![]() |
|
بررسی خلافت از پیامبر(ص) از منظر آیات وروایات
عبدالعلي حسني
برکسی پوشیده نیست که در جریان تحولات جدید افغانستان ایالات متحده آمریکانقش بسیار تاثیر گزار ایفاکرده است. این کشور بعنوان رهبر ا بدنبال آنست. بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) اولین اختلافی که صفوف واحد مسلمانان وجامعه اسلامی را متفرق ساخت، اختلاف بر سر جانشینی آن حضرت می باشد. من همیشه حسرت روزی را می خورم که کاش بعد از رحلت پیامبر، مسلمانان در یک صف قرار داشتند وتحت لوای اسلام وبا اطاعت از رهبر واحد وبا بیعت با خلیفه بلافصل آن حضرت یعنی علی (ع) بیعت می کردند و به مسیری که رسول خدا ترسیم کرده بودند به حرکت خویش ادامه می دادند. اگر چنین می شد بعد از گذشت هزار چهار صد سال، مسلمانان، جهان را در تسخیر خود داشتند. چون با وجود رهبران الهی وبا رساندن پیام اسلام اصیل ،مشتاقان زیادی را در اقصی نقاط عالم مجذوب خود می ساخت. اسلامی که رسول خدا آورده بودند، توانست در مدت کوتاهی از ایام حیات آن رهبر الهی ، شرق وغرب عالم را مبهوت خویش ساخت. اسلامی که توانست عربهای بادیه نشین ودور از فرهنگ وتمدن را در مدت کوتاهی به افراد خدا پرست وصالح تبدیل سازد، می توانست درطول هزار چهارصد سال چنان تحولی را در جهان ایجاد نماید که هر انسان آزاده ی آرزیش را دشتند. در این سخنرانی می خواهم به بررسی دلائل بوجود آمدن اولین اختلاف بین مسلمانان بپردازم که سرانجام بسیار نا خوش آیند برای جامعه اسلامی در پی داشته است. وقتی تاریخ اسلام را مورد مطالعه قرار می دهیم، سر آغاز اختلاف مسلمانان بر می گردد به زمانی که پیامبر اکرم(ص) به دیار باقی شتافتند وتاهنوز جنازه آن حضرت دفن نشده بود واهل بیت آن حضرت در سوگ ازدست دادن رسول خدا داغدار بودند ودر کنار جنازه حضرت سوگواری می کردند. اهلبیت پیامبر وتعدادی از صحابه مشغول تدارک کفن ودفن جنازه رسول خدا بودند. ولی یک عده از صحابه از مهاجرین وانصار در مکانی بنام سقیفه بنی ساعده جمع شدند. انصار استدلال می کردند که بدلیل حمایت آنها از پیامبر، سزاوار است که خلیفه از بین آنها انتخاب شود. ولی در مقابل مهاجرین خود را سزاوار این مقام می دانستند. این دسته استدلال می کردند که رسول خدا از قوم وقبیله آنهاست وباید خلیفه از میان آنها انتخاب گردد. سر انجام بعد از گفتگوی دو طرف، بالاخره مهاجرین موفق شدند و وابا بکر بعنوان خلیفه از بین آنها انتخاب گردید. اما افراد حاضر در این جلسه عده محدود را تشکیل می دادند وافراد شرکننده در آن عبارت بودند از ابابکر، عمر، سعد بن عباده ، ابوعبیده جراح وتعدادی از افراد دیگر. اما عده زیادی از اصحاب بزرگ پیامبر در این جلسه حضور نداشتند خصوصا از بنی هاشم هیچ کسی در آن حضور نداشت. صحابه پیامبر که در سقیفه حضور نداشتند از مهاجرین مثل: خالدبن سعید بن عاص، مقداد بن اسود، ابی ابن کعب، عمار یاسر، ابوذر غفاری، سلمان فارسی، عبدالله بن مسعود، بریده اسلمی واز انصار: خزیمه بن ثابت ذوالشهادتین،سهل بن حنیف، ابو ایوب انصاری، وابوالهیثم بن تیهان اما افرادی از بنی هاشم مثل علی(ع) ابن عباس از نزدیکترین افراد به پیامبر نه تنها در سقیفه حضور نداشت بلکه اصلا در جریان برگزاری آن قرار نداشتند. پس ازآنکه ابابکر توسط عده ی محدودی از صحابه با عنوان خلیفه تعیین گردید. همانطوریکه گفته شد دوازده تن از اصحاب بزرگ پیامبر از مهاجرین وانصار به مخالت با خلافت ابوبکر پرداختند چون این عده معتقد بودند بنا بر فرموده پیامبر، علی تنها وسزاوازترین فرد برای خلافت رسول گرامی اسلام می دانستند. از این زمان بود که اولین دودسته گی در بین مسلمانان بوجود آمد وبه مرور زمان این اختلاف ها بیشتر وبیشتر گردید تا اینکه به مرحله رسید که یزید با وجود اینکه یک فرد نا لایق ، فاسق ودارای صفات رذیله بود بر منصب خلافت مسلمین تکیه زد وامام حسین(ع) نوه پیامبر(ص) با او به مخالفت پرداخت وسر انجام در دهم محرم سال 61 ه.ق در صحرای کربلا، همراه با هفتاد دو تن از یارانش توسط لشکریان یزید با فجیعترین وجه به شهادت رسید واهلبیتش به اسارت در آمد. حال می خواهیم به بررسی این موضع بپردازیم که چرا علی(ع) ودوازده تن از صحابه پیامبر با خلافت ابابکر مخالفت کردند ودلیل آنها برای اینکار شان چه بود؟ آیا از آیات وروایات پیامبر ادله ی برای این مخالفت خود اقامه کردند؟ واز طرف دیگر دلیل کسانیکه ابابکر را بعنوان خلیفه مسلمین انتخاب کردند چه بود؟ مستند آنها از آیات وروایات رسول خدا چه بوده؟ آیا پیامبر گرامی اسلام کسی را بعنوان جانشین خود انتخاب کرد؟ واگر انتخاب کرد چرا مسلمانان در این زمینه دچار اختلاف شدند؟ آیا ممکن است پیامبر گرامی اسلام به مسئله مهمی مثل تعیین جانشین بعد از خود،هیچگونه توجهی نداشته وبه مسلمانان در این مورد چیزی نگفته باشد؟ آیا امکان دارد که صحابه رسول خدا کوچکترین مسئله دینی واجتماعی را از پیامبر سئوال می می کردند وتکلیف خود را در آن مورد جویا می شدند، هرگز در مورد مهمترین مسئله دینی واجتماعی همچون، خلافت بعد از آنحضرت اینکه چه کسی خلیفه بعد از آن حضرت خواهد بود ، چیزی نپرسیده باشند؟ صدها سئوال از این قبیل، در قدم اول می خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که آیا پیامبر گرامی اسلام در طول حیات 23 خود راجع به مسئله خلافت بعد از خود چیزی فرموده یانه؟ بابررسی کتب تاریخی چه از اهل سنت وچه از شیعه پاسخ این سئوال روشن است که پیامبرگرامی اسلام در سه سال پس از بعثت مامور شد که بصورت علنی رسالتش را به مردم ابلاغ نماید ودر اولین گام مامور گردید که از اقاریب خویش آغاز نماید ونخست اقوام نزدیک خویش را به اسلام دعوت نماید از این رو همه عموها ونزدیکانش را به خانه اشا دعوت نمود ودر جلسه اول وقتی که می خواست صحبتهای خود را آغاز نماید ابولهب عمویش جلسه را بهم ریخت ومانع صحبت پیامبر گردید وبا دیگر آنهارا دعوت نمود این بار نیز به اجازه صحبت کردن ندادند تا اینکه پیامبر برای سومین بار آنها را به منزلش دعوت نمود وبعد از صرف غذا آنها را مخاطب قرار داده واز آنها خواست تا به دین بگروند واسلام بیاورند وهر کسی اورا در این را یاری نماید او وصی وجانشین او خواهد بود سه بار این گفته اش را تکرار نمود ولی هیچ کسی جز علی(ع) به دعوت او پاسخ مثبت نداد و سرانجام پیامبر گرامی اسلام در حضور همه عموها واقاریبش اعلام نمود: ان هذا اخی ووصیی وخلیفتی فیکم این علی برادر من ووصی من وجانشین من در میان شماست. پس پیامبر گرامی اسلام از همان ابتدای ابلاغ رسالش به مسئله جانشینی خود توجه داشته وعلی(ع) را بعنوان خلیفه بعد از خود تعیین نموده است. آیا در قران کریم نیزبه موضوع خلافت اشاره شده است؟ بله در قرآن کریم نیز آیات متعددی وجود دارد که به مسئله خلافت اشاره شده اما نه بصورت صریح بلکه بصورت کلی نسبت به این مسئله اشاراتی صورت گرفته است از آن جمله است آیه 59 سوره مبارکه نساء که خدای متعال می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذا لِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلاً اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر[ اوصياى پيامبر] را! و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد(و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين(كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است. وقتی که این آیه نازل شد جابر ابن عبدالله انصاری به رسول خدا عرض کرد خدا ورسولش را که خداوند در این آیه اطاعت آنها را برما وجب کرده می شناسیم ولی اولی الامر چه کسانی هستند که خداوند بعد از اطاعت خود ورسولش اطاعت آنها را نیز بر ما واجب نموده است؟ پیامبر در جواب عبدالله انصاری فرمود مراد از اولی الامر علی ، حسن وحسین ونه نفر از نسل حسین هستند که خداوند اطاعت آنها را پس از وجوب اطاعت خدا ورسولش بر مسلمانان واجب نموده است.
نتیجه گیری
اعتقاد به امامت از پشتوانه قرآنی وروایی برخوردار است که روسول گرامی اسلام از همان ابتدای ابلاغ رسالت خویش به موضوع اشاره داشته وصریحا حضرت علی (ع) را بعنوان خلیفه وجانشین بعد از خود انتخاب نموده ودر طول دوران حیات پربرکت خویش در جاهای مختلف این موضوع را یاد آوری نموده ودر آخرین سال حیات خویش نیز در غدیر غم ودر حضور 120 هزار حاجی علی(ع) را رسما بعنوان خلیفه وجانشین خود انتخاب نموده. علاوه بر روایات گوناگون از پیامبر اکرم(ص) که از طریق اهل سنت نقل شده، آیات متعددی در قرآن کریم وجود دارد که به دو مورد اشاره شد.
|