محمد عیسی رحیمی

راهكارهاي تحقق انسجام اسلامي از منظر آيات  و  روايات

 

  (مقاله برتر همايش بين المللي قرآن و مسايل جامعه معاصر-(آيسسكو) -اصفهان)

        چکيده

 بررسي ضرورت و جايگاه اتحاد درعصروزمان حاضرکه هرکس بقا وماندن خود را درنابودي ديگران مي جويد,ومي کوشند بابذر نفاق وتفرقه درميان جوامع اسلامي زمينه ِ ي استعمارگري خودرافراهم نمايند؛ يک امرضروري ولازم به نظرمي آيد،که بايد جهان اسلام ومسلمانان باتاسي به مکتب اسلام ودرگ اين ضرورت ها براي عظمت وکرامت خود درجهت اتحاد وهمدلي همفکري وصميميت نشان دهند؛ لذا اين تحقيق کوشيده تا ضرورت و جايگاه اتحاد و انسجام رادرايات و روايات بررسي و  اشاره نمايد.

کليدواژه ها:  اتحاد ، انسجام ، وحدت ،امت واسلام.

مقدمه :

          اتحادوانسجام درعصروزمان معاصر كه هركس بقاوماندن خودراازطريق زيان ديگران مي جويد،يك امرضروري ولازم به نظر مي آيد،امت وملتي قادربه ادامه ي هستي است كه بتوانداتحاد وانسجام خودرادربرابرطوفان مرگ باري كه ازاردوگاههاي قدرتها بر مي خيزدحفظ كرده ودربرابرآن پايداري ومقاومت نمايد .

         فجايع ومظالمي كه درقرون اخيربرملت هاي مسلمان،از طرف قدرتهاي بزرگ صورت گرفته ومي گيردبه علت نداشتن تفاهم واقعي وندانستن مقام وموقعيت جايگاه اسلام وخودمسلمانان است كه اين امر مي طلبد مسلمانان اتحادوانسجام رانه تنها ﴿﴿فضيلت ﴾﴾ دانسته بلكه به عنوان يك امر ضروري وحياتي برآن تاكيدنمايند .

       جهان اسلام وپيروان پيامبررحمت ومغفرت اگرمي خواهند دراين واويلاي مبارزات بي امان قدرتها،موجوديت خودرا حفظ نموده وبه انجام رسالت عظيم خوددرميان ملت ها توفيق يابند،راهي جزبازگشت به اسلام واقعي،برقراري وحدت،اتحادوانسجام اسلامي كه تمام نيروهاي اسلام رادرفراخناي خود جاي دهد نخواهند داشت؛وبه همين جهت است كه درقرآن ومتون ديني سفارش اكيد نسبت به عدم تنازع واختلاف شده وفرموموده است : تشت واختلاف مايه ي ضعف وسستي جهان اسلام شده، وانچه كه باعث قدرت،عظمت واقتدار جهان اسلام مي گردد دوري ازاختلاف وتنازع مي باشد که دنياي اسلام درسايه ي صميميت، محبت،دوستي وهمفکري مي تواند به اقتدار ،عظمت وشکوه بيرسد .

   درعصري که تمام قدرت ها عليه حق ، انسانيت ،تقواوارزش هاي عاليه ي انساني بسيج شده ومي خواهند آنهاراازراه راست ومستقيم منحرف کرده وازاسلام اصيل وواقعي دور کرده واستعمارگري خويش راتداوم بخشد ،تنهاراه نجات انسان واقع بين وحقيقت گرابازگشت به اسلام اصيلودوري ازظاهر گرايي وچسپيدن به پوسته اسلام است که بايدمسلمانان باتاکيدوتاسي ازمکتب وحدت ويگانه پرستي بيش ازپيش به ملت گرايي خاتمه داده وآنچه راکه اسلام وقرآن به آن دستورداده عمل نمايند زيرانفاق

وتفرقه افگني به هرصورت وشکل وازجانب هرکس صورت پذيرد،بزرگترين خيانت درحق اسلام ومسلمين است .

     دانستن جايگاه دين ،بصيرت ،آگاهي ،ومعرفت نسبت به آن ،ترويج وتعميم اصول وارزش هاي اسلامي درميان جوامع اسلامي، ارتقاءسطح آگاهي، ايمان واعتقادمردم تنهاراه پيوندزنجيرهاي شکسته ورسيدن به اتحادوانسجام اسلامي است.  

    اگردرآن روزسيدجمال الدين ودرعصرحاضررهبران ديني ورهبرمعظم بامعرفت وآگاهي ازمکتب اسلام،نبوت وامامت به ضرورت ونيازمندي اتحاد وانسجام دنياي اسلام اشاره دارندوبراين مساله تآکيد نموده اند.                   

    به خاطرنيازمندي جهان اسلام به وحدت،صميمت وتفاهم است، که رهبران وحاکمان ممالک اسلامي؛بامجاهدت وفداکارهاي بي ريب ونوع عمل خود،مؤمنين ومسلمانان راازاختلاف،دوگانگي،تفرقه وپراکنده گي به دورنگه داشته وبراي رسيدن به حقيقت مانندچراغ درتاريکي هدايت وراهنمايي نمايند،تابشودروزي حق دردنياي بشريت ظهورکرده وپيکرباطل بسوزد.

   قبل ازاين که به ضرورت واهميت اتحاد وانسجام ازمنظرآيات و روايات بپردازيم.لازم است که به مفهوم شناسي واژه ها، اشاره کنيم تازمينه ي بحث ازضرورت وجايگاه اتحاد فراهم گردد ، به طورکلي چهار چوب بحث راچنين مي توان ترسيم وبيان کرد.

الف: مفاهيم وکليات

 ب: جايگاه واهميت اتحاد وانسجام ازمنظرآيات وروايات

1ـ بخش اول : مفاهيم وکليات

قبل ازپرداختن به مباحث اصلي لازم است واژه ها ي کليدي تعريف وروشن شود.

1ـ1 اتحاد

 اتحادمصدرباب افتعال به معناي سازش وموافقت،يگانه شدن دوچيز،يکي شدن،اتحادوهمبستگي دوياچند کشوردريک سياست مشترک ميآيدچنانکه ميفرمايد.

اتحدالقوم: اتفاق وسازش کردند گروه،اتحداتحادالشيان ؛آن دوچيزيکي شدند.[2]

2ـ 1ـ انسجام

        انسجام مصدراست،يعني همبستگي وراي که اگرچنانچه درکلام به کاررود به معناي روان بودن کلام،عاري بودن آن ازتقعيد وتصنع است،که ملاک ديدگاه اجتماعي بوده ومقصودازآن،هم سوي درعقايد،آراوکارهااست ودراين مدخل ازواژه هايجمع،حزب،عصبه،کافه(لاتفرقو)،(لاتنازعوا)و(واحدة) استفاده شده است.[3]

3ـ 1ـ وحدت

وحدت مصدر يااسم مصدر ازباب ثلاثي مجرد(وحد يحد وحداً وحدة به سبب حال بودن منصوب است که تثينه وحمع بسته نمي شود،به معناي يکتايي بودن، َيگانه بودن،تنهايي،يگانکي وضد کثرت ميآيد.[4] که ملاک يکي بودن دراعتقادات واصول است،مسلمانان درضمن حفظ اصل،همديگررادربرابر غيرتقويت وحمايت نمايند.

فرق که جناب آقاي مبلغي واراکي بين اين سه واژه بيان کرده آن است که دروحدت اسلامي همه مسلمين ازنظراعتقادي،اصول ومباني يکي هستند0 اما اتحادرا بشيتربه معناي بحث تقريب که عبارت است ازتشخص زمينه هاي اختلاف براي به اتحادرساندن مذاهب گرفته اند، وانسجام راابزاري کارتئوريک وياحتي غير تئوريک ياابزار ارتباط وگفتمان سياسي يا غير سياسي دانستند که مي توان افزون برکارکردهاي خودش بسمت وحدت وبه سمت تقريب خدمتي به آن هابرساند.[5]

بخش دوم

                    جايگاه واهميت اتحاد ازمنظرآيات وروايات

1ـ2 اهميت اتحاد ازمنظر آيات.

1-1-2  وحدت وهيبت

         يگانگي،همدلي واتحاد ازمنظر آيات الهي جايگاه بس ويزه ورفيع دارد که مي  فرمايد:عزت،سربلندي،اقتدار وپيوند دلها جزدرپيروي ازحق ودوري ازاختلاف امکان پذيرنخواهد بود بلکه موجب هيبت شماخوهندشد.

،(واطيعواالله ورسوله ولاتنازعوافتفشلواوتذهب ريحکم واصبروان الله مع الصابرين.)[6]

فرمان خدا وپيامبرش را اطاعت نماييد!ونزاع نکنيد وقدرت(شوکت)شما ازبين نرود!وصبر واستقامت کنيدکه خداوند با استقامت کنندکان است.

      خداوندبراي پيشرفت مسلمانان به يکي ازاصولي اساسي ومهم که پيروي ازرهبرباشد اشاره کرده ومي فرمايد:ازپراکندگي وتنازع پرهيز نمايد،زيراکشمکش ونزاع و اختلاف ميان مسلمانان باعث سستي وناتواني وضعف درميان شما مي شودونتجه اين سستي وفتور،ازميان رفتن قدرت وقوت وهيبت وعظمت شمامسلمانان مي گرددوبراي فرار ازمشکل وازبين نرفتن هيبت بايد اتحادتان حفظ کرده که خودموجب حرکت کشتي شمابه سوي منزل مقصودميگردد. [7]

 2 -1-2   وحدت والفت.

      يکي ازآياتي که اهميت وجايگاه اتحاد وهمدلي رابيان مي داردآن است که ايمان وآشنائ به معارف حقه الهي وازبين بردن رذايل وخواهش دلها ازتمتع به ماديات موجب الفت ونزديکي قلب ها مي گردد که انسان بعد ازايمان آوردن به خدا وپذيرفتن تربيت او،خشم ودشمني راازدلهايشان زايل کرده وجانهايشان راازبخل،تفرقه،دوئيت غلبه هوا وهوس رهايي مي بخشد وبه لطف خداوند برادر يگديگر مي شوند.(والف بين قلوبهم لوانفقت مافي الارض جميعا ماالفت بين قلوبهم ولکن الله الف بينهم.)[8]

دلهاي آنهاراباهم الفت داد!اگرتمام آنچه راروي زمين است صرف مي کردي که ميان دلهاي آنان الفت دهي،نمي توانستي!ولي خداوند درميان آنها الفت ايجاد کرد؛دراين آيه خداوند به اختلاف ميان قوم اوس وخزرج،وياصد گونه اختلاف وشکاف اجتماعي ميان طبقه فقير وغني اشاره دارد که مي فرمايد:اين گونه کينه ها وعداوت ها به وسيله ي مال،ثروت،جاه ومقام قابل علاج نبوده وتنها چزي که مي تواند آن کينه هاي راسخ وريشه دارراازبين ببردويکنوع انقلاب وديگرگوني درافگاروانديشه وجانها به وجودآورد ايمان وتوحيداست.چنانکه قرآن درجاي ديگر مي فرمايد:(واذکروانعمت الله عليکم اذکنتم اعداءفالف بين قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا.)[9] ((اين نعمت بزرگ خدارا به خاطر داشته که شما باهم دشمن بوديد اودرميان دلهايتان الفت ايجادکرد ودرپوتو نعمتش برادر يگديگرشديد.[10]طبق فرموده خداوند،الفت وپيونددلهادرسايه ي ايمان به خدا موجب ازبين رفتن تفرقه واختلاف مي گردد که اين خودعظمت اتحادوهمدلي رامي رساند.

3-1-2   وحدت واقامه دين

      يکي ديکرازآياتي که جايگاه واهميت اتحاد را مي رساند،آيه اي است که اهتمام الهي رابه اتحادمؤمنين درعمل به احکام دين بيان مي دارد،خداوند وقتي درآيات قبل ازين آيه محرمات را بيان مي دارد مي فرمايد:يکي ازمحرمات اين است که صراط که اختلاف وتخلف پذيرنيست واگذاشته وراههاي ديگر راپيروي کنيد،چون اين عمل شمارا از راهخدا متفرق ميسازد ودرميان شماايجاداختلاف مي نمايد،وسرانجام باعث مي شودکه ازصراط مستقيم خدايکسره بيرون شويد.

      خداوند دراين آيه وآيات قبل کليات دين راصراط مستقيم خود خوانده که نه درهدايت پيروان ورسانيدن به هدف،تخلف پذيراست ونه دراجزاي آن؛ونه دربيان پيروان آن مادامي که پيروند اختلاف هست؛براي اين که راههاي ديگرراههاي هواهاي شيطاني است که درتحت يک ضابطه کلي قرارندارد؛به خلاف راه خدا که اساسش فطرت وآفرينش است،ومعلوم است که درخلقت خدا اختلاف وتغيير وتبديل نيست وان هذا صراطي مستقيمافاتبعوه ولاتتبعواالسبل.( فتفرق بکم عن سبيله.،)اين است راه راست پيروي آن کنيد وازراههاي ديگر که موجب تفرقه شمااست متابعت نکنيد.[11]

       درآيه ديگر مي فرمايد:اي پيامبر،دين که من براي شما تشريع وابلاغ کردم همان دين است که برنوح،موسي وعيسي (ع)وصيت کرده وفرستاده بودم،دين رابر پاداريد ودرآن تفرقه ايجاد نکنيد.(شرع لکم من الدين ماوصي لکم به نوحاوالذي اوحينا اليک وماوصينا به ابراهيم وموسي وعيسي ان ا قيموالدين ولاتتفرقوا.)[12]  دراين آيه خداوند يکي ازدورکن دعوت انبياءاولولعزم را عدم تفرقه دردين دانسته وفرموده است که شما حق نداريد دردين تفرقه ايجاد نمايد ودين خداوند يک دين است که شماوظيفه داريد به دين واحد دعوت نمايد زيرا؛تفرقه موجب  خونريزي باعث تحميل سليقه هاي شخصي وتحميل آن بردين شده که نتيجه آن چيزي جزءبد بختي وشقاوت نخواهد بود. وعامل تفرقه ودوري دلها درزمانهاي قديم وعصر حاضر،حب دنيا،رياست ،ظلم وعداوت مي باشدچنان که خداوند اشاره به اين مطلب دارد ومي فرمايد:آن ها راه تفرقه را پيش نگرفتند مگر بعد ازاين که اتمام حجت برآن هاشد،وعلم آگاهي برآن هارسيد،واين تفرقه جوئ به خاطر حب دنيا،رياست وظلم وحسد وعداوت بود.(وما تفرقواالا من بعدماجاّْئهم العلم بغيا بينهم.)[13] پس اتحاد وانسجام موجب اقامه دين ومعرفي آن به دنيا وباعث پيشرفت وبرتري آن در جهان مي شود که اين خود بيانگراهميت وضرورت اتحاد وانسجام درجامعه اسلامي است.که اگر جامعه اسلامي به اين ضرورت توجه نمايند مي توانندزمينه کرامت وعزت خودرافراهم نموده وبه عزت هميشگي نائل‌ آيند.

4-1- 2   وحدت نعمت الهي

دربعضي ازآيات ايجاد وحدت،اتحاد والفت دردلهاي مؤمنان به عنوان نعمت الهي برشمرده شده است. چنان که درسوره آل عمران اشاره به اين مطلب دارد ومي فرمايد:باتأمل، تفکروتدبر نسبت به وضع اندوهبار عربهاي زمان جاهليت که باهم دشمن بودند نظرافکنده که چگونه خداوند درپرتواسلام وايمان دلهاي شان راباهم مربوط ساخت،ودشمنان ديرين را باهم برادر وازآنان ملت واحد به وجودآورد وباعث نجات آنهاازپرت گاه آتش گرديد.(واذکروا نعمت الله عليکم اذکنتم اعداء فالف بين قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا. )[14]

نعمت خدارا برخود،به يادآوريد که چگونه دشمن يگديگر بوديد،واوميان دلهاي شما،الفت ايجادکرده وبه برکت نعمت اوبر ادرشد يد!وشما برلب حفره اي ازآتش بوديد ، خداوند شماراازآن نجات داد.آنچه در اين آيه مايه ي تعجب است آن است که خداونداولاً کلمه ((نعمت ))رادوبارتکراروبه اين طريق اهميت موهبت اتفاق وبرادري  گوشزد مي کند.

ثانياً مسأله تأليف قلوب مؤمنان را به خودنسبت داده ومي گويد: ((خدادر ميان دلهاي شما الفت ايجاد کرد.))واين تعبير اشاره به يک معجزه اجتماعي اسلام شده،زيرااگرسابقه دشمني وعداوت پيشين عرب را مورد دقت وکاوش قراردهيم که چگونه کينه هاي ريشه دار در طول سالهاي متمادي در دلهاي آنها انباشته شده بود و چکونه يک موضوعي کوچک باعث خونريزي وجنگ خونين در ميان آنها مي گرديد. در اين صورت اهميت اين معجزه ي بزرگ اجتماعي اسلام آشکار ميشود  که اين اتحاد و برادري از طرق عادي غيرممکن بوده که بتواند که از چنان ملت پراکنده وکينه توز نادان ملتي واحد و برادر بسازد وخداوندبود که توانست در ميان عربهاي جاهل وکينه توز  بوسيله ي نور ايمان و اسلا م اخوت،برادري وپيوندقلبي ايجادنمايد  چنانکه ازشاٌن نزول آيات وازطوطئه ((شاس بن قس))ميان طائفه ((اوس))و((خزرج))که،سالها باهم جنگ هاي خونين داشتند،ودرنهايت صفا صميميت  گردهم نشسته مجلس انس به وجوداورده اند)[15] بدست مي آيندکه اتحاد ، صميميت  وهمدلي ازنعمت خداوند وازجايگاه بس  اعلي ورفيع برخورداراست که اگر مسلمانان رعايت نمايند به  اقتدار شوکت عظمت وقدرت بي منتهي تبديل شده ومي توانند دربرابرقدرتها وسلطه گران مقاومت نمايند. مولاي رومي مي گويد:      

دوقبيله اوس وخزرج نام داشت           هريکي شان جام خون آشام داشت

کينه هاي کهنه شان ازمصطفي            محو شددرنوراسلام وصفا [16]

5-1 -2  وحدت آيه اي ازآيات الهي

دربعضي ازآيات خداوندازاتحاد،انسجام،همدلي،صفا،صميميت والفت دلهاي مسلمانان به عنوان آيات ونشانه هاي خويش يادکرده وفرموده است:توجه ودقت مسلمانان به اين آيات ونشانه ها باعث هدايت،سعادت،سرافرازي،اقتدار وعزت مسلمانان مي گردد.(وکذلک يبين الله لکم آياته لعلکم تهتدون.)[17] اين چنين خداوندآيات خودرابراي شما آشکار مي سازد،شايد پذيراي هدايت شويد،ويا درآيه ي ديگر وقتي درآيات قبل ازآن ازکفر،ايمان،امر به معروف،نهي ازمنکر،اتحاد واتفاق سخن مي گويد مي فرمايد:اين ها آيات خدااست که به حق برتومي خوانيم؛(تلک آيات الله نتلوها عليک بالحق.)[18]

.

    2/2- اهميت اتحاد و اخوت اسلامي در روايات

1/2/2- وحدت و حيات

پيامبر و ائمه معصومين (س) در سيره و گفتارشان به اتحاد، همبستگي و اخوت ميان مسلمانان اهميت زيادي داده‌اند، اگر چنانچه پيامبر اسلام عقد اخوت ميان مهاجر و انصار برقرار كرده و حضرت علي(ع) در عين حال كه مورد ظلم و جفا قرار داشت بازهم از صف جماعت ميان مسلمين بيرون نرفته و همراه و همگام با خلفا در مقابل بيگانگان مثل كوه استوار و مقاومت نموده بيانگر اهميت همدلي و همياري ميان مسلمانان است. چنان كه پيامبر رحمت مي‌فرمايد: همبستگي ميان افراد جامعه و مسلمانان يكي از علائم حيات آن جامعه؛ كدورت، نفاق، متلاشي شدن و متفرق شدن خاصيت مردگي مسلمانان و جامعه است.مثل المؤمنين في تواددهم و تراحيمهم و تعاطيفيهم مثل الجسد اذا اشتكي منه عضو تداعي له ساير الجسد بالسهر و الحمي.[19]مثل مردم با ايمان آن هاي كه زنده به  ايمانند، مثل مؤمنين در همدلي، در دوست داشتن يكديگر، در علاقه‌مند بودن به سرنوشت يكديگر، مثل پيكر زنده است كه اگر عضوي از آن به درد آيد ساير اعضاءبا اين عضو همدردي مي‌كنند.

در جاي ديگر پيامبر اسلام با تعبير رسا جامعه اسلامي را به اجزاء ساختمان تشبيه كرده و فرموده‌اند: اجزاء ساختمان همه به كمك هم، همديگر را نگه مي‌دارند و چنانچه يك بخش از آن فرو ريزد بيقه ساختمان نيز فرو خواهد ريخت، جامعه اسلامي نيز مانند اجزاء يك ساختمانند و اگر چنانچه با هم متحد و همدل نباشند باعث تسلط بيگانگان و فروپاشي دنياي اسلام و مسلمانان خواهند شد. المؤمن للمؤمن كالبنيان يشيد بعضه بعضًا.[20] افراد با ايمان نسبت به يكديگر همانند اجزاء ساختمانند كه هر جزئي جزء ديگر را محكم نگاه مي‌دارد.

2-2- وحدت و اخوت

پيامبر و ائمه معصومين(ع) از اتحاد و همدلي تعبير اخوت دارند و مي‌فرمايند: مسلمانان، اخ، برادر و از روح واحد هستند و برخود روا نمي دارند كه با اختلاف و متفرق شدن بر همديگر ظلم و بيداد نمايند چنان كه پيامبر اسلام مي‌فرمايد: المسلم اخوالمسلم، لا يظلمه، و لا يخذله، و لا يسلمه[21] مسلمان برادر مسلمان است، هرگز به او ستم نمي‌كند، دست از ياريش بر نمي‌دارد و او را در برابر حوادث تنها نمي‌گذارد.

در حديث امام صادق(ع) مي‌فرمايد: المؤمن اخو المؤمن، كالجسد الواحد، اذا اشتكي شيئًا منه وجد، الم ذلك في سائر جسده، و ارواحمها من روح واحدة.مومن برادر مومن است، و همگي به منزله اعضاء يك پيكرند، كه اگر عضوي از آن به در آيد، ديگر عضوها را نماند قرار، و ارواح همگي آن ها از روح واحد گرفته شده.[22] در همين زمينه امام صادق(ع) مي‌فرمايد: همبستگي و نزديكي قلب‌هاي مسلمين و افراد باايمان موجب مي‌شود كه آنها همديگر را عين و چشم خود حساب نمايند، و بر همديگر از جهت فرهنگي، اقتصادي و سياسي خيانت روا ندارند و اگر چنانچه خيانتي از طرف زورگويان و مستعمران جهان در حق جامعه اسلامي صورت گيرد در برابر آن ايستادگي و از خود مقاومت نشان دهند، المؤمن اخوالمؤمن عينه و دليله،لا يخونه لايظلمه، و لايفشه، و لايعده عدة فيخلفه و. [23] مومن برادر مومن است و به منزله چشم او و راهنماي اوست، هرگز به او خيانت نمي‌كند و ستم روا نمي‌دارد، با او غش و تقلب نمي‌كند، هر وعده‌اي را به او دهد تخلف نخواهد كرد.

پيامبر در حجة ‌الوداع در رابطه با همبستگي، اتحاد و همراهي ملت مسلمانان فرمودند: ثلاث لا يغل عليهن قلب إمرئيٍ مسلم: اخلاص العمل لله و النصيحة لائمة المسلمين و اللزم لجماعتهم.[24] سه چيز است كه هرگز دل مرد، مسلمان در مورد آنها نمي‌سوزد و خيانت نمي‌كند: عملي را خالصًا لوجه الله بجا آوردن، خير خواهي براي پيشوايان مسلمانان، همراهي وملازمت جماعت مسلمين.

اگر چنانچنه مسلمانان همگام و هماهنگ باشند نه خود بر ديگران خيانت روا مي‌دارند و نه كساني ديگر مي‌توانند بر عليه شان خيانت نمايند و حضرت علي(ع) به خاطر حفظ اسلام و اتحاد ميان مسلمانان مي‌فرمايد: اگر كار مسلمانان ساماني داشته و وحدت ميان آن ها با رفتن من و كنار گذاشتن من حفظ شود و من بفهمم چنين چيزي امكان پذير است من از حقم گذشته و كنار خواهم رفت. لقد علمتم اني احق الناس بها من غيري و والله لأسلمن ما سلمت امور المسلمين و لم يكن فيها جور الّا علي خاصة. بخدا قسم مي‌دانيد من از ديگران به خلافت شايسته‌ترم، مادامي كه كار مسلمانان ساماني داشته باشد و جزء بر من بر ديگران ستمي نرود، آن را واگذاشته مخالفت نمي‌ورزم. پاداش چنين فضيلت و عملي را از خدا خوستارم و در آنچه شما به خاطر زيور و زينتش با يكديگر رقابت مي‌كنيد زهد مي‌ورزم.[25] باتوجه به اهتمام الهي به اتحاد مؤمنين وعلامت ونعمت قراردادن اتحاد،انسجام وهمدلي ميان مسلمانان فهميده مي شود که اتحاد،همبستگي والفت ميان مسلمانان ازمنظرآيات الهي ,روايات وسيره ائمه معصومين ازجايگاه بالاي برخوردار است که اگرمسلمانان جهان آن را رعايت نمايندمي توانند به اقتدا ر،شوکت وعظمت نايل آيند وبتوانند دربرابرابرقدرت هاوسلطه گران ايستادگي نمايند.

 


[1]

[2] - خليل جر, فرهنگ لاروس عربي به فارسي , , مترجم سيد حميد طبيبيان , سپهر, دوازدهم , تهران , امير کبير, 1381هش ج 1

[3] - همان , هاشمي رفسنجاني , اکبر, فرهنگ قرآن , , دفتر تبليغات , اول , قم , بوستان کتاب, 1383 , ج2  212

[4] - لوئيس , مألوف , المنجد ,  , فتاحي , چهارم, تهران , دهاقاني , 1374 ج, 2

[5] - اراکي , محسن, مبلغي احمد , بازخواني معناي وحدت اسلامي تقريب بين مذاهب و انسجام اسلامي, شماره چهار, ص2-3

[6] - انفال / 46

[7] -  مکارم شيرازي ،ناصر وهمکاران،تفسير نمونه ، ،سرور؛26،تهران،دارالکتب الاسلاميه،1382 ج,7,ص195

[8] -  انفال  / 163

[9] - آل عمران /103

[10] -طباطبايي محمدحسين،ترجمه الميزان، (مترجم مو سوي همداني)انتشارات اسسلامي،[10]  ج ص 150-  مکارم شيرازي ،ناصر وهمکاران،تفسير نمونه ، ،سرور؛26،تهران،دارالکتب الاسلاميه،1382 ج7 ص223

 

[11] - سوره انعام /-153 /طباطبايي ،محمد حسين،ترجمه تفسير الميزان ،(موسوي همداني) انتشارات اسلا مي ج, ص21

[12] - سوره شوري / 13

[13] - سوره شوري / 14،مکارم شيرازي وهمکاران ،تفسير نمونه ،مدرسه اميرالمؤمنين،22 ،دارالکتب الاسلاميه ،ا382 ج 7,ص374

[14] -سوره آل عمران / 103

[15] -  مکارم شيرازي،ناصروهمکاران، تفسيرنمونه ، ،گوهرانديشه،33تهران ،دارالکتب الاسلاميه؛-1382هجري ج ,ص30

[16] -جا  ويد موسوي  ،سيد حميد ،اتحاداسلا مي درآثار شهيد مطهری،فجر،  تهران  صدرا 1386 ص 102

[17] - سوره آل عمران / 103

[18] - سوره آل عمران / 108

[19] جاويد موسوي،سيد حميد،  اتحاد اسلامي در آثار شهيد مطهري، ص39 ، فجر، اول، تهران: صدرا، 1383 ص39

[20] مكارم شيرازي، ناصر و همكاران، تفسير نمونه ج3 ص43

[21] کاشاني ، محسن، المحجة البيضا، ج3 ص332 كتاب‌ آداب الصحبت و المعاشره باب 2 ، بيروت ، لبنان، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات ج 22  ص 173

[22] كليني، محمد بن يعقوب،  اصول كافي، ، باب اخوت المومينن بعضهم بعض ح3 ، پيام ، دوم ، تهران ، گلگشت ، 1377 ج2  ص132

[23] همان

[24] جاويد موسوي، سيد حميد، اتحاد اسلامي در آثار شهيد مطهري، فجر، اول، تهران: صدرا 1386 ص 33

[25] رضي، سيد شريف، نهج البلاغه، مترجم محمد مهدي فولادوند، خ، 73، طلوع آزادي، اول، تهران: صائب 1380

 

 

 

 برگشت