وحدت و انسجام اسلامي در قرآن و روايات
مقدمه
يکي از
مسائل که بسيار مهم و ضروري امروز جهان به حساب ميآيد، وحدت و انسجام
مسلمين ميباشد و اسلام هم روي آن تأکيد فراوان نموده است. زيرا وحدت و
انسجام در جهتگيرهاي افراد جامعه نقش تعين کننده دارد، در فرهنگ
اسلامي به اين مساله بيش از بقيه مسائل توجه شده است. هر قدر که بر علم
و دانش بشر افزوده ميشود، به همان ميزان بر اهميت، و ضرورت وحدت و
انسجام نيز افزوده ميگردد. روي اين جهت در عصر ما که عصر شکوفاي علوم
به حساب ميآيد وحدت و انسجام ضرورت بيشتر پيدا ميکند. زيرا در شرايط
عصر حاضر دشمنان اسلام کمر به نابودي اسلام بستهاند، البته اين دشمني
تازگي ندارد، و بلکه از صدر اسلام تا الان وجود داشته ولي امروز روش و
شيوههاي آن عوض شده است امروز شبکههاي تبليغاتي صهيونيستي جهان با
تمام ابزار و شيوههاي مختلف عليه اسلام کار ميکنند، اگر قبلا از راه
نظامي و حمله مسلحانه، محاصره اقتصادي و..... براي از بين بردن اسلام
استفاده ميکردند، امروز علاوه بر آنها از روشهاي تبليغاتي، فرهنگي و
اختلاف انداختن بين مسلمانان به ويژه شيعه و سنّي براي ضربه زدن به
کيان اسلام و هويت فرهنگي جهان اسلام بهره ميگيرند.
نقش
دشمنان اسلام و استکبار جهاني را ميتوان در چند جمله خلاصه کرد: 1-
جنگ رواني 2- محاصره اقتصادي 3- حمله مسلحانه 4- تبليغات فرهنگي 5
اختلاف انداختن بين مسلمانان و به ويژه سران مسلمان اعم از سران سياسي
و مذهبي.
1- جنگ
رواني
امروز
استکبار جهاني با راه انداختن جنگ رواني عليه جهان اسلام تلاشهاي
موذيانه گوناگوني خود ديگر سعي ميکنند بين مسلمانان به ويژه سران
کشورهاي اسلامي اختلاف بيندازند به بهانههاي قوميت، نژاد و مذهب و
گرايشهاي صنفي.... بين مسلمانان ايجاد بدبيني نمايند و با ايجاد فاصله
آنان را رو در روي هم قرار دهند.
2-
محاصره اقتصادي
دشمنان
اسلام با محاصره اقتصادي امت اسلامي ميخواهند جلوي تمام فعاليتهاي
اقتصادي امت اسلامي را گرفته و از رشد و شکوفايي استعداد نيروهاي
مسلمانان در زمينه مسائل مادي و پيشرفتهاي اقتصادي پيشگيري کنند و
نگذارند تا مسلمانان رشد علمي و اقتصادي پيدا کنند و در سايه فرق مادي
مسلمانان آنان به سمت اهداف شوم خود سوق بدهند.
3- حمله
نظامي
کفر
جهاني اگر از راه جنگ رواني و محاصره اقتصادي به معصد شوم خودشان نرسيد
دست به جمله نظامي، ميزند و قتل و کشتار مردم را به راه مياندازند و
به احدي رحم نميکنند و هر جنايت که از دستشان بر بيايد انجام ميدهند
و اين مطلب به تجربه ثابت شده است، اگر ما به تاريخ اسلام مراجعه کنيم
ميفهميم که در طول تاريخ اسلام اينها جنايتهاي فراواني مرتکب شدند و
بخصوص در عصر حاضر ابزارها و امکانات و پيچيده و پيشرفتهي در اختيار
دارند و در حين رويکرد امت اسلامي بيش از گذشته آسيب پذير شدهاند.
4-
تبليغات فرهنگي
دشمنان
اسلام و قدرتهاي شيطاني و بخصوص جهان غرب با تبليغات فرهنگي خود
ميخواهند جامعه اسلامي را از درون متلاشي و بيهويت سازند امروز در
جهان 17000 هزار شبکه اعم از راديو، تلويزيون، کامپيوتر و اينترنت
ماهواره وجود دارد که نود و پنج درصد آنها عوامل فاسد کننده هستند که
اغلب آنها در اختيار قدرتهاي شيطاني قرار دارد که با بهرهگيري از
اين ابزار و روش ميخواهند جامعه اسلامي را در درون خانههايشان مورد
هدف تبليغاتي قرار بدهند همان طور که جامعه غرب خود از درون به هم
پاشيده و هر چند که خود متوجه آن نيست آنقدر احساسها و روابط و عاطفه
کاهش يافته که حتي پدر و مادر، پسر و دختر خود را نميشناسد همچنين پسر
و دختر، پدر و مادر خود را نميشناسد و در جامعه غرب احترام نسبت به
خانوادگي به کلّي از بين رفته است و بر عکس نگرش جهان غرب نسبت به
کرامت انسان و بيتوجهي به حقوق انسان اسلام به احترام خانوادگي سفارش
ميکند و مخصوصاً حقوق پدر و مادر را بسيار تأکيد ميکند.و براي کاهش
ارزشهاي فرهنگي و بيهويت ساختن مسلمانان و به ويژه قشر جوان
سيديهاي مبتذل را با قيمتي بسيار ارزان پخش ميکنند و آسيبهاي جبران
ناپذيري را بر امت اسلامي وارد ميسازند.
5-
اختلاف بين مسلمانان
با تمام
ابزار و شيوههاي مختلف ميخواهند بين مسلمانان اختلاف ايجاد کنند،
امروز قدرتهاي شيطاني به خوبي دريافتهاند که آن چيزي که براي آنها
خطر آفرين است اسلام بوده و به خصوص اگر به وحدت و انسجام رسيده باشد و
در هر نقطه اي از دنيا اگر بتوانند اختلاف بين قوميتها، نژادها و به
ويژه شيعه و سنّي ايجاد اختلاف ميکنند، اختلافاتي جزئي آنها را بزرگ
ميکنند، و از اين راه ميخواهند اسلام را از بين ببرند.
اهميت و
ضرورت وحدت و انسجام
اهميت و
ضرورت وحدت و انسجام آدمي بر هيچ کس پوشيده نيست، هيچ دين، مکتب، مذهب
و گروهي نيست که اهميت و ضرورت وحدت آدمي را منکر شوند، بلکه همه
مکاتب، مذاهب و ممالک براي وحدت و انسجام انسانها تلاش ميورزند و به
دلايل متعدد، اهميت ويژهاي قائلاند. اسلام نيز بر وحدت و انسجام
مسلمانان تأکيد فراوان نموده است. و يکي از شعارهاي بسيار اساسي و
ريشهدار اسلامي براي تحقق و پايداري وحدت و انسجام، شعار گيرا، عميق،
موثر همان دوستي و برادري نسبت به هم است. ديگران وقتي که ميخواهند
زياد اظهار علاقه به هم مسلکان خود کنند از آنان به عنوان رفيق ياد
ميکنند ولي قرآن سطح پيوند علائق دوستي مسلمين را به قدري بالا برده
که به صورت نزديکترين پيوند دو انسان با يکديگر آن هم پيوندي بر اساس
مساوات و برابري، مطرح ميکند، و آن علائق دو برادر نسبت به يکديگر
است.
قرآن کريم در همين زمينه ميفرمايد: «انما
المومنون اخوه[1]....،
مومنان برادري يکديگرند».
هچنين در همين زمينه روايات فراوان از پيامبر اعظم
(ص) داريم که مومنان را برادر يکديگر خوانده است در همين زمينه پيامبر
اعظم (ص) ميفرمايد: «المسلم اخوالمسلم لا يخونه، و لا يخذله، و هم
يدعلي من سواهم[2]»
مسلمان برادر مسلمان است؛ هرگز به او خيانت نميکند، و هرگز به او ستم
نميکند، و مسلمانان مانند يک دست در مقابل دشمنانشان هستند.
و نيز در روايت ديگري ميفرمايد: «مثل الاخوين،
مثل اليدين يغسل احداهما الاخر[3]؛
دو برادر ديني همانند دو دستند که هر کدام ديگري را ميشويد: (با
يکديگر کمال همکاري را دارند و عيوب هم ديگر را پاک ميکنند».
آنچه که
از اين آيه و روايات به خوبي استفاده ميشود اين است که قرآن کريم
مسلمانان را دعوت به برادري ميکند، همه مسلمانان جهان را از هر قوم و
نژاد و قبيله، و داراي هر زباني که باشند، دعوت به وحدت و برادري
ميکند، انبياء الهي همه ايشان از اول تا ختمشان مردم را به برادري،
دوستي، اخوت دعوت کردهاند ولي دشمنان اسلام با تمام ابزار و شيوههاي
مختلف سعي ميکنند که بين مسلمانان اختلاف ايجاد کنند، زيرا دشمنا
اسلام به خوبي ميدانند که اگر مسلمانان با هم متحد بشوند، ديگر دست
آنها از کشورهاي اسلامي کوتاه ميشود.
وحدت و
انسجام در قرآن و روايات
الف –
قرآن کريم
قرآن
كريم در آيات بيشمار آن به ارزش بيبديل و ذاتي و وحدت، همكار اين
ديني تأكيد شده و همبستگي نيروها و عناصر دخيل و موثر در هر جامعهاي
را عامل موفقيت آنان دانسته و فرجامي سياه و تيره را به جوامع غير
همسو و ناسازگار با يكديگر پيشبيني نموده است و زماني نيز با طرح
پيشينه بر ابهام و آكنده از ناهنجاريهاي گوناگوني اعراب جاهلي و نيز
پيشرفت شگفتانگيز آنان در سايه اسلام، انحطاط گذشته اعراب جاهلي را
محصول نزاعها و كشمكشهاي بيحاصل داخلي ميان اقوام و بر عكس پيشرفت و
درخشندگي بعدي آن جامعه را برآمده و از همگرايي اسلامي دانسته و امت
اسلامي را كه بازگشت به گذشته برحذر داشته است و راههاي رسيدن به وحدت
را از منظر قرآن پي ميگيريم.
1. وحدت
در آفرينش
خداوند بزرگ همه انسانها را مخاطب قرار داده و خلقت آنان را به عنوان
ريشه وحدت ياد ميكند و تمام بشريت را با همه گوناگوني در نژاد، قبيله
و حتي قلمروهاي جغرافيايي، از اصلي واحد و ريشه يگانه (آفرينش از خاك)
ميداند و تفاوتهاي ظاهري همانند زبان، قوم، نژاد و ... را غير
ريشهاي به حساب ميآورد.
در يكي از آيات قرآن كريم در تبيين اين موضوع چنين
پرداخته شده است كه تمام بشريت از سرشت و تركيب واحد پديد آمدهاند و
در اين ميان هيچ تفاوت و امتيازي ندارند و آنچه كه به آنها برتري
ميدهد پرهيزكاري و تقوا ميباشد: «يا أَيُّهَا النّاسُ إِنّا
خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثي وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوبًا وَ
قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ[4]؛
اي مردم ما شما را از يك مرد و يك زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيله
قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك و امتياز نيست)
گراميترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست.»
در
اين آيه قرآن كريم هرچند خداوند ريشه انسانها را (عليرغم تفاوتهاي
ظاهري) به ريشه در خلقت آنان ميداند و در اين قسمت آنان را واحد
دانسته و دعوت به وحدت ميكند و امتيازات ديگر را (در جنبههاي ظاهري)
غير اساسي ميداند و آنچه را كه ملاك برتري است همانا تقوا و پرهيزكاري
ميداند.
در آيههاي كه ذيلاً ميآيد نيز به همين موضوع كه
عبارات از پيوند در ريشه خانوادگي است اشاره مينمايد: «هُوَ الَّذي
خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْس واحِدَة[5]؛
اوست خدايي كه همه شما را از يكي (نفس واحد) بيافريد.»
و: «يا أَيُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ
الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْس واحِدَة[6]؛
اي مردم بترسيد از خدايي كه شما را از يك تن آفريد.»
آنچه
كه از آيات ارايه شده فوق به دست ميآيد و به اين نوشتار ارتباط دارد،
آن است كه همه انسانها از يك گوهر واحد به وجود آمدهاند و از اينرو
طبيعي است كه اين وابستگي كه ريشه در خلقت انسان دارد ميتواند ريشه
همبستگي و الفت ميان انسانها گردد.
2. وحدت
دريكتاپرستي
عبادت و يكتاپرستي از ويژگيهاي منحصر به فردي است
كه در بين امت اسلامي به عنوان محور دستيابي به وحدت وجود دارد. زيرا
در دنيا هيچ چيزي به ميزان عبادت و يکتاپرستي نميتواند به مايه پيوند
قلبي و عملي امت اسلامي شود و آنان را در برابر چالشهاي ضروري به وحدت
و همگرايي او دارد، در همين زمينه قرآن کريم ميفرمايد: «ان هذه امتکم
واحدة و انا ربکم فاعبدون[7]؛
اين طريقه واحد و دين يگانه شما آييني پاک اسلام و من يکتا پروردگار و
آفرينندة شما هستم، پس تنها مرا پرستش کنيد»
و نيز ميفرمايد: «و ما خلقت الجن والانس الا
ليعبدون[8]ٰ
من جن و انس و را نيافريدم جز براي اينکه عبادتم کنند و از اين راه
تکامل يابند و به من نزديک شوند».
وحدت
در آفرينش و وحدت در عبادت چيزي هستند که انسانها را به يک سمت هم جهت
و هم هدف مي سازند. منافع و مصالح را هم راستا نموده و وسيلههاي
متفاوت را که زمينه تنازع وتزاحم ميان نيروهاي جامعه است کاهش مي يابد.
3.
اعتقاد به قرآن كريم
از جمله محور وحدت وانسجام قرآن کريم است، زيرا
که قرآن نقش بسيار اساسي و مهمي در ايجاد وحدت و انسجام اسلامي دارد،
قرآن کريم همه مسلمانان را دعوت به وحدت و انسجام نموده است، خداوند
متعال در قرآن شريف ميفرمايد: «واعتصموا به حبل الله جميعاً و لا
تفرقوا ...[9]
؛ وهمگي به ريسمان خدا (قرآن، اسلام، پيامبر(ص) و اهل بيت او) چنگ زنيد
و پراکنده نشويد»
به
حکم ظهور امر در وجوب، خداوند اعتصام وتمسک به حبل الله و قرآن را بر
همه مردم واجب ميکند و تفرقه و تشتت و دوري از قرآن و ترک اعتصام را
به حکم ظهور نهي در تحريم، حرام ميگرداند، اگر چه ميتوان درمولويت
اين وجوب و حرمت خدشه کرد، ولي در هر حال اخذ و تمسک و عمل به احکام
قرآن واجب و ترک آنها حرام است.
همچنين جلالالدين سيوطي ميگويد: «مراد از اعتصام
به حبل الله پيروي عملي از قرآن و ترک تفرقه است»[10]
مرحوم علامه طباطبايي آورده است: «مقصود از اعتصام
به حبل الله، تمسک به کتاب الله و قرآن است که رابطه بين زمين و آسمان
است. خطاب در آيه متوجه جامعة انساني است و حکم مذکورر براي مجتمع
انساني است. کلمه «جميعا» و جمله «لا تفرقوا» دليل اين مدعاست»[11]
آنچه
که از مطالب بالا به دست ميآيد که يكي از مصاديق واقعي حبل الله همان
قرآن است كه علاوه بر خود قرآن از نظر معصوم نيز قرآن به عنوان حبل
الله المتين ياد كرده است. پس در هر زمان قرآن با توجه به هر رويكرد كه
باشد به عنوان رشته استوار و تغيير ناپذير است كه امت اسلامي با چنگ
زدن به آن بسترهاي زندگي را طي و پيچهاي پر از رنج و آسيب آفرين را
به سلامتي و موفقيت پشت سر گذارند.
4. مكه
معظمه
قبله
مسلمانان كه محور گردهمآيي ميليونها مسلمان به حساب ميآيد از ديگر
مباني است كه به عنوان رشته جهتها و حركتهاي امت اسلامي را به هم
پيوند زده است انجام مراسم حج كه يكي از شعار دين به حساب ميآيد، از
مباني و اصول ارزشي است كه همه مسلمانان آن را قبول دارند و از سويي آن
را به عنوان يك سنت ديرينه ديني قبول و به آن عمل ميكنند و سالي يك
بار گرد هم جمع ميشوند و يك صدا و هماهنگ در پيشگاه پروردگار دست نياز
برميدارند و با ذات باري ميثاق بندگي ميبندند و حج كه ابعاد و سويه
جهاني دارد، به طور معجزهآسا مسلمانان را به حضور در نقطه واحدي به
نام مكه فرا ميخواند و آداب مشاركت جمعي و انسجام در انجام اعمال
عبادي را به مسلمانان ميآموزد.
کعبه نخستين خانه توحيد است و با سابقهترين معبوي
است که در روي زمين وجود دارد، هيچ مرکزي پيش از آن مرکز نيايش و پرستش
پروردگار نبوده، خانهاي است که براي مردم و به سود جامعه بشريت در
نقطهاي که مرکز اجتماع و محلي پر برکت است ساخته شده است خداوند متعال
در قرآن کريم به همين موضوع اشاره ميکند و ميفرمايد: «ان اول بيت وضع
للناس للذي ببکة مبارکا و هدي للعالمين[12]؛
نخستين خانهاي براي مردم (و نيايش خداوند) قرار داده شد، همان است که
در سرزمين مکه است؛ که پر برکت و مايه هدايت جهانيان است»
کانونهاي اجتماعي مسلمانان نماز جماعت در مساجد و نماز جمعه در مصلاها
است اما بزرگترين اجتماع مسلمانان، همه ساله در مورد حج برپا ميشود.
خداوند حج را بر مستطيع واجب کرده است.
«...
ولله علي الناس حج البيت من الستطاع اليه سبيلا....؛[13]
و
براي خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانايي رفتن
به سوي آن دارند». يکي از فوائد حج، هموارسازي بستر وحدت و انسجام
مسلمانان
است.
5-
رسول خدا(ص)
ديگر محور وحدت وانسجام، آخرين سفير الهي، پيامبر
اکرم (ص) ميباشد. خداوند متعال متعال در قرآن کريم پيامبر اکرم (ص) را
يکي از بهترين محور وحدت و انسجام معرّفي ميکند و ميفرمايد: «لقد کان
لکم في رسول الله اسوة حسنة لمن کان يرجو الله و اليوم الاخر و ذکر
الله کثيراً[14]
مسلما براي شما در زندگي رسول خدا سرمش نيکويي بود، براي آنها که اميد
بهرحمت خدا و روز و خدا را بسيار ياد ميکنند»
مرحوم علامه طباطبايي در تفسير الميزان اسوه را به
معناي قدوه وقدوه را به «معناي مصدري» اقتدا و اتباع تفسير نموده است،
ميگويد: «الاسوه لقدوة وهي الاقتداء و الاتباع في رسول الله»[15]
همچنين در بحارالانوار آمده است: «لکم» درقول خداي
تعالي «لقدکان لکم في رسول الله اسوة حسنه» «خطاب به جميع مکلّفان است.
بنابراين، آيه شريفه همه مردم جهان را به پيروري از سيره پيامبر (ص)
دعوت ميکند.[16]
و نيز علامه طباطبائي ميگويد: «تعبير آيه شريفه
به« لقد کان لکم» (ماضي استمراري) واز اين جهت است که اتباع و پيروي
پيامبر تکليف ثابت و مستمر و هميشگي جهانيان است و قول و فعل او را در
هر زمان و براي همه حجت ميکند»[17]
علامه مجلسي به نقل از منابع معتبر در بحارالانوار
آورده است: «و احب العباد الي الله المتأس بنبيه، محبوب ترين بندگان
خداوند کساني هستند که به پيامبر خدا (ص) اقتدا ميکنند»[18]
شيخ طوسي در کتاب امالي روايت کرده است که امام
علي بعد از قتل عثمان بر منبر رفت و فرمود: « هذا الله بينناو بينکم و
بينکم محمد و سيرته؛ مراد امام (ع) اين بود که راه ما و شما بايد قرآن
وسيره پيامبر باشد و اين تنها راه وحدت نظام است و امامت است»[19]
و از
همين جاست که در روايات اسلامي اقتدا به پيامبر اکرم (ص) جذب محبت الهي
قلمداد شده است.
ونيز در الصحيح من السيره آمده است: «آيه شريفه
رسول خدا را اسوة همةانسانها در مواجه با مشکلات حيات فردي و جمعي
معرّفي ميکند»[20]
ابوجعفر اسکافي از امام علي (ع) نقل ميکند که
فرمود: «فافضل الناس عند الله منزلته واعظمهم شرفاً اطوعهم لامرالله
واعلمهم بطاعه الله و اتبعهم لسنّه رسول الله واحياهم لکتاب الله؛[21]
با فضيلتترين و بزرگترين مردم از جهت جايگاه مردمي و الهي آنهايند که
در اوامر خداوند و سنّت پيامبر (ص) و احياي کتاب خدا مطيعتر، داناتر و
منقادتر باشند»
آنچه
که از اين آيه و روايات به خوبي فهميده ميشود که لزوم پيروي از پيامبر
اکرم (ص) رمز موفقيت جامعه اسلامي، که متصدي دعوت به تشکيل بينظير،
کارساز و نجات بخش است که ميتواند قلههاي پيروزي بر دشمن را در همه
ابعادش و پيروزي بر طبيعت را نيز نويد بخش باشد و امت اسلامي را از ذلت
خواري و تشتّت و فرقت به دور دارد. و مؤيد اين مطلب روايت که صاحب کشف
الغمه از خطبه فاطمه زهرا (س) در مسجد نبوي نقل ميکند که فرمود:
«وطائتنا نظاماً وامامتنا امان من الفرقه؛ تاريخ نيز گواه اين مطلب است
که انسجام و انتظام ملت اسلام و دوري آنان از اختلافات خانمان سوز فقط
در پرتو اطاعت پيامبر و آل او ميراست که اين مقصود در ده سال حيات
پيامبر اتفاق افتاد.
ب _
روايات
1.
مسلمانان چون تن واحدند
مسلمانان از نظر وجود و ارزشها چون يك پيكر
واحدند و نيازها موقعيتها، بايدها و نبايدهاي آنان با هم گره خورده
است و به عبارتي همانند جسمي هستند كه تمام اركانيزم آن در ارتباط با
هم هستند و ضرر و آسيب رسيدن به يك عضو به مثابه آسيب و ضرر به ساير
اعضاي بدن است و از اينرو حضرات معصومان(ع) در ارتباط با جايگاه وحدت
به اين قسم مثال آوردهاند كه امت اسلامي همانند پيكر واحد و در ارتباط
با هم هستند همانطور كه تأثير متقابل دارند، آفات و ضررهاي يك عضو به
ساير قسمتهاي بدن سرايت ميكند در اينباره: «رسول خدا مومنان را در
دوستي و مهرباني و عطوفت چون تن واحد دانسته است كه درد و رنج عضوي از
آن به رنجوري ديگر اعضا خواهد انجاميد.»[22]
پس
مومنان از نظر محبت و دوستي كه در فرهنگ اسلامي بسيار تأكيد شده است و
راز ايمان و اخلاص نسبت به همكيشان در آن نهفته است ميتواند به
انسجام برسند.
2.
خداگرايان بنيان مستحكمند
از نظر روايات كه از پيشوايان معصوم نقل شده است
مسلمانان نسبت به همكيشان خود همانند يك بنايي است كه استواري استحكام
تمام قلمرو آن به پايداري و استحكام همديگر بستگي دارد. رسول خدا در
اين زمينه چنين فرموده است: «المومن للمومن كالبنيان يشد بعضه بعضاً[23]؛
مومن همانند ساختماني است كه بخشي از آن مايه استحكام بخشهاي ديگرش
ميشود.»
طبق
حديث فوق امت اسلامي چون ساختماني است كه اگر عضوي از آن در هرگوشه از
جهان دچار هر نوع گرفتاري گردد، آسيبهايي به ساير نقاط اسلامي و
پيكرهاي پراكنده جهان اسلام ميرسد.
3. وحدت
مايه نيكبختي
در طول تاريخ حيات بشري يكپارچگي مايه سعادت و
نيكبختي بوده و كساني به هر بهانه از جمع ديگران به كنار ميرفتند، به
گرفتاري و سردرگمي در زندگي دچار آمدهاند. رسول خدا(ص) در فرازي از
بيانات گهربار خود در ضمن تشريح آسيبهاي ناشي از تفرقه و دوري از وحدت
فرموده است: «الاجتماع الامتي رحمة و الفرقة عذاب[24]؛
وحدت باعث نيكي و سعادت و اما پراكندگي مايه بدبختي و عذاب خواهد بود.»
4. تعبد
به دين ثمره وحدت
اسلام در پرتوي تعاليم گرانسنگ خود به طور كلي
عملي را كه منجر به ايجاد تفرقه و اختلاف شود و زمينه عداوت و دشمني را
فراهم كند و بر روند پيشرفتهاي مادي و معنوي امت اسلامي آسيب برساند
را مورد نكوهش قرار داده و پيروان خود را از دوري گزيدن از همديگر
برحذر ميدارد و پيامبر گرامي اسلام آن را به مثابه دوري از مكتب
اسلامي ميداند: «هر كس كه يك وجب از امت و جماعت جدا شود، رشته اسلام
را از گردن خود بيرون افگنده است.»[25]
همچنين در همين زمينه امام صادق(ع) ميفرمايد:
«هركس به اندازه يك وجب از امت و جماعت جدا شود، رشته ايمان را از گردن
خود برداشته است.»[26]
5.
وحدت عامل پايداري
در هر زمان از جمله راههاي ماندگاري و بقا، داشتن
وحدت و يكپارچگي بوده است و از اينرو رسول خاتم رمز پايداري و
ماندگاري امت اسلامي را در مسير خير و نيكي در صورتي است كه دوستدار
همديگر باشند: «لاتزال و امتي بخير ما تحابوا[27]؛
وحدت در سايه دوستي و ابراز علاقه به هم پديد ميآيد و زمينه ماندگاري
را فراهم ميكند.»
6. وحدت
در سايه نيكخواهي
نيكخواهي همديگر نمودن و نسبت به هم ترحم داشتن
از ويژگيهاي يك فرد مسلمان است و هرگاه روحيه و صفات نيكخواهي نسبت
به هم در جامعه پديد آيد پيوندها و محبتها كه از عوامل عمده پديد آمدن
وحدت و همدلي باشد، نيز به وجود ميآيد. امام صادق(ع) در همين زمينه
پيوند و نيكخواهي ميان امت اسلامي چنين فرموده است: «تواصوا و تباروا
و تراحموا و كونوا اخوة بررة كما امركم الله عزوجل[28]؛
با هم پيوند برقرار كنيد، نيكي كنيد و به هم ترحم ورزيد و برادران
نيكخواه يكديگر باشيد آنگونه كه خداوند فرمانتان داده است.»
بدون
شك اگر ابراز مهر و محبت در ميان امت اسلامي زياد شود و به هم
نيكخواهي داشته باشند و آنچه كه براي خود ميخواهند همان را براي
برادر مومن خود بخواهند و در اين صورت است كه الفتها افزايش مييابد و
در نتيجه همدلي و وحدت پديد ميآيد.
7. دست
خدا همراه جماعت
در
روايات ائمه اطهار(ع) بر وحدت از آن جهت تأكيد شده كه دست خداوند همراه
جماعت است وقتي دستهاي مردم روي هم باشد خداوند پشتيبان و راهنماي
آنان در ادامه حركت خواهند بود. امام علي(ع) درباره همراهي با مردم
چنين فرموده است: «و الزموا سواد الاعظم، فان يد الله علي الجماعة، و
اياكم و الفرقة فان الشاذ للشيطان، كما ان الشاذ من الغنم للذئب، الا
من دعا لي هذا الشعار فاقتلوه و لوكان تحت عمامتي هذه[29]؛
با اكثريت همداستان شويد كه دست خدا همراه جماعت است و از تفرقه
بپرهيزيد كه موجب آفت است. آنكه از جمع مسلمانان به يكسو شود بهره
شيطان است چنانكه گوسفند چون از گله دور ماند نصيب گرگ بيابان است
آگاه باشيد كه هر كه مردم را به اين شعار بخواند او را بكشيد و هرچند
زير عمامه مين باشد.»
امام علي(ع) در اين فراز از گفتار خود پيرامون حفظ وحدت اسلامي آنقدر
روي وحدت و همگرايي با جمعيت تأكيد ميكند كه حتي كساني را كه از مردم
كنارهگيري نمايند و باعث شوند كه تفرقه ايجاد شود و شعار وحدتگرايي
تضعيف گردد به شدت مورد نكوهش قرار داده و ميفرمايد اگر چنان كسي پيدا
شد كه در جهت پراكندگي مردم ميكوشد، او را به قتل برسانيد و هرچند كه
آن كس در زير عمامه من پنهان شده باشد و اين عبارت ميرساند كه حتي اگر
نزديكان من دست به چنين كاري بزند بايد مانع آنان شد.
8.
بيرون رفتن از فتنه
فتنههاي گوناگوني ممكن است جمعيت مسلمانان را
تهديد نمايد و جلو رشد و پيشرفت آنان را بگيرد و از جمله راههاي نجات
از فتنههاي روزگار در روايات اشاره به وحدت و يكپارچگي شده است و امام
علي ظهور آشوبها و بلواها را در وجود تفرقه ميداند و راه بيرون شدن
از آن خودسريها را در وجود هماهنگي و انسجام نيروهاي مسلمان ميداند:
«و الزموا ما عقد عليه حبل الجماعة و بنيت عليه اركان الطاعة[30]؛
آنكه را پيوند جماعت مسلمانان بدان استوار است و اركان اطاعت بر آن
پايدار، بر خود لازم شماريد.» در روايات فوق تكيه بر فرمان خدا را نجات
از تنشها و رسيدن به وحدت ميداند و نيز امام علي(ع) يكي از راههاي
رسيدن به وحدت را دوري از فتنهگري و توطئه عليه همديگر به حساب
ميآورد.
جمع
بندي و نتيجهگيري
وحدت و انسجام که توأم با ايمان به خداوند متعال
باشد سبب سعادت و خوشبختي جامعه اسلامي ميشود و آن وحدت و ايمان به
خدا است که صلح و آرامش را امکان پذير ميکند و هيچ عوامل و قانون
ديگري نميتواند صلح و صفا را در جامعه اسلامي برقرار کند، زيرا در
سايه وحدت بسياري از ناهنجاريها از ميان ميرود که در همين زمينه
روايات فراوان داريم که به عنوان نمونه به يکي يا دو تاي از آنها اشاره
ميکنيم. «فان يدالله علي الجماعه» «دست حق با جماعت است».[31]
«ان يدالله علي الجماعه»[32]
«يدالله علي الجماعه و مع الجماعه»[33]
بلکه
ميتوان گفت قرآن و اسلام همة مسلمانان را بدون استثناء از هر زبان و
نژاد و منطقه و جغرافيائي دعوت به وحدت ميکند و در پرتو ايمان به خدا،
تشکيل حکومت واحد جهاني که وحدت و صلح در سايه آن همه آشکار گردد امکان
پذير است.
اصولا
در مقابل عوامل پراکندگي (زبان و نژاد و....) يک حلقة محکم اتصال در
ميان قلوب بشر لازم است، و اين حلقه اتصال تنها وحدت و ايمان به خدا
است که ما فوق اين اختلافات است.
وحدت و
ايمان به خدا، و تسليم در برابر فرمان او، نقطه وحدت جامعه بشريت و
انسانيت و رمز ارتباط اقوام و ملتها است، و نمونه جالي از آن را در
مراسم حج ميتوان مشاهده کرد که چگونه انسانهايي با رنگهاي مختلف، از
نژادهاي متفاوت و داراي زبان و قومت و منطقه جغرافيائي نا هماهنگ همگي
برادروار در کنار هم قرار گرفته و در آن مراسم بزرگ روحاني شرکت دارند،
و در نهايت صلح و صفا به هم مينگرند، واگر آن را با نظامي که بر
کشورهاي فاقد وحدت و ايمان به خدا حاکم است که چگونه ناامني از نظر جان
و مال و عرض و ناموس، حاکم ميباشد، مقايسه کنيم، تفاوت ميان جوامع با
وحدت و ايمان و بدون وحدت و ايمان از نظر سلم و صلح و سلام و آرامش
روشن ميشود.
پي
نوشت:
[1]
. قرآن کریم ،سوره حجرات، آیه 9.
[2]
. سلیمان بن احمد بن ایوب اللخمی الطبرانی، ج6، ص 305.
[3]
. فیض کاشانی ، محسن ، محجه البیضاء، ج2، ص 319.
[7]
. قرآن کریم، سوره بقره، آیه 285.
[8]
. همان، سوره الذاریات، آیه 56.
[10]
. سیوطی، جلالالدین، عبدالرحمان بن کمال،
الدرالمنثور فی التفسیر المأثور، ج 3، ص 289، بیروت: دارالفکر
سال 1403.
[11]
.
طباطبائی، محمد حسین، المیزان فی تفسیرالقرآن،ج3، ص369، قم:
مؤسسه مطبوعات اسماعیلیان،سال1391ق.
[12]
. سوره آل عمران، آیه 96.
[13]
. سوره آل عمران، آیه 97.
[15]
. تفسیر المیزان، ج 16، ص 305.
[16]
. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 20، ص 195، بیروت،
داراحیاء التراث العربی سال 1403.
[17]
. تفسیر المیزان، ج 16، ص 305.
[18]
. بحار، ج 16، ص 285.
[19]
. رحمانی، سبزواری، علی، کوثر معارف، فصلنامه علمی ـ ترویجی، ص
42، قم: مدرسه عالی فقه و معارف اسلامی، سال سوم، شماره 4،
1386.
[20]
. همان، به نقل از صحیح من سیر، ج 1، ص 87.
[21]
. اسکافی، ابوجعفر، المعیار والموازنه، اول.
[22].
كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ترجمه محمد باقر كمرهاي، ج
4، ص 490؛ نيشابوري، مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، ج 15، ص ، دار
المعرفه، بيروت، 1415.
[23].
بخارين محمد بن مسلم، صحيح بخاري، ج 5، ص 100، بيروت، انتشارات
ايمامه، 1414.
[24].
سيد شهاب الدين، الحسيني، الوحده الاسلاميه في الاحاديث
المشترك بين السنه و الشيعه، تهران، ص 134، المجمع العالي
التقريب بين المذاهب الاسلاميه، چاپ اول، 1427.
[25].
علاء الدين علي المتقي، ابن حسام الدين الهندي، كنز العمال، ج
1، ص 207، بيروت، موسسه الرساله، 1399.
[26].
مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، ج 85، ص 13، بيروت، موسسه
الوفاء، 1403.
[29].
نهج البلاغه، خطبه 127.
[31]
. الوحده الاسلامیه فی الاحادیث المشترکین السنه والشیعه.
[32]
. علاء الدین علی المتقی، بن حسام الدین الهندی، کنزالعمال، ج
1، ص 206، چاپ پنجم، بیروت: مؤسسه الرساله سال 1405.
[33]
. نهج البلاغه، خطبه 127.