<%@ Language=JavaScript %> طلوع فجر
 
 
 

مصاحبه با نصرالله نظري

                                                                                                                                                                                           

                          رئيس مركز علمي _ فرهنگي طلوع فجر


 

نسل فردا: با تشكر از اينكه وقت خود را در اختيار ما قرار داده ايد؛ به عنوان اولين سئوال مي خواستيم بدانيم كه چه انگيزه اي باعث شد تا حضرت عالي براي بار دوم مسئوليت مركز علمي ـ فرهنگي طلوع فجر را به عهده بگيريد‍ در حاليکه شما در دوره سوم نيز به عنوان رياست مركز ايفاي وظيفه نموده بوديد؟

þ با عرض سلام حضور شما و خوانندگان محترم و نيز با سپاس از خداي لايزال كه توفيقات خود را همراه ما نموده تا براي پنجمين سال متوالي با هم در تورّق برگهايي از تاريخ فعاليت هاي مركز علمي ـ فرهنگي طلوع فجر و هم چنين آفرينش صفحاتي جديدي از «نسل فردا»‍ سهيم هستيم. قلباً زحمات حضرت عالي و مسئولين محترم نشريه نسل فردا را ستايش نموده و همواره آرزو مي نمايم كه موفق و پيروز باشيد.

در خصوص سوال تان، بايد عرض نمايم كه مجموعه ما به فضل الهي مجموعه پرتلاشي است كه هركسي به اندازه توان و در عين حال فرصت خويش، نقشي را به عهده مي گيرد و در پيشبرد اهداف و برنامه هاي مركز سهيم مي شود. از آنجا كه در سال گذشته بنده به نسبت ساير دوستان از فراغت بيشتري برخوردار بودم و از طرفي هيچ يك از دوستان براي تصدي رياست مركز اظهار علاقه ننمودند، اين جانب صرفا براي اينكه عريضه خالي نماند توان و فرصت خود را در اختيار مركز قرار دادم و خدا را شاكرم كه تا حدودي از عهده اين مسئوليت بر آمدم.

نسل فردا: حالاکه مرکز طلوع فجر پنجمين سال فعاليت خود را سپري مي نمايد و بزودي وارد سال ششم فعاليت مي شود، حضرت عالي، سياست، برنامه ها و عملکردهاي اين مرکز را چگونه ارزيابي مي نماييد؟!

þ به نظر من بستگي دارد که از کدام زاويه به سياست ها و عملکردهاي مرکز نگاه کنيم و بر اساس چه معيار هايي آنرا ارزيابي نمائيم. اگر بخواهيم به پنج سال پيش برگرديم، يقين کنيد که بسياري از دوستان، حتي تصور جايگاه فعلي مرکز را هم نمي کردند. علاوه براين، دوستان خارج از طلوع هم، شايد فکر نمي کردند که فعاليت هاي مرکز تاکنون دوام يابد، چه برسد به اينکه موفقيت هاي خوبي بدست آورد! چراکه به باور بسياري از دوستان، شکل گيري و فعاليت هاي مرکز علمي – فرهنگي طلوع فجر در واقع کنشي در برابر واکنش هاي بسياري تلقي مي شد که از منظر آنها نمي توانست در پايداري يک مجموعه فرهنگي پويا موثر باشد؛ خوب اگر اينگونه بخواهيم به قضايا نگاه کنيم و شرايط فعلي مرکز را در نظر بگيريم، طبيعي است که سياست ها و عملکردهاي مرکز را حتي فوق تصور ارزيابي مي نمائيم. اما اگر بخواهيم به استعدادها، پانسيل ها و ظرفيت هاي موجود در مرکز نگاه کنيم و براين اساس عملکردهاي پنج ساله را مورد مداقه و تحليل قرار دهيم؛ اوضاع تا حدودي فرق خواهد کرد؛ و شايد به ضرس قاطع نتوان گفت که مرکز عملکرد موفقي داشته است.

نسل فردا: اگر ممکن است کمي بيشتر توضيح دهيد!

þ ببينيد در مجموعة ما دوستان بسياري است که علاوه بر تحصيلات بالاي حوزوي و آکاداميک، از تجربه هاي مديريتي خوبي نيز برخوردارند. اين مجموعه اگر برنامه هاي کلان مرکز را بيشتر به سمت عملياتي شدن سوق مي دادند؛ ما به نسبت سال هاي آغازين فعاليت، اکنون از موفقيت هاي بيشتري برخوردار بوديم. به عنوان مثال شما بياييد فعاليت هاي فرهنگي مرکز را مورد توجه قرار بدهيد، در اين خصوص، چون اهتمام و توجه جدي نسبت به عملياتي سازي برنامه ها بوده، ما اکنون به سياستگذاريها و عملکردهاي منحصر بفردي دست يافته ايم. جشنواره فرهنگي طلوع انديشه که در اين دوره شکل گرفته و من اميد وارم در سالهاي آينده موفقتر عمل نمايد، در ميان مجموعه هاي فرهنگي داخل و خارج کشور، طرح و ابتکار منحصر بفردي است. اما وقتي به بخش فعاليت هاي علمي مرکز نظر مي کنيم مي بينم که کُميتِ ما مي لنگد. ما در دوسال نخست، در اين حوزه فعاليت خاصي نداشتيم و در دوسه سال اخير نيز که سياست گذاري ها به اين سمت سوق پيداکرده است، دوستان به دلايل مختلفي، با اين سياستها همراهي نمي کنند.

نسل فردا: در مجموع اگر بخواهيد که عملکردهاي دوره هاي پنجگانه مرکز را ارزيابي نمائيد، به نظر شما کدام دوره را موفق ترين ارزيابي مي کنيد؟!

þ اين سوال سوال بسيار سخت ودر عين حال خطرناکي است که اگر اجازه بدهيد قضاوت را به دوستان و نيز کساني که فعاليت هاي مرکز را پيگيري مي نمايند واگذار نمائيم.

نسل فردا: مي خواهيم قضاوت شما را هم بدانيم!

þ به نظر من به غير از دوره اول که منحصر به فرد بود، و نقش رئيس مرکز بسيار اساسي و تعيين کننده مي نمود، در چهار دوره ديگر، بيشتر، تيم ها کار کرده اند تا افراد، طبيعي است که نحوه چينش افراد در کار آمدي يا ناکار آمدي مسئولين وقت بسيار تأثير گذار بوده است. به عنوان مثال در دوره دوم دوستان نظر سنجي انجام شده را بخاطر دارند که گفته شده بود: «برخي موتور خود را با بنزين ديگران روشن مي کنند!!». در مجموع به نظر بنده اگر آقاي احمدي در دوره اول رئيس ما نمي بودند، شايد طلوعي هم نمي بود؛ آقاي اکبري خوش شانس ترين رئيس ما بود که افراد، همگي در موقعيت مناسب خود قرار گرفته بودند و من پس از آقاي نوري کم بخت ترين رئيس هستم. چراکه در دوره سوم با جنجال سياست هاي خود را پيش بردم و در اين دوره با التماس هم نمي توانم.

نسل فردا: اگر بخواهيم فعاليت هاي اين دوره را حداقل با دوره چهارم مقايسه کنيم؛ مهمترين تفاوت هاي آن چيست؟!

þ ببيند بنده پس از قبول مسئوليت، در هيأت مديره، اعلام کردم که بنده سياست هاي دوره چهارم را ادامه خواهم داد و تنها در مواردي که فعاليت به نحوي بنيادي و اساسي تلقي گردد، از تمام توان و امکانات لازم براي انجام چنين فعاليت هايي استفاده خواهم کرد و به حمدالله همينگونه هم عمل کرده ايم، به عنوان مثال؛ تغييرات ساختاري در جامعه المصطفي(ص) العالميه و عملکردهاي ضعيف ما در بخش نشريه بر نحوه تعامل ما با جامعه به شدت تأثير گذار شده بود؛ بنده و همکارانم با اين تحليل که ايجاد موقعيت مناسبِ جديد در مجتمع آموزش عالي فقه و استفاده بهينه از فرصت هاي ايجاد شده، انجام برنامه هاي راهبردي تر را مي طلبد؛ در يک فرصت بسيار کوتاه همايش بسيار بزرگ «غزه و پيروزي مقاومت» را برگزار نموديم. هم چنين، وقتي نمايندگي اصفهان خواستار انتشار نشريه اميد فردا شدند، بازهم بنده با اين تحليل که اين کار بسيار اساسي تر و موثرتر از برگزاري جشن هاي نسبتا بي هدف و بعضاً مشکل است، از انتشار چنين نشريه اي حمايت کردم و نزديک بود که بهاي آنرا نيز بپردازم و جديدا هم قرار است که کانون قرآن را با ساختار و برنامه هاي اساسي تر و در موقعيت جديد به راه اندازيم.

نسل فردا: يعني به نظر حضرت عالي برگزاري جشن نيمه شعبان در داخل کشور اساسي نبود که شما آنرا برگزار نکرديد و بعد از سه سال آنرا تعطيل نموديد؟!

þ به نظر من چنين قضاوتي اصلاً منصفانه نيست بخاطر اينکه اولاً ما جشن نيمه شعبان را تعطيل نکرديم بلکه اجازه برگزاري آنرا به ما ندادند و ثانياً تمام فعاليت مرکز در داخل کشور منحصر به برگزاري اين جشن نمي شد، ما کار هاي نسبتاً بزرگي انجام داديم و اگر دوستان جواز فعاليت هاي بزرگ تري به ما مي دادند ما مي توانستيم فعاليت هاي چشمگيرتري نيز انجام دهيم.

نسل فردا: چه کساني و چرا اجازه برگزاري جشن نيمه شعبان را به شما ندادند؟!

þ طالبان!! متأسفانه منطقه ما همجوار ولسوالي واغظ است که مقر طالبان مي باشد. اداره مکتب با اين استدلال که برگزاري جشن در شرايط انتخابات، به عنوان کمپاين انتخاباتي تلقي مي شود و ممکن است که واکنش طالبان و در نهايت تعطيلي مکتب را در پي داشته باشد؛ در امر برگزاري جشن با ما همکاري نکردند و ما هم به دلايل بسياري مجبور شديم از برگزاري جشن در منطقه صرف نظر کنيم.

نسل فردا: گفتيد که کار هاي بزرگي در تابستان سال جاري در داخل کشور انجام داده ايد و از کار هاي بزرگتري نيز باز مانده ايد! اگر در اين خصوص کمي بيشتر توضيح دهيد ممنون مي شويم!!

þ متأسفانه قبل از عزيمت ما به داخل کشور، در مجمع عمومي نسبت به مسأله انتخابات، تصميمي اتخاذ گرديد که عملا زمينه فعاليت هاي سياسي ما را گرفت؛ چراکه تصميمِ اتخاذي و شرايط موجود در افغانستان اصلا با هم قابل مقايسه نبودند، لذا ما با ترس از اينکه مبادا ناقض مصوبات مجمع عمومي شويم، به فعاليت هاي فردي روي آورديم که البته هرکدام، در بستر سازي براي فعاليت هاي سال هاي آينده موثر خواهند بود. به عنوان مثال کلاس هايي که آقاي رحيمي دائر کرد، ارتباطاتي که آقاي نوري ايجاد نمود و نيز فعاليت هايي که بنده براي کميته غزني 2013 انجام دادم؛ افق هاي روشني را در برابر ما خواهد گشود.

نسل فردا: مي شود در رابطه با  «کميته غزني 2013» و کار هاي انجام شده در رابطه با آن براي ما توضيح بدهيد؟

þ خدمت تان عرض شود که در سال 2013 ميلادي، شهر غزني از سوي سازمان کنفرانس اسلامي به عنوان پايتخت فرهنگي جهان اسلام انتخاب گرديده است؛ اين بدان معني است که در سال مذکور بايد از پيشينه، نمادها و هويت هاي فرهنگي شهر غزني تجليل به عمل آيد و هم چنين ظرفيت هاي فکري – فرهنگي آن به درستي شناخته و روي آنها سرمايه گذاري گردد. باتوجه به اينکه غزني به لحاظ ترکيب جمعيتي در بردارنده اقوام مختلف کشور است و همچنين شيعان و برادران اهل سنت همزيستي مسالمت آميزي داشته اند، وظيفة ما اقتضا مي کند که در وهله نخست نسبت به شناساندن هويت فرهنگي-ملي خود و سپس هويت مذهبي شيعيان، احساس وظيفه کنيم. بر همين اساس، در مجمع عمومي ماه جوزا، کميته اي براي سياست گذاري و برنامه ريزي در خصوص انجام فعاليت فرهنگي – پژوهشي در سال مذکور در شهر غزني ايجاد شد که بنده نيز از اعضاي آن هستم. براساس برنامه کميته مذکور، اين جانب در سفر تابستاني خود، توانستم اقدامات و رايزني هاي زير را به انجام برسانم: ملاقات با معاونت محترم رياست جمهوري افغانستان جناب آقاي خليلي؛ ملاقات با آقاي عباس بصير مشاور ارشد روابط بين الملل اداره ملي محيط زيست افغانستان، به منظور ايجاد ارتباط با سازمان هاي بين المللي؛ ملاقات با علماي غزني مانند آقايان: ناصري، صالحي و ...؛ ملاقات با سران دفاتر احزاب مستقر در غزني؛ ملاقات با معاونت تدريسي رياست معارف غزني، و عضو کميسيون فرهنگي غزني 2013؛ جناب آقاي ظريفي؛ سهم گيري فعال در امر برگزاري جشن نيمه شعبان که توسط شوراي ولايتي حزب وحدت اسلامي و با همکاري مرکز فرهنگي انديشه در غزني برگزار شد.

نسل فردا: راستي آقاي رئيس، شما به ياد برگزاري انتخابات هستيد؟! در سال هاي قبل در چنين ايامي ما معمولا انتخابات برگزار مي کرديم!

þ  البته که هستم!! و خيلي هم علاقه مندم که اين امر به زودي صورت بگيرد و ما شاهد روي کار آمدن افراد فعال و جديدي باشيم. منتهي اينکه انتخابات در سال جاري در موعد خود برگزار نگرديد دو علت اساسي دارد: يکي اينکه براساس اصلاحيه اساسنامه، از اين پس، انتخابات مرکز در اواخر سال شمسي برگزار خواهد شد و ديگر اينکه چون هم اکنون جشنواره فرهنگي – تبليغي در حال برگزاري است و ما بايد در دو سه بخش شرکت نمائيم؛ دوستان صلاح را بر اين ديدند که به جاي دوره بعد، سه ماه بر مدت کاري اين دوره اضافه گردد تا از تجارب و فرصت هاي موجود در اين خصوص استفادۀ بهتري صورت بگيرد. به هرحال انتخابات در موعد تعيين شده برگزار خواهد شد و خواهش من از دوستان اين است که هم من باب احساس وظيفه و هم بخاطر کسب تجربيات عملي مديريتي، براي احراز يکي از مسئوليت هاي مورد دلخواه خويش، اقدام نمايند.

نسل فردا: در پايان اگر حرفي براي گفتن داريد در خدمت تان هستيم!

þ  حرفي نيست جز تشکر مجدد و آرزوي توفيقات مزيد.