![]() |
|
مشروح گزارش نشست علمی پیمان استراتژیک افغانستان وآمریکا
نشست علمی « بررسی پیمان استراتژیک افغانستان وآمریکا» برگزار گردید. این نشست از سوی مرکز علمی فرهنگی طلوع فجر در روز سه شنبه 1/9/1390 از ساعت 9 صبح الی 30/11 در مجتمع آموزش عالی فقه (مدرسه حجتیه) با حضور گسترده طلاب وروحانیون برگزار شد. نشست علمی، به منظور بررسی ابعاد مختلف پیشنویس پیمان استراتژیک میان افغانستان وآمریکا وپیامدهای آن (مثبت ومنفی) ترتیب داده شده بود. نشست با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید توسط قاری محترم جناب آقای خلیلی آغاز گشت. سپس آقای عبدالعلی حسنی دبیر نشست، ورئیس مرکز علمی فرهنگی طلوع فجر از حضور اساتید وشرکنندگان در این نشست تشکر نموده وبه آنها خیر مقدم گفتند.
ایشان در ادامه مطالبی را در ارتباط به پیمان استرا تژیک افغانستان
وآمریکا قرائت نمودند. مشروح مطالبی ایشان واساتید شرکت کننده در میز
گرد به شرح ذیل می باشد: يكي از موضوعات و مسايل اساسي و بنيادي كه در اين روز ها در رسانه هاي افغانستان و در ميان سياستمداران، روشنفكران و همه اقشار و توده هاي مردم مطرح است مسأله انعقاد و يا عدم انعقاد پيمان استراتژيك ميان افغانستان و آمریکا است. از ابتدایی طرح موضوع پیمان استراتژیک پیمان افغانستان وآمریکا نظريات مختلفی از سوی کارشناسان وآگاهان مسائل سیاسی، شخصیتهای ملی ومذهبی پیرامون آن ابراز شده است. برخي از آنها از انعقاد پيمان و حضور پايگاه هاي نظامی امریکا در افغانستان حمایت نموده رد این پیمان را به ضرر دولت ملت افغانستان می دانند دلائلی که از سوی این طیف مطرح شده این است که اگر نیروهای آمریکا از افغانستان خارج شوند، طالبان دوباره قدرت را بدست خواهد گرفت ودر آن صورت تمامی درست آوردهای ده ساله اخیر کشور نابود خواهد شد. برخي ديگر انعقاد پيمان و حضور آمریکا را در افغانستان را مخالف با منافع ملي تلقي كرده و ايجاد پايگاه هاي دائمي ایالات متحده را مخالف استقلال اين كشور مي دانند. این عده همچنین ادامه حضور نیروهای آمریکای را باعث ادامه نا امنی ودر تضاد با اصول مسلم اسلامی می دانند. از این رو مسأله پيمان استراتژيك ميان ايالات متحده آمریکا و جمهوري اسلامي افغانستان از زمره مسايلي است كه بايد تمام جوانب، ابعاد و پيامد هاي آن را مورد تحليل و بررسي دقيق علمي قرار گيرد، مرکز علمی فرهنگی طلوع فجر بنا بررسالت دینی وملی خویش جهت روشن شدن اذهان عموی وبخصوص طلاب وروحانیون نسبت به این پیمان ، نشست علمی«بررسی پیمان استراتژیک افغانستان وآمریکا » را برگزار نموده است تا زوایای مختلف این پیمان را با حضور کارشاسان وآگاهان مسایل افغانستان مورد بحث وبررسی قرار دهد. موضوع پیمان استراتژیک بین افغانستان وآمریکا برای اولین بار از سوی یک سناتور جمهوریخواه آمریکایی در دیدار با آقای کرزی رئیس جمهور افغانستان در کابل مطرح شد. که در همان ابتدا، واکنشهای موافق و مخالفی را در سطوح مختلف رسمی و غیررسمی و در میان شخصیتهای حقیقی و حقوقی افغانستان برانگیخت. پس از طرح این درخواست ازسویی سناتور آمریکایی بلافاصله ژنرال عبدالرحیم وردک وزیردفاع افغانستان در یک اظهارنظر از این طرح استقبال نموده و تحقق آن را به نفع افغانستان دانست. اسماعیل خان وزیر انرژی وآب دولت آقای کرزی با واکنشی تند و موضعگیری علیه وزیر دفاع افغانستان به صراحت اعلام کرد که ملت افغانستان قیام نکردهاند که یک دشمن را از خانه خود بیرون کنند و دشمن دیگری را به جایش بنشانند. حامد کرزی، رئیسجمهوری افغانستان برای جلوگیری از تنشهای به وجود آمده بر سر ایجاد پایگاههای دائمی آمریکا در میان اعضای کابینهاش، موضوع برگزاری لوی جرگه برای بررسی این پیمان را مطرح ساخت.وی اعلام کرد که در رابطه با سیاستهای کلان، باید نمایندگان لویه جرگه تصمیم بگیرند و نتایج نهایی را در این مورد اعلام کنند. پس از ماهها بحث پیرامون این موضوع در رسانه های مختلف افغانستانی وخارجی ، سرانجام لوی جرگه عنعنوی به منظور تایید یا عدم تایید این پیمان ، در تاریخ 25/8/1390 با حضور حدود دوهزار تن در کابل برگزار گردید. شرکت کنندگان در این جرگه، به 40 گروه کاری تقسیم شده وبه بررسی در خواستهای دولت افغانستان از آمریکا در این پیمان پرداختند. انتظار این بود که در این لوی جرگه درخواستها ومواد پیشنهادی آمریکا نیز مورد بررسی قرار گیرد ولی از سوی سخنگوی این لوی جرگه اعلام شد که بدلیل محرمانه بودن در خواستهای آمریکا، این درخواستها در لوی جرگه بررسی نخواهد شد. صفیه صدیقی، سخنگوی جرگه عنعنوی می گوید خواستهای آمریکا از پیمان استراتژیک با افغانستان محرمانه باقی مانده و در اختیار شرکت کنندگان جرگه قرار داده نشده است. سر انجام لوی جرگه عنعنوی ، پس از چهار روز بحث ، قطعنامه 76 ماده ی را به تصویب رسانیدند. اعضای لوی جرگه انعقاد پیمان بین آمریکا وافغانستان را با یکسری ملاحظات سوری مورد تایید قرار دادند. پس از صحبتهای آقای حسنی دبیر نشست ، آقای دکتر رسولی استاد جامعه المصطفی العالمیه به سخنرانی پرداختند. ایشان در سخنرانی خود به بررسی سابقه تاریخی پیمان های افغانستان در گذشته پرداختند. وزمینه های انعقاد این پیمان را به بررسی گرفتند. پس از سخنرانی دکتر رسولی میز گرد با حضور حجج الاسلام آقایان داکتر عبدالمجید ناصری، داکترحیات الله رسولی وداکتر عبدالحکیم سلیمی آغاز شد. دبیر این نشست آقای عبدالعلی حسنی رئیس مرکز علمی فرهنگی طلوع فجر، در آغاز از حضور این اساتید در میزگرد تشکر نموده واولین سئوالش را از آقای ناصری داشتند. که مشروح صحبتهای اساتید شرکت کننده در این میز گرد قرار ذیل می باشد: دبیر نشست: جناب آقای داکتر ناصری ابتدا می خواهیم نظر جنابعالی را نسبت به پیشنویس منتشر شده پیمان استراتژیک افغانستان وآمریکا بدانیم، نظر شما راجع به پیشنویس منتشر شده چیست؟ داكتر ناصري: قبل از جواب دادن به اين سئوال لازم است به چند نکته اشاره نمایم : 1- نكته اول اين است كه كارشناسي دقیق نسبت به پيمانهاي مشابه درجهان اسلام انجام بگيرد كه آنها با چه شرایطي وبا چه ویژگي چنين پيمانهاي را منعقد كرده اند.
2-
نكته دوم كه بازهم جايش خالي است اين است كه حضور ده ساله آمريكا
وسايرهم پيمانانش در افغانستان مورد آسيب شناسي وكار شناسي دقيق قرار
داده شود كه حالا ما چه انتظاري از آمريكا داريم. آمريكا در طول اين ده
سال باكمك همپيمانان خارجي اش وبدون هيچ محدوديتي وبدن هيچ قانون وقرار
داد ظاهري وپيماني در افغانستان حضور داشتند در اين مدت چه انتظاري
داشتيم واين انتظارات جامه عمل پوشيد يانه؟ حضور ده ساله آمريكا در
افغانستان چه دستاوردهاي برای این کشور داشته است ؟ از طرف ديگر نقاط
مثبت همكاري ما با آمريكا و ونقاط آسيب پذير ما قبل از طرح اين پيمان
چه بوده است اين ده سال بايد مورد آسيب شناسي وارزيابي دقيق قرار گيرد
كه از چه نقاطي رنج برده ايم كه ديگر تكرار نشود متاسفانه اين كار صورت
نگرفته اس 3- مسئله سوم اين است كه آيا مي توانيم در مقابل اين پيمان مقاومت بكنيم يا نمي توانيم مقاومت بكنيم اي موضوع را در سه سطح مي توان در افغانستان مورد بحث قرار داد یک در سطح دولت مردان وكساني كه پيشگام هستند وموافق اين پيمان هستند مسئله دوم براي مردم ومسئله سوم براي مردم خود ما ، چون متاسفانه در افغانستان هنوز مسئله ملت سازي انجام نگرفته، هنوز عدالت حاكم نيست ، هنوز عناوين ملي معنا ندارد هنوز منافع ملي در واقع يك اسم بي مسماي است كه منافع قومي آن را يدك مي كشد واز آن نمايندگي مي كند. حالا ببينيم كه براي مردم ما چه دستاوردهاي دارد. بنده با آنكه اصرار مي كنم كه چنين پيمانهاي اصالتا با غرور ملي ما با تاريخ مستقلي ما، با عزت اسلامي با آموزه هاي ديني ما و با منافع كلان مدت ارزشي ما سازگاري ندارد ولي در عين حال از باب اينكه يك جام زهر باشد واز باب اينكه اضطرار باشد بايد ببينيم که براي مردم ما چه دستاوردهای می تواند داشته باشد و چگونه مي توان راه هاي را جستجو كرد كه از دل اين تهديد،از دل اين مشكل و ازدل اين در واقع گرفتاري فرصت سازي كرد. واتفاقا تاريخ مردم ما پراست از فرصت ها وتهديد ها ، ما بايد از اين سي سال اخير تاريخ خود عبرت جدي بگيريم. مطالبي كه مطرح كردند كه مرگ بر شوروي ، مرگ بر روسيه، اينكه روسيه را نمی خواهيم ما مستقليم ، ما ملت شير هستيم ، شير ضعيف هستيم، شير قوي مي شويم، اين حرفها دورانش گذشته است. اين دوران دوران عقلانيت است دوران احساسات وتخيلي صحبت كردن گذشته است. بايد ببينيم كه بخصوص مردم ما چگونه مي تواند از دل اين تهديد فرصت سازي كند. ما چندين مورد داريم كه از دل تهديد چگونه مي شود فرصت سازي كرد. در مورد حمله مغول در سرزمين جهان اسلام در حاليكه شیعه داشت نابود مي شد ، اقليت داشت نابود مي شد ولي پيشگاماني چون سيد ابن طاووس، علامه حلي وساير شخصيتها مثل خواجه نصير الدين طوسي از دل اين تهديد و چپاول سرتاسري وويرانگر چنگيز، با اين حال توانستند فرصت سازي كنند. حوزه علميه حلّه را پايه گزاري كرد وشيعه را نه تنها از يك خطري جدي نجات دهند بلكه توانستند به مرحله حاكميت برسند وحتي حاكمي چون ابو سعيد خدا بنده را توانستند شيعه بسازند. بعد از آن نيز در دوره هاي گوناگون توسط كشورهاي اسلامي چنين زمينه سازي بوده. از جمله تشيع معاصر جمل عامل را در نظر بگيريم اگر ناپلئون بنا پارت به مصر وشام حمله نمي كرد تشيع توسط عوامل عثماني از بين رفته بودند. وقتي ناپلئون بعنوان يك بلاي موحش به آنجا حمله مي كند ، اين حمله باعث مي شود كه تعصبها از بين برود وشيعه ها بتوانند نفس بكشند وادامه حيات بدهند. درجاهاي مختلفي چنين وضعيتي وجود داشته يك قوم فرهيخته ويك ملتي فرهيخته مي تواند از دل تهديد فرصت سازي بكند.
اگر ما نمي تواينم در مقابل اين پيمان بایستيم وآنرا از بين ببريم، حد
اقل فرصت سازي كنيم. حد اقل زمينه سازي كنیم. براي اينكه همبستگي ما ،
اتحاد ما وزمينه هاي پيشرفت ما و زمينه هاي اينكه مضرات آنرا به حد اقل
برسانيم وزمينه هاي استفاده از آن را داشته باشيم باید نسبت به اين
قضيه هوشمندانه عمل كنيم. با اينكه اصل اين پيمان معلوم نيست ولي با
مقاومتي مردم واقشار گوناگون و علما دارد ممكن است که این پیمان به جاي
نرسد ولي ما بايد توجه داشته باشيم كه اين پيمان براي كل مردم
افغانستان چه زمينهاي را آماده مي كند. چنين پيماني را هم ژاپن با
آمريكا دارد وهم تركيه و مصربا این کشور پیمان بسته است وهم با بحرين
ولي مي
طبيعي است كه آمريكا از اين پيمان دستاوردهاي را دنبال مي كند، مسئله كنترل نيروهاي تيروريستي قطعا يكي از برنامه هاي جدي است كه دوستان دست كم نگيرند ، مسئله كنترل پاكستان اتمي يكي از هدفهاست وكنترل هند اتمي از جمله اهداف آمريكا از اين پيمان است. همين طور كنترل چين اتمي وپيشرفته يكي از اهداف جدي است كه آمريكا بدنبال آنست اينها همه جزء اهداف كلاني است كه آمريكا از اين پيمان بدنبال آنست. دبیر نشست: سئوال بعدي از جناب آقاي دكتر رسولي است. با توجه به اينكه آقاي داكتر ناصري تا حدودي جواب اين سئوال را دادند ولي از جناب مي خواهيم بصورت شفاف وجامعتر بفرماييد كه هدف آمريكا از انعقاد اين پيمان چيست؟ ودر مقابل افغانستان چه اهدافي را از اين پيمان دنبال مي كند ؟ داكتر رسولي: البته قسمت اول سئوال را آقاي داكتر سليمي خوب جواب گفتند آقاي داكتر ناصري نيز تكمله بحث را مطرح كردند. من ديدگاه خاص خودم را دارم كه در صحبتهاي خودم بيان كردم. ما بايك پيمان مبهم روبرو هستيم. بنابراين مواد مشخصي وجود ندارد كه در باره آن بحث كنيم وبعد ببينيم كه پيمان هست يا نه؟ لذا در فضاي خالي نمي توانيم صحبت كنيم و خواسته ها، هم چون مشخص نيست. اينكه طرف چه مي خواهد ومنافعش چيست؟ ومنافعش را چگونه تعريف مي كند؟ آمریکا يكسري منافع كلي دارد كه بيان شد از طرف ديگر خواسته هاي افغانستان است. البته افغانستان نمي تواند منافع خود را تعريف كند. قطعنامه لوي جرگه در واقع يك متن خيلي خوبي است يعني يك خطوط كلي را تعريف كرده وخواسته هاي افغانستان را ترسيم كرده ولي يك مقدار از موضع ضعيف بوده. مثلا يكي از موادش اين بود كه عمليات شبانه وتفتيش خانه ها بايد متوقف بشود وچيزهاي خيلي جزئي ديگر. این قطعنامه از موضع انفعالي مطرح شده. منتها من نظرم اين است از آنجايي كه متن مشخصي نيست وخواسته های آمریکا معلوم نيست. خواسته هاي افغانستان مشخص است كه نياز به تكرار ندارد. هركشوري خواهان استقلالش است خواهان غرور ملي اش هست وخواهان حفظ فرهنگ ملي واسلامي خود هست .خواهان روابط خوب با كشورهاي همسايه خود هست وخواهان يك اقتصاد پيشرفته واحترام متقابل هست. اينها يك سري اصول كلي است. منتها من نظرم اين است كه از آنجا مواد خاص وروشني نداريم كه روي آن بحث كنيم يك مقدار بحث ها را عميقتر كنيم به اين معنا كه پيش زمينه ها وپيشنهاد هاي اصلي براي توافقنامه يا اعلاميه را روشن كنيم من در اين قسمت چند نكته را خيلي مهم مي دانم: 1- براي دولت افغانستان وبراي ما بعنوان يك نخبه فكري مهم است كه چه مي خواهيم. براي ما مهم است كه ما چه مي خواهم وبراي ما چه اولويت دارد در اين جا با وجودي اينكه افغانستان وآمريكا در يك موقعيت مساوي نيست يعني ما ضعيفتر هستيم ودولت افغانستان ضعيف است ونخبه هاي ما نيز چون تابعيت آمريكا دارد بيشتر از منافع ما منافع آن طرف برايش مهمتر است منظور نخبه گان دخيل در اين قضيه است.
2-
نكته دوم اينكه موضوع شفاف نيست يعني حرف روي چيست؟ اگر موضوع
3- بحث بعدي ديپلماسي فعال مبتني بر منافع ملي افغانستان است. وقتي شما يك معاعده را امضا مي كنيد تضمين عمل به مفاد واستفاده مطلوب ازآن مربوط مي شود به ديپلماسي فعال كه بتواند ازآن استفاده بكند. امضا خيلي مهم نيست مهم آن استفاده بعدي است كه چقدر افغانستان وديپلماسي افغانستان اين ظرفيت را دارد كه بتواند در تعامل با آمريكا از آن استفاده لازم را بكند. 4- تعهد وپايبندي دو طرف است يعني آمريكا چه قدر پايبند به مفاد اين معاعده است. افغانستان نيازمند است وآدم نيازمند پايبند است. منتها يك چيز را ما ناديده نگيريم، امضاء يك پيمان يا اعلاميه با یک کشور قدرتمند این تبعات را دارد که طرف قدرت مند مي تواند طرف ضعیف را مجبور كند كه به آن پیمان عمل كند. واز طرف دیگرچنین پیمانهای كشورضعیف را با محدودیت روبرو مي كند. به لحاظ نظری هیچ كشوري حاضر به انعقاد پيمان نيست مثلا وقتي با يك كشور قدرتمند پيمان امضا مي كنيد و آن کشور طرف شما، با كشورهاي همسايه تان شما مشكل دارد. شما در واقع با همسايه خود وارد جنگ مي شويد يعني پيمان شما با يك كشور ديگرباعث مي شود كه رابطه شما باكشورهاي همجوارتان دچار محدوديت شود. برای ارتباط با كشورهاي كه مي خواهيد رابطه داشته باشيد دچار محدودیت می شوید به این معنا که نه آزاديد ونمي توانيد پيمان امضا كنيد ونه رابطه تان مثل قبل ادامه پيدا خواهد كرد. چرا كه وقتي مي گوييد دوست دوست ،دوست است ؛ دشمن دشمن هم ، دشمن است. لذا اين پيمان براي دولت افغانستان محدوديت ايجاد مي كند. ازاین رو ما بايد روي مسائل اصلي بحث كنيم وبا توجه به اينكه مواد پيمان نيز مشخص نيست من نظرم اين است كه روي مسائل اساسي صحبت شود. دبیر نشست: سئوال یکی از شرکت کنندکان در سالن این است که آيا امضاء اين پيمان وماندن خارجي ها به نفع مليتها، خصوصا مردم هزاره است يا نه؟ ودر صورتي كه اين پيمان رد شود وخارجيها از افغانستان بروند آينده را چگونه پيش بيني مي كنيد؟ در واقع بين بد وبدتر كدام را باید انتخاب كرد؟ از آقاي داكتر سليمي مي خواهيم كه به اين سئوال پاسخ دهند. داكتر سليمي: تشكر از دوستي كه اين سئوال را مطرح كردند، قبل از اينكه به اين سئوال جواب دهم بايد بنيه اعتقادي خود را تقويت كنيم ان الله لايغير ما بقوم حتي يغير ما بانفسهم مليتي ضعيف وملتي وابسته ومحروم هميشه محروم است يعني چه پيمان استراژيك چه امضا بشود يا امضا نشود. آمريكائيها در افغانسان بمانند يا نمانند ملت ما (يعني هزاره ها) در طول تاريخ در حاشيه بوده ودر آينده هم در حاشيه خواهد ماند. چنانكه گفته شد؛ در اين لوي جرگه اخير هم نمايندگان ما حضور كم رنگ داشتند. اصلا دموكراسي با تمام منافعي دارد، يكي از آفاتش اين است كه اقليتها هميشه ناديده گرفته مي شود چون ملاك اكثريت است. اگر ملاك اكثريت شد اقليت خود به خود به حاشيه مي رود. اما اينكه اگر امضا نشد وآمريكا برون برود، چه كار كنيم جوابش اين است؛ قبل از اينكه خارجيها نبود چه كار مي كرديم (جواب یکی از حاضرین: طالبان داشت مارا نابود می کرد) ، طالبان را كي ساخت؟ همه ما مي دانيم، سازنده طالب وطراح سازمان طالب آمريكا وانگليس بود. پولش مال عربستان وامارات ومجري اين طرح هم پاكستان بود. اينها يك گروهي را ساختند وچند سالي بنام اسلام هر كاري خواستند كردند بعد خودشان آمدند وگفتند اگر جلوي طالب را نگيريم شما را تار ومار مي كند. راجع به بد وبدتري كه در سئوال مطرح شد باید بگویم که هم بد مال آمريكا است وهم بدترش مال آمريكاست در جواب بايد گفت در صورت روبرو شدن با با بد وبدتر بد را انتخاب مي كنيم. بنظر من به جاي اين جور سئوالها ما بايد اين طور فكر بكنيم كه از فرصتها باید استفاده کنیم. بودن در اين جلسه يك فرصت است، كه ما راجع به موضوع پيمان آمريكا و افغانستان داريم صحبت مي كنيم. انديشه وفكر مي كنيم وتعقل مي كنيم. نفس اين تفكر يك فرصت است. فرصت سازي معني اش اين است كه آمريكائيها بمانند يا بروند؛ ما در صورتي در افغانستان مي توانیم خوب زندگي بكنيم كه قوي باشيم. البته قوي نه از قبيله ريسمان به دوشان، قوي از قبيله قلم بدستان شويم. گذشت آن دوراني كه در مجله مي نوشتيم كه ما از قبيله ريسمان بدوشانيم كه چه مشقتهاي را تحمل كرديم. امروز بايد از قبيله قلم بدستان باشيم وجاي پاي خود را در همين فرصت كه پيمان امضا مي كنند كاسه داغتر از آش نباشيم واز فرصتها استفاده كنيم ودر فكر باز سازي خود باشيم. اگر باهم باشيم ومتحد باشيم وبه فكر منافع حزبي وجناحي خود نباشيم؛ مشمول آيه شريف خواهم بود. مطمئن باشيد سرنوشت ما بدست هر كسي رقم بخورد، به ميل او رقم خواهد خورد. زماني سرنوشت ما مطلوب خواهد بود كه بدست خود مان رقم بخورد. به قول علامه اقبال: خدا آن ملتي را سروري داد كه تقديرش بدست خويش بنوشت به آن مردم سرو كاري ندارد كه دهقانش براي ديگري كاشت ما در يك وضعيتي هستيم كه دهقان هیچي، دولت مردان ما هم براي ديگران مي كارند. مجليسيان ما نيز براي ديگران مي كارند. رئيس جمهور ما هم براي ديگران مي كارند. دراين شرايط اگر ما بياييم روي مسائل قومي واقليتي بحث كنيم، برخلاف منافع ملي مي رويم. اگر منافع مردم افغانستان تامين شد، منافع مردم ما نيز در كنارش تامين شده. منتها اين تامين يك وحدت وهم بستگي را بدنبال دارد.
دبيرنشست: در قانون اساسي افغانستان تصويب پيمانها از وظايف پارلمان و داكتر ناصري: آنچه را که بعضي از اساتيد مطرح كردند كه پذيرش اين پيمان به معناي جنگ با همسايه گان است، با اينكه اين پيمان پيمان خوبي نيست ومردم ما آنرا نخواهند پذيرفت در عين حال اگر پذيرفته شود؛ به معناي جنگ با همسايگان هم نيست. خيلي از كشورها با ديگران پيمان دارند ولي در عين حال با همسايگان خود رابطه خوبي دارند. با اينكه در اين پيمان تاكيد شده است كه از خاك افغانستان بر عليه هيچ كشوري استفاده سوئي صورت نمي گيرد وموادي از اين دست در پيشنويسهای متنشر شده وجود دارد. نكته بعدي اين است كه به اين سئوال بايد به این صورت جواب داده شود كه آيا حاكميت طالبان به نفع ما هست يا اينكه حاکمیت كشوري مثل تركيه؟ بايد ببينيم كه منافع مردم ما در كدام يك از اينها بهتر تامين خواهدشد. در مورد سئوال حضرت عالي بايد عرض كنم كه متاسفانه پارلمان افغانستان تا هنوز نتوانسته حتي وظايف ضروري وپيش پا افتاده خود را، انجام دهد. در واقع اصلا پارلماني وجود ندارد. وزرات خانه هاي است كه تاهنوز وزراي آن به پارلمان معرفي نشده. اين وزرات خانه ها تاهنوز با سرپرست اداره مي شود. تعداد زیادي از مصوبه هاي پارلمان توسط دولت ناديده گرفته شده. رئيس امنيت ملي از پارلمان راي نگرفته. تعدادي از اعضاي پارلمان بعد از حدود يكسال فعاليت سلب صلاحيت شده واز پارلمان اخراج مي شوند. همچنين رئيس پارلمان يك فرد ضعيفی است. يك تعداد از اعضاي پارلمان در لوي جرگه شركت كردند. حتي رئيس پارلمان؛ با اينكه اكثريت پارلمان قبلا امضا كرده بودند كه در لوي جرگه شركت نكنند وبا اين وصف در لوي جرگه شركت كردند. بنابراين بسيار دشوار است كه پارلمان فعلي بتواند در مقابل تصويب اين پيمان مقاومت كند. اين پارلمان از مشروعيت لازم برخوردار نيست وتواناي مقابله با تصويب اين پيمان را ندارد. در مورد آن نُه نفری که از سوی کمیسیون انتخابات برنده اعلام شدند ، نمایندگان پارلمان متعهد شده بودند كه آنها را به پارلمان راه ندهند ولي با این وصف، نُه نفر از اعضاي پارلمان كه يك سال عضو پارلمان بودند وبسياري از مصوبه ها را امضا كردند ويك سال حقوق گرفته بودند واز سوي رئيس جمهور تاييديه در يافت كرده بودند، همين ها را كه پارلمان گفته بودند كه ازآنها حفاظت مي كنند با زور واجبار از پارلمان اخراج کردند ونُه نفر ديگر را با زور اسلحه وارد پارلمان نمودند. با اين وصف اميد زيادي به پارلمان وجود ندارد. اين لوي جرگه عنعنوي يك مشوره نامه داده اند و این مشوره نامه نه قانون است ونه مصوبه ونه جنبه حقوقي وقانوني دارد. بنابر اين براي اينكه پيشنهادات لوي جرگه جنبه قانوني پيدا كند بايد از تصويب پارلمان افغانستان بگذرد. دولت از طريق وارد كردن نُه نفر ديگر به پارلمان واخراج نُه عضو موجود، فشار زيادي را به پارلمان وارد كرد. بعد از آنكه لوي جرگه برگزار شد وحدود دوهزار نفر اين پيشنهادات را تصويب كردند چگونه پارلمان مي تواند در مقابل آن مقاومت بكنند. لذا فشار جدي روي پارلمان است تا اين پيمان را تصويب كنند.
نكته دوم اين است كه اگر پارلمان آن را امضا نكند دولت پارلمان وادار
به امضا مي كند. دولت توسط همان تعداد از اعضاي پارلمان كه در لوي جرگه
شركت كردند ،مي تواند اين پيمان را تصويب كند وبه آن صبغه قانوني بدهد.
از طرف ديگر ما نبايد نظرات مردم وفشارهاي را که از سوي آنها وجود
دارد، ناديده بگيريم. دراين اواخر حتي دانشگاه ها ملتهب شده وتظاهرات
هاي مختلفي برگزار شده اين فشارها وجود دارد. طبيعي است كه كشورهاي
گوناگون نسبت به اين پیمان واكنش نشان بدهند وشخصيتهاي مختلف واكنش
نشان بدهد. متاسفانه اعضاي لوي جرگه نيز ناشيانه انتخاب شده بودند.
اينكه گفته مي شود، شركت كنند گان در اين لوي جرگه، نمايندگان مردم
نبودند قابل توجيه است. واينها بصورت فرماليته انتخاب شدند. قطعنامه ي
را که منتشر كردند ببينيد پر است از تناقض، پراست از اشتباهات. در
تدوين آن عجله وشتابزدگي وجود داشته. گزارشهاي كه از پشت پرده
كميسيونها چهل گانه لوي جرگه درز كرده نشان می دهد که اينها از مصوبات
كميسيون ديگر اطلاع نداشتند حتي گفته اند كه نبايد مصوبه هر كميسيون به
نام آن كميسيون منتشر شود. لذا مشخص است كه وضعيت بصورت بسيار شكاف
آلودي بوده. با این حال به احتمال زياد ، اين پيمان تصويب خواهد شد. خيلي ها آمدند، روي اين جرگه مانور دادند. لوي جرگه هاي كه در طول تاريخ برگزار شده ابزاري جهت توجيه سياستهاي دولت بوده ... همان لوي جرگه قانون اساسي دوره ظاهر شا را تاييد كردند همان لوي جرگه كودتاي بسيار فاشيستي داود خان را تاييد كردند وبعد از آن حكومت خلقي ها را تاييد كردند. بنابراين، اين لوي جرگه ها درطول تاريخ يك ابزاري بيش نبوده ويك وسيله بيش نبوده ، جهت توجيه مردم وجهت توجيه رسميت بخشيدن واعمال سياستهاي مورد نظر دولت مردان وحكومت گران. دبير نشست: همانطوري كه استاد محترم فرمودند دولت نقش اساسي در هدايت نمايندگان لوي جرگه جهت تصويب اين پيمان داشتند و در پارلمان هم قطعا پيشبيني همين است كه اين پيمان امضا خواهد شد. از جناب آقاي رسولي اين سئوال را داريم كه در صورت تصويب اين پيمان در پارلمان افغانستان واكنش افكار عمومي وگروه هاي مخالف مثل طالبان را چگونه پيش بيني مي كنيد؟ با توجه به اينكه يكي از شروط اصلي طالبان براي مذاكره با دولت ، خروج نيروهای خارجي از كشور است و تصويب اين پيمان حضور نيروهاي آمريكاي در افغانستان را بصورت قانوني از سال 2014 تا 2024 مورد تاييد قرار مي دهد، مي خواهيم ببينيم كه واكنش اينها چگونه خواهد بود؟ داكتر رسولي: يك سئوالي خوبي از داكتر سليمي شد ايشان متاسفانه پيش فرض وقضاوت سئوال كننده را تاييد كرد. من مخالف دو وجهي كرن قضيه هستم. من مخالف اين حرف هستم كه در دوران طالبان ما درمانده مانده بوديم وآمريكا آمد ومارا نجات داد واگر اين منجي الآن برود ما دوباره دست همان جلاد مي افتيم. اصلا اين فكر غلط است اصلا اين فرضيه غلط است يعني ما همت مانرا از دست داده ايم وهيچ ايده وتفكري نداريم؟ وما مثل يك جنازه افتاده ايم، يكي در حال سر بريدن وديگري بيايد مارا نجات بدهد! من خيلي متاسفم از اين فرضيه! من حرف يكي از رهبران هزاره را مي گويم كه گفته: اگر قضيه برگردد به سابق، ما نيز برمي گرديم به سابق. يعني ما مثل يك جنازه افتاده ايم ويكي مي خواهد سر اورا ببرد وديگري بياید وبگويد: يك دقيقه صبر كن، بگذار که بصورت نيمه جان زنده باشد! اگر اين آقا رفت دوباره دست همان جلاد مي افتيم. متاسفيم از اين فرضيه. ما نبايد خود مان را در يك وضعيتي قرار بدهيم كه يا اين طرف را انتخاب کنیم يا آن طرف را، اين راجع به سئوال قبلي كه مطرح شد. اما اينكه امضاي اين پيمان به معناي جنگ با كشورهاي همسايه است، من چنين چيزي را قبول ندارم. بلحاظ سياسي امضاي يك پيمان براي آن كشور محدوديت ايجاد مي كند. وقتي شما با يك كشوري كه با همسايه شما مشكل دارد پيماني را امضا مي كنيد، يكسري محدويتهاي را براي شما ايجاد مي كند. اينكه شما چه راهكارهاي را براي برون رفت از آن محدوديت پيدا مي كنيد، موضوع ديگري است. اما اينكه شما چقدر از آن بهره برداري مي كنيد، بر مي گردد به اينكه شمار چقدر از ديپلماسي فعال براي بهره برداري جهت منافع ملي خود استفاده مي كنيد وچگونه به مفاد پيمان عمل مي كنيد. اما آنچه كه راجع به بحث طالب گفته شد؛ من نظرم اين است كه همين طالبها را چه كسي درست كردند كه حالا طالب شده مخالف با سلطه گران ومخالف آمريكا. يعني هيچ كسي بدنبال استقلال و حاكميت ملي در افغانستان نيست و فقط طالبان ناجي اين كشور از سلطه خارجيهاست؟ بايد بگويم كه خود اينها كيست؟ اين گفتمانهاي ست كه ديگران براي ما درست كردند. خود همين طالبهاي كه حالا مخالف خارجيها شده، خارجي هستند مگر در اين شكي وجود دارد. مگر همين حقاني كه ادعاي مخالفت با خارجيها را سر مي دهد، خودش نوكر خارجيها نيست؟ اصلا خودش خارجي است همه می دانند که از كجا تامين مي شود. اين حرف ها دیگران بخورد ما مي دهد. ما بايد اين گفتمان ها را نقد كنيم. ما بايد تفاوت قائل شويم بين نظر شخصي ونظر كارشناسي؛ آنچه را من در اين اينجا مطرح مي كنم نظر كارشناسي است. من با آنچه كه آقاي سليمي گفت موافقم ولي با فرضيه اش مخالفم. من با مفهوم اكثريت مخالفم اينكه ما قبول كنيم كه اقليتيم وديگران هركاري مي كند بكنند وما در حاشيه هستيم وبايد خود مان را قوي كنيم. من نظرم اين است كه بايد ببينيم كه اين پيمان ونه تنها اين پيمان بلكه اين تحولات چقدر براي ما دستاوردي دارد؟ وقتي كه اين پيمان امضا شود ويك شمشير ديگري روي گلوي ما قرار گيرد تكليف ما چيست؟ براي ما بهشت كه درست نمي كنند لذا من مخالف اين فرضيه هستم كه اكثريت هرچه را خواست، ما بعنوان يك اقليت تابع آن هستيم.
من
را جع به اين سئوال كه واكنش طالبان چه خواهد بود كار ندارم وآنها را
درجايگاهي نمي بينيم كه واكنشان اهميتي داشته باشد. اما در مورد واكنش
مردم افغانستان ونخبه گان اين كشور، بايد بگويم كه استقلال افغانستان
غرور ملي افغانستان ومنافع ملي كشور، براي همه مردم افغانستان مهم است.
وبايد اين چنين باشد. من وشما خواهان عزت وغرور ملي افغانستان هستيم
وخواهان استقلال افغانستان هستيم. اين موضوع بعدا معلوم مي شود كه چه
خواهد شد. از آنجاي که مواد پيمان مشخص نيست، ما نمي توانيم بگوييم كه
امضاي پيمان خوب است يا بد است. دوم اينكه دست ما نيست وسوما اين حرفها
در يك فضاي مبهم گفته
دبير نشست: جناب آقاي داكتر رسولي ما نمي توانيم چشمان را روي واقعيتهاي موجود افغانستان ببنديم. بعد از تحولات جديد وبعد از روي كار آمدن نظام جدید ، جايگاه و زمينه هاي زيادي براي مردم ما ايجاد شده واين جايگاه وزمينه ها بخاطر حمايت جامعه بين المللي واز جمله آمريكا بوده. حادثه يازدهم سپتامبر سرآغاز اين تحولات بوده ما نمي توانيم منكر كمكهاي آمريكا و جامعه جهاني از دولت وملت افغانستان باشيم. حضور نيروهاي خارجي در افغانستان قطعا به نفع اقليتها خصوصا مردم هزاره بوده. بعد از روي كار آمدن نظام جديد مذهب شيعه در قانون اساسي رسميت يافته وپست معاونت دوم رياست جمهوري اختصاص به مردم هزاره دارد ودستاوردهاي ديگر از اين قبيل وجود دارد اين سئوال را از حضور جنابعالي داريم كه انعقاد اين پيمان چه قدر به سود اقليتهاي قومي خصوصا مردم هزاره مي باشد ؟ داكتر رسولي: من معتقدم که مردم افغانستان ومجاهدين افغانستان ومقاومتهاي خونين مردم كشور ويك دهه مبارزه عدالت خواهانه ما وايستادن تا پاي خون؛ باعث شد، كه ما به اين مرحله برسيم. البته ما به حقوق كامل خود نرسيده ايم. من نمي دانم كه معاونت رئيس جمهور چقدر مهم است. قضاوت در اين مورد با شماست اينكه چه قدر براي ما دستاورد داشته وچه قدر موقعيت ما را بالا برده، من دراين مورد قضاوت را به شما مي سپارم. ما سي سال دراين كشور جهاد كرديم ودهها سال با تفكر عدالت خواهانه خود، در اين كشور مقاومت كرديم. اين ها هيچ دستاوردي براي ما نداشته؟ به نظر من اين ها دستاورد جهاد ماست. اينها دستاورد مقاومتهاي ماست اين ها دستاورد خون دادن هاي ماست. اينها دستاوردهاي نيست، كه از خارج براي ما بيايد. اين طور نيست كه شرايط تغيیر كرد تا ما به اين وضعيت رسيديم. من به لحاظ شخصي مخالف اين تحليلم كه حضور نيروهاي بين المللي باعث شده تا ما به اين دستاوردها دست يابيم. مانبايد خود را وامدار آمريكا ونيروهاي بين المللي بدانيم. چرا آمريكا را وامدار خود ندانيم، ملت افغانستان بود كه طالب را شكست داد. ما زحمتها كشيديم وخون داديم تا به اينجا رسيدیم. كسي نمي تواند منكر اين باشد. من از اساس مخالف اين نظريه هستم. چون فرصت نيست نمي توانم بيش از اين صحبت كنم. من هيچ وقت اين را قبول ندارم كه رسميت در قانون اساسي واين موقعيتهاي لرزان معاونت ووزارت ، محصول كمكهاي ديگران است كه براي ما بوجو آورده. بلكه محصول خون دادن هاي خود ماست. ما در اين راه اين قدر خون داديم كه كسي نمي تواند انكار كند. اين محصول خود ماست نه محصول ديگران. البته اگر شرايط برگردد كه بر نمي گردد؛ در آن صورت ما بايد دست روي دست بگذاريم يا اينكه باز بر مي گرديم به دفاع از حقوق خود مان، از عرت مان، از تاريخ مان واز مردم مان، من نظرم اين است. اگر كسي اين نظر را قبول نداشته باشد نظرش محترم است. دبير نشست: سوال بعدي را از محضر آقای داکتر سليمي داريم. سئوال اين است كه در صورت عدم تصويب اين پيمان در پارلمان از سوي نمايندگان؛ چه بديل جايگزيني بجاي آمريكا مي تواند افغانستان را در رسيدن به صلح وباز سازي نهادهاي دولتي ياري كند؟ همانطوري كه مي دانيم، دولت افغانستان در طول اين ده سال گذشته ثابت کرده، كه توان مديريت اداره كشور را ندارد. از طرف ديگر مشكلات مرزي با پاكستان دارد واين كشور بار ها حملات راكتي به مرزهاي جنوبي افغانستان انجام داشته، ودولت آقاي كرزي بسيار ضعيف ظاهر شده وهيچگونه واكنش جدي در مقابل اين حملات از خود نشان نداد. وع يكي از دلائلي كه دولت افغانستان را وا داشته تا اين پيمان را با آمريكا ببندد همین موضاعات است تا برای مقابله با همسايه گان قدرت خود، پشتيباني داشته باشد. حال در صورتي كه اين پيمان در پارلمان افغانستان تصويب نشود مشكلات بعدي كشور را چگون پيشبيني مي كنيد؟ داكتر سليمي: بدون احساسات وبا توجه به واقعيتها، همان طوري كه دراصول هم خوانديم « مقتضيات زمان ومكان» را باید در نظر داشته باشیم. بنابراين ما بايد با توجه به شرايط موجود صحبت كنيم. الان صحبت از دهكده جهاني است. ما چه بخواهيم يا نخواهيم بايد با كشورهاي ديگر ارتباط داشته باشيم. ارتباط با كشورهاي صنعتي وپيشرفته به نفع ما وشماست. منتها زمينه سازيها وكارشناسي های لازم باید صورت گیرد. ما هيچ موقع نمي توانيم به پشتيباني آمريكا با پاكستان بجنگيم وهيچ موقع نمي توانيم با پشتيباني نيروهاي خارجي با ايران بجنگيم. چون خانواده ای كه نتواند همسايگان خودش را راضي كند، نمي تواند دنيا را راضي كند. ما باید تعامل مثبت با همسايگان وبا كشورهاي ديگر همچنين با سازمانهاي بين المللي داشته باشیم. ما نمي توانيم با يك پيش فرض اينكه همه دنيا دشمن ماست با دنيا تعامل کنیم. ما ارتباط بسيار مثبتي با كشورهاي همسايه وسازمانهاي بين المللي داشته ايم. همانطوريكه در قطعنامه لوي جرگه آمده ؛ حضور آمريكا در افغانستان طولاني مدت نباشد، بلكه ده ساله باشد. از آنجاي كه اولين پيماني كه با مشركين در صدر اسلام امضا شد يعني پيمان صلح حديبيه، ده سال بود، لذا اهل سنت، خيلي به اين مبنا معتقد است كه حد اكثر پيمان با يك كشور غير اسلامي نبايد از ده سال تجاوز كند. فعلا با اينكه این پیمان كارشناسانه نيست؛ ولي اين قطعنامه لوي جرگه بسيار قطعنامه خوبي است ومطلوب مي باشد. دوستان حتما مطالعه كنند. واگر اين پيمان با توجه به اين قطعنامه امضا شود، به نفع كشور ما وبه نفع مردم ماست. من در صحبتهاي قبلي ام شاره كردم، كه ما نمي گوييم اين پيمان تبعات منفي ندارد. بلكه ما وقتي كه بين بد وبدتر قرار مي گيريم بد را انتخاب مي كنيم وگفتيم كه سازنده طالبان خود آمريكاست. ما درصورتي مي توانيم در تعاملات كشور موثر باشيم كه خودمان قوي باشيم. تمام مناصب دولتي براي ما مهم است ودستاوردهاي كه داشته ايم مهم است. ما نمي توانيم نسبت به حضور نمايندگان مان در پارلمان بي تفاوت باشيم. وقتي كه نماينده اول كابل از مردم ما باشد اين خودش داراي اهميت است. اين بمعناي بالارفتن موقعيت اجتماعي ما است. اين ها خيلي مهم است. ما دستاوردهاي بسيار مهمي داشته ايم. ما باید حضور مردم مان را در مجامع علمي ودانشگاهي ودر ادارت دولتي ، تقويت بكنيم. براي اين كار بايد خود مان وارد عرصه شويم تا زماني كه در اين ساختار وارد نشويم نمي توانيم به جايگاهي که حق ماست دست يابيم.
خلاصه اينكه اين قطعنامه كه صادر شده خوب است با اينكه اضطراري است وما
كاري نداريم كه چه كساني جمع شدند وچگونه جمع شدند تشريفاتي بوده يا
نبوده ولي برخورد آنها نسبت به اين موضوع خيلي خوب بوده.. اگر پيمان
استراتژيك در چهار چوب همين قطعنامه به امضاء برسد به نفع ماست. چون
خيلي چيزها را براي طرف مقابل در نظر گرفته، از قبيل احترام به تماميت
ارضي، احترام به استقلال ملي، احترام به حاكميت ملي افغانستان، احترام
به قوانين افغانستان، احترام به قانون اساسي افغانستان، كه این مسائل
در پيشنويس پيمان نبود. بنابراين، اين لوي جرگه عنعنوي، چه تشريفاتي
بوده باشد وچه رسمي بوده باشد ولي خروجي اين نشست يك چيز خيلي خوبي است
واگر ده ها نشست برگزار مي شد خروجي اش بهتر از اين نمي شد. لذا اگر
پيمان نامه با در نظر داش اين طور نيست كه هميشه كشورهاي ضعيف با كشورهاي قوي پيمان ببندد. حتي كشورهاي قوي نيز با همديگر پيمان مي بندند. بنا براين آستا برو آستا بيا، گربه شاخت نزنه سياست غلطي است. گربه که شاخ ندارد تا ما از شاخ زدنش بترسيم. اين بستگي دارد كه ما چقدر سياست بلد باشيم وچقدر قانوندان باشيم وچقدر منطقي صحبت كنيم وچه قدر احساساتي باشيم اينها همه نقش دارد در موقعيت آينده كشور ما و مردم ما. منافع ملي ما بايد تعريف شود. چون که صد آمد نود هم پيش ماست. مايد منافع ملي خود را تعريف كنيم. در صورتي که منافع ملي تامين شد، منافع مليتها هم تامين مي شود. در تمامي تعاملات بين المللي چه بخواهيم يا نخواهيم، بايدخودمان را قوي بسازيم در غير اين صورت اگر به ما صندلي هم بدهند، صندلي آخر را خواهند داد. ما بجاي اينكه شعار بدهيم، بايد واقع گرا باشيم ، ما جهاد كرديم ، خون داديم ، شهيد داديم، كل اينها را رئيس جمهور مملكت ما، در يك پاراگراف بيان كرد: كه « همه از جهاد ما سود بردند جز خود ما » سئوال، چرا ما سود نبرديم؟ آيا دوستان قوي بودند كه دستاوردهاي مارا به سرقت بردند يا صاحبخانه خواب بود. به نظر من بخشي عظيمي از آن بر مي گردد، به غفلت خودمان. شما درِ خانه ات را محكم ببند، وهمسايه ات را دزد نگير. ديگران اگر سود بردند وخود ما سود نبرديم با خاطر غفلت خود ماست. در آينده هم اگر ما كشته ها بدهيم ومقاومت بكنيم ولي غفلت بكنيم تقصير خود ماست. بنا براين« ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيرما بانفسهم» وپيام ديگر قرآن: « لن ترضي عن اليهود والنصاري حتي تتبع ملتهم» لذا هم با دنيا تعامل داشته باشيم وهم دقت. دبير نشست : با تشكر با توجه به اينكه وقت كم است وسئوالهاي زيادي از سوي حاضرين در نشست مطرح شده ولي متاسفانه وقت كافي براي طرح آنها وجود ندارد. يك سئوال اساسي كه باقي مي ماند اين است كه آمريكا براي حضور در افغانستان يكسري اهدافي دارد از جمله بدليل مشكلاتي كه با جمهوري اسلامي ايران دارد در پي حضور در افغانستان مي باشد. حال اين سوال مطرح است ، كه در صورت تصويب اين پيمان در پارلمان افغانستان، چه تضميني از سوي آمريكا وجود دارد كه ازخاك اين كشور بر عليه كشورهاي همسايه افغانستان استفاده نمي كند؟ به اين معنا كه حضور آمریکا در افغانستان چه مضراتي مي تواند براي کشورهای همسایه از جمله ايران داشته باشد؟ با توجه به اينكه آقاي كرزي در سخنراني خود در لوي جرگه به اين موضوع اشاره داشتند كه ما به هر قيمتي كه شده رابطه دوستانه خود را با كشورهاي همسايه از جمله ايران ادامه مي دهيم؟ جناب آ قای داکتر ناصری لطفا شما به این سئوال پاسخ دهید. داكتر ناصري: از دوستان تشكر مي كنيم. طبيعي است كه نظرات متفاوتي نسبت به مسئله داشته باشند و اين از نكات مثبتي است كه در اين جلسه حاكم است. همانطوريكه در قطعنامه پاياني لوي جرگه آمده ممكن است دوستان ديدگاه هاي متفاوتي نسبت به اين پيمان داشته باشند. آنچه كه در اين پيمان مهم است، اين است كه دولت به شدت اصرار دارد كه از خاك افغانستان برعليه كشورهاي همسايه اين كشور نبايد سوء استفاده بشود واينها افزون براينكه درمواد مختلف پيشنويس وهمينطور اعلاميه همكاري با يكسري تفاوتهاي كه دارد، برآن تاكيد شده است. رئيس جمهور وهمين طور رئيس لوي جرگه تاكيد داشتند كه از خاك افغانستان نبايد بر عليه كشور ديگري سوء استفاده شود. كشورهاي همسايه افغانستان با اين كشور، اشتراكات زيادي از قبيل اشتراكات زباني ، ديني وتاريخي دارند ومردم اين كشورها در گذشته نه چندان دور ملت واحد بودند وسرزمين ما يك كشور واحد بوده. لذا براي ملت افغانستان به هيچ وجه قابل قبول نيست كه كشورهاي هم پيمان افغانستان چه هند با شد وچه آمريكا نظر سوئي نسبت به كشورهاي همجوار آن داشته باشد. مردم افغانستان روابط شان را با كشورهاي همسايه فوق العاده حياتي مي داند. هرچند در مقاطعي روبط دولت مردان با كشورهاي همسايه تيره شده ولي در هر حال مردم اين كشورها كه يك دین ويك تاريخ مشترك را در خود جاي داده، نسبت به آن حساس است. بنابراين بزرگترين تضمين وپشتوانه، همين احساس مشترك ملتهاي اين كشورها مي باشد. دولت مردان افغانستان نسبت به اين مسئله دغدغه دارند. مردم كشور نسبت به اين موضوع حساسيت دارند. اگر لوي جرگه ي با اين هزينه برگزاري مي گردد، بدليل اين است كه حساسيت مردم نسبت به اين پيمان در نظر گرفته شود وبراي تصويب آن با موانع مثل مردم مواجه نشوند. همدلي مردم ومنافع كلان ملي واينكه مردم افغانستان منافع ايران را منافع خود شان می دانند. همچنين منافع پاكستان را در اين پيمان مورد توجه قرار بدهند اينها همه تضمينهاي مي تواند باشد كه اين پيمان باعث سوء استفاده از خاك اين كشور، بر عليه كشورهاي همسايه نشود. جمهوري اسلامي ايران وجمهوري اسلامي پاكستان مي تواند از اين جهت احساس راحتي خيال واطمینان خواطر داشته باشند. دبیر نشست: ازاساتید محترم از اینکه علی رغم مشغله درسی وکاری زیادی که داشتند ، دعوت مرکز علمی فرهنگی طلوع فجر را پذیرفتند ودر این میز گرد شرکت کردند وبا نظرات شان ابعاد مختلف پیمان استراتژیک افغانستان وآمریکا را برای حاضرین تشریح نمودند سپاس گزاریم. همچنین از همه حاضرین در سالن که با حوصله به صحبتهای ارائه شده گوش فرا دادند کمال تقدیر وتشکر را داریم. ختم جلسه را اعلام می کنیم وهمه عزیزان را به خدای منان می سپاریم.
|