عاشـورا در گـذر زمان
سرمقاله
عاشورا يعني مبارزه ميان جبهه حق و باطل در طول تاريخ بشريت. از روزي
که بشر بر روي کره خاکي قدم نهاد مبارزه و جنگ ميان دو جبهه حق و باطل
وجود داشته و تا به امروز نيز ادامه دارد. اين مبارزه خستگي ناپذير در
دوران هاي مختلف شکل و ظواهر گوناگوني به خود گرفته وفراز وفرود زيادي
داشته است. از فرازهاي مهم تقابل بين جبهه حق و باطل تراژدي غم انگيز
عاشورا است که جهان انسانيت از خلق چنين حادثة وحشت ناک بر خود شرمگين
است. عاشورا نقطه عطفي در تاريخ اسلام و مبارزات جبهه حق و باطل است؛
زيرا سر آغاز حركت نوين با منطق جديد (پيروزي خون بر شمشير) در مبارزات
حق طلبانه بوده است. اين نهضت حق طلبانه با قيام خونين امام
حسين(ع)درسال61هجري آغاز شد و پرچمداران اين نهضت (شيعيان و آزادگان
جهان) آنرا در طول تاريخ تداوم بخشيدند. عاشورا در متن زندگي شيعه و در
عمق باورهاي او جريان داشته و نهضت كربلا در طول چهارده قرن با كوثري
زلال و عميق سيراب كننده جان هاي انسانهاي آزادمنش و آزادي خواه بود
است. هم اكنون نيز عاشورا كانوني است كه ميليون ها دايره كوچك و بزرگ
از ارزشها، احساسها، عاطفه ها، خردها و اراده ها برگرد آن مي چرخد و
پرگاري است كه عشق و عاشقي را ترسيم مي كند. بي شك محتوايي آن حماسه
عظيم و انگيزه ها و اهداف و آرمان ودرس هايش يك فرهنگ غني و ناب و
الهام بخش را تشكيل مي دهد و در حوزه وسيع تشيع و دلباختگان و عاشقان
اهلبيت(ع) كوچك و بزرگ، جوان و نوجوان، زن و مرد همواره با فرهنگ
عاشورا زيسته، رشد كرده و براي آن جان باخته اند، تا آنجا كه در آغاز
تولد كام نوزاد را با تربت پاك سيد الشهدا(ع) و آب فرات بر مي دارند و
هنگام خاكسپاري تربت كربلا را همراه ميت مي گذارند ودر فاصله ولادت تا
مرگ هم بر حسين بن علي(ع) عشق مي ورزند. و از اينكه از پيروان و
راهروان و عاشقان آن حضرت هستند همواره در هرزمان و مكان افتخار مي
كنند وبراي شهادتش هرسال در ايام محرم الحرام اشك غم مي ريزند. حماسه
حسيني رويدادي است، زنده و جاري كه در وجود كاملترين انسان به بهترين
صورت جلوه مي كند؛ زيرا نهضت حسيني قيامي است عدالت خواهانه، دعوتي است
براي نجات بشر، مخالفتي است با ظلم، استبداد و فساد و سرخم كردن در
برابر غير خدا، اقدامي است براي از بين بردن غفلت ها و بيدار نمودن
آدمهاي به خواب خفته، حركتي است براي اصلاح گري در زمين خدا، اقدامي
است براي حفظ دين و دين باوري، امتناعي است از پذيرش ذلت و خواري و حفظ
كرامت و عزت و شرافت انساني، گامي است بلند در تربيت انسانهايي حقيقي و
حقيقت جو، مقاومتي است براي حفظ حدود الهي، مبارزه اي است براي بازگشت
به سيره نبوي و جنبشي است براي امر به معروف و نهي از منكر.
نهضت حسيني
مشعلي است فروزان فرا راه رهروان حق و عدل، حماسه اي است فراتر از زمين
و زمان، حماسه هجرت و جهاد در راه خدا كه همة مردم را به ورود در مكتب
عشق و راستي و درستي و بندگي و آزادگي فرا مي خواند و سرآغازيست براي
جدايي حق از باطل.
در اينجا
اين سؤ ال جدي مطرح مي شود كه : با توجه به اهميت
فوق العاده اي كه اين داستان ، مخصوصا از نظر علل و نتايج خود دارد، چه
علتي باعث
شده است كه اكثر محققان و تحليل گران تاريخ عمومي ، اگرچه آن را مورد
تحقيق قرار
داده اند، ولي حقِ اهميت و عظمت آن را به جاي نياورده اند؟ به نظر مي
رسد، چهار علت
مهم براي اهميت ندادن به اين حادثه بزرگ وجود دارد:
علت يكم _
اهتمام به اين واقعه شگفت انگيز، احتياج به شناخت
ابعاد و سطوح بسيار متنوع، مانند معرفت دين، اخلاق، حقوق، سياست (به
معناي
مديريت انسان در حركت به سوي عالي ترين هدف حيات و اصول پيشرو فرهنگ
ها) دارد. لذا، كمتر كسي توانسته است كه اهميت واقعي اين حادثه را درك
نمايد
علت دوم _ ممكن است فهم حادثه مورد تحليل، نيازمند پيگيري
علل و عوامل دور و نزديك و نتايج و رويدادهاي همزمان باشد كه رابطه اي با
حادثه
داشته باشند و شخص تحليل گر نتواند از عهده جمع آوري و فهم دقيق آن ها بر
آيد.
علت سوم _ در صورتي كه شناختِ همه جانبه حادثه موجب شود تا
شخص محقق از برخي معتقدات خود دست بردارد، قطعي است كه چنين محققي به شناخت
همه
جانبه حادثه علاقه اي نخواهد داشت.
علت چهارم _ اين علت كه شايد با اهميت ترين علت باشد، اين
است كه شخص متفكر و محقق، در رويارويي با اين حادثه با حقايقي مانند ايمان،
عشق، احساس مسؤوليت بزرگ درباره انسان ها و
اعتقاد جزمي به خدا و ابديت روبه رو است، كه يكي از طرفين حادثه امام حسين
(عليه
السلام) و ياران او، آن ها را در حد اعلي داشتند. در صورتي كه طرف ديگر
يزيد و
يزيديان منطقي جز خودخواهي و خودكامگي و ظلم و تجاوز نمي فهميدند. شخص
محقق، هر
اندازه هم كه بخواهد در مقابل اين دو منطق (حق محض و باطل محض ) بي طرفي و
تماشاگري
بي تأثير را انتخاب كند، امكان ناپذير به نظر مي رسد.
با نظر به اين علل است كه مي بينيم اغلب نويسندگان و تاريخ
نگاران، توفيق بررسي و تحليل و تحقيق عيني و موشكافانه اين حادثه شگفت
انگيز و
سازنده را پيدا نمي كنند.
در جهان معاصر كه تكنولوژي و فن آوري اطلاعات به صورت سرسام آور رشد نموده
است. و دشمنان حق، از زمين و هوا و فضا تا عمق خانه هاي ما نفوذ نموده است.
با ابزار پيشرفته و مدرن امروزي اركان دين و باورهاي مذهبي ما را نشانه
رفته است، مهمترين سپر دفاعي براي ما، عاشوراي حسيني و مكتب سرخ اوست.
هرچند دشمنان دين و حق در طول تاريخ خواسته اند و امروز نيز در صدد آن
هستند كه اين نهضت حق طلبانه را كمرنگ نموده و يا به انحراف بكشند. از سوي
ديگر حق طلبان و پيروان مكتب حسين(ع) در تلاشند كه اين نهضت را زنده
نگهدارند و از آن همواره پاسداري نمايند. البته دوستان نادان و جاهل كه
ماهيت قيام حسيني را درست درك نكرده اند با رفتارهاي غير اسلامي و شرعي به
دشمنان دين در به انحراف كشاندن عاشوراي حسيني، ياري مي رسانند.
بنابراين،
روز عاشورا روز تعامل و
تقابل دو جبهه شده است; جبهه اي كه مي خواهد اين روز باقي بماند و جبهه
ديگري كه
هدفش از بين بردن اين روز مهم و تاريخي است. اينجاست كه رسالت دانشمندان
مسلمان، فرهنگيان و قلم بدستان آگاه و حقيقت بين ايجاب مي كند كه با تبيين
درست ماهيت قيام حسيني و نهضت عاشورا از انحرافات و كج روي ها جلو گيري
نمايند.
و نگذارند دشمنان دين و حقيقت، بر باورها و اعتقادات ما بتازند و آنها
را از بين ببرند و يا به انحراف بكشانند.
البته وظيفه شرعي و ايماني همه كساني كه خود را پيرو مكتب سرخ حسيني مي
دانند اين است كه با رفتار و گفتار شايسته اي خود و دوري از اعمال و
رفتارهايي كه مخالف شرع و عقل است از اين نهضت پاسداري كنند. و اين نهضت را
ادامه دهند تا زمانيكه قائم آل محمد منتقم حقيقي خون هاي به ناحق ريخته در
طول تاريخ، ظهور نمايد و حق و عدالت در جهان غلبه نموده و ظلم و باطل از
جهان رخت بركند. به اميد آنروز
ســردبــير
|