، كه بر اساس نكاح(عقدي كه
ارتباط يا مشروعيت ارتباط زن و
مرد را معين ميسازد.) پديد
ميآيد.[8]
3- همكفو و همشأن
همكفو و همشأن بودن دو همسر؛
يعني تناسب، همتاي، هماهنگي،
سنخيت و همطرازي بين دختر و پسر.
در مسأله انتخاب همسر معمولا به
خوب بودن عرفي اكتفا ميشود و به
همكفو بودن زن و مرد توجه كمتري
ميكنند و حال آنكه محور معيارهاي
انتخاب همسر، همين كفويت و همتايي
است.خانمهاي كه در خانه با شوهران
شان مشكل دارند و زندگي شان
نابسامان و آشوب زده است يا
مرداني كه با همسران شان اختلاف
و درگيري دارند و از آنها ناراضي
اند و زندگي شان نامطلوب ميباشد،
اگرهركدام با همسر مناسب و همكفو
خود ازدواج ميكردند اين مشكلات و
نارضايتيها و ناهنجاريها وجود
نداشت و يا لااقل كمتر اتّفاق
ميافتاد. البته بايد توجه داشت
كه همتايي و هماهنگي و تناسب صد
در صد امكان ندارد؛ زيرا هرانساني
داراي فكر، روح، اخلاق، تربيت،
محيط و خانواده مخصوص به خود است
و با ديگري فرق و فاصله دارد. اما
بايد كوشش شود هرچه ممكن است اين
فاصله كمتر شود و زن و مرد با هم
نزديكتر شوند.[9]
اين هماهنگي كه رعايت آنها در
هنگام ازدواج و تشكيل خانواده
ضروري است در امور زيز مطرح است.
1- ايمان و دينداري
مراد از ايمان و دينداري كه بايد
در انتخاب همسر مورد توجه قرار
گيرد، مقيد بودن زن و مرد به همة
مقررات و وظايف ديني، عبادي،
اخلاقي و اجتماعي است كه از طرف
شرع مقدس بيان گرديده.
اهميت و ضرورت دينداري در انتخاب
همسر بدين جهت است كه زن و شوهري
كه ميخواهند يك عمر در كنار
يكديگر زندگي كنند، تحت تأثير
عقايد، افكار، رفتار و اخلاق
يكديگر نيز قرار خواهند گرفت.
همسر ديندار همسرش را به دينداري،
تقوا، اخلاق نيك، عمل صالح، ترك
گناه و معصيت تشويق و ترغيب
ميكند و در پيمودن راه سعادت و
خوشبختي، بهترين يار و مددكارش
خواهد بود، اسباب نيك بختي و كمال
او را فراهم خواهد ساخت. بر عكس
يك همسر بيايمان و بيتقوا همسرش
را به گناه و معصيت خواهد كشيد و
اسباب بدبختي و نابودي او را
فراهم خواهد ساخت.
همسر با ايمان و متعهد به احكام و
اخلاق و ضوابط اسلامي، بهتر
ميتواند مورد اعتماد باشد كه از
آبرو و مال و جان همسرش دفاع كند
و با رعايت ضوابط و اخلاق اسلامي
كانون خانواده را گرم و با صفا
گرداند و در تعليم و تربيت صحيح
فرزندانش سعي و كوشش نمايد.
[10] به همين
جهت در احاديث اسلامي دينداري در
رأس مزاياي گزينش همسر قرار گرفته
و به استناد اين احاديث اهل ايمان
و پايبند به قوانين و اصول و فروع
اسلام، بايد با همكفو، همشأن و
هم منش خويش پيوند ازدواج برقرار
نمايد و علت اين تأكيد هم عمومٌا
به دو منظور است:
الف- احياء و بها دادن به
ارزشهاي معنوي و انساني و اينكه
مطمئنترين سنگرها در زندگي بشر،
سنگر ايمان با همة مفاهيم و ابعاد
آن است.
ب- طرد افكار و انديشههاي مادي
گرايانه و كم بها جلوه دادن مظاهر
و ملاكهاي ظاهري كه گاهي به صورت
مال و منال، جمال و زيبايي، پست و
مقام، حسب و نسب و گرايشهاي قومي
و قبيلهاي، ارزشهاي معنوي و
انساني را به طور كلي تحت الشعاع
قرار ميدهد.[11]
در احاديث اسلامي اصوليترين و
اساسيترين شرط هماهنگي براي
ازدواج در مرحله نخست هم شأني
است كه در چارچوبه ايمان و مفاهيم
و شاخصهاي آن شكل ميگيرد؛ چنانكه
پيامبر اسلام (ص) ميفرمايند:
« تنكح المرأه علي اربع خلال: علي
مالها و علي دينها و علي جمالها و
علي حسبها و نسبها فعليك بذات
الدين[12]
؛معمولا انگيزههاي افراد از
خواستگاري و ازدواج با هر زني اين
ويژگيهاي چهارگانه است: به خاطر
مال و ثروت او، براي دينداري و
تدين او، به خاطر جمال و زيبايي
او و براي حسب و نسب و ريشه قومي
و خانوادگي او پيمان زناشويي بر
قرار ميكنند، اما شما براي همسري
خود افراد متدين را انتخاب كنيد.»
و همچنين مردي به حضور امام حسن
(ع) مشرف شد و در مورد ازدواج
دختر خود با آن حضرت مشورت نمود و
درخواست راهنمايي كرد حضرت
فرمودند: « زوجّها من رجل تقي،
فانّه إن أحبها اكرمها و إن
أبغضها لم يظلمها[13]
؛دختر خود را به ازدواج جوان متقي
و پرهيزگار در آور؛ زيرا چنين
شوهري اگر همسر خود را دوست
بدارد، او را مورد اكرام و احترام
قرار ميدهد و اگر هم احيانًا بر
او خشمناك شود زن را مورد ظلم و
اذيت قرار نميدهد.»
و همچنين رواياتي زيادي در اين
زمينه وجود دارد كه از مجموع آنها
ميتوان چنين نتيجه گرفت: كه
همكفو، هم شأني و همتايي كه بر
اساس معيارهاي معنوي و انساني شكل
ميگيرد از نظر اسلام در مورد
تشكيل خانواده و برقراري پيوند
زناشويي اصوليترين شرط كاميابي و
موفقيت است؛ چنانچه اين شرط با
تمام مفاهيم و ويژگيهاي آن به طور
آگاهانه و كارشناسانه مورد عمل
واقع شود، ساير ناهمواريها و
ناهماهنگيها را نيز در پرتو اين
شرط اساسي ميتوان هموار و همگام
نمود.[14]
بر اين اساس كساني كه در صدد
انتخاب همسر هستند و ميخواهند
زندگي جديد زناشويي را آغاز كنند
بايد ايمان و دينداري را به عنوان
يك شرط ضروري درانتخاب همسر محسوب
بدارند؛ زيرا در سايه رعايت نمودن
اين شرط اساسي جلوي بسياري از
ناهنجاريها و مشكلات زندگي
زناشويي از جمله عوامل مذهبي كه
باعث اختلافات خانوادگي ميشود
گرفته خواهد شد و والدين پسر و
دختر نيز بايد در گزينش همسر براي
فرزندان خويش مسأله ايمان و
ديانت و تقيد به ضوابط و مقررات
شريعت را يك شرط اساسي بدانند و
در يافتن چنين فردي به پسر و
دخترشان كمك و همكاري نمايند تا
فرزندان شان در سايه ايمان بر همه
مشكلات زندگي فايق آيند و فرزندان
خويش را مطابق موازين و
برنامههاي ديني تربيت نمايند.
2- اصالت خانوادگي
از جمله معيارهاي مورد نظر در
اسلام، مسأله خانواده و اصالت آن
است. مقصود از اصالت خانوادگي
امور مادي و ظاهري و موقعيت
اجتماعي در ميان مردم نيست، بلكه
مقصود امور معنوي و قداست باطني
است و معيار اصالت خانوادگي تقوا،
نجابت، پاكي، تدين، دوري از
پليديها و پستيها و رذايل
اخلاقي و بدنامي در جامعه است ،
نه داشتن ثروت و معروف بودن در
بين مردم از حيث امور مادي و
موقعيت اجتماعي.
در انتخاب همسر شناخت خصوصيات،
وضعيت تربيتي و فرهنگي خانواده
همسر آينده در ايجاد تفاهم و
توافق بين زن و مرد در زندگي نقش
اساسي را ايفا ميكند و ميتواند
ملاك قابل اعتمادي براي چگونگي
نحوه تربيت فرزندان و ارتباطات
متقابل در زندگي زناشويي شود.
توصيه اسلام در اين زمينه آن است
كه تا حد خانوادهي همسر پاك و
عفيف باشد؛ زيرا اخلاق و رفتار
خانواده، جنبههاي عقلي آن از
لحاظ هوشمندي و كودني و زمينههاي
اعتقادي آن در زندگي جديد و نسل
أثر ميگذارد. نطفه مادهاي اوليه
تشكيل دهنده جنين از جنبهها و
خصايص وراثتي والدين و حتي
اجدادشان متأثر است اگر آنها
داراي ضعف اخلاقي، فكري، اعتقادي
و... باشند در فرزند هم تأثيرات
زيادي ميگذارد؛ به طور كه اميدي
به اصلاح آن نيست، مگر در مواردي
بسيار نادر. اما اگر محيط
خانوادگي سالم و پاك باشد، فرزند
به نحوي تربيت ميشود كه امكان
تأثير جامعه ناسالم بسيار كاهش
مييابد و در بسياري از موارد بي
اثر است.[15]
پيامبر اكرم(ص) در اين باره
ميفرمايد: «تزوّجوا في الحجز
الصالح فان العرق دساس[16]؛
با خانوادهي خوب و شايسته وصلت
كنيد؛ زيرا عرق (نطفه وژنها)
تأثير ميگذارد.»
و در جاي ديگر فرمودند:
«والنظر في ايّ نصاب تضع ولدك فان
العرق دساس[17]؛
نيك بنگر كه فرزندت را در كجا
قرار ميدهي (چه كسي را براي
مادري يا پدري فرزندت انتخاب
ميكني)؛ زيرا رگ و ريشه يا اصالت
خانوادگي دخالت دارد.»
بنابراين زن و مردي كه در صدد
انتخاب همسر هستند بايد سعي كنند
حتي المقدور با خانوادههاي شريف
و اصيل وصلت نمايند و از ازدواج
با خانوادههاي پست و فرومايه
اجتناب نمايند و سعي كنند كه در
امر مهم ازدواج تحت تأثير احساسات
و عواطف واقع نشوند. پيامبر
اكرم(ص) ميفرمايد: «ايّها
الناس إياكم و خضراء الدمن
قيل: يا رسول الله و ما خضراء
الدمن؟قال: المراة الحسناء في
منبت السوء[18]؛
اي مردم از گياهان كه بر فراز
مزبلهها ميرويد اجتناب كنيد،
عرض شد، يا رسول الله مقصود شما
از گياه و سبزهاي كه بر مزبله
ميرويد چيست؟ فرمود: زن زيبائي
كه در خانوادهاي پست و فرومايه
پرورش مييابد.»
3- اخلاق نيك
اخلاق هركس در زندگي او تأثير
مستقيم دارد، ولي اين تأثير در
محيط خانواده محسوستر و نقش
آفرينتر است؛ زيرا مسائل عاطفي
در خانواده بر مسائل ديگر غلبه
دارد و محيط خانواده بيشتر بر
مبناي خصوصيات اخلاقي آن شكل
ميگيرد. اگر اعضاي خانواده به
ويژه مادر از اخلاق پسنديده
برخوردار باشد، محيط خانواده به
بهشتي سرور انگيز تبديل خواهد شد،
ولي اگر به بد اخلاقي خو گرفته
باشد همواره خود را در جهنمي
سوزان گرفتار خواهد ديد.[19]
بنابراين زن و شوهري كه ميخواهند
يك عمر با هم زندگي كنند لازم است
كه به خاطر خود و سعادت فرزندان
شان يك سلسله مسائل اخلاقي را
رعايت نمايند، چرا كه برخورداري
از اخلاق حسنه، پس از دينداري از
جمله عوامل خوشبختي زن و شوهر است
و نقش تعيين كنندهاي در زندگي آن
دو ايفا ميكند. اجراي حقايق
اخلاقي نسبت به يكديگر فضايي از
صفا و صميميت، پاكي و سلامت،
راحتي و امنيت، عشق و محبت به
وجود ميآورد و زندگي را در تمام
شئون بر زن و شوهر از عسل
شيرينتر و دلپذيرتر ميكند. اما
اگر هر دو يا يكي از آنها بد
اخلاق باشند زندگي بر هر دو سخت و
دشوار خواهد بود و هيچ چيز
نميتواند تلخي آن را شيرين سازد.
البته به اين نكته بايد توجه كرد
كه گاهي به خاطر نااگاهي و ضعف
فرهنگي ممكن است بعضي از خصلتهاي
اخلاقي از لحاظ عرف يا گروهي مثبت
و مطلوب تلقي شود و آن را موجب
امتياز و دليل توافق بدانند. اما
منظور ما از صفات و فضايل اخلاقي
نقاطي است كه از نظر عقل سليم و
شرع مقدس اسلام ، خصلتهاي مثبت و
فضايل اخلاقي شمرده شده است. بدين
لحاظ گفتار و شيوة پيشوايان اسلام
را مورد قبول و ملاك عمل دانسته و
پيروي از آن را لازم و سعادت
آفرين ميدانيم، بدين جهت است كه
امام رضا(ع) ميفرمايد: « إن
خطب اليك رجل رضيت دينه و خلقه
فزوّجه و لايمنعك فقره و
فاقته....[20]؛
هرگاه مردي به خواستگاري دختر
شما آمد و از دينداري و اخلاق او
راضي بودي دختر خود را به همسري
او در آوريد و فقر و تهيدستي او
تو را از زن دادن به او باز
ندارد.»
اما فضايل اخلاقي و خصلتهاي كه
بايد مورد رضايت و توافق زن و
شوهر باشد، صدها مورد را ميتوان
نام برد كه هريك احتياج به بحث و
بررسي گستردهاي دارد. اما آنچه
را كه به طور كلي ميتوان اشاره
كرد اين است كه در احاديث اسلامي
تحت عنوان «حسن معاشرت» از
هماهنگي هرگونه فضايل و مكارم
اخلاقي كه بر اساس صداقت، صميميت،
تواضع، ادب، خوش زباني، خوش خلقي،
بزرگواري، حق پذيري، بردباري، حسن
ظن، نرمخويي، احترام، گذشت،
سخاوت، قناعت، وفاداري و وظيفه
شناسي استوار باشد تجليل و تأكيد
به عمل آمده و ضروري دانسته شده و
از هرگونه نادرستي، ناپاكي، حق
كشي، خيانت، بدزباني و نيز از
خورد كردن، اهانت و ظلم به يكديگر
نهي و جلوگيري گرديده است.
امام صادق (ع) ميفرمايد: «رحم
الله عبدًا أحسن فيما بينه و بين
زوجته فان الله عزّوجل قد ملكه
ناصيتها و جعله القيم عليها[21]؛
خداوند رحمت كند مردي را كه روابط
خود را با همسرش بر اساس خير و
نيكي قرار دهد؛ زيرا خداوند متعال
زن را (به عنوان امانت) در اختيار
شوهر گذاشته و شوهر او را بر او
قيم و سرپرست قرار داده است.»
حضرت علي(ع) به محمد حنفيه
ميفرمايد: «و احسن الصحبة لها
ليصفوا عيشك[22]؛
با همسر خويش مصاحبت و موافقت
شايستهاي داشته باش تا اينكه
زندگي تو صفا و صميميت پيدا كند.»
يكي از مسلمانان به نام حسين بن
بشار باسطي نامهاي به حضور امام
رضا(ع) نوشت و در آن به عرض
رسانيد: « ان لي قرابة قد خطب
اليّ و في خلقه سوء قال: لاتزوجه
ان كان سييء الخلق[23]؛
من قوم وخويش دارم كه براي
خواستگاري دخترم آمده، اما اخلاق
او بد و ناپسند است. امام در جواب
فرمودند: اگر قوم وخويش تو داراي
اخلاق بد ميباشد دختر خود را به
ازدواج او در نياور.»
ميبينيم كه حضرت به خاطر همين
صفت ناپسند، به طور صريح و بدون
ترديد جواب منفي ميدهد، چرا كه
يك عمر با انسان بد اخلاق معاشر
بودن همانند زندگي در زندان با
اعمال شاقه ميباشد.
4- عقل و هوش
بعد از دينداري، اصالت خانوادگي و
اخلاق نيك، عقل وهوش از مهمترين
شرايط يك همسر خوب محسوب ميشود
كه بايد در هنگام خواستگاري مورد
توجه دقيق طرفين ازدواج قرار گيرد
ودر طول زندگي نيز بكار گرفتن آن
بايد رعايت شود، تا به دنبال آن
صفاي زندگي و سعادت جاويدان بر
قرار گردد.
تدبير امور زندگي و پيمودن راه
سعادت و درستكاري و برطرف نمودن
مشكلات زندگي مشترك كار ساده و
آساني نيست. اگر دو همسر با هم
تفاهم داشته باشند و موقعيت
يكديگر و شرايط و امكانات زندگي
را خوب درك كنند، ميتوانند زندگي
را بر پاية صحيحي استوار سازند و
به انجام وظيفه مشغول باشند و به
كانون خانواده صفا و محبت و گرمي
دهند و با عقل و درايت مشكلات
زندگي را حل و فصل نمايند. همسر
عاقل امكانات خانواده، شرايط و
اوضاع زندگي را خوب درك ميكند،
توقعات بيجا و بلندپروازي ندارد
تا همسرش را در فشار قرار دهد.
اكثر اختلافات خانوادگي و
كشمكشهاي زندگي معلول جهالت و
ناداني زن و شوهر يا يكي از آنها
ميباشد، هرچه زن و شوهر عاقلتر و
با هوشتر باشند، بهتر ميتوانند
همسرداري كنند و وسيلة آسايش و
خوشي همديگر را فراهم سازند و از
اختلافات و مشكلات زندگي بكاهند.
همسر عاقل از گذشت و بردباري لازم
برخوردار است و با بهانههاي كوچك
و جزئي زندگي را متلاشي نميسازد.[24]
گاهي به خاطر سطحي انديشي يا به
خاطر مغرور مظاهر مادي واقع شدن،
خصلت ارزشمند سلامت عقل مورد توجه
واقع نميشود و به دنبال آن صدها
گرفتاري و مشكلات دامنگير افراد
ميگردد، در صورتي كه اساس و خمير
ماية زندگي انسان را عقل تشكيل
ميدهد و عقل همانند نورافكني است
كه جاده زندگي را روشن ميكند و
فراز و نشيبها را مينماياند تا
انسان در برابر آنها تصميمهاي
مناسبي بگيرد. امير المومنين(ع)
ميفرمايد: « العقل اقوي اساس[25]؛
قويترين اساس و پاية زندگي انسان
را عقل تشكيل ميدهد.»
آن حضرت در بيان ديگر ميفرمايد:
«ولايستعان علي الدّهر الا بالعقل[26]؛
بر مشكلات و سختيهاي زندگي
نميتوان فائق آمد، مگر با
استمداد از نورانيت عقل و در پرتو
انديشه.» و درجاي ديگر آن حضرت از
ازدواج با انسان احمق به شدت نهي
فرموده و ميفرمايد: «ايّاكم و
تزويج الحمقاء فان صحبتها بلاء و
ولدها ضياع
[27]با انسان
احمق و نفهم ازدواج نكنيد؛ زيرا
معاشرت با او دشوار و مشكل است و
فرزندانش نيز ضايع خواهند شد.»
همه اين روايات بر اهميت و ضرورت
برخورداري زن و شوهر از عقل و هوش
سالم دلالت دارد. بنابراين زن و
مرد هم به هنگام ازدواج و تشكيل
خانواده و هم در طول زندگي براي
رسيدن به يك زندگي موفق و ايدهآل
حتمٌا روي عقل و درايت و دانائي
افراد توجه دقيقي به عمل آورند و
در حل مشكلات و ناهمواريهاي زندگي
نيز بايد از قدرت عقل و انديشه
سالم بهره گرفت.
5- سلامت روح و جسم
سلامتي جسمي و روحي در موفقيت و
سعادت زندگي مشترك نقش مهمي به
عهده دارد. سلامت جسم بدون ترديد
يكي از نعمتهاي بزرگ الهي و در
همسر يك كمال محسوب ميشود. همسر
سالم هم بهتر ميتواند امور زندگي
را اداره كند، هم بهتر ميتواند
وضايف زناشوئي را به خوبي ايفا
كند و هم به تربيت فرزندان خود
ميتواند به نحو احسن رسيدگي
نمايد.
بعضي از بيماريهاي جسمي و رواني
اهميت چنداني ندارند و مانع انجام
وظايف همسري نشده و لطمه و ضرري
به زندگي زناشوئي نميزنند و
ميتوان آنها را تحمل كرد و يا با
معالجه و مراقبت و درمان برطرف
نمود. كلام و سخن ما مربوط به اين
گونه بيماريهاي جسمي و روحي
نيست، بلكه آنچه بايد در زمينة
انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد،
بيماريها و نقصها و معلوليتهاي
جسمي و روحي عميق و غير قابل
درمان است. بيماريهاي كه در طول
عمر همراه انسان است و تحملش براي
همسر سخت و دشوار است و مانع
ايفاي كامل نقش همسري ميباشد.
همسر بايد همسرش را دوست داشته
باشد، تا بتواند با او به خوبي
زندگي كند. بعضي از نقصها مانع
اين دوست داشتن است. توجه نكردن
به اين امر و برخورد احساساتي و
غير عقلاني با آن ممكن است
لطمههاي سنگين و جبران ناپذيري
به زندگي بزند.[28]
پس بهتر است پسر و دختر در انتخاب
همسر براي اينكه يك زندگي موفق و
يك زندگي ايدهآل داشته باشند،
بايد به سلامتي جسمي و روحي همسر
آينده دقت و توجه كامل داشته
باشند تا بعد از ازدواج به خاطر
اين بيماريها دچار اختلاف و
درگيري در زندگي زناشوئي نشوند.
6- جمال و زيبايي
جمال و زيبائي در همسر يك امتياز
است و در شيريني و سعادت زندگي
زناشوئي تأثير بيسزايي دارد.
گرچه ازدواج و تشكيل خانواده
ريشههاي متعددي چون تدين، اخلاق
نيك، شرافت خانوادگي، عقل، سلامت
جسم و روح و... دارد، اما زيبائي
و زيباپسندي دهليز ازدواج است و
اكثر همسرها از اين راه همديگر را
انتخاب ميكنند. اگر عشق را
روانكاوي كنيم، زيباپسندي يكي از
ريشههاي اصلي آن است. خداوند
زيبايي اندام را در پيكر انسان
امانت گذاشته تا در انتخاب همسر،
پروانهها را به طرف گلها بكشاند
و فرمان الهي انجام شود. به همين
جهت اسلام به مرد و زن اجازه
ميدهد كه قبل از ازدواج يكيديگر
را ببينند و بپسندند و حتي دراين
باره تأكيد و سفارش هم ميكند.[29]
چنانكه پيامبر اسلام (ص) در اين
باره ميفرمايد: « اذا اراد احدكم
ان يتزوج فليسأل عن شعرها كما
يسأل عن وجهها، فان الشعر احد
الجمالين[30]؛
در انتخاب همسر هنگامي كه خواستيد
از زني خواستگاري كنيد، همان گونه
كه در بارة زيبائي صورت همسر
تحقيق ميكنيد، در بارة موي او
نيز سوأل و تحقيق كنيد؛ زيرا مو
يكي (و جزئي) از زيبائي هاست(و در
زيبائي انسان نقش دارد.)
البته بايد توجه داشت، كه زيبائي
يك معيار و اندازة معين و مشخص
ندارد كه بشود افراد را با آن
سنجيد، بلكه تا حدودي به سليقة
افراد بستگي دارد، حتي ممكن است
فردي از نظر كسي زيبا باشد و در
نظر ديگري زشت، پس صفت زيبائي يك
خصوصيت نسبي است و لازم نيست در
حد عالي باشد، بلكه مهم آن است كه
هر دو همسر يكديگر را بپسندند و
از هم خوششان بيايند و دلخواه هم
باشند. اگر انسان قيافة ظاهري و
اندام همسرش را نپسندد و او را
دوست نداشته باشد، ممكن است به
طور ناخواسته به او ستم و جفا كند
و از او بهانه و ايراد بيگرد و
زندگي را بر او تلخ نمايد.
زيبايي همسر در حفظ و تقويت عفت و
ايمان همسرش تأثير دارد. اگر همسر
از زيبائي همسرش راضي باشد چشم و
فكر و عملش متوجه ديگران نخواهد
شد و حسرت زيبايان بيگانه را
نخواهد خورد و به دنبال بيگانگان
نخواهد رفت و دچار خيانت به همسرش
نميشود مگر اينكه از فطرت انساني
خارج شده و از ايمان و عفت
بيبهره باشد.[31]
در اينجا دو نكته قابل ذكر است:
1- گرچه زيبائي ظاهر و تناسب
اندام را در انتخاب همسر نميتوان
ناديده گرفت،
اما نبايد به عنوان بزرگترين هدف
و معيار و ملاك ازدواج محسوب شود؛
به طوري كه ديگر معيارها را تحت
الشعاع قرار دهد، بلكه هنگام
انتخاب همسر بايد هر دو بعد
زيبايي (زيبائي صوري و ظاهري) و
(زيبائي باطني يا معنوي و فرهنگي
مانند ايمان، تقوا، حيا، عفت، هوش
و استعداد، نجابت و اصالت
خانوادگي و...) تركيب شود و به
همة آنها اصالت داده شود كه در
اين صورت زندگي مشترك يك عمر
گلستان ميشود.
زيبايي ظاهري بايد در كنار ديگر
صفات و معيارها مورد توجه و بررسي
قرار گيرد، نه به طوري مستقل؛
يعني زيبايي بدون تدين و عفت و
اخلاق و... نه تنها امتيازي محسوب
نميشود، بلكه آفتي است خطرناك
اگر كسي دين، اخلاق، عفت، شرافت
خانوادگي و... داشته باشد آنگاه
زيبايي ظاهري كمال و ارزش و
امتياز به حساب ميآيد و گرنه
بلائي است رسواگر. پيامبر اكرم(ص)
ميفرمودند: « من تزّوج إمراة ...
لجمالها رأي فيها مايكره[32]؛
كسي كه فقط به خاطر زيبائي زن با
او ازدواج ميكند در او امور
ناخوشايند خواهد ديد.» شايد
منظور از امور ناخوشايند اين باشد
كه همسر زيبائي، بيدين زيبائيش
باعث ننگ و بدنامي خواهد شد و
همين زيبائي كه انگيزة اصلي در
ازدواج با او بوده موجب بدبختي و
بيآبرويي ميشود.
2- زيبايي به عنوان يك ركن اساسي
و معيار مستقل در زندگي زناشوئي
مطرح نيست، بلكه صفت كمال است كه
اگر با صفات و معيارهاي «ركني و
اساسي» همراه بود ارزش دارد وگرنه
به تنهائي ارزش ندارد.
اين صفت گاهي چشم و عقل بعضي از
جوانان را كور ميكند و بسياري از
ارزشها را در پاي آن قرباني
ميكنند. جاذبههاي ظاهري فرد،
دورانديشي را از آنان ميگيرد و
معيارهاي اصلي را فراموش كرده يا
ناديده ميانگارند. آنگاه
پايههاي زندگي را بر مبناي سست و
متزلزل قرار ميدهند، در نتيجه پس
از مدتي آن طراوت و جاذبههاي
ظاهري كاهش مييابد، شور و شهوت
اوليه نيز فروكش مينمايد و آن
تنها امتيازي كه به خاطر آن
ازدواج صورت گرفته بود؛ يعني
«زيبائي» كم رنگ ميشود، آن وقت
است كه دلسرديها و ناگواريها سر
بر ميآورند«يري فيها ما يكره»
صفات و امور ناخوشايند آشكار
ميگردند.اما كسي كه تدين و
ايمان، عفت و ارزشهاي اصيل و
خقيقي را زيربناي زندگي قرار
ميدهد و زيبائي را به عنوان يك
امتياز تكميلي در كنار آنها به
حساب ميآورد، گذشت زمان
نميتواند آن زندگي را فرسوده كند
و خداي مهربان به پاداش تدين
همسران با ايمان، چنان محبت و
اشتياق شديدي در قلبهاي پاك آنان
قرار ميدهد كه هيچ عاملي حتي
سپري شدن دوران جواني و شادابي
نميتواند آن را سرد و از بين
ببرد.«ما عندكم ينفد و ما عند
الله باق؛ آنچه كه پيش شماست تمام
ميشود و آنچه پيش خداست پايدار
است.»[33]
نتيجه
از مطالب فوق الذكر ميتوان چنين
نتيجه گرفت كه زن و مرد كه در صدد
ازدواج و تشكيل زندگي مشترك هستند
براي اينكه در زندگي مشترك شان
دچار اختلاف و درگيري ناشي از
اختلافات ديني، فرهنگي و... نشوند
بايد ملاكها و معيارهاي ضروري در
امر ازدواج و تشكيل خانواده را
رعايت كنند كه مهمترين اين ملاكها
و معيارها ايمان و دينداري، اصالت
خانوادگي، اخلاق نيك ، سلامت روح
وجسم وجمال وزيباي است.
|