تأثیر انقلاب اسلامی بر نهضت های بیداری اسلامی

عبدالروف عالمی

 

مقدمه

از آنجا که آفرینیش انسان متفاوت از سایر مخلوقات است، نیازهای طبیعی وفطری انسان نیز با بقیة مخلوقات الهی تفاوت دارد. از جمله خواسته های فطری انسان گرایش به آزادی، عدالت، معنویت واخلاق است. جاذبة این مفاهیم معنوی همیشه انسان را می رباید، گویا انسانیت در مدار این گرایش های متعالی شکل می گیرد و از همین جاست که انسان ها خون شان را در راه آزادی، عدالت، هدایت وانسانیت بی باکانه می ریزند. چنانچه در 22بهمن 57 خورشید ولایت در آسمان ایران طلوع کرد؛ ولی جان های آزادی خواهان، ستم ستیزان وخداپرستان را در ورای مرزهای ایران چنان گرم کرد که امروز شاهد شکوفائی آنان یکی پس از دیگر هستیم. موضوع پژوهش ما نیز بررسی همین رویداد یعنی تاثیر انقلاب اسلامی بر نهضت بیداری اسلامی بود. ما این پژوهش را با محدودیت زمانی وروش تحقیق کتابخانة توصیفی و تحلیلی انجام داده ایم، تحقیق این عنوان در نوع خود تازه گی دارد. بعضی نوشته های محدود ومختصری در این زمینه صورت گرفته که منحصر به اوضاع چند کشور خاور میانه پس از انقلاب اسلامی می باشند. در حالی که ما ابتدا نیاز به تحقیق و ریشه یابی عمیق نهضت اسلامی و سپس تشخیص جایگاه انقلاب اسلامی در نهضت اسلامی داریم؛ وآنگاه می توان تاثیرات انقلاب اسلامی را بر نهضت بیداری اسلامی وجهانی رصد کرد. شایان ذکر این که پژوهش حاضر محدود به بررسی فشردة تاثیرات انقلاب اسلامی بر نهضت های بیداری اسلامی می باشد، نه نهضت بیداری جهانی متاثر از انقلاب اسلامی. تاثیر انقلاب اسلامی بر نهضت بیداری اسلامی طرح مسئلة بیداری اسلامی پدیدة عظیم وفراگیری است که حدود دو قرن از پیدایش آن می مسئله گذرد. در این دو قرن فراز ونشیب های فراوانی فرا روی این حرکت بوده و با ضعف و قوت هائی همراه بوده است. این حرکت ابتدا در مناطق جغرافیائی خاص ومحدودی ظهور کرد، سپس در طول دهه های گذشته دامنة آن گسترش پیدا کرد و به تدریج تمام جهان اسلام را در بر گرفت. از شرق آسیا تا غرب افریقا وحتی در بین اقلیت های مسلمان در سایر کشور ها نیز گسترش یافت. در ابتدا فعالان نهضت بیداری، جمعی از علمای دینی، نخبگان، و اندیشمندان بودند؛ ولی امروز این نهضت به یک خیزیش عمومی و فراگیر تبدیل شده، تمام اقشار امت اسلامی اعم از دانشمندان، نخبگان، تحصیل کرده ها و افراد عادی و غیر دانشمند را نیز به حرکت وا داشته است. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نهضت بیداری اسلامی وارد مرحله ای جدیدی گشته، نه تنها حرکت های مردمی از عمق گرایشات اسلامی برخوردار گشته؛ بلکه لایه ها واقشار خفتة جوامع اسلامی را نیزتحرک چشمگیری یافته اند،. امروز نهضت بیداری اسلامی از حالت دفاع انفعالی خارج گشته ودر موضع تهاجم فکری در قالب نهادها و جریانهای سیاسی وحتی جنبش های مقاومت تجلی یافته است. لذا این پرسش اساسی مطرح می شود که : تاثیرات انقلاب اسلامی بر نهضت بیداری اسلامی جیست؟ جهان اسلام مگر پیش از انقلاب اسلامی چه وضعی داشت؟ عوامل عوامل تاثیرگذار انقلاب اسلامی چه بود؟. پرسش اساسی: تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر نهضت بیداری اسلامی چیست ؟ پرسش های فرعی: - جهان اسلام پیش از انقلاب اسلامی چه وضعی داشت ؟ - ماهیت انقلاب اسلامی ایران چیست؟ ارکان انقلاب اسلامی ایران چه ها بودند؟ - عوامل تاثیرگذاری انقلاب اسلامی چیست؟ - رویکرد تاثیر گذاری انقلاب اسلامی برنهضت بیداری اسلامی چیست؟ جهان اسلام ومسلمانان پیش از انقلاب اسلامی ایران مقصود از طرح این عنوان بررسی اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی امت اسلامی وتمدنی که به دست توانائی امت اسلامی به وجود آمد، هم چنین تجزیة جهان اسلام، شکست ها، وعوامل عقب افتادگی وخواب گرانی که امروز مدعی بیداری ازآنیم می باشد. عظمت اسلام ومسلمانان نسیم وحیانی اسلام در قرن ششم میلادی از حجاز وزیدن گرفت ودر اندک زمانی مساحتی را از ساحل اقیانوس اطلس در غرب وسواحل اقیانوس آرام در شرق در بر گرفت. در هر کجا رسید شمع هدایت را بر افروخت؛ ضلالت وخرافات را از آفاق ذهن توده ها زدود ومردم را از بندگی انسان ها و خدایان خود ساخته به بندگی خدای سبحان فرا خواند. به گفتة نهرو:« مسلمانان در ظرف بیست وپنج سال پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) تمامی ایران، سوریه، وارمنستان وقسمتی از آسیای مرکزی را از یک سو وقسمت های از شمال افریقا را از سوی دیگرفتح کردند....مسلمانان چه در شرق وچه در غرب پیش می رفتند، در شرق شهر های هرات، کابل وبلخ در برابر ایشان سقوط کرد وآنها به ایالت سند وسواحل رود سند در هند رسیدند... درغرب مسلمانان هم چنان پیش راندند تا جائیکه نقل می کنند: سرادار معروف عرب( عقبه) درسراسرآفریقا پیش رفت تا به اقیانوس اطلس وسواحل غربی آفریقای شمالی رسید که امروز به نام مراکش معروف است در آنجا از این که به دریا رسیده است متأسف شد.» مسلمانان با گذشت ششصد سال از عمر اسلام چنان تمدن عظیمی را به ثمر رساندند که از خشت پاره های آن رنسانس علمی اروپا وتمدن مدرن ومعاصر غرب به وجود آمد. توطئه مداوم جهانی به ضد دنیای اسلام عظمت اسلام ومسلمین نه تنها درزمان حیات رسول خدا(ص) مایة رشک کفار، مشرکان وبت پرستان داخل وخارج از عربستان بود؛ بلکه سبب نگرانی قدرت های بزرگ ایران وروم را نیز فراهم کرد؛ که در اثر آن یهودان، مشرکان وبت پرستان سرزمین حجاز به منظور نفی اسلام و بر اندازی نظام اسلامی جنگ های خونینی را به ضد رسول خدا «ص» سامان دادند؛ از سوی دیگر قدرت های جهانی موجود در عصر رسالت نیز یک لحظه دست از توطئه بر نداشتند. چنانچه اعزام لشکر به فرماندهی اسامه در آخرین روز های حیات مبارک رسول خدا«ص» از عمق دسیسه های دشمن حکایت داشت. دشمنان اسلام همزمان با رحلت رسول خدا«ص» روش مبارزه با اسلام را از فزیکی به سیاسی وفرهنگی تغییر دادند. اما مسلمانان به رغم خواسته های نا مشروع دشمن در کنار هم وبه کمک همدیگر راه ترقی و کمال را پیش گرفتند وتمدن بزرگ اسلامی را به وجود آوردند. همزمان با پیشرفت مسلمانان امپراطوران و مقامات مذهبی کلیسا در پی تدارک جنگ وحمله به بلاد اسلامی، علاوه بر تهییج مسیحیان به طرق مختلف با فعالیت های تبلیغی و سیاسی در داخل مسلمانان؛ به ایجاد تفرقه وتشتت پرداخته واختلافات داخلی مسلمانان را نیز دامن می زدند ازجمله« امپراطور بیزانس: الکسیوس کومننوس (وفات 1118م)کوشش می کرد که با پرداخت رشوه و فتنه انگیزی در جهان اسلام و وعدة فراهم آوردن وسایل زناشوئی برای برخی از حکام اسلامی از ناساز گاری داخلی مسلمانان حد اکثر استفاده را ببرند؛ چنانچه او به کمک پاپ اوربان دوم توانست نخستین جنگ از جنگ های صلیبی را در در سال های 490ق1096م اغاز کند واین جنگ که دو صد سال طول کشید چنان ویرانگر بود که (لوتروپ) ستودارد در بارة فتنة این جنگ می نویسد: بزرگ ترین مصیبتی بود که به عالم رسید، سخت ترین زخمی بود که بر پیکر تمدن وارد شد وسبب کینه وآزردگی شرق وغرب شد. هم چنین خلافت عباسی بغداد در سال(656ق1258م) به دست مغول ها سقوط کرد. دراثر وحشی گری صلیبی ها و ویرانگری مغول ها اثار تمدن اسلامی نابود گشت. دیری نگذشت که اروپائی ها پس از تولید ماشین بخار وصنعت کشتی سازی برآب ها مسلط شدند وراههای دریایی را کشف کردند؛ در نتیجه تحقیقات مستشرقان شان؛ به ثروت طبیعی وذخائر سرشار انرژی وبازار جهان اسلام پی بردند. ابتدا« از قرن هجدهم میلادی غربی ها در اندیشه تجزیه وتقسیم جهان اسلام بودند چنانچه کاترین ملکه روسیه وژوزف امپراتور اتریش در قرن 18م تصمیم داشتند که امپراتوری عثمانی را بین خود تقسیم کنند؛ اما جنگ های اروپای غربی آنها را به خود مشغول کرد و امپراتوری مذکور از خطر تقسیم رهایی یافت. ودر ادامه این دشمنی اروپایی ها بدنبال انقلاب صنعتی وتوسعه طلبی های استعماری خود در اوایل قرن 19م بعد از کنگرة وین وبر قراری صلح؛ طرح تجزیه امپراتوری عثمانی را تحت عنوان مسئله شرق ومرد بیمار روی دست گرفتند. به همین دلیل بود که ناپلئون به مصر لشکر کشی کرد وقصد تصرف شام را نیز داشت که موفق نشد او حتی قصد مشارکت روسیه در تقسیم عثمانی را نیز داشت؛ چنانچه در ژوئن1800م ضمن نامه به تالیران نوشت: امپراتوری عثمانی به زودی ازبین خواهد رفت واگر پُل اول تزار روسیه توجهی به این موضوع داشته باشد منافع هر دو دولت فرانسه و روس مشترک شده کارهای مهمی انجام خواهد شد». طرح تجزیه وتقسیم جهان اسلام اززمانی که غربی ها به فکر فروپاشی امپراتوری عثمانی افتاده بودند هرکدام برای خود سهمی را ازسرزمین های تحت حاکمیت امپراتوری مد نظر داشتند. که عمده ترین این کشور ها عبارت بودند از: 1- دولت انگلیس، در اندیشة تأمین راه های ارتباطی شرق دور، به ویژه هند و بر قراری ارتباط تجاری با آن-خواه از طریق سوئز و دریای سرخ وخواه از طریق خلیج فارس و رود های دجله وفرات- بود. 2- امپراتوری روسیه، که در پی یافتن راهی از طریق دریای سیاه به آب های گرم دریای مدیترانه بود. چون رسیدن به این هدف با تسلط براستانبول وتنگه بوسفور ودردانیل امکان پذیر بود. این دولت هم چنین در فکر نفوذ در بالکان بود تا بتواند دولت اسلاوی بزرگی در آن ناحیه تاسیس نماید. 3- فرانسه، که از همان ابتدا گویی رسالت دفاع از رعایای نصرانی کاتولیک رابه طور کلی در سرزمین شام ودفاع از مارونی های لبنان را به طور خاص بر عهده گرفته بود. این دولت هم چنین در پی تأمین مصالح خود در آن منطقه و نیز سلطه بر برخی از سرزمینهای دولت عثمانی در مرزهای شمالی قارة آفریقا و به طور خاص در تونس والجزایر بود. 4- به جز از این سه دولت بزرگ، دولت های دیگری مانند اتریش وآلمان نیز به آیندة دولت عثمانی می اندیشدند؛ دولتی که زوال آن قریب الوقوع بود وبه همین دلیل آن را مرد بیمار اروپا می نامیدند. سیاست اروپائی ها برای رسیدن به این هدف بر دو رکن اساسی زیر متمرکز بود. 1- تهاجم فرهنگی برای شکست اتحاد مسلمانان؛ 2- تهاجم فیزیکی برای اشغال سرزمین های اسلامی. هجوم فرهنگی غرب به دنیای اسلام مقصود ما از تهاجم فرهنگی؛ اسلام ستیزی با تبلیغ ملی گرایی واندیشه های لیبرالیستی وسکولاریستی غرب در جهان اسلام است که به منظورتهی ساختن جوانان و روشنفکران مسلمان از هویت تاریخی وفرهنگ اسلامی شان صورت می گرفت. غربی ها در این تهاجم شان از دوحربه بر ضد جهان اسلام استفاده بردند که عبارت بود از الف: تبلیغ ناسیونالیسم. ب: دولت وملت سازی بر اساس قومیت وزبان. به تر تیبی که می آید. تبلیغ ناسیونالیسم وملی گرایی غربی ها دریافته بودند که رمز اتحاد مسلمانان دین اسلام است ونیز دریافته بودند که مسلمانان عاشق توحید هستند و به هیچ قیمتی دست از اسلام برنخواهند داشت. هم چنین می دانستند که جنبش های قومی وناسیونالیستی هر کجا باشند لائیک هستند؛ زیرا ناسیونالیسم از اساس دین را کنار گذاشته؛ وحدت را بر پایه زمین وزبان قرار می دهد . از این رو حربه ای ناسیونالیسم وملیت گرایی را برای اسلام ستیزی بر گزیدند. ناپلئون با پرهیز ازبرخورد مستقیم با مسلمانان؛ هنگام ورود به مصر؛ طی اعلامیه ای با نام خدا ادعای مسلمانی و ابراز دوستی با مسلمانان نموده؛ اسم خود را علی بناپارت گذاشت. او در اعلامیه اش بسیاری از مسائل مورد علاقه مسلمانان را متذکر شده؛ وعدة تامین آزادی ومساوات به آنها داد. اما عملا« حملة ناپلئون موجب رشد وگسترش اندیشه های غربی به ویژه ناسیونالیسم وتفکر تشکیل دولت های کوچک بر اساس ملیت وقومیت شد. چنانچه شورش ها وطغیان های ممتدی از جانب مسیحیان، واقوام اروپای بالکان، شامات وحتی در میان مسلمانان از جمله بربرها در الجزایر ووهابیها در حجاز علیه حکومت مسلمان عثمانی صورت گرفت.» غربی ها برای رسیدن به اهداف شوم خود به استفاده از حمله فیزیکی یا دسیسه های سیاسی بسنده نکرده بلکه با پشتیبانی فیلسوفان ، جامعه شناسان ورجال دینی خود وارد معرکه شدند؛ دانشمندان غرب منکر استعداد ذاتی یعنی کمبود انسانیت عرب ها می شدند و گناه عقب افتادگی مسلمانان را از کاروان تمدن غربی به گردن اسلام ومسلمانی می انداختند. چنانچه:« ارنست رنان، فیلسوف فرانسوی در سال 1883م. سخنانی زیر عنوان (اسلام وعلم)در دانشگاه سوربن ایراد کرد و ادعا نمود که عرب ها به علت سرشت خاص شان، برای علوم عالی آمادگی ندارند واسلام عموما مانعی برای تکامل علم است. وادعای رایج در اروپا این بود که: ( علت عقب ماندگی شرق در روحیة محافظه کارانة ادیان موجود و به ویژه در اسلام نهفته است.» بعد ارائه طریق نموده می گفتند: راه ترقی عبارت است: از دست برداشتن از روش ها وارزش های سنتی و پذیرفتن ارزشهای مدرن غربی؛ عین همان کار که ما در غرب کردیم، یعنی به حاشیه راندن دین وتمسک به دامن علم، اینجا بود که عدة پر شور وتندرو باور کردند که پیروی کامل از غرب وتقلید از شیوة زندگی اروپایی به تنهایی برای پیشرفت مسلمانان کافی است. از این رو قاسم امین می نوشت که: « اروپائیان اگر قصد آزار مارا داشته باشند کافی است مارا ترک کنند وبه حال خود واگذارند». می بینید که شخصیت های مانند قاسم امین از نظر فکر واندیشه چه شکست عمیقی خورده اند؛ به دنبال این شکست فکری و فرهنگی مسلمانان؛ غرب طرح تشکیل امپراتوری عربی را به وسیله خود عرب ها این چنین در دستور کار قرار دادند. امپراتوری عرب ازمدیترانه تا عمان به این ترتیب در اوایل قرن بیستم اندیشة بنیان گذاری امپراتوری عربی در چهار چوب خلافت از سوی (انجمن میهن عربی) مطرح شد. این انجمن در سال1904 توسط یک مسیحی به نام نجیب عازوری که کارمند دولت عثمانی در شهر قدس بود، در پاریس تاسیس گردید. بخشی از بیانیة انجمن خطاب به ملت های اروپا وامریکا چنین است:« ترکیه در آستانة تحول جهانی بزرگی است. عرب هاکه زیر ستم ترک ها قرار داشته اند، وبر اساس اختلاف های پوچ و بی ارزش مربوط به شعائر دینی وعقیدتی در میان شان تفرقه افتاده است. اکنون وحدت ملی، تاریخی ونژادی خودرا درک کرده اند. آنان خواهان گسستن از شجرة عثمانیان هستند تا دولت مستقل خودرا ایجاد کنند، امپراتوری نوین عرب مرزهای طبیعی دارد که از دشت دجله وفرات تا آبراهة سوئز واز دریای مدیترانه تا خلیج عمان گسترش می یابد.....که پادشاه آن در همان حال، رهبر همة مسلمین خواهدبود. به این ترتیب، مسئلة خطرناک جدایی میان قدرت دنیوی وقدرت مذهبی( اسلام وسیاست) به بهترین وجه، حل خواهد شد». و در سال 1881 لویس صابونچی مهاجر سوری روزنامه(خلافت وجامعه عرب) را در لندن منتشر کرد. از نظر صابونچی: امپراتورعثمانی دشمن عمدة ملت ها به شمار می رفت از این رو انگلیسی ها را که به تضعیف امپراتوری عثمانی پرداخته بودند، هم پیمانان طبیعی ودوستان عرب ها قلمداد می کرد. صابونچی در دهه هشتاد خواهان احیای خلافت عربی شد؛ به شرط آنکه مرکز آن مکه، وزیر نظارت یک خلیفة عرب وتحت الحمایة انگلیس باشدکه رهبری معنوی ونه دنیوی را به عهده گیرد. بعد کواکبی در کتاب (ام القری)در سال1898 طرح برنامه ریزی شدة مربوط به اندیشة خلافت را تحت رهبری معنوی یک خلیفة عرب به تفصیل تدوین کرده است. طرح خلافت جدید عربی کواکبی معتقدبود خلافت باید هجده شرط را برآورده سازد، از آن میان: ا)یک عرب قریشی به مدت سه سال به عنوان خلیفه برگزیده خواهد شد ومقرّ وی مکه خواهد بود. 2) حاکمیت سیاسی خلیفه به مرزهای حجاز محدود خواهد بود ویک مجلس مشورتی خاص حجاز بر کار های خلیفه نظارت خواهد کرد. 3) خلیفه حق ندارد در مسائل اداری امیر نشینها وسلطان نشین های قلمرو خلافت دخالت کند. وی برای آنان فقط یک مرجع عالی دینی و سیاسی به شمار خواهد رفت. 4 ) عرب های امپراتوری عثمانی باید به خود مختاری دست یابند وسپس وارد قلمرو خلافت شوند. تا از ملت و رهبر برخوردار شوندو.... در نتیجه این طرح ها ونقشه هائی که درغرب یا تحت رهبری غرب کشیده می شد، دولت سازی ملی ( تجزیه امپراتوری اسلامی) اغاز یافت. دولت سازی بر اساس ملیت در اثر مقدمه چینی های که پیشتر تذکر داده شد شریف حسین مکه در سال 1916در حجاز، علیه ترکان عثمانی قیام کرد، ناسیونالیست های عرب با گرایشات متفاوتی که داشتند در کنار وی قرار گرفتند. شریف حسین به قصد تأسیس«امپراتوری بزرگ عرب» که از خلیج عمان تا آب راهة سوئز وسعت دارد، پرچم قیام را بر افرازد و امپراتوری بزرگ عربی را پایه ریزی کند که زیر نظارت یک خلیفة عربی قرار بگیرد. این بود که تا هنگام ورود اشاغلگران انگلیسی وفرانسوی به شهر های شان در پایان جنگ جهانی اول، تمام روشنفکران ناسیونالیست بخش شرقی جهان عرب آرزوی اتحاد سرزمین های عربی در یک کشور را در سر می پروراندند. شیخ فؤاد نویسندة داستان معروف اندلس، در آن روزگاربه منظور تحریک وتشویق عربها می نویسد: «شما هرگز فرزندان آنان نیستیداگر همراه آنان بر نخیزید، خون های شان در رگهای تان جاری نیست. راه آنان از سوریه وعراق و از کشور های شبه جزیره عرب می گذرد. پیش بروید تا پرچم را در آنجا برآفرازید.» پس ازجنگ جهانی اول، شریف حسین حدود هشت سال حکومتی نا پا یدار و متزلزلی را بر حجاز اداره کرد، وقتی فرزندانش عبدالله وفیصل با همکاری انگلیسی ها به سلطنت عراق و ماورای اردن رسیدند او خود را فرمانروای جهان عرب و خلیفة مسلمین خواند؛ پس از تنظیم اعلامیه بالفور وافشا شدن اسناد مربوط به مسئله فلسطین وسایر بلاد عربی ملک حسین فهمید که سهم خلافت او در دنیای عرب به اندازة پوست گاوی هم نخواهد بود. در عین حال رقیب نیرومند او یعنی عبدالعزیز ابن سعود که در کمین نشسته بود؛ نسبت به تشکیل رژیم صهیونیستی در فلسطین تن به سازش داد وبا سر پرسی کاکس انگلیسی این تعهد نامه را امضا نمود:« من سلطان عبدالعزیز بن عبدالرحمن الفیصل آل سعود، اقرار واعتراف می کنم برای سرپرسی کاکس نمایندة برتانیای کبیر که: از طرف من مانعی نیست که فلسطین را به یهود یا غیر یهود که برتانیا بخواهد ببخشم. از رأی خود بیرون نخواهم رفت تا روز قیامت». بعد از این پیمان در صدد براندازی خاندان هاشمی وحکومت شریف حسین در حجاز بر امد تا شریف حسین را ساقط کرد.به ترتیبی که ذکر شد غربی ها در بخش اول طرح شان(تهاجم فرهنگی) موفق شدند اما ناسیونالیست های عرب در عمل نه توانستند آرزوی شان را برای تشکیل یک حکومت متحد عربی محقق نمایند. زیرا ! پس از جنگ جهانی اول تقریبا همه کشورهای آسیای عربی به مستعمره ها ومناطق زیر نفوذ سرپرستی کشور های بزرگ تبدیل شدند است. جنگ های جهانی و پی آمد های آن زمانی که سلطان عثمانی بر ضد دول متفق اعلان جنگ داد: ترکیه در این جنگ خودرا از چهار جبهه در نبرد یافت، چون در جبهه عراق با لشکر انگلیس وهند، در جبهه فلسطین ومصر با نیروهای عرب، بریتانیا وفرانسه ودر جبهه دردانیل با قوای استرالیائی، نیوزلند وفرانسوی در گیر بود. در این جنگ عثمانی ها چهار سال مقاومت کردند سرانجام در اکتبر1918بعد از شکست روسیه شکست خورد. کشور های سوریه، لبنان،عراق، ماوراء اردن وفلسطین که جزء قلمرو این ابر قدرت مسلمان بودند، هرکدام به عنوان کشوری مستقل، تحت قیمومیت انگلیس وفرانسه قرار گرفتند...با توسعة صربستان در شبه جزیره بالکان کشور یوگسلاوی بنیان نهاده شد، بلغارستان نیز مستقل گردید ونواحی مختلفی به اتریش واگذار شد . سلطان عبدالعزیز را به عنوان سلطان مستقل نجد وامام یحیی را به عنوان امام مستقل یمن به رسمیت شناختند. در هندوستان، انگلیسی ها از اواسط قرن 19م./13هج. با درهم شکستن مقاومت مسلمانان هند، این سرزمین پهناور را به صورت یکی از محکم ترین پایگاههای استعماری خود در شرق در آوردند؛ به حدی که ایران، افغانستان به عنوان سپر آن وحایل میان هند وروسیه مورد توجه بودند. هم چنین انگلیسی هادر خلیج فارس، مناطق جنوبی ایران شبه جزیره عربستان، مالزی، مصر(1882م.)، سودان، افغانستان وفلسطین حضور مستقیم داشتند وآنها را به اشغال نظامی وتحت سلطه خود در آوردند. فرانسه به بلاد اسلامی شمال افریقا وافریقای غربی وطرابلس لشکر کشی کرد. وهم چنین پس از مصر درالجزایر(1830م.)، تونس(1881م.)ومراکش(1912م.)اعمال سلطه کردند وبعد اسپانیا بر مراکش 1913م.) سیطره پیدا کرد، هلند بعضی جزایر آسیایی جنوب شرقی از جمله اندونزی را اشغال کرد. ایتالیا لیبی (1911م.) واتیوپی(1936م.)را تصرف کرد، روسیه به آسیای مرکزی، قفقاز ونواحی شمالی ایران وارد شد. هم اکنون نیز اشغال فلسطین وقدس شریف، قبله اول مسلمانان، وقسمت هائی از خاک مصر، سوریه، اردن ولبنان به دست صهیونیست ها با حمایت همه جانبه انگلیس وامریکا، مظهر تهاجم استعماری سرمایه داری غرب علیه جهان اسلام ومسلمانان است. به ترتیبی که گذشت مسلمانان دچار انحطاط، عقب افتادگی ومورد هجمه وغارت غربی ها قرار گرفتند. پی آمد انحطاط برای جهان اسلام رقابت های دول اروپایی در اشغال وغارت آسیا وافریقای مسلمان وایجاد وگسترش بازار ها برای محصولات خود، جهان اسلام را در قرن 19م./13ه. صحنه تاخت وتازهای استعماری خود قرار دادند؛ همین وضعیت تا پایان جنگ جهانی دوم ادامه داشت. اما پس از پایان یافتن جنگ جهانی دوم، استعمار غرب شکل سلطه اش را بر منطقه با تشکیل رژیم های وابسته وحافظ منافعش، تغییر داده رژیم هائی که به آنها نوعی استقلال صوری از دولت قیم یا استعمار کننده بخشیده شده ولی نهاد های حکومتی طوری تنظیم گردیده بودکه افراد(حافظ منافع خارجی) با اختیار کامل در غارت وچپاول ثروت های سرزمین شان وسرکوب آزادی ها روی کار بیایند. درواقع استعمار گران به جای این که بانیروی نظامی وارتش شان ملت های دیگر را سر کوب کنند، از بین هم وطنان خود شان ماموران عذابی بر سر شان گماشتند که در ستمگری خود به حدی افراط کردندکه خود ارتش استعمار هم تا آن حد ستم روائی نمیداشت. به فرموده امام راحل (رض):« دولت عثمانی یکی از دولت های بود که... سائر دولت ها حریف میدان او نبودند. سیطره اش گرفته بود تقریبا از شرق تا غرب را. آن ها دیدند که با این دولت قوی اسلامی نمی شود ذخایر مسلمین را برد. بعد از این که در آن جنگ با آن بساط غلبه پیدا کردند؛ تجزیه کردند دولت عثمانی رابه دولت های بسیار کوچک وبرای هر یکی از آن ها، یا امیری یا سلطانی یا رئیس جمهوری قرار دادند. دولت در قبضه مستعمرین و ملت بیچاره در قبضه دولت با این وضع دولت عثمانی را متلاشی ساختند. ودولت های اسلامی از خواب بیدار نشدند یا خود شان را به خواب زدند. این دولت عثمانی در تحت ظل خلافت اسلامی، در تحت اتکاء به قرآن مجید آن مجد را داشت». در نتیجة اشغالگری و چپاول بی قید وشرط استعمارگران غرب وستم گستری مهره های دست نشاندة شان، روشنفکران، علما واندیشمندان جهان اسلام به تکاپو افتادند تا راه نجاتی بیابند وامت اسلامی را از شر استعمار گران خارجی ومستبدین داخلی رهائی بخشند؛ نخستین جلوة این تکاپونخستین جلوة بیداری مسلمانان بود که ریشة اصلی نهضت بیداری را تشکیل می داد و امروز می بینیم که این نهضت در چندین کشور اسلامی( مصر، تونس، یمن، لیبی، بحرین وعربستان سعودی) پس از انقلاب اسلامی ایران در حال ثمر دادن است. نهضت بیداری جهان اسلام به ترتیبی که ذکر شد پروژة هجوم تمدن جدید غرب با دو چهرة اساسی: فکری( فرهنگی وسیاسی) و نظامی، جهان اسلام را تجزیه کرد، تداوم این رویداد دربلاد اسلامی می توانست خطر تغییر هویت، هضم وهدم جامعه ی اسلامی در نظام سرمایه داری غارتگر جهانی را به همراه داشته باشد. زیرا ! در اثرهجوم استعمار؛ غارت وتحقیر از بیرون و ستم گستری حکام دست نشانده از درون، امت اسلامی چنان گرفتار فقر وفلاکت، جهل وجمود، ظلم واستبداد، فساد وتباهی، وخواب وغفلت شد، که با احساس عجز ودرماندگی وعقب افتادگی یک عده دچار احساس بی هویتی و خود باختگی گردیده وعده ای دیگر شدیدا مرعوب زرق وبرق تمدن غربی گشتند. این دو مسأله اساسی یعنی انحطاط وعقب ماندگی داخلی و استعمار خارجی در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر، مصائب ومشکلات عدیدة را برای جوامع مسلمان در دورة معاصر به همراه داشت. در برخورد با این مسائل ودر حل ورفع نا بسامانی های داخلی وهجوم های خارجی در همان قرن 19م./13هج. دورة بیداری مسلمین وتجدید حیات اسلامی آغاز یافت، علما ومتفکران جامعه اسلامی؛ در واکنش نسبت به انحطاط وعقب ماندگی داخلی وهجوم گسترده وهمه جانبه ای استعمار غربی به جهان اسلام؛ جریان های اصلاحی ونهضت های فکری و سیاسی را به راه انداختندو این در حالی بود که: «برخی از سیاستمداران، روشنفکران، علما ومتفکران، رجال دینی وسیاسی از نظر فکری یا سیاسی ویا هردو، موضع گیری های متفاوت داشتند». این مواضع اگرچه به منظور دفاع ازسرزمین اسلامی وسرمایه های مادی ومعنوی امت اسلامی اتخاذ گردیده بود. اماپراکندگی خود شان اضافه بر تاثیرات مثبتی که داشت به نوبة خود یکی از چالش های جدی جهان اسلام را شکل داد که باعث تاخیر کاروان از رسیدن به مقصد نهایی گردید. برای تکمیل بحث وروشن شدن هرچه بیشتر قضیه ذیلا به دسته بندی مختصر جریان های اصلاحی می پردازیم. شاخه های نهضت بیداری جهان اسلام در یک تقسیم بندی کلی می توان واکنش های جهان اسلام در برابر انحطاط داخلی واستعمار خارجی را به سه دسته متمایز زیر طبقه بندی کرد. الف: جریان های پیرو از تمدن غرب، از غرب گرایی تا غرب زدگی. ب: جریان های سوسیالیستی وچب گرا. ج: جریان احیا وبازسازی تفکر دینی از بنیاد گرایی تا رادیکالیسم اسلامی(اصلاح طلبی دینی) 1) جریانهای پیرواز تمدن غرب این جریان از ناحیة روشنفکران شکل گرفت، سیاستمداران ورجال سیاسی، اداری، نظامی، صاحبان مشاغل ودانشجویان، ترکیب اجتماعی این گروه را تشکیل می دادند. مشخصه های اصیل این جریان عبارت بود از: تقلید وتبعیت همه جانبه از نهاد ها، ارزش ها، گرایشها والگو های غربی، فرهنگ وتمدن غرب، خود باختگی، بی هویتی، وجهت گیری های مبتنی بر سکولاریسم، اومانیسم، لیبرالیسم، سیانتیسم وناسیونالیسم. تعدای از برجستگان این جریان در کشورهای عربی واسلامی عبارت بودند از:« رفعت طهطاوی، قاسم امین، مصطفی کامل، احمد لطفی السید ومحمد حسن هیکل در مصرودنیای عرب، سر سید احمد خان در هند، ملکم خان وتقی زاده در ایران» وامیر امان الله خان در افغانستان. خود این متجددان هم دارای دو دسته متمایز از هم بودند. به این ترتیب که: عدة از نویسندگان وکسانی مانند سید احمد خان که بیشتر از نظر فکری وفرهنگی پیروی از غرب را تجویز می کردند ومی توانیم اینها را غر بگرایان یا غرب باوران بنامیم. در کنار شان دستة دومی هم بودند که به عنوان فعالان سیاسی؛ اینها تقلید وتبعیت مطلق وهمه جانبه از غرب را تجویز می کردند وشعار شان(پذیرش تمدن غرب از نوک پا تا به سر) بود ومی توان اینها را غربزدگان بنامیم، ملکم خان وتقی زاده از این دسته بودند. 2 ) جریان های سوسیالیستی وچب گرایی عدة از نویسندگان وروشنفکران جهان اسلام نزدیک ترین راه نجات از شر امپریالیسم بیرونی و استبداد درونی را؛ در سراب اندیشه های چب گرایانه سوسیالیسم وکمونیسم می دیدند. فکر می کردند در اثر مبارزة طبقاتی و به پیروزی رساندن انقلاب کارگری، می توان به حل دموکراتیک مسئلة ملی، هم بستگی بین المللی و جامعة بدون طبقه ودر نهایت از شر استثمار داخلی واستعمار خارجی نجات یافت. این گرایش به نوبة خود در تمام دنیای اسلام نفوذ داشت، از سواحل اقیانوس آرام یعنی مالیزی، اندونزی ، شبه قارة هند، بنگلادش، پاکستان، ایران، تمام اسیای میانه، کشورهای عرب اسیایی وافریقای، کشورهای مسلمان افریقائی غیر عرب، ترکیه و... هرکدام دارای چندین تشکیلات طرفدار اندیشه های مارکسیستی لینینستی یا مارکسیستی مائویستی بودند که از این میان یک نمونه از حزب کمونیست در دنیای اسلام ویکی دو نمونه از شخصیت های پیشتاز طرفدار کمونیسم در دنیای اسلام را به ترتیب یاد اوری می کنیم . الف. از جمله سازمان های پیرو اندیشه های کمونیسم در دنیای اسلام، حزب دموکراتیک خلق افغانستان به رهبری نورمحمد ترکی و ببرگ کارمل بود. در سال 1357ش در اثر کودتای نظامی بر علیه داود خان رئیس جمهور افغانستان به قدرت رسیدند، یک سال بعد قشون اشغالگر شوروی را به عنوان تطبیق تئوری صدور انقلاب از مسکو به افغانستان فراخواندند، چهارده سال ملت مظلوم افغانستان با ابتدایی ترین ادوات در برابر این اشغال گران جهاد نمودند، پس از چهارده سال جهاد ملت مجاهد افغانستان، نظامیان اشغالگر روس شکست خوردند وبا خفت وسر افکندگی از افغانستان بیرون رفتند. ب. ازجمله شخصیت های برجسته وپیشتازطرفدار کمونیسم در جهان اسلام؛ شبلی شمیّل، مسیحی لبنانی تبار، مقیم مصر اولین مروج سوسیالیسم در جهان عرب بود. او معتقد بود:« که کار؛ علت وعامل مالکیت است لذا مالکیت باید خصوصی باشد نه دولتی و منبع در آمد افراد باید کار آنها باشد ودولت فقط عدالت را تضمین کند». او که متاثراز اندیشه های داروین، هاکسلی واسپنسر بود. پیشرفت علم را اعلان جنگی نسبت به ادیان گذشته می دانست. هم چنین معتقد بود که:« نظام دینی واستبدادی اندیشه ها را بر ماندن در حال جمود تشویق می کند واین گونه مانع پیشرفت تدریجی که ناموس هستی است می شوند. ولی می توان نظام حقوقی وسیاسیی تصور کرد که بر همین ناموس هستی مبتنی باشد و به انسان اجازه دهدتا مطابق با طبیعت خود زیست کند. تحول از راه تنازع بقا صورت می گیرد و تنها اصلح باقی می ماند». این دو جریان با تمام رنگ ولعاب علمی وانقلابی که داشتند؛ در جهان اسلام ثمر مطلوب ندادند؛ از این رو با اختصار به پی آمد های آنها ذیلا اشاره می نماییم. پی آمد غرب گرایی چپ وراست چنانچه در اغاز این مبحث تذکر دادیم، این دوجریان مانند جریان احیای تفکر دینی همزمان با انحطاط وسقوط جهان اسلام از اریکه قدرت شروع به کار کردند و تا امروز در اکثر کشورهای اسلامی وجود عینی نیز دارند. در طول این مدت با تمام فراز وفرود هائی که بر دنیای اسلام ومسلمانان گذشته است. هردو جریان بیشتر نقش منفی داشته اند تا مثبت. زیرا ! ثمر روشن ایشان؛ ایجاد رخنه در پیکر امت اسلامی وخدمت به اربابان خارجی شان بوده است. چون علت غائی وجود شان در دنیای اسلام راه سازی وجاده صاف کردن برای استعمار گران بود، ایشان زمینه پذیرش استعمار را به شکل های مختلف در دنیای اسلام مساعد می کردند.حزب دموکراتیک در افغانستان، رضا شاه در ایران، حزب بعث در عراق وهم چنین فلسطین وسائر کشور های اسلامی جز رنج ووابستگی برای ملت؛ دست اوردی نداشتند. واما اخرین شاخة نهضت بیداری که در دنیای اسلام به وجود آمد و با ماهیت دینی شکل گرفت معتقد بود: که تنها راهی نجات مسلمانان باز گشت به اسلام واحیاء تفکر دینی است به این ترتیب. 3) جریان احیاء تفکربنیاد گرا ورادیکال اسلامی جریان احیا وباز سازی تفکر دینی به دو بخش وشاخه تقسیم می شود. الف: بنیاد گرایی اسلامی این شاخه از ابن عبدالوهاب شروع تا رشید رضا وپس از آنها تا امروز؛ از نظر فکری دنباله رو سر سخت ابن تیمیه بوده، با تجمد بر ظواهر کتاب وسنت وسیرة سلف صالح مانند ابن تیمیه تاکید داشته،« به نوعی همان جریان سلفی گری گذشته است» . که با موضع گیری در برابر عقاید وافکار سائر مذاهب اسلامی به وجود آمد، پس از ائتلاف ابن عبدالوهاب وآل سعود رنگ وبوی سیاسی به خود گرفت، واکنون دویست سال است که با تکیه بر رژیم آل سعود وهم سویی بااستکبار غرب، دشمنی با مذهب و مردم شیعه را در رأس هدف های دینی وسیاسی خود قرار داده است. سقوط حکومت مجاهدان در افغانستان پس از شکست کمونیزم؛ به دست این گروه که موسوم به طالبان بودن ؛ هم چنین حضور فعال این گروه برای انفجار وترور در عراق پس از صدام واخیرا احضار وبکار گیری شان از جانب امریکا، اسرائیل واروپاوئی ها برای ایجاد اغتشاش ونا أمنی وحتی سرنگونی نظام حاکم؛ درچندین شهر کشور سوریه؛ از میزان هم سوئی این جریان با استکبار وصهیونیسم وفاصله ای شان از محور قران وسنت مورد ادعائی شان پرده بر می دارد. ب: جریان اصلاح تفکر دینی( رادیکالیسم) سر سلسله وبنیان گذار این جریان، در قرون اخیر سید جمال الدین الحسینی،(1254-1314هج/1839-1897م) بود. به طور کلی اهداف ومقاصد اساسی این جریان را در سه عنوان زیر می توان خلاصه کرد. 1- پیراستن وزدودن عقاید مسلمین از خرافه ها، بدعتها، و انحرافات قرون واعصار وبازگشت به اسلام اصیل واولیه. 2- هماهنگ نمودن دستورات ورهنمود های دینی با عقل، علم ومقتضیات زمان در پرتو اجتهاد پویا. 3- وحدت ویک پارچگی مسلمانان جهان در مقابل استعمار فرهنگی، سیاسی، اقتصادی وسلطة نظامی غرب. پیروان این شاخه بر خلاف متجددان ونیز محافظه کاران سنتی وبنیاد گرایان، هیچ یک از دو دیدگاه «پذیرش مطلق غرب» ویا«رد مطلق غرب» را نپذیرفتند؛ بلکه با شناخت عمیق تر به تفکیک جنبه های مثبت ومنفی آن پرداخته، به اخذ واقتباس از جنبه های مثبت ومفید فرهنگ وتمدن غرب ومبارزه با چهرة استعماری آن در همه ابعادش رأی دادند. اعضای این شاخه را سید جمال الدین، شیخ محمد عبده، کواکبی، اقبال لاهوری و متفکران شیعی ایرانی تشکیل می دادند؛ آنها نه تنها ازاحساس دینی برخوردار بودند وبه پیرایش عقاید مذهبی مسلمانان می اندیشیدند، بلکه در صدد احیا واصلاح جهان بینی مسلمانان وباز سازی تفکر دینی در یک مجموعة منظم نیز بودند. انقلاب اسلامی ایران متکامل ترین حلقه از سلسلة جنبش های اسلامی در دوران معاصر است که با زمینه سازی ، هدایت ورهبری مصلحان برجستة شیعه و در رأس همه آنها حضرت امام خمینی«رض» دربهمن سال 1357ش در ایران به پیروزی رسید، پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری یک مرجع تقلید شیعه در دوران جنگ سرد نقطة عطفی در تاریخ سیاست بین الملل به حساب می آید. ماهیت انقلاب اسلامی ایران انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام راحل«رض» در 22 بهمن 57 ش پس از فرو پاشی رژیم شاهنشاهی ایران در تاریخ بی نظیر بود. مخالفان و دشمنان انقلاب از همان زمان پیروزی انقلاب اسلامی سعی کردند با توجیه وتفاسیر و برداشت های انحرافی و مغرضانه به افکار عمومی جهان القا کنند که: انقلاب اسلامی ایران بنیاد گرا، شیعی و ایرانی است. به هر حال عده ای آن را دارای ماهیت طبقاتی وناشی از شکاف موجود بین طبقة ثروتمند و محروم جامعه می دانستند؛ وعده ای هم مدافع نظریه ی لیبرالیستی می خواندند. اما مؤسس انقلاب اسلامی بر تمام پندار های سیاستمداران ونظریه پردازان به این ترتیب خط بطلان کشید. ماهیت انقلاب از دیدگاه امام خمینی«رض» حضرت امام خمینی «رض» به رغم همة پندارهای غرض آلود دشمنان زیرک ودوستان سادة انقلاب فرمودند:«انقلاب ایران غیر وابسته است. یک انقلاب دولتی نیست، یک انقلاب حزبی نیست، یک انقلاب ملی است لکن بر اساس اسلام؛ انقلاب اسلامی است نظیر انقلاباتی که در طول تاریخ به دست انبیاء انجام می گیرد که وابستگی در کار نبود الاّ یک وابستگی وآن وابستگی به خدای تبارک وتعالی است. ایران از همان بدو انقلاب واز قبل از بدو انقلاب که شالودة انقلاب ریخته می شد، مسیر مسیر انبیاء بود.» امام خمینی(ره) با این تحلیل ابعاد جهانی انقلاب را تبیین نمود؛ و باز تاب این تحلیل بود که مرزهای عقاید واندیشه ها را بیشتر از مرزهای جغرافیائی در نوردید؛ و به جهانیان نشان داد که انقلاب اسلامی میراث بزرگی خاتم النبیین واوصیای آن حضرت صلوات الله علیهم است. از این رو دانشمندان متعدد از ملیت های متفاوت در نقاط مختلف دنیا راجع به محاسن امام وانقلاب لب به سخن گشوده اند که ذیلا بعضی از آنها را مرور می نماییم. رابرت موگابه مبارز افریقای مظلوم رابرت موگابه رئیس جمهور زیمبابوه ومبارز قدیمی وضد استعماری افریقا پس از پیروزی انقلاب اسلامی را مربوط به همة نیروهای انقلابی دنیا می داند ومی گوید:« پیروزی انقلاب اسلامی در ایران یک پیروزی بزرگ برای نیروهای انقلاب در اقصی نقاط جهان محسوب می شود، زیرا این انقلاب برای تمامی مردم تحت ستم دنیا الهام بخش بوده است.» فتحی عبد العزیز مصری وانقلاب اسلامی فتحی عبدالعزیز؛ در کتاب خود تحت عنوان« امام خمینی الترناتیو اسلامی»نوشت که:« انقلاب امام خمینی، انقلاب یک فرقه اسلامی علیه فرقه دیگر نیست، بلکه مرکز ثقل ارزش ها واعتقادات مشترکی است که همه مسلمانان را به وحدت می خواند، همان چیزی که انقلاب ایران برای آن به وقوع پیوست. عبد العزیز از خوانندگانش می خواهد که اعتقاد به امامان را با کفر برابر نسازند: این مسئله صرفا امر فردی است، این گونه نیست که هر چیزی را که سنی ها پایه های اسلام به حساب می آورند با اعتقاد شیعه ها به امامان در هم پیچیده شود...آنها(شیعیان) فردی را که به نظر آنها در بارة امامان موافق نیست، متهم به خطا وبی اعتقادی نمی کنند.» محمد نجیب الموتی وانقلاب اسلامی الموتی از رهبران اخوان المسلمین در مصر راجع به انقلاب اسلامی؛ همزمان با ورود امام خمینی«ره» به ایران نظرش را چنین بیان کرد:« انگیزه های انقلاب ایران مقدس بودند. عوامل بروز انقلاب نمی توانست به نتایجی منجر شود جز آنچه مصری ها در آن زمان شاهدش بودند، شاه مسؤل ستمی بود که بر بسیاری از مسلمانان رفته است. ما نمی توانیم شهید نواب صفوی، امام کاشانی ومحمد مصدق را فراموش کنیم، قرآن هشدار می دهد که از شما خواسته نمی شودآنان را در تنگنا قرار دهید«45:4» که دعوت به مشاوره است، چیزی که شاه آن را نقض کرده بود. حکومتی که به گونه ای رفتار کند که مورد لعن پیامبر باشد محکوم به سقوط است. اگر مسلمانان چنین رژیمی را سر نگون کنند ودر اطاعت از کسانی که شایستگی حکومت داشته باشند، در اطاعت از علما وصاحبان خرد ومردان پرهیزگار وپارسا سوگند خورند، وظیفة همه مسلمانان عالم است که از آنان حمایت کنند.» پس چنانچه انقلاب امام خمینی«ره» در ارزیابی اندیشمندان فوق از ماهیت کاملا اسلامی برخوردار است؛ هم چنین دارای ریشه های اعتقادی وپایه ها وارکان ویژه ی فکری مختص به خود نیزمی باشد که ذیلا به بررسی آنها نیز می پردازیم. ارکان انقلاب اسلامی انقلاب اسلامی ایران بدون شک بر خاسته از آرمان های اسلامی امام خمینی«رض» وملت بزرگ ایران بود؛ وآنچه در شکل دادن و پیروز ساختن آن نقش اساسی داشت عبارت بوداز. 1- اسلام. 2- ولایت. 3- مردم. نقش اسلام در پیروزی انقلاب پیش از انقلاب اسلامی؛ تئوری؛ جدایی دین از سیاست به شکل گسترده به وسیلة مارکسیست ها وغرب گرایان؛ درجوامع اسلامی وبه خصوص ایران تبلیغ می شد. اما امام خمینی«ره» با وارونه کردن این نظریة وارداتی پیش از انقلاب فرمودند: «ملت عزیز وپیرو بر حق سیدالشهدا«ع» با خون خود سلسلة ابلیس پهلوی را در قبرستان تاریخ دفن می نماید و پرچم اسلام را در پهنة کشور بلکه در کشورها به اهتزاز در می آورد.» و «ملت ایران مسلمان است و اسلام را می خواهد. آن اسلامی که در پناه آن آزادی واستقلال است رفع ایادی اجانب است. هدم پایگاه ظلم وفساد است. قطع کردن دست های جایتکاران است.» و « در اسلام معیار، رضایت خدا است ونه شخصیت ها. ما شخصیت ها را با حق می سنجیم ونه حق را با شخصیت ها. معیار، حق وحقیقت است» چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اعلان فرمودند:« اسلام به این منظور به وجود آمد که به انسان ابعاد واقعی و شأن انسانی اعطا کند. یعنی انسان را از نظر زندگی اجتماعی، شخصی وسیاسی تحول بخشد و به غنای روحی انسان یاری دهد، اسلام قادر به ایجاد چنین تحولی است. قوانین اسلام روش ورفتار هر فردی را دربرابر جامعه، طی قوانین خاصی مدون وتنظیم کرده است. انسان واقعی امت اسلامی فطرتا یک انسان آزاد شده است. رژیم کنونی ایران می خواهد ومی کوشد وتا کنون کوشیده است که این بنیاد های مترقی را در هم بشکند. بنیاد دیگراسلام، اصل استقلال ملی است. قوانین اسلام تصریح دارند که هیچ ملتی وهیچ شخصی حق مداخله در امور کشور ما «ایران» را ندارند.» هم چنین فرمودند:« اسلام است که نمی گذارد اجانب استفاده های خودشان را بکنند. از این رو اسلام را آن طوری که اسلام هست معرفی نکردند. اسلام را گفتند مثل همه ادیان آن طور هست که یک مخدری است. اصل دیانت را مخدر حساب کرده اند که یک افیونی است برای جامعه» به این ترتیب، در حالی که طی سال های طولانی ایادی استعمار کوشیده بودند که اسلام را به عنوان یک دین واپس گرا وارتجاعی معرفی کنند؛ ملت ایران با روشنگری ها وتفسیر امام خمینی«ره» و رجال دینی وسیاسی از اسلام ناب؛ تمام گم شده های خود را در دامن اسلام یافتند وبا یک قیام تاریخی وخروشان بساط شاه ومتحدان غربی اش را از ایران اسلامی بر چیدند و نظام جدید را بر مبنای اسلام و ولایت فقیه تاسیس کردند. نقش ولایت در پیروزی انقلاب از نگاه فلسفة اجتماعی اسلام رهبر انقلاب یا حکومت اسلامی باید یا پیامبر یا امام معصوم«ع» ویا نائب امام باشد؛ امام خمینی«رض» نائب امام بود که بر مسلمانان ولایت فقهیه داشت؛ اطاعت از او بر تمام اقشار امت حتی مراجع وفقهای مسلمانان نیز واجب بود. وچنین عنصری می تواند کشتی نجات امت را در امواج متلاطم حیله ها ونیرنگ های استعمار رهبری نماید. بنا براین عنصر رهبری در اسلام ذاتا متفاوت از رهبری حکومت های دموکراسی؛ کارگری و... است.زیرا ! رهبری در اسلام بر اساس نیاز مردم است در حالی که در سائر رژیم ها یا براساس خواست مردم است؛ مانند حکومت های دموکراسی ویا بر اساس غلبه است مانند رژیم های که به وسیله کودتا به وجود می آیند ، اضافه براین رهبری در اسلام ویژگی ها وجایگاه خود را دارد. جایگاه رهبری در اسلام 1- ازنگاه آموزه های اسلامی اصل وجود رهبر واجب است. امام اول مسلمانان، امیر المؤمنین«ع» فرمود: «لابُدَّ لِلنَّاسِ مِن اَمِیرٍ بِرٍّ اَو فَاجِرٍیَعمَلُ فِی اِمرَتِهِ المُؤمِنُ، وَیَستَمتِعُ فِیهَا الکَافِرُ وَ یَبلُغُ اللهُ فِیها الاَجَلَ وَ یُجمَعُ بِه الفَیءُ وَیُقَاتِلُ بِه العَدُوَّ وَ تَأمَنُّ به السُبلَ وَیُؤخذُ بِه لِلضَّعِیفِ مِنَ القَوِی حَتَّی یَستَرِیحَ بِرُّ وَیُستَرَاحُ مِن فَاجِرٍ» مردم از داشتن رهبر ناگزیر هستند؛ خواه نیکو کار باشد یا تبهکار، در پرتو حکومت او مردم با ایمان کار خود کند، وکافر نیز بهرة خود برد، تا آنگاه که وعدة الهی فرا رسیده ومدت عمر هردو به سر برسد، در سایة حکومت او است که مالیات رافراهم آورند، با دشمنان پیکار کنند، وراهها ایمن گردد وحق ناتوان را ازتوانا بستاند، تا نیکوکار آسایش یابد واز گزند تبهکار در أمان باشد. 2- رهبری معصوم یا ولی فقیه واجب الاطاعه است؛ رسول خدا«ص» فرمود:« اِسمَعُوا وَاَطِیعُوا لِمَن وَلاّهُ اللهُ اَلاَمرَفِاَنَّهُ نِظَامُ الِاسلَامِ» بشنوید وفرمان برید از کسی که خداوند او را ولی امر شما قرار داده است، زیرا که رهبر نظام اسلام است. یعنی امام نقطة اتکای امت و محور اتحاد جهان اسلام است. 3- ولی فقیهی که رهبر انقلاب یا حکومت اسلامی می شود انسان ساخته شده است؛ او کسی است که امام صادق «ع» در باره اش می فرماید: «اِتَّقُوا الحُکُومَةَ فَاِنَّ الحُکُومَةَ لِلاِمَامِ العَالِمِ بِالقَضَاءِ اَلعَادِلِ فِی المُسلِمِینَ کَنَبِیٍ اَووَصِی نَبِیٍّ» از حکومت بپرهیزید؛ زیرا حکومت ازآن امامی است که عالم به مسائل قضاء وعادل در بین مسلمین است همانند پیامبر یا وصی او. هم چنین سید وسالار شهیدان حسین بن علی«ع» می فرماید: «فَلَعُمرِی مَا الِامَامُ اِلَّا العَامِلِ بِالکِتَابِ وَالقَائِمِ بِالقِسطِ وَالدَّائِنِ بِدِینِ الحَقِّ» به جانم سوگند، امام نیست مگر کسی که عمل به کتاب خدا می کند وقیام به قسط وعدالت می نماید وراه حق را می پیماید. امام خمینی«ره» مصداق روشن آن عالم عامل ، قائم به قسط ودائن به دین خدا بود. او که ازخرمن استقامت محمدی«ص»، عدالت علوی، تدبیر حسنی وشجاعت حسینی علیهم السلام وتائید حجت غائب خدا «عج» توشه ها به همرا داشت؛ به سان آیینة شفافی ظهور کرد که به بهترین وجه ممکن انوار خورشید تابان رسول خدا«ص» و اوصیای طاهرینش را بر بشریت معاصر که تشنه معنویت بود عرضه داشت. وبه قول محمد حسنین هیکل: «امام خمینی همچون گلوله ای بود که از صدر اسلام شلیک شده وبر قلب قرن بیستم نشسته است». شخصیت الهی وپیام های معنوی حضرت امام«ره» بسیاری از پیروان سایر ادیان ومذاهب را به شدت تحت تاثیر خود قرار داد. تا آنجا که در نظر برخی از تحلیل گران ومتفکران مسیحی « او مسیح معاصر بود ودقیقا اشعة صلابت وسازش ناپذیری عیسی بن مریم «ع» بود» امام خمینی«رض» این چنین بود که مردم اطاعتش را بر خود واجب می دانستند و جان دادن در راهش را شهادت فی سبیل الله تلقی می کردند. در حالی که در نظام های دموکراسی مسئله کاملا بر عکس است. زیرا در انقلاب فرانسه در مراحل انقلاب؛ چهرة شاخصی که بتواند دارای همة ویژگی های مربوط به رهبری باشد وجود نداشت، افرادی؛ مانند(روبسپیر) و( میرآمبو) و(دانتون) و(لافایت) و..آنها هرکدام در زمان محدودی پس از پیروزی رهبری مردم را به دست داشتند؛ قبل از پیروزی حتی در زمان درگیری ها مردم فرانسه رهبر نداشتند. این ها را هم بنا بر ضرورت مردم به رهبری برگزیدند. در انقلاب اکتبر(1917م) روسیه؛ حرکت های انقلابی ازماه فوریه و مراسم تجلیل از روزبین المللی زنان به صورت خود جوش شروع شد؛ بعد از درگیری ها وکشتار سر انجام به سقوط رژیم تزاری روسیه منجرشد؛ هیچ کدام از رهبران مارکسیست ها حاضر نبودند؛ افراد مانند لنین وترو تسکی در خارج از کشور بودند، استالین وکامنف ودیگر رهبران حزب کمونیست یا تبعید بودند ویا در زندان به سر می بردند. در چین نیز در انقلاب (1914م) مائوتسه تونگ در سال (1934م) طی یک راهپیمایی دوازده هزار کیلومتری تاریخی از سوی ( لیوشاچی) و(چوئن لای) به ریاست کمیتة مرکزی حزب کمونیست چین بر گزیده شد. از این رو عنصر رهبری در انقلاب اسلامی چون دارای مشروعیت الهی است، او خود را مامور به تکلیف دانسته حکومت را وسیلة تطبیق احکام الهی می داند نه کامروایی؛ چنانچه امام خمینی «ره» در این مورد می فرماید: «حکومت در نظر مجتهد واقعی فلسفة عملی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است. حکومت نشان دهندة جنبة عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی وسیاسی ونظامی وفرهنگی است. فقه تئوری واقعی وکامل ادارة انسان واجتماع از گهواره تاگور است. هدف اساسی این است که ما چگونه می خواهیم اصول محکم فقه را در عمل فرد وجامعه پیاده کنیم و بتوانیم برای معضلات جواب داشته باشیم وهمة ترس استکبار از همین مسئله است که فقه واجتهاد جنبة عینی وعملی پیدا کند وقدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد.» از آنجا که به گفته معروف یک دست صدا ندارد. رهبری انبیاء، اولیا وفقها زمانی به فعلیت می رسد و ثمر بخش واقع می شود؛ که مردم نیز مسؤلیت خود را در قبال رهبر شان درک کنند وبا حضور خود در صحنه وتطبیق ارشاد ات وهدایت های رهبری نظام اسلامی را به پیروزی برسانند. مردم وانقلاب اسلامی از آنجا که نظام اسلامی اساسا نظام مردم سالار است؛ مردم در انقلاب اسلامی پایة اصلی اقتدار اسلامی به شمار می آیند. چون دین ونظام اسلامی برای مردم است؛ بدون حضور مردم نظام اسلامی در مرحلة ابلاغ باقی مانده به فعلیت نمی رسد، به عبارت دیگر حضور مردم شرط تحقق وبه عینیت پیوستن اقامه نظام است. چنانچه در صدر اسلام نسبت به عدم وجود این شرط رسول خدا«ص» در مدت 13سال در مکه حکومت تشکیل ندادند؛ و امیرالمؤمنین علی«ع» نیز به همان دلیل مدت 25 سال سکوت فرمودند. اما به محض تحقق شرط مذکور زمام ادارة سیاسی را به عهده گرفتند وراجع به نقش مردم در نظام اسلامی فرمودند: « وَلَعَمرِی لَئِن کَانَت الِامَامَةُ لاَ تَنعَقِدُ حَتَّی یَحضُرَهَا عَامَّةُ النَّاسِ فَمَا اِلَی ذَلِکَ سَبِیلٌُ وَلَکِن اَهلُهَا یَحکُمُونَ عَلَی مَن غَابَ عَنهَا ثُمَّ لَیسَ لِلشَّاهِدِ اَن یَرجِعَ وَلاَ لِغَائِبٍ اَن یَختَارَ » سوگند به جانم که امامت منعقد نمی شود تا این که همه مردم حضور یابند وبیعت کنند، پیدا است که برای چنین کاری راه عملی وجود ندارد ولکن آن هائی که اهل نظر وتشخیص هستند؛ قضاوت وانتخاب می کنند و انتخاب آنها حکمی در بارة غائبان خواهد بود و ازآن پس دیگر نه آنهائی که حاضر بودند حق رجوع دارند ونه آنهائی که غائب بودند اختیار. بدون شک مهمترین وجه تمایز انقلاب اسلامی ایران از سائر انقلاب ها حضور گستردة مردم بود؛ که اعم از زن و مرد، شهری و روستایی، حوزوی و دانشگاهی، فرهنگی وکسبه یک مشت ویک صدا با شعار( الله اکبر خمینی رهبر) قیام کردند و راهی را که انتخاب کرده بودند؛ مصممانه تا آخر ادامه دادند. شاه که اصل بقای خود را بر حمایت امریکا گذاشته بود ونسبت به ملت اعتنای نداشت؛ در عین این که از پشتیبانی آمریکا، ارتش، پلیس ووحشتناک ترین سازمان اطلاعات (ساواک) برخوردار بود؛ چنان شکست خورد که تا امروز زبانزد عام وخاص است. سرهنگ عبود الزومر: رهبر نظامی سازمان الجهاد مصر در جریان محاکمه خود در دادگاه اعتراف کرد که:« انقلاب اسلامی ایران بیهودگی اقدام شورشیان مسلمان را در جستجوی حامیانی از درون نیروهای مسلح نشان داد، وی به جای آن، قیام مردمی را خواستار شد و تاکید کرد که: ایران به ما آموخت که ارتش وپلیس نمی توانند در مقابل توده ها ایستادگی کنند» میشل فوکو: نویسندة معروف فرانسوی در بارة شرکت مردم در انقلاب تعبیر جالبی دارد او می گوید:« ارادة جمعی تا کنون به چشم دیده نشده است؛ من شخصا فکر می کردم که ارادة جمعی؛ مانند خدا وروح هرگز به چشم دیده نمی شود. ولی ما در تهران در تمام ایران ارادة جمعی که در تئوری های ما همیشه کلی است؛ در ایران دریک عینیت مطلقا روشن ومعین ثابت مانده است». درعین این که حضور ملت مسلمان ایران مایة تعجب دوست ودشمن گردیده این حضور امر اتفاقی نیست؛ بلکه حضور شان ریشه در هویت شیعی و باورهای اعتقادی شان داشت؛ زیرا مردم ایران از طفولیت در حسینه ها پرورش یافته بودند؛ تربیت یافتة مکتب عاشورا ومحرم بودند وهستند. « ندای امام خمینی از قلب فرهنگ واز اعماق تاریخ واز ژرفای روح این ملت بر می خاست؛ مردمی که در طول چهارده قرن حماسه محمد«ص»، زهرا«س» حسین«ع» وزینب«س»، سلمان وابوذر وصدها هزار زن ومرد دیگر را شنیده بودند واین حماسه ها با روحشان عجین شده بود، باردیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند وعلی وحسین«ع» را در چهرة او دیدند، مردمی که سالها این آرزو را که در زمرة یاران حسین«ع» باشند در سر می پروراندند...به ناگاه خود را در صحنه ای این چنین مشاهده کردند،گویا حسین«ع» را بعینه می دیدند..کربلا وحنین، بدر واحد، تبوک وخیبر... را می دیدند» ملت ایران با حضور خود در حقیقت به پیشواز حسین زمان خود رفتند تا جان های خفته را بیدار و استراتژی بزرگ عاشورا را به مقصد برسانند. عوامل تاثیر گذاری انقلاب بر بیداری اسلامی بیداری در اندیشة امام راحل «ره» به معنای اطلاع دادن نیست؛ بلکه به معنای برانگیختن و حجاب از دیده برانداختن است نه مطلع ساختن؛ مخاطبان امام «ره» جان ها وفطرت های پاک مسلمانان ومستضعفان جهان است. برانگیختن، آگاهی دادن وبیدارگری انقلاب اسلامی درپیام ها، سخنرانی ها، در رفتار وکردار وگفتار امام راحل «ره» چنان موج می زند که گویی صور اسرافیلی است که در روز (الست) همگان را مشتاقانه مخاطب می سازد:« به ملتهای اسلامی توصیه می کنم که از حکومت جمهوری اسلامی ایران واز ملت مجاهد ایران الگو بگیرند وحکومت های جابر خود را به خواست ملت ها که خواست ملت ایران است، سر فرود نیاورند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید...اگر شما متاع تان را آن طوری که هست عرضه کنید همه از شما می پذیرند. متاع خوب را همه می پذیرند ومتاع ما خوب است. مگر خودمان خرابش کنیم. متاع؛ قرآن است. اسلام است... متاع بزرگ مان را آنطوری که است به عالم عرضه کنیم که این جمهوری اسلامی بود که ما خواستیم...ان شاء الله خواهید دید که ممالک اسلامی دیگر یکی پس از دیگری به شما اقتدا می کنند.» بخشی از اصول اندیشة امام«ره» وانقلاب اسلامی پیرامون جهان اسلام وعوامل بیدار گری انقلاب اسلامی عبارت از این موارد است. 1- احیاء هویت اسلامی امام خمینی در زمانی سکان کشتی انقلاب عظیم اسلامی را به دست گرفت که هویت اسلامی جای خود را به هویت بیگانه داده بود. در چنین وضعی نهال انقلاب اسلامی سر برآورد وندای احیای هویت اسلامی از سوی امام راحل«ره» روز به روز تنومند تر شد، شاخ وبرگ هایش اقصی نقاط جهان را فراگرفت. ندای اسلام خواهی وظلم ستیزی در جهان از افریقا تا آسیا و اروپا اوج گرفت، با ظهور امواج بیداری در بین ملل ستم دیدة جهان مرزهای بین اسلام وکفر شفاف تر گردید. امام راحل«ره» اعلام داشت:« من به صراحت اعلان می کنم که جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذاری می کند؛ ودلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند وجلو جاه طلبی وفزون طلبی صاحبان قدرت وپول وفریب را نگیرند. مسلمانان جهان ومحرومین سراسر گیتی از این برزخ بی انتهائی که انقلاب اسلامی ما برای همه جهان خواران آفریده است، احساس آزادی وغرور کنند و آوای آزادی وآزادگی را در حیات وسر نوشت خویش سر دهند.» مقام معظم رهبری در توصیف احیا گری حضرت امام «ره» می فرماید: « کار عظیمی که او (امام خمینی ره) انجام داد این بود که در چنین دنیایی که اقیانوسی از لجن را در خود جای داده بود وافراد خجالت می کشیدند نام دین وارزش های الهی را بر زبان آورند؛ او توانست ارزش های الهی را مطرح و بزرگ کند و پرچمش را در جهان به اهتزاز در آورد.. ما با خدا پیمان بسته ایم راه امام خمینی«ره» را که راه اسلام و قرآن و راه عزت مسلمین است دنبال کنیم. سیاست نه شرقی ونه غربی حمایت از مستضعفان ومظلومان، دفاع از وحدت وحرکت امت بزرگ اسلامی وفائق آمدن بر عوامل اختلاف و دوگانگی مسلمین در سطح جهان و مجاهدت برای ایجاد مدینه فاضله اسلامی؛ خطوط اصلی برنامه های ما است.» این دعوت ها وبیدار گری ها بود که مسلمانان جهان را بر آن داشت که تار های تنیده از فرهنگ کمونیسم و لیبرالیسم را از صفحة ذهن شان کنار زده، به سوی اسلام باز گردند و بیداری اسلامی جز این نیست. 2- تغییرمعادلات بین المللی به نفع دین انقلاب اسلامی در دوران جنگ سرد به پیروزی رسید، این دوران عصر دو قطبی بودن نظام بین الملل بود. از ویژگی های آن دوره این بودکه: تمام تحولات سیاسی ونظامی مهم در هر جای دنیا که بود؛ تحت تاثیر رقابت ها وتعاملات دو ابر قدرت ودو پایگاه فکری وسیاسی جهان یعنی امریکا واتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی تعریف می شد؛ مانندجنگ دو کره، ویتنام، مبارزات ضد استعماری خاور میانه حتی انقلاب چین وکوبا.هریک از این کشور ها به محض خروج از مدار یک ابر قدرت بلا فاصله بلکه پیش از خروج در مدار جاذبة ابر قدرت دیگر قرار می گرفتند. تنها انقلاب اسلامی بود که ساختار سنتی نظام حاکم بین الملل را شکست، وامام خمینی«ره» برائت خودرا ازقدرت های بزرگ چنین اعلام فرمودند:« آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هردو پلیدتر، همه از هم پلیدتر، اما امروز سروکار ما با این خبیث ها است. با امریکا است.» وفرمود: « ما معادلة جهانی ومعیار های اجتماعی وسیاسی ای که تا به حال به واسطة آن، تمام مسائل جهان سنجیده می شده است را شکسته ایم. ما خود چارچوب جدیدی ساخته ایم که در آن عدل را ملاک دفاع وظلم را ملاک حمله گرفته ایم. از هر عادل دفاع می کنیم وبر هر ظالمی می تازیم...ما این سنگ بنا را خواهیم گذاشت. امید ست کسانی پیدا شوند که ساختمان بزرگ سازمان ملل وشورای امنیت وسایرسازمان ها و شورا ها را براین پایه بنا کنند؛ نه بر پایة نفوذ سرمایه داران وقدرتمندان که هر موقعی که خواستند هرکسی را محکوم کنند، بلا فاصله محکوم کنند.» این موضع گیری صریح وشفاف امام خمینی در مقابل قدرت های بزرگ جهانی، فانوس امید را در قلب ملت های تحقیر شده به وسیلة ابر قدرت ها روشن کرد، جوانان مسلمان در اقصی نقاط جهان بر خود و رهبر کبیر انقلاب بالیدند و دو باره احساس هویت وشخصیت کردند. 3- ارائه ارزش های جدید بر پایه اخلاق ومعنویت از جنگ جهانی دوم تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران؛ فرهنگ حاکم بر نظام بین الملل فرهنگ الحادی مارکسیست های روسی و سرمایه داری مادی گرایانة غربی بود، تمام ارزش ها وضد ارزش ها از دید منافع ابر قدرت ها تعریف می شد. هر چیزی را غربی ها ارزش می دانستند از دید کمونیست ها ضدارزش و بر عکس بود. ولی امام خمینی«ره» معیار های ثابت الهی و واقعی را برای ارزش ها وضد ارزش ها تعریف کرد؛ چنانچه اسپوزیتو در برداشت خود از پیام 11دی 1367ش امام خمینی«ره» به میخائل گورباچف رهبر کمونیست شوروی سابق می نویسد: امام خمینی«ره» به صراحت اعلان کرد: شرق وغرب هردو به لحاظ ائدئولوژیک ورشکسته اند، زیرا فاقد ارزش های معنوی اند، وپیشنهاد کرد که: این خلأ عقیدتی را با ارزش های اسلامی که به تنهائی می تواند وسیله ای برای رفاه ورستگاری همه ملل باشد پرکند، مارکسیسم به هیچ یک از نیازهای واقعی انسان پاسخ نمی دهد؛ ایدئولوژی مادی است وممکن نیست بشر از طریق مادی گرایی از بحران بی اعتقادی به معنویت که بنیادی ترین درد جامعة انسانی در غرب وشرق است، نجات پیداکند. من قویا به شما اصرار می کنم که در شکستن دیوارهای خیالات مارکسیستی به زندان غرب وشیطان بزرگ سقوط نکنید، انسان باید به حقیقت رو کند. مشکل اصلی کشور شما مسألة مالکیت، اقتصاد یا آزادی نیست. مشکل شما بی ایمانی به خدا است. مشکل اساسی شما مبارزة طولانی و بیهوده با خدا است که منشأ حیات وخلقت است. من صریحا اعلان می کنم جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگ ترین وقدرتمند ترین پایگاه جهان اسلام به سادگی می تواند در پُر کردن خلأ عقیدتی نظام شما کمک کند..». می بینید در این نامه رهبر کبیر انقلاب با اشاره به واهی بودن ادعای ماتریالیسم وسرمایه داری غرب؛ ارزش های الهی ومعنوی را به عنوان تنها عامل نجات انسان معرفی نموده، در حقیقت مردم شوروی را که یک ششم کرة زمین را در اختیار داشتند به اسلام وارزش های والای الهی آن دعوت نمودند. پیام نصیحت آمیز امام خمینی«ره» به رهبر کمونیستان جهان، پردة دیگری را از جلو چشمان اغفال شدة جوانان مسلمان در سرتاسر جهان برداشت؛ در کشور های اسلامی آنهای که سالها فریب شعار های انقلابی مارکسیسم را خورده بودند با این پیام حد اقل نسبت به بازگشت شان به آغوش اسلام به تردید افتادند. 4- نوید جهان نو بر مبنای ساختار انسان جدید بدیهی است که بروز انقلاب در گرو تغییر در انسان است؛ به عبارت دیگر لازمة ساختن جهان نو تربیت انسان با خواسته ها وآرمان های جدید است؛ چنانچه قرآن کریم می فرماید: « اِنَّ اللهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَومٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَ نفُسِهِم» به درستی که خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمی دهد تا آنها خود را تغییر ندهند. یعنی زمانی که انسان غرایز پست خود را تحت کنترل گرفته وبه آرمان های والای انسانی رو بیاورد خداوند پیروزی و نجات را نصیب شان می کند. انقلاب اسلامی به توده ها آموخت که برای نجات از کابوس ستم گران داخلی وسیطرة قدرت های خارجی به سوی اسلام برگردند و متکی به خدا باشند؛ شعار دادن به نفع مارکس و مارکسیسم ولیبرالیسم نه تنها هیچ دردی را درمان نمی کند؛ بلکه هر روزی که می گذرد بر حجم درد ها نیز می آفزاید. انقلاب آموخت که اگر ملت ها به خود آیند و به دور اسلام وقرآن متحد شوند؛ هیچ قدرتی نمی تواند با آنها مقابله کنند. ثمر این پیام انقلاب اسلامی را پس از سی سال؛ امروز در دوران بیداری اسلامی به وضوح مشاهده می کنیم. 5- بن بست نظریة افول مذهب بعد از رنسانس اروپا و رشد لیبرالیسم؛ نظریة عدم کارائی دین برای ادارة زندگی به حدی رشد کرد که دین و دینداری به یک امر خنثی تبدیل گشته می رفت تا به بایگانی تاریخ متوطن گردد؛ اما ندای ملکوتی انقلاب اسلامی بایگانی شدن این نظریه را چنان رقم زد که سفیر وقت واتیکان در ایران با اشاره به این مطلب که: بعد از رنسانس تا قبل از ظهور انقلاب اسلامی مذهب به معنای عام آن در هیچ یک از نقاط دنیا حتی حضور در صحنه های اجتماعی وبه تبع آن سیاسی واقتصادی را نداشت. می نویسد: کلیسا چه در قالب کادر رسمی آن( واتیکان) وچه در قالب غیر رسمی و مردمی آن تنها برای حوزة ارتباطات شخصی با پروردگار نسخه می نوشت و هر گز در صحنه های اجتماعی حتی اگر در حوزة مشخص ترین وظیفة کلیسا اتفاقی می افتاد نظری اعلام نمی کرد. ننگ سکوت در جنگ جهانی دوم که حتی یک بیانیه برای صلح وعلیه هیتلر علی رغم آن همه کشتار صادر نکرد هنوز دامن کلیسا را رها نکرده است. ایشان با بیان این واقعیت که در« وقتی امام خمینی(ره) با تکیه بر طرح مذهب در متن زندگی اجتماعی؛ انقلاب اسلامی اش را به پیروزی رساند دنیا در ابتدا هرگز تصوری چنین ژرف وعمیق از انقلاب را باور نمی کرد؛ این انقلاب آغاز بزرگ ترین تحول جهانی در عرصة دیانت ومذهب بود که برای اولین بار با این وسعت ظهور پیدا کرده بود...وحرکت امام خمینی(ره)در دنیای دیانت عصر جدیدی را آفرید.» خصوصا در موضع گیری قاطع آن حضرت برای دفاع از عزت توحید وموحدان در برابر الحاد سیاسی غرب مانند رشدی وامثالش. 6- دفاع از عزت اسلام در برابر توطئة رشدی از آنجا که پیروزی انقلاب اسلامی ایران در کالبد فرسودة جهان اسلام روح تازه دمید، نهضت ها وجنبش های اسلامی در دور ترین نقاط جهان جان تازه گرفتند. غربی ها با ترس از بیداری جهان اسلام؛ توطئه ای را به وسیلة سلمان رشدی طراحی و با نشر کتاب آیه های شیطانی عملی کردند، رهبر کبیر انقلاب اسلامی در برابر این توطئه نیز؛ مانند سائر دسیسه های استکبار قاطعانه موضع گرفتند و با حکم به ارتداد سلمان رشدی این چنین خواستار اعدام وی گردیدند. بسم الله الرحمن الرحیم. به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می رسانم؛ مولف کتاب « آیات شیطانی» که علیه اسلام وپیامبر وقرآن تنظیم وچاپ ومنتشر شده است. هم چنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می باشند. ازمسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند سریعا آنها را اعدام نمایند، تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید وهر کس در این راه کشته شود شهید است «انشاءالله»» این فرمان امام راحل«ره» چون صاعقه در آسمان غرب جهید که از هیبت آن سلمان رشدی تا امروز مخفی وقلب سر دمداران توطئه هنوز می لرزد. پس از فرمان امام« ره» مسلمانان سراسر جهان اسلام به خیابان ها ریختند با قدر دانی از رهبر کبیر انقلاب اسلامی بر اعدام رشدی وهمکارانش تاکید نمودند. اتخاذ چنین موضع پیامبر گونه در برابر آن توطئة جهانی نه تنها بر غرور وسر بلندی امت اسلامی بیش تر از پیش افزود؛ بلکه خواب را از چشمان تاریک بین؛ غاصبان قدس عزیز نیز در ربود. 7- شکست طلسم صهیونیزم بین الملل رژیم غاصب صهیونیستی از بدو اشغال فلسطین تا سال 1973م چندین جنگ منظم را علیه کشورهای مجاور فلسطین راه اندازی کرد وآخرین جنگ آن که در سال 1973م بود منجر به شکست کشور های عربی شد. این شکست از یک سو بر غرور نظامی رژیم صهیونستی افزود و از سوی دیگر باعث تحقیر شدید اعراب مسلمان گشت؛ هم چنین سازش های پنهانی سران عرب با اسرائیل نیز ناشی از خوفی برخاسته از این شکست بود. ولی امام خمینی«ره» چنانچه در ابتدای شروع نهضت در سال 1342ش خطر صهیونیسم را به عنوان یک غدة سرطانی برای عالم اسلام گوشزد نموده بودند؛ هم چنان در ابتدای شکل گیری انقلاب اسلامی موضع انقلاب اسلامی را در برابر صهیونیسم به صورت صریح وشفاف چنین بیان فرمودند: « من نزدیک بیست سال است که خطر صهیونیسم بین الملل را گوشزد نموده ام؛ و امروز خطر آن را برای تمامی انقلاب های آزادی بخش جهان و انقلاب اخیر اسلامی ایران، نه تنها کمتر از گذشته نمی دانم که امروز این زالوهای جهان خوار با فنون مختلف برای شکست مستضعفان جهان قیام واقدام نموده اند. ملت ما وملل آزاد باید درمقابل این دسیسه های خطرناک، با شجاعت وآگاهی ایستادگی کند.» هم چنین رهبر کبیر انقلاب اسلامی مثلث سرمایه داری، صهیونیسم وکمونیسم را سه رکن استعمار واستکباردانسته موضع خویش را چنین بیان فرمودند: « ما در صدد خشکانیدن ریشه های فساد صهیونیسم، سرمایه داری وکمونیسم درجهان هستیم؛ ما تصمیم گرفته ایم به لطف وعنایت خداوند بزرگ ، نظام هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند، نابود کنیم ونظام اسلام رسول الله«ص» را در جهان استکبار ترویج نماییم و دیر یا زود ملت های در بند، شاهد آن خواهند بود.« امام خمینی «ره» با بیان این موضع شفاف وصریح خود واختصاص دادن جمعه آخر ماه رمضان به روزقدس؛ خفت وخواری عربها را جبران نموده، نه تنها برای عاشقان قدس وجوانان بیدار و هدفمند عالم اسلام که از ستم استکبار بر ملت مظلوم فلسطین رنج می بردند جان تازه ای بخشید؛ بلکه مایة اتحاد گروه های مبارز فلسطینی نیز گشت. 8 - در اولویت قرار دادن آزادی قدس بعد از پیروزی انقلاب وبازگشت امام خمینی«ره» به ایران اسلامی؛ رهبر جنش آزادی بخش فلسطین(یاسر عرفات) در رأس یک هیئت بلند پایه از ایران دیدار کرد. در آخر این دیدار عرفات اعلام کرد که امام خمینی«ره» به او گفته است: تا انقلاب فلسطین پیروز نشود انقلاب اسلامی ایران نیز نا تمام خواهد ماند؛ سپس به محل نمایندگی سابق اسرائیل دفتر نمایندگی فلسطین را افتتاح کرد. پس از تعبیر معروف برژینسکی در شهریور 57 پس از کنفرانس کمپ دیوید که گفته بود( خدا حافظ ساف)، به دنبال انقلاب اسلامی یکی از رهبران فلسطینی در پاسخ به عبارت برژینسکی اظهار داشت( خدا حافظ منافع امریکا در خاور میانه) پیش از انقلاب اسلامی عشق به آزادی قدس عزیز و به تبع آن نجات برادران وخواهران فلسطینی؛ در قلب هر انسان با ایمان آمیخته با درد و آه بود؛ اما بستن نمایندگی اسرائیل وافتتاح نمایندگی سازمان آزادی بخش فلسطین هم موجب تعهد هر چه بیشتر جهان اسلام نسبت به همبستگی با فلسطینیان گشت وهم فلسطینیان را در راه مبارزه برای آزادی قدس وفلسطین مصمم تر ساخت. واین از برکت انقلاب اسلامی و رهبرکبیر انقلاب بود. 9- دعوت امت اسلامی به اتحاد امام خمینی«ره» از بدو پیروزی انقلاب در سخنان خود، نقشه های تفرقه افکنانه از سوی قدرت های بزرگ را نه تنها مخصوص ایران بلکه یک طرح وتوطئه بین المللی، برای تمام کشور های اسلامی عنوان می کنند و از مسلمانان می خواهند که در برابر این توطئه ها به مقابله بر خیزند. «برادران اهل سنت در کشور های اسلامی بدانند که عمال وابسته به قدرت های شیطانی بزرگ خیر خواه اسلام ومسلمین نیستند ولازم است مسلمانان از آنان تبری کنند و به تبلیغات نفاق افکنانه آنان گوش فرا ندهند.» حضرت امام خمینی راجع به هم بستگی امت اسلامی فرمود: «اسلام آمده تا تمام ملل دنیا، عرب را، عجم را، ترک را، فارس را، همه را با هم متحد کند ویک امت اسلام، در دنیا بر قرار کند، تا کسانی که می خواهند سلطة براین دولت های اسلامی ومراکز اسلامی پیدا کنند، به واسطة اجتماع بزرگی که مسلمین از هر طایفه هستند، نتوانند. نقشة قدرت های بزرگ و وابستگان آنها در کشور های اسلامی این است که: این قشر های مسلم، را که خدای تبارک وتعالی بین آنها اخوت ایجاد کرده است ومؤمنان را به نام اخوت یاد فرموده است، از هم جدا کنند وبه اسم: ملت ترک، ملت کرد، ملت عرب، ملت فارس از هم جدا، بلکه با هم دشمن کنند. واین درست برخلاف مسیر اسلام ومسیر قرآن کریم است تمام مسلمین با هم برادر وبرابرند وهیچ یک از آنها ازیکدیگر جدا نیستند وهمه آنها زیر پرچم اسلام وزیر پرچم توحید باید باشند. این های که به اسم ملیت وگروه گرایی، ملی گرایی بین مسلمین تفرقه می اندازند، لشکر های شیطان وکمک کنندگان به قدرت های بزرگ ومخالفین قرآن کریم هستند..» بار وحیانی و ارزش معنوی سخنان امام خمینی «ره» زمانی خوب درک می شود که با سیاست ورفتار رهبران انقلابی جهان آشنا باشیم؛ مثلا راجع به (فیدل کاسترو) رهبر انقلاب کوبا می نویسند: زمانی که انقلاب کوبا پیروز شد و قدرت به دست کاسترو افتاد؛ او درحالی که سیگاری از نوع مالبورو برلب داشت از پشت رادیو به انقلابیون سراسر کشور پیام داد؛ که تا این سیگار بر گوشة لب من قرار دارد، هرچه ضد انقلاب در پیرامون خود می شناسید از بین ببرید. پیدا است که در چنین جوی بسیاری از منازعات وانتقام جوی های شخصی صورت تصفیه حساب انقلابی به خود می گیرد؛ وبسیاری از اموال واملاک ضد انقلاب می شوند؛ اما کار رجال دین چنین نیست. اینها گاهی سالها رنج می برند وخون دل می خورند تا یک تن را؛ آری یک تن را به نیروی تزکیه تعلیم و پرورش دهند وهدایت کنند. رسول خدا «ص» می فرمود: « یَالَیتَ قَومِی یَعلَمُونَ بِمَا غَفَرَ لِی رَبِّی » ای کاش قومم می دانستند که خداوند چقدرازسیئات آنها را برایم می بخشد. چنانچه امام خمینی «ره» رفتار،گفتار ونوشته هایش نه برای مردم یک کشور بلکه برای هدایت ساکنین روی زمین اعم از مسلمان وغیر مسلمان بود. 10- پاسداری از آرمان های مستضعفین حضرت امام خمینی«ره» از آغاز نهضت اسلامی به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی؛ همواره در بیانات ونوشته های خود به نظام مطلوب جهانی اشاره کرده می فرمود: « سلامت وصلح جهانی بسته به انقراض مستکبرین است وتا این سلطه طلبان بی فرهنگ در زمین هستند، مستضعفین به ارث خود که خدای تعالی به آن ها عنایت فرموده نمی رسند» از این رو همیشه مستضعفان کل جهان اعم از مسلمان وغیر مسلمان را به قیام بر ضد مظالم و ستم کاران خوانده می فرمود:« مستضعفین باید قیام کنند، مستضعفین همه بلاد، همه ممالک باید حق خودشان را با مشت محکم بگیرند، منتظر نباشند که آنها حق آن ها را بدهند؛ مستکبرین حق کسی را نخواهند داد.» امام«ره» در عین این که ایجاد آگاهی و قیام عملی مستضعفین را برای تحقق حاکمیت شان بر جهان ضروری می دانست؛ با تکیه به آیة شریفه پیروزی آنان را قطعی نیز می دانست از این رو می فرمود: «هان ای ملت های جهان که مستضعفید ! از جای بر خیزید وحق خود را بستانید واز عربده های قدرتمندان نهراسید که خداوند با شما است وزمین ارث شما است ووعدة خداوند متعال تخلف نا پذیر است.» ومی فرمود: « شما باید بدانید ملت های جهان حتی آن ملت هایی که الاهی نیستند؛ این ها همه شان جزو مستضعفان هستند وهمیشه در تحت سلطة مستکبران بوده اند. هر دو ابر قدرت کمر به نابودی ملل مستضعف بسته اند وما باید از مستضعفین جهان پشتیبانی کنیم، اسلام بین کشور های مسلمان وغیر مسلمان فرقی قایل نمی باشد وپشتیبان تمام مستضعفین جهان است.» این ندای مشفقانه ای امام بود که مهر اسلام و ولایت را در دل هزاران انسان غیر مسلمان کاشت تا چه رسد به مسلمانان. 11- دعوت به ایجاد حکومت جهانی اسلام امام خمینی«ره» بعد از پیامبران وامامان معصوم علیهم السلام تنها کسی بود که این آرمان بزرگ را مطرح نموده فرمودند: « امیدوارم این نهضت واین انقلاب منتهی بشود به ظهور امام عصر«عج» و امیدوارم که این انقلاب ما به همه دنیا ومستضعفین صادر شود.» آن یگانه دوران تاکید نمودند: « آینده روشن است وما در انتطار رؤیت خورشیدیم.» « پرده برگیر که من یار تو ام عاشقم عاشق دیدار تو ام با وصالت زدلم عقده گشا جلوه ای کن که گرفتارتوام عاشقی سر به گریبانم من مستم و مردة دیدار تو ام گرکشی یا بنوازی ای دوست عاشقم یار وفا دار توام» موج این خطوط فکری در آموزه های امام وانقلاب اسلامی بود که در ورای مرزهای ایران؛ عاشقان حریت وآزادی، کرامت وعدالت، دینداری ومعنویت را به سوی نورخمینی«ره» جذب ودر آرمان خمینی «ره» ذوب شان کرد. تاثیرانقلاب اسلامی بر نهضت اسلامی جهانی مهم ترین تاثیر انقلاب اسلامی نه تنها بر نهضت اسلامی بلکه بر تمام روشنفکران، آگاهان واندیشمندان جهان؛ ساختن انسان جدید با تفکر جدید بود. انسانی که راجع به اسلام ومعنویت حد اقل تاملی داشته باشد. ونخستین نشانة تاثیر پذیری نهضت های اسلامی از امام«رض» وانقلاب در لندن آشکار شد. چنانچه از8 تا 11اوت 1984در لندن با شرکت علما، دانشمندان، استادان، دانشجویان واعضای فعال نهضت اسلامی به نمایندگی از تمام مکاتب فکری اسلام برگزار شد. این اولین سمیناری بود که برای تنظیم پاسخ امت به انقلاب اسلامی ایران بر پا شد. در طی این چهار روز، سخنرانی های متعددی توسط شرکت کنندگان در این سمینار که از تمامی نقاط جهان بودند ایراد گردید. این سیمینار پس از بحث وبررسی دقیق به نتایج زیر رسید: 1- انقلاب ایران، اسلامی می باشد زیرا که نشأت گرفته وملهم از قرآن وسنت است. مردم مسلمان ایران به جهاد پرداخته اند و داوطلبانه شهادت را در راهی خدا پذیرفته اند. واین آنها را قادر کرده است که در راه اسلام علیه تمام اشکال کفر پیروز بیرون آیند. این سیمینار حمایت خود را از مردم ایران در تلاش مداوم شان برای تثبیت رسانیدن انقلاب به کشور اسلامی وهم چنین در جهاد آنان علیه نیروی کفر جهانی اعلام می دارد. 2- انقلاب اسلامی ایران با ایجاد یک کشور اسلامی نشان داده است که به طور قطع اسلام یک راهنمای کامل برای ادارة امور جمعی امت می باشد. در واقع انقلاب اسلامی ایران نشان داده است که پیام اسلام می تواند به طور یک پارچه برای بازسازی یک جامعه در تمام ابعاد ضروری آن به کار گرفته شود مانند ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی وهم چنین در زندگی خصوصی وعمومی مردم . 3- انقلاب اسلامی ایران به نحو قاطع نشان داده است که توده های مسلمان جهان قادرند به سلطة یک ابر قدرت بدون کمک ابرقدرت دیگر پایان دهند واندیشه( نه شرقی نه غربی) بزرگ ترین نیروی آزادی بخش به شمار می رود. 4- انقلاب اسلامی ایران اعتماد به نفس تازه ای را به توده های مسلمان مستضعف بخشیده است. ومعیار جدیدی را برای نهضت اسلامی در همه جا ارائه کرده ونشان داده است که روش انقلاب تنها راهی شکست دادن دشمنان داخلی وخارجی اسلام است. 5- انقلاب اسلامی ایران یک بار دیگر توجه امت را بر اهمیت رهبری متمرکز کرده است. چنین رهبری باید از میان علما بوده وشجاع، عادل، واماده برای فداکاری باشد. 6- انقلاب اسلامی ایران یک بار دیگر نشان داده است که جهاد وشهادت روش های اصلی وضروری برای مقابله با قدرت کفر می باشد. زمانی که امت یا هر بخشی از آن به جهاد بپردازند ومسلمانان از شهادت نهراسند، آنان می توانند بر کفر پیروز شوند. 7- انقلاب اسلامی ایران فساد نشأت گرفته از غرب را در این کشور به تقوا تبدیل کرده است. واین موضوع به بهترین وجه در زندگی جوانان مسلمان وزنان مسلمان ایران مشهود است. 8- به نظر این سمینار، جنگی که بر جامعه مسلمانان ایران تحمیل شده جنگ کفر علیه اسلام بوده است. در این جنگ رژیم بعثی صدام حسین به وسیله هردو ابر قدرت، رژیم های عربی وابسته به آنها ودیگر مراکز کفر ونفاق در جهان حمایت می شد. 9- این سمینار معتقد است که خواستة انقلاب اسلامی ایران مبنی بر تبدیل مراسم حج از شکل کنونی آن به عنوان قلب تپنده ومتحرک نهضت اسلامی یک خواستة مشروع است. 10- این سمینار معتقد است که مسلمانان جهان یک امت واحد هستند ونیز اعتقاد دارد که تمام جوامع مسلمانان باید برای حل مسایل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی به قرآن وسنت باز گردند. هم چنین برای به شکست رسانیدن قدرت جهانی کفر، وحدت جهانی امت لازم وضروری می باشد. 11- این سمینار مراتب قدر دانی خود را نسبت به حمایت انقلاب اسلامی ایران از نهضت های آزادی بخش مسلمانان سرتاسر جهان به ویژه نهضت آزادی بخش قدس، لبنان وافغانستان اعلام می دارد. 12- این سمینار از علما ، دانشمندان، نویسندگان، روز نامه نگاران وسایر روشنفکران امت دعوت می کند که مطالعات وتحقیقات منطقی را برای کمک به درک عمیق تر و وسیع تر انقلاب اسلامی ایران، روشها، دست آوردها واهداف آن به عهده گیرند. اضافه براین بازتاب که مایة گرد همآیی علما، دانشمندان وروشنفکران جهان اسلام گشت، تاثیرات موضعی انقلاب بر نهضت های بیداری اسلامی در کشور های مختلف جهانبه روشنی روز مشهود است. تاثیرات موضعی انقلاب اسلامی از نظر موضعی تاثیر انقلاب اسلامی در سطح بسیار وسیع قابل مطالعه است، زیرا هیچ کشوری نیست که متاثر از انقلاب اسلامی نباشد. بالاخره هر کشور وحتی هر فرد آگاه در کرة زمین یک واکنشی مثبت یا منفی نسبت به انقلاب اسلامی داشته ودارد؛ از این رو خیلی جای بحث دارد. ولی در این نوشتار کوشش می کنیم تاثیر گذاری انقلاب اسلامی وحضرت امام خمینی«ره» را بر کشورهای که درجریان نهضت؛ بیداری شان به ثمر رسیده است بررسی کنیم . تاثیر انقلاب اسلامی بر نهضت بیداری مصر سالها پیش از این ملک عبدالعزیز سعودی قبل از مرگ به فرزندانش رو کرده وگفته بود: «سلامتی اعراب در کل می تواند از روی سلامتی مصر تشخیص داده شود، اگرمصر مریض شود، تمام جهان عرب مریض خواهدشد». به گفتة خبر نگار (بی بی سی) پیش از انقلاب اسلامی ایران؛ پایتخت مصر یکی از غیر مذهبی ترین پایتخت های جهان عرب به شمار می رفت، ولی ناگهان انقلاب اسلامی ایران به وقوع پیوست و آوازة آن، دیگر کشورهای جهان عرب را فرا گرفت وثبات پر جمعیت ترین ملت منطقه را تهدید کرد. طی سالهای پایانی حکومت سادات از سال 77 تا 81 مخالفت مؤثر چه در خیابان ها وچه از طریق انتشارات، توسط جنبش اسلامی مصر انجام می گرفت. با ترور سادات توسط نیروهای جهاد اسلامی مصر، مبارزه بین مساجد وحکومت مصر ابعاد تازة به خود گرفت. مسلمانان مبارز با ترور سادات در سال 1981، حضور خود را در صحنه سیاسی مصر آشکار کردند. هر چند طرفدار ان جهاد اسلامی انتظار داشتند یک قیام همگانی مانند ایران به پیروی از این ترور به وقوع بپیوندد، ولی قیام نتوانست به هدف های خود جامه عمل بپوشاند. مردم مصر برای این که مخالفت خود را با رژیم مبارک نشان دهند، شعار های اسلامی از جمله لا اله الا الله ومحمد رسول الله، آیات قرآن وتصاویر امام خمینی«ره»را بر روی شیشه اتومبیل هایشان چسپاندند. اما نخستین واکنش انجمن های اسلامی؛ از سوی انجمن ( جماعة الاسلامیة) دانشگاه قاهره بود. این انجمن در سال 1979م بیانیة ستایش آمیزی صادر کرد که لحن قاطعانه ای داشت. در این بیانیه آمده است: روحی که پشتوانة این انقلاب(انقلاب اسلامی ایران) است؛ مثل همان روحی است که درابتدا دعوت به اسلام کرد، این بیانیه به خوانندگان یاد آور می شود که در اسلام بین دین وسیاست هیچ جدایی وجود ندارد. اسلام دین جامعی است که برای این دنیا ودنیای دیگر قانون دارد وتمام ابعاد زندگی را سازماندهی کرده است. قوانین ساخت بشر در عمل مورد پذیرش مردم واقع نمی شود؛ زیرا این قوانین همیشه به حکومت ها این قدرت را می دهدکه مردم را تحت سلطة خود در آورند. از این رو؛ مردم باید به روحانیت اسلام روی آورند؛ چرا که در گذشته همواره علما پناهگاه مردم بوده ودر جنبش های آزادی بخش اسلامی امروز نیز رهبری آنها را بر عهده داشته اند، هشدارهای داده شده؛ مبنی بر این که برخی از علما با همکاری با دشمنان اسلام به مسلمانان خیانت کرده اند؛ اما به طور کلی آنها حافظان و پشتیبانان مردم هستند. افزون بر این؛ بیانیه با یاد آوری شکست خوردگی سیاست خوشنود کردن ابر قدرت ها؛ هشدار می دهد که این قدرت های بزرگ سرانجام به دنبال رهبرجدیدی خواهند رفت که اوامر شان را انجام دهند؛ واین خود بیانگر نا پایداری خدمت در دستگاه آنان است. سرانجام این بیانیه؛ خاطر نشان می سازد که دشمنان مؤمنان راستین از اختلاف بین سنی ها وشیعه ها بهره خواهند برد؛ تا به تضعیف امت اسلامی بپردازند وبه دولت مصر هشدار داده شده که از حوادث داخل ایران آن قدر ها سراسیمه نشود که بخواهد گروه های اسلامی مصر را سر کوب کند. اسپوزیتو می نویسد: این موضوع بیانگر آن است که تصوری مصری ها از انقلاب همانند تصوری است که خود امام خمینی«ره» از نهضت خود طرح ریزی می کند. یعنی این نهضت تجلی نیروی اسلام است نه یک پدیدة صرفا شیعی؛ پشتیبانی قاطع از انقلاب ایران در تفاسیر که اخوان المسلمین از تاثیر انقلاب در منطقه و در سطح جهان ارائه می دهند انعکاس می یابد. یکی از اعضای اخوان المسلمین در تفسیر خود اعتقاد دارد که این انقلاب؛ نظریه های سیاسی ونیز نیروهای سیاسی معاصر را واژگونه خواهد کرد. در پایان سال 1979م اخوان المسلمین ادعا می کند که: که خداوند ایران را بخشی از خط دفاعی اسلام در شرق قرار داده است واگر ایران اسلامی شکست می خورد یکی از استحکامات اصلی سرزمین های مقدس اسلامی سقوط می کرد. در آغاز جنگ ایران وعراق در سپتامبر 1980م عمر التلمسانی رهبر اخوان المسلمین اعلان کرد: که بی تردید عراق مسؤل آغاز جنگ است؛ اما ایران نیز اجازه داد که به جنگ کشیده شود. تلمسانی حاکمان عراق را شدیدا متهم کرد که علیه اسلام جنگ به راه انداخته؛ این زبان همان زبانی بود که خود امام خمینی«ره» علیه عراقی ها به کار گرفته بود. آنجا که می گفت : هدف بغداد ایران نیست اسلام است. تونس وانقلاب اسلامی کشور تونس در سال 1956از تحت الحمایگی فرانسه به استقلال رسید. بورقیه به کمک فرانسه به پیروزی دست یافت ورئیس جمهور شد. در اوایل دهه 1960با وجود دل مشغولی هائی که در خصوص غیرمذهبی همچون تحولات اقتصادی واجتماعی داشت، مستقیماً در صحنه ای مهم وباشیوه ای آشکاربه مقابله با مذهب رفت. واعلام کرد که روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان به حدی تولیدات اقتصادی را دچار اختلال می کند که درکشوری که آرزوی صنعتی شدن به سر می برد، پذیرفتنی نیست؛ من اعتقاد ندارم که مذهب باید بتواند چنین فداکاری وتحملی را تحمیل کند...؛ این تفسیر اهانت آمیز از مذهب است... تمامی اداب ومراسم این دین مطابق بانیات منطقی است، اما وقتی این آداب با تلاش های ضروری زندگی ناسازگارباشند، باید این دین را اصلاح کرد... ما مجبوریم که بدترین آداب ورسوم خود را دور بریزیم، تمامی تلاش ها باید صرف پیشرفت شود وهدف خود را گم نکنیم. بورقیه از مفتی اعظم فتوا خواست که به مردم اجازه دهد تا روزه خود را تا تعطیلات یا دوران بازنشستگی به تأخیر اندازند، مفتی اعظم از صدور حکم دینی امتناع کرد و به همین دلیل پس از اندک مدتی شغل خود را از دست داد. اما بورقیه اعلام کرد:« در مقام رهبر یک کشور اسلامی، من نیز می توانم به نام مذهب صحبت کنم... متأسفانه اساتید ما به طبقه خاصی از مردم تعلق دارند که از استدلال وقضاوت برمبنای تجربة گذشته وتعالیم قرآن امتناع می ورزند... تا وقتی که جوانان ثابت کنندکه قادر نیستند کار وتلاش را باروزه داری جمع کنند، باید نسبت به آنان شکیبا باشیم. از این پس آنها می توانند با وجدانی آرام روزه ی شان را بشکنند. این فتوای من است... اودر سال 1968باتلاش برای ارائه الگوئی بانوشیدن یک فنجان آب پرتقال در اجتماعی در ماه رمضان به اوج خود رسید. این بود که در سال 1970مجمع حفظ قرآن در مسجد زیتونه تأسیس شد. چندی بعد ائتلاف (حرکة الاتجاه الاسلامی) به وجود آمد. در اوایل سال 1979دولت به اسلام گرایان آشکارا برچسپ خمینیست داد». اماطرح اندیشه ولایت فقیه از سوی امام خمینی(ره) به صورت نظری وعملی ومنطبق براصول اسلامی ونیاز های جامعه اسلامی، برخی از متفکران اهل تسنن را نیز به تحسین واداشته است؛ از جمله راشدالغنوشی متفکر برجسته وانقلابی تونس ورهبر جنبش (نهدا)یا رنسانس اسلامی می گوید: «نقش امام خمینی(ره) در ایجاد حکومت اسلامی ایران به راستی فوق العاده عظیم بود. اوتوانست بازبان توده ها با ایرانیان سخن گوید ودر نتیجه به بهترین وجه ممکن آنان را علیه دشمن داخلی وخارجی بسیج نماید. مردم شیعه در طی تاریخ، پیوسته از علمای خود پیروی واطاعت کرده اند، امام خمینی(ره) وخط مشی او توانسته است پس از قرن ها، شیعه را به جایگاه خود در تاریخ اسلام باز گرداند. اوتوانست این کار رابا زنده کردن فلسفه غیبت امام در قالب (ولایت فقیه)به انجام برساند... پدیده امام خمینی(ره)نمایانگر تحولی مهم در سطح بین المللی ومنطقه بود. به حق پدیده ای به این گستردگی را نمی توان باسخنان کوتاه بیان کرد...». بلی ؛ در تونس موجی که از امام وانقلاب اسلامی سرچشمه گرفته بود بالاخره در سال 1390ش نه تنها تبدیل به انقلاب تونس گشت ؛ بلکه مصر ولیبی را نیز تحت الشعاع قرار داد. لیبی وانقلاب اسلامی قذافی رهبر دولت نظامی لیبی که قلبا سکولار بود؛ او سکولاریسم، ناسیونالیسم وسوسیالیسم خود در تحت عنوان اسلام خواهی مخفی می داشت، قذافی در نخستین روزهای به قدرت رسیدن خود به اسلام متوسل شد تاپس از سرنگون کردن دولتی که حاکمیت خود را تاحدزیادی مبتنی بر دین قرار داده بود، مشروعیت خود را تقویت کند. او: اندکی پس از به قدرت رسیدن خود مصرف الکل را که در اسلام حرام اما در زمان سلطنت مجاز بود ممنوع کرد، حدود قرآنی مانند قطع دست سارقین را بر قرار کرد وبرای گسترش پیام اسلام؛ جمعیت الدعوة الاسلامیة را تأسیس نمود. او که بیشتر از بورقیبه به تأسیس حکومت اسلامی علاقه نداشت در کتاب( تئوری سوم بین الملل) خود مدعی شد که زمین از جملة اموال خصوصی نیست؛ در پایان سال 1978م علان کرد : سنت وسیرة رسول خدا«ص» آنچنان که در حدیث آمده است الزام آور نیست؛ او برای این ادعای خود استدلال می کرد که نادرستی ها واشتباهات تاریخی رفته رفته در احادیث رخنه کرده وآنها را غیر قابل اعتماد ساخته است؛ چون در مواجهه با سنت این احتمال موجود است که ممکن است سنت اصلی باشد یا غیر اصلی لذا از درجة اعتبار آن کاسته شده از مقام الزام آوری سقوط می نماید. هم چنین در سال 1978م تقویم اسلامی را تغییر داد ومبدأ تقویم اسلامی را به جای هجرت رسول خدا رحلت آن حضرت را قرر داد؛ قذافی هم چنین در سال 1978م امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان را با همکاری موساد ترور کرد. اما پیام حضرت امام خمینی«ره» و انقلاب اسلامی باعث شد که جوانان، اندیشمندان واسلام خواهان لیبیائی در برابر رژیم خود کامة قذافی موضع بگیرند؛ چنانچه برجسته ترین روحانی لیبیائی شیخ البشتی از طرابلس غربی در خطبه های نماز جمعة خود؛ جمعیت عظیم را بر ضد رژیم؛ به خود جذب کرد اگر چه این امر منجر به ناپدید شدن وی گردید؛ اما جرقه های بیداری یکی پس از دیگر انقلاب بر ضد رژیم قذافی را سامان داد تا در سال 1390 ش منجر به پیروزی انقلاب وسقوط رژیم قذافی گردید. عربستان سعودی وانقلاب اسلامی انقلاب اسلامی در عربستان انگیزة خوبی به اخوان المسلمین داد تا رژیم سعودی را مورد حمله قرار دهد؛ آنها چند ماه بعد از انقلاب اسلامی ایران؛ مسجد الحرام را تحت رهبری جهیمان العتیبی اشغال کردند. اسپوزیتو می نویسد: در نوامبر 1979م جهیمان محمد بن سیف العتیبی تصرف مسجدالحرام را در مکه بر نامه ریزی کرد ومدعی شد که مهدی برای پیرایش اسلام ظهور کرده؛ گرچه ارتباط مستقیم بین واقعه مسجدالحرام وایران نبوده است. اما بازتاب روانی انقلاب محتملا عاملی موثر بود؛ او با چند صد نفر مسلح مسجد الحرام را به تصرف خود در آورد، ارتش وگارد ملی سعودی قادر به سرکوب آن قیام نشد، ملک خالد به سرعت از ژیکارد ستین؛ رئیس جمهور وقت فرانسه تقاضای اعزام نیرو کرد. هم چنین روز نامه لوموند می نویسد: شورشیان شیعه بدنبال پیروزی انقلاب اسلامی ایران ودر پی شورش مکه جرأت پیدا کردند وروز 27نوامبر 1979م مراسم عاشورا را که در عربستان سعودی ممنوع است برگذارکردند، جمعیت که عکس های امام خمینی«ره» را در دست داشتند به سوی قطیف، احساء، ودیگر آبادی های ایالت شرقی حرکت کردند. در درگیری های به وجود آمده با گارد ملی 36 تن از آنان کشته شدند، جمعیت سه روز تمام در حال طغیان بود. آنها بانک ها وموسسات دیگر را به آتش می کشیدند وعلیه رژیم سلطنتی شعار می دادند ودر اعلامیه ها از مردم برای سرنگونی رژیم دعوت می کردند. هم اكنون بيشتراز يك سال است كه سيل اعتراضات مردمی بر ضد آل سعود جریان دارد ورژیم با تمام توان به سرکوب آزادیخواهان می پردازد. تا کنون ده ها تن از آزادی خواهان به شهادت رسیده وصده تن دیگر مانند شیخ النمر در زندان به سر می برند. عراق وانقلاب اسلامی در بین کشورهای خلیج فارس مسئله صدورافکار انقلابی ایران ؛ بیش از همه موجودیت رژیم عراق را تهدید کرد. پس از انقلاب ایران برای نخستین بار در تاریخ حرکت های رادیکالی، برخورد خونین بین گروه های مذهبی شیعه ودولت بعثی عراق رخ داد. آغاز این حرکت در نخستین جمعه بعد از بازگشت امام خمینی«ره» به تهران در بهمن 57 در خارج از مسجد الحضره بود. این تظاهرات که به وسیله آیت الله سید محمد باقر صدر«ره» حمایت می شد وتوسط نیروهای امنیتی عراق متفرق شد. از آن پس جوانان در نجف شروع به پخش جزواتی کردند که به وسیلة حزب الدعوه منتشر می شد، شروع به نوشتن شعار های بر روی دیوارهای شهر کردند وپوستر های امام خمینی «ره» را پخش کردند.آیت الله سید محمد باقر صدر ضمن حمایت از انقلاب اسلامی ایران؛ مردم را به فداکاری در راه نابودی رژیم بعث ترغیب کرد. با شکسته شدن مرز های ترس و وحشت، تظاهرات توده ای مردم ابعاد گسترده تری به خود گرفت. مردم در بخش های الثوره، کاظمین، بغداد ودیاله ودیگر نقاط جنوب عراق دست به تظاهرات گسترده زدند؛ تا این که آیت الله صدر وخواهرش بنت الهدی صدر که رهبری زنان را به عهده داشت؛ دستگیر شدند. چند روز بعد رژیم عراق آیة الله صدر وخواهرش را در زندان شهید کردند وصد ها تن از هوا داران صدر را نیز در زندان به شهادت رسانید. اگرچه موج سرکوب دولت به حدی بود که ریشه حرکت وقیام مردم را خشکاند؛ ولی رژیم عراق شدیدا مرعوب انقلاب اسلامی ایران شده بود؛ از این رو تصمیم گرفت تا ارتش ایران باز سازی نشده در شهریور سال 59 به ایران حمله کرد که این جنگ تا شکست عراق هشت سال طول کشید. روز نامه دیلی تلگراف در تاریخ 1/4/59 علت اصلی تجاوز عراق به ایران را به طرز جالبی توصیف می کند: دلایل در گیری ها بین ایران وعراق؛ وحشت صدام از انقلاب اسلامی ایران وگسترش آن به مرزهای عراق وتلاش مداوم برای دستیابی به قدرت برتر منطقه خلیج فارس می باشد. بعد از شهید صدر رهبری جنبش را آیت الله سید محمد باقر حکیم به عهده گرفت. او در نوامبر 1982 مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق را تاسیس کرد. حضور فعال شیعیان عراق در دوران کنونی ثمر الهامی است که از انقلاب اسلامی وامام خمینی«ره» گرفتند تأثیر انقلاب اسلامی ایران برفلسطین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سرزمین های اشغالی شاهد یک حرکت بزرگ وعظیم بیداری اسلامی، به عنوان بخشی از نهضت اسلامی در منطقه بود که با قیام وپیروزی انقلاب اسلامی در ایران آغاز شد وگسشترش یافت. فتحی شقاقی از رهبران مقاومت فلسطین در این زمینه می نویسد: همان طور که امام خمینی(ره) به زندگی ایرانیان معنی ومفهوم بخشید، به میلیون ها انسان مسلمان ومستضعف نیز امید بخشید ومسلمانان فلسطین نیز احساس کردند که می توان اسرائیل را از میان برد. بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، نخستین مرکزجهاد اسلامی فلسطین در نوار غزه فعال شد، ظهور امام خمینی«ره» برروی روشنفکران فلسطینی مؤثر واقع شد وسبب شد که آنها در جستجوی راه هایی برای اعمال تعلیمات امام خمینی«ه» ونمونه او در صحنه فلسطین برآیند. به این ترتیب، پس از دهه های 50-70 که اسلام از صحنه فلسطین خارج شده بود، مجددا مسأله فلسطین به مرکزیت نهضت اسلامی معاصر منتقل شد و با این پشتوانه جدید به مقابله با پدیده اسرائیل رفت . از این به بعد اصول جهاد، شهادت وفداکاری در راه که سمبل های شیعیان وشعارهای انقلاب ایران بود، به عنوان اصول اساسی جهاد اسلامی فلسطین مطرح شد، انعکاس افکار امام خمینی«رض» در مباحث مختلف روز به روز بیشتر اشکار می شد. (احمد صدیق)یکی از سخنگویان بلند پایه جهاد اسلامی در مقاله ای به نام(القای الاسلامیه) در دسامبر 83 نوشت: پیروزی اعتقادات الهی در ایران مبارزه علیه اسرائیل است. (شیخ اسعد تمیمی)یکی دیگر از رهبران فلسطینی می گوید: تازمان انقلاب ایران اسلام از عرصه نبرد غایب بود، حتی در عرصة واژگان. مثلاً به جای جهاد از کلماتی همچون نضال وکفاح استفاده می شد... انقلاب ایران، واقعیت قدیمی( اسلام راه حل وجهاد وسیله اصلی است). را به سرزمین فلسطین وارد کرد. به گفته رهبران جهاد اسلامی فلسطین، این انقلاب ایران بود که عصر جدیدی را پیش روی ما گذاشت وباعث شد که به مسأله فلسطین تنها از زاویه خاص اسلام نگاه کنیم. شیخ عبدالعزیز عدوه می گوید:« انقلاب خمینی مهمترین وجدید ترین تلاش در بیداری اسلامی برای اتحاد ملت های مسلمان بود. اومی گوید: ایران تنها کشوری بود که واقعا برروی مساله فلسطین متمرکز شد». . لبنان وانقلاب اسلامی لبنان به دلایل مختلف مناسب ترین محل برای پذیرش اندیشه های انقلاب اسلامی بود، بیش از هر چیز، این امر ناشی از سالها اقدامات روشنگرانة اساسی امام موسی صدر در این منطقه و در بین شیعیان بود. از طرف دیگر، اشغال جنوب در ژوئن 80 توسط اسرائیل، این کشور را به صورت مناسب ترین محل رشد افکار انقلابی شیعه در آورد. انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک الگوی مهم، به شیعیان لبنان نشان داد که یک نهضت اسلامی خالص و کاملا سازمان یافته و دارای انگیزه می تواند دست آورد عظیمی در مقابله با ستم گری وبی عدالتی داشته باشد. گروه های اسلامی لبنان از جمله حزب الله، خواستار توسعه آرمان های اسلامی در سراسر جهان اسلام هستند. حسین موسوی، رهبر امل اسلامی، می گوید: « ما ارتباط نزدیکی با مسلمانان سراسر جهان داریم. ما به جهان اعلام می کنیم که جمهوری اسلامی مادر ما است، دین ما، ملکه ما، خون ما، شریان حیات ما است». تلاش حزب الله بخش جدایی ناپذیر از استراتژی سراسری اسلامی در مقابله بزرگ با تجاوز صهیونیست ها، جنگ طلبان وجهانِ نخوت وتکبر جهانی است. سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان می گوید:« ما بخشی از انقلاب اسلامی هستیم واین را به طور واضح از ده سال پیش اعلام کرده ایم. بنا براین انقلاب اسلامی حق دارد که به ما کمک کند: زیرا امام خمینی«ره» اعلام کردند که هر جا مبارزه علیه ظلم هست، ما هستیم». انقلاب اسلامی وآفریقا انقلاب اسلامی مانند خورشید تابان از بدو پیروزی هیچ گاه در مرز های فیزیکی ایران وایرانی محصور نمانده بلکه تاثیرات فرامرزی شگفت آوری را به همرا داشته است. آفریقا وآفریقایی ها از جمله مردم وسرزمینی هستند که از تاثیرات حیات بخش انقلاب اسلامی بهره بردند، پیش از انقلاب اسلامی وضعیت آفریقا چنان بود که( جوموکنیاتا) رهبر دانشمند آفریقا راجع به دوران استعمارگفته بود: وقتی این اروپایی ها آمدند، ما زمین داشتیم وآنها انجیل، اما حالا آنها زمین دارند وما انجیل. اما پس از انقلاب اسلامی( نلسون ماندلا) در جریان سفر خود در سال 71می گوید: انقلاب اسلامی تحت رهبری امام خمینی «رض»، امید های فراوانی را برای قیام مردم آفریقای جنوبی در مبارزه علیه بی عدالتی به همراه داشته است وبدون تردید تاریخ هرگز نقش ایران اسلامی را فراموش نخواهد کرد. هم چنین ( رابرت موگابه) رئیس جمهور زیمبابوه ومبارز قدیمی ضد استعماری قارة مظلوم آفریقا می گوید: پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، یک پیروزی بزرگ برای نیروهای انقلاب در اقصی نقاط جهان محسوب می شود، زیرا این انقلاب برای تمامی مردم تحت ستم دنیا الهام بخش بوده است. ( احمد بن بلا) نخستین رئیس جمهور الجزایر ومبارز بزرگ در راه آزادی کشورش از تحت استعمار فرانسه، انقلاب اسلامی را چنین توصیف می کند: انقلاب ایران معجزة قرن است. انقلاب ایران را به هیچ یک از انقلاب های جهان نمی توان شبیه دانست، انقلاب های بسیار طی سال های اخیر در جهان روی داده است لیکن در اکثر آن ها به تغییر رژیم بسنده شده، بدون آن که اعماق فکری انسان را دگر گون سازد. انقلاب اسلامی ایران روحیه انسان را از بُن دگرگون کرد. انقلاب اسلامی ایران حیثیت اسلام را به او باز گرداند... امروز آوای نهضت امام خمینی «رض» در دور افتاده ترین نقاط جهان به گوش می رسد. ودر دور افتاده ترین قبایل صحاری آفریقا سخن از روحی تازه است که انقلاب ایران در قرن بیستم به اسلام داده است. این نمونه ای از اثر گذاری انقلاب اسلامی بر مردم ومسؤلین قارة مظلوم آفریقا بود که تذکر دادیم. آسیای میانه ، روسیه وانقلاب اسلامی انقلاب اسلامی تاثیری عمیقی بر احیا گری اسلامی در آسیای میانه، روسیه وقفقاز بر جا گذاشت، به رغم هفتاد سال تلاش فکری وسیاسی وسر کوب شدید مسلمانان که از سوی حزب کمونیست حاکم بر اتحاد جماهیر شوروی سابق انجام می شد؛ نه تنها ایده انکار خداوند ونا کار آمدی مذهب به شکست انجامید، بلکه مردم آشکارا به سوی مذهب واسلام گرایش پیدا کردند.در پی پیروزی انقلاب اسلامی ایران؛ در آن زمان وآن شرایط حاکم بر مردم شوروی سابق از شهرهای مسلمان نشین شوروی تلگرام های تبریک برای امام خمینی «ره» ارسال شد . گرایش جوانان مسلمان شوروی سابق نسبت به اسلام در حدی بود که روزنامه تاجیکستان کمونیست در مقاله ای می نویسد: اکنون موارد بیشتری از معتقدات مذهبی توسط مسلمانان فعال به جوانان مسلمان آموخته می شود. جزوات ونوارهای کاست با محتوای ایدئولوژی مخرب که آموزش های اسلامی است کپی شده وپخش می گردد. حتی فیلم های ویدئوی با مضامین اسلامی از خارج رسیده ونمایش داده می شود. مردم جمهوری ها هم چنین به رادیو های خارجی که با هدف گسترش وتوسعه عقاید مذهبی برنامه پخش می کنند گوش فرا می دهند. یوری ایوانف، متفکر ونویسنده روسی می نویسد: امام خمینی«ره» ایده سازش را رد کرد. این ایده مسلمانان را به شکیبایی وسازش با غارت ها وستم های حکام خارجی دعوت نمی کند، وی در مسأله مقابله با بهره کشی وبیرون راندن استعمارگران وبهره کشان داخلی وخارجی به انگیزه های معنوی آسمانی متوسل می شد. احیای ارزش های فرهنگی وسیاسی اسلام به مسلمانان شوروی احساس عزت وکرامت را زنده کرد. و تحقیر های هفتاد ساله نظام مارکسیستی روسیه را برای شان جبران نمود. وامروزه کسی در وجود واهمیت جنبش های اسلامی در مرزهای که به نام اسلام خوانده می شود شک ندارد؛ جریان نامه حضرت امام خمینی «ره» را برای رهبر شوروی سابق در بحث های پیشین تذکر دادیم؛ از تکرار آن پرهیز می کنیم. ولی نکته ای که باید یاد آور شویم این است که نامه مذکور نه تنها بزرگ ترین سنگر استعمار والحاد را نشانه می رفت بلکه مانند نامه رسول خدا «ع» به قیصر روم بخشی از ابعاد بین المللی دعوت انقلاب اسلامی به حیات انسانی والهی بود. افغانستان وانقلاب اسلامی افغانستان کشوری است که 99% کل جمعیت آن مسلمان هستند؛ اکثریت مردم شان سنی حنفی وحدود 25% جمعیت آن را شیعیان تشکیل می دهد. این کشور در مبارزه وجهاد بر ضد استعمار گران از حملة اسکندر مقدونی، چنگیز خان مغول، انگلیس، اتحاد شوروی وامریکای معاصرتاریخ روشنی دارد. در 7 اردیبهشت 1357در اثر کودتای حزب خلق طرفدار مسکو رژیم حاکم این کشور ساقط شد، کودتا چیان به رهبری نور محمد تره کی بر مبنای اصول سوسیالیسم حکومت تشکیل دادند وبلا فاصله دست به اصلاحات انقلابی زدند؛ یعنی فرامینی راجع به تقسیم زمین زمینداران وبخشودگی قرض بدهکاران، الغای رهن واصلاح مهریه ازدواج و.. هم چنین کمی پس از استقرار پایه های رژیم مبارزه بر علیه اسلام؛ علما وروحانیون را شروع کردند و بالغ بر هزاران نفر را تا امروز مفقود الاثر کردند. چند ماه بعد از پیروزی کودتا در افغانستان بود که امام خمینی«ره» عراق را ترک گفتند؛ در آن روزهائی که برای امام «ره» با سیل خبر نگاران که همراه او بودند کسی روا دید به کشور شان را نمی داد؛ شیعیان افغانستان برای سلامتی وپیروزی مرجع ورهبر شان نذرها کردندومجالس دعای توسل برگذار نمودند؛ نگارنده در این ایام شخصا در کابل بودم. در تاریخ 6/10/1358 ارتش اتحاد جماهیر شوروی سابق به فرماندهی ژنرال پریماکوف افغانستان را اشغال کردند 47 روز بعد(3/12/58) مردم کابل با الگو گیری از انقلابیون ایران؛ شبانه بر فراز بامهای منازل خود با سر دادن فریاد الله اکبر مخالفت خود را با رژیم واشغال گران اعلان نمودند. از نخستین روز های سال 59ش مردم مسلمان افغانستان عملا وارد صحنه جهاد علیه اشغالگران شدند. در حالی که انقلاب اسلامی را متعلق به کل مسلمانان جهان می دانستند ملت ایران را برادر بزرگتر وحضرت امام خمینی «ره» را رهبر خود می دانستند. اگرچه اکثریت مردم افغانستان سنی هستند ولی از روابط نزدیک رهبران مجاهدین افغان با انقلاب اسلامی؛ تاثیر پذیری مجاهدین ومردم افغانستان از انقلاب اسلامی مشخص می گردد. اضافه براین که اکثریت مجاهدان مانند؛ حزب اسلامی گلبدین حکمت یار، حرکت انقلاب اسلامی مولوی محمد نبی محمدی، جمعیت اسلامی پروفسور برهان الدین ربانی از برادران اهل سنت در ایران چندین نمایندگی رسمی داشتند. دفاتر مرکزی مجاهدان شیعه افغانستان از اول مقیم ایران بودند واز این جا جهاد را هدایت می کردند.حمایت انقلاب اسلامی از مجاهدان ومهاجران افغانستان برگ برندة در تاریخ انقلاب اسلامی محسوب می شود. زیرا شکست تفکر مارکسیسم وامحای آن از صفحة اندیشه ها به معنای نجات بشریت از شر دهریّت والحاد ماتریالیسم بود؛ وامروزه حضور فعال شیعیان افغان با روحیة برادری وصلح جویی در صحنه سیاسی، اجتماعی وفرهنگی از برکت انقلاب اسلامی وحوزة علمیة شهر مقدس قم است، دانش آموختگان مهاجران در بخش های فنی وحرفه ای نیز نشان دیگر تاثیر گذاری انقلاب اسلامی می باشد مردم پاکستان وانقلاب اسلامی پاکستان کشور پهناوری است که اکثریت جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند در عین حال اکثر جمعیت شان سنی حنفی و دومین مذهب اسلامی آن شیعه جعفری (اثنی عشری) می باشد. مردم پاکستان دارای سازمان های اسلامی با گرایش های مختلف هستند، از جملة معروف ترین سازمان های اسلامی پاکستان حزب جماعت اسلامی است؛ بنیانگذار این حزب مولانا سید ابوالاعلای مودودی است. مودودی نخستین عالم پاکستانی است که 1342ش از نهضت امام خمینی «ره» علیه رژیم شاه طی اعلامیه ها ومقالات دفاع نمود ودر اوج انقلاب اسلامی از نمایندگان امام خمینی«ره» استقبال کرد. او در کتاب خلافت و ملوکیت خود مطالب قابل توجهی در تائید عقاید شیعه علیه عثمان، معاویه ویزید. دارد . تا جای که در آخر عمر اورا متهم به گرایش به مذهب شیعه نمودند. هم چنین ژنرال ضیاء الحق رئیس جمهور وقت پاکستان در اوائل انقلاب اسلامی چندین بار حضرت امام خمینی«ره» را رهبر مسلمانان جهان خواند ودر هشتم مرداد 1358ش طی نامه ای به شورای امنیت سازمان ملل نوشت: پاکستان به عنوان کشور برادر وهمسایه ایران نمی تواند در مورد استفاده از نیروی نظامی توسط امریکا علیه ایران بی تفاوت باشد. چنین اقدامی با اصول ومقررات منشور سازمان ملل مغایرت دارد ونتایج نا معلومی برای منطقه وصلح جهانی خواهد داشت. اگر چه بعد ها ضیاء الحق در دام دسیسه های امریکا وعربستان گرفتار آمد؛ با احساس خطر از گسترش تشیع خصوصا در نظام اداری پاکستان وهابی ها را در ارگان ها وسازمان های دولتی جاگزین کرد که در سال 67 در شهر گلگیت دست به کشتار شیعیان زدند. ضیاء الرحمان فاروقی سرکرده انجمن وهابی سپاه صحابه در پاکستان ، تشکیل این انجمن را پاسخی به پیروزی انقلاب اسلامی ایران می داند ومی گوید: اختلاف شیعه وسنی اختلاف فقهی نیست بلکه اختلاف عقاید است واین اختلاف بعد از انقلاب اسلامی ایران به وجود آمد. به همین علت است که این گروه افراطی وهابی ها خواستار تکفیر شیعیان بوده وپیروان مکتب تشیع، شخصیت ها ورهبران انقلاب اسلامی را هدف اصلی حملات وتبلیغات سوء خود قرار داده اند. امروز تعداد چشم گیری از طلاب وفضلای شیعة پاکستان در حوزه های علمیه ایران مشغول تحصیل اند؛ که این عامل به نوبه خود در تاثیرات انقلاب اسلامی وپخش پیام امام وانقلاب در شبه قارة هند اثرات مثبت وچشمگیری خواد داشت ان شاء الله بازتاب انقلاب در اندونزی ومالزی دو کشور اندونزی ومالزی که بخش اعظم جمعیت مسلمانان را تشکیل می دهند؛ مسلمانان این خطه پیرو فقه شافعی هستند وشیعیان در هردو کشور در اقلیت اند. اما تاثیر انقلاب اسلامی بر ملت مسلمان هردو کشور به خوبی نمایان است. از جمله مصادیق الگو پذیری مردم این دو کشور در رفتار مذهبی می توان از گرایش بیشتر زنان به استفاده از حجاب اسلامی، افزایش اقبال عمومی نسبت به فرائض دینی مثل برگزاری نماز جماعت وجمعه؛ روزه در ماه مبارک رمضان، شرکت در مناسک حج، زکات، قربانی، وجلسات قرائت قرآن نام برد. شرکت همه ساله قاریان قرآن ایرانی در مسابقات بین المللی قرائت قرآن کریم در مالزی که بعضا هم مرتبه بالای این مسابقات را به خود اختصاص می دهند، هم چنین وجود مساجد بسیار زیبا و حمایت از فتوای حضرت امام خمینی«رض» در مورد کتاب سلمان رشدی وتجلیل از روز جهانی قدس را می توان نتیجه بازتاب مثبت انقلاب اسلامی دانست. از بحثی که کردیم اگرچه به دلیل ضیق وقت وفشار برنامه های آموزشی روزانه از خیلی جاهائی که بحث داشت به ایماء واشاره گذشتیم؛ اما امیدواریم توانسته باشیم هر چند کم یاد آور مقدماتی از تاثیرات انقلاب اسلامی بر نهضت بیداری اسلامی کرده باشیم. بنا براین در پایان از بحث خود این نتیجه گیری را می نماییم. نتیجه انقلاب اسلامی ایران با داشتن خصوصیات وویژگی های منحصر به فرد خود چه در میدان داخلی وچه در عرصة بین المللی تاثیرات چشم گیری از خود بر جا گذاشت. انقلاب اسلامی بانشان دادن جذابیت دین ومعنویت در عرصة عمل واندیشه؛ انسان های جدیدی ساخت که با ملاحظة پیشرفت های علمی، صنعتی، اقتصادی ونظامی ایران در درون؛ استقلال، عزت وافتخار انقلاب اسلامی و خفت وخواری دشمنان زور گوی انقلاب اسلامی در عرصة بین الملل؛ تأمل کردند؛ بیدار شدند وبه خود باوری رسیدند وقیام کردند ومی کنند. شاهد گویای ما بر تاثیرات انقلاب اسلامی حمل عکس های بی شمار امام خمینی«ره» ومقام معظم رهبری حضرت آیة الله خامنه ای متع الله المسلمین بطول بقائه بر روی دست انقلابیون مصر، تونس، لیبی وبحرین وسعودی است. آن هم در برابر حاکمان که در طول انقلاب اسلامی از هیچ نوع دشمنی با انقلاب اسلامی دریغ نکرده اند. این نیست مگر رسیدن امت اسلامی به خود باوری که از ایران آموختند که ارتش وپلیس در برابر ارادة ملت جز شکست یا تسلیم چارة ندارند. چنانچه تاکنون از تظاهرات مسالمت آمیز تا برخورد مسلحانه در عرض کم تر از یک سال چهار دیکتاتور مصر، تونس، لیبی ویمن را در خاور میانه از اریکة قدرت با ذلت وخواری به زمین کشاندند، ملت بحرین مدتی است در گیر انقلاب اند ونباید فراموش کرد که انقلاب درعربستان سعودی نیز در حال ولادت است، شاهزاد گان وهابی هم برای آیندة خود در اروپا وآمریکا دنبال سر پناه هستند. اللهم انصر الاسلام والمسلمین وانصر من نصر الدین واخذل من خذل المسلمین آمین یا رب العالین والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

عبدالرؤف عالمی 20/12/1390
شهر مقدس قم
جامعة المصطفی العالمیة

فهرست منابع

1- قرآن کریم.
2- نهج البلاغه.شرح محمد عبده،قم، نشر النهضة،1370.
 3- ابوالحسنی علی، تراز سیاست، تهران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران،چاپ اول،1383.
4- احمد یاقی اسماعیل، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، ترجمه رسول  جعفریان،قم، پژوهشگاه حوزه ودانشگاه،چاپ سوم، ، 
5-  استادشهید مطهری مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، نشر صدرا، 1370.
 6 -  امام خمینی«ره»، صحیفة نور،تهران، موسسه نشر اثار امام، چاپ سوم،1379. 
7  - امام خمینی (ره) در جستجوی راه از کلام امام،دفتر 15،ص27-
8- بهرامی قدرت الله ومهدی نظر پور،انقلاب اسلامی وانقلاب های جهان،قم،پژوهشکده تحقیقات اسلامی،چاپ چهارم، 1385.
9 - جان.ال.اسپوزیتو،انقلاب ایران وباز تاب جهانی،ترجمه محسن مدیر شانه چی،تهران، انتشاراتباز، چاپ سوم،1388.
10- جمعی از نویسندگان، چپ وچپگرایی درجهان اسلام،تهران، نشرکتاب مرجع، چاپ اول، 1389.
11-  حاجتی میر احمد رضا، عصر امام خمینی(ره)،قم، بستان کتاب،چاپ شانزدهم،.1389
12- حر عاملی محمد بن الحسن، وسائل الشیعه،ج18،ص 
13- حطیط دکتر امین محمد مقاله این صدای ملت هاست، ترجمه محمد مطهری،مجله زمانه دور جدید شماره 12،ص15
14- خسرو شاهی سید هادی، نهضت های اسلامی وانقلاب اسلامی،تهران، انتشارات اطلاعات،1375.
15- دیوان اشعار امام«ره» بی جا، خرداد1372.
16-دکتر محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی،تهران، انتشارات پژوهشگآه فرهنگ واندیشه،چاپ چهارم،1390.
17- رابین وود زورث، زیبا ترین تجربة من، ترجمه خدیجه مصطفوی،ص38.
18- روزنامه اطلاعات، انقلاب ایران معجزة قرن،7/11/58.
19 – ری شهری محمدی، رهبری در اسلام،قم، دارالحدیث،چاپ اول،1375.
20- شریعتمداری حمید رضا، سکولاریسم درجهان عرب، قم، مرکز مطالعات ادیان ومذاهب،چاپ اول،1382،ص108
21-شقاقی فتحی ابراهیم،انتفاضه وطرح اسلامی معاصر، تهران، انتشارات بین المللی الهدی،1371.
22- کدیور جمیله، رویارویی انقلاب  اسلامی ایران وامریکا،تهران، انتشارات اطلاعات،چاپ سوم،1379.
23- کامران مقدم دکتر شهین دخت،تاریخ کشور های همجوار ایران،تهران، انتشارات ، دانشگاه تربیت معلم، چاپ اول، بی تا.      
24-گلی زواره ای غلام رضا،جغرافیای جهان اسلام، قم، موسسه امام خمینی(ره)چاب اول،1385.
25-« گزارش تلویزیون آمریکا از تجدید حیات اسلامی در مصر» روزنامه کیهان، 21/1/62
26- لوین. ز. ا.اندیشه ها وجنبشهای نوین سیاسی اجتماعی در جهان عرب، ترجمه یوسف عزیزی بنی طرف،تهران،ناشرشرکت انتشارات علمی وفرهنگی،چاپ اول،1378.
27- موثقی سید احمد، استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام، قم،نشر دفتر تبلیغات اسلامی،چاب دوم،،1375.
28-موثقی سید احمد، جنبش های اسلامی معاصر، تهران، نشر(سمت)چاپ پنجم،1381.
29- میر آقایی سید جلال ، برگزیده مقالات دوازدهمین کنفرانس بین المللی وحدت،تهران، مجمع جهانی تقریب،1378، 
30-مفید شیخ محمد بن محمد، امالی؛ بیروت، دارالمفید،چاپ دوم،1414.
31- مفید شیخ محمد بن محمد، الارشاد، بیروت، دارالمفید، چاپ دوم،1414.
32- نیروی مقاومت بسیج، بررسی  وتحلیل اهم مسائل سیاسی، تهران،چاپ ششم،1384.
33-  نهرو جواهر لعل، نگاهی به تاریخ جهان، به نقل از علل پیشرفت اسلام،زین العابدین قربانی،تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ پنجم، 1347.

34 - هیکل محمد حسنین،ایران، روایتی که نا گفته ماند، مترجم حمید احمدی، تهران، الهام، 1360.
35- 92-rekhess. Op.cit.p.191

 



________________________________________
پاورقی

-جواهر لعل نهرو، نگاهی به تاریخ جهان،ج1،ص324.
. . nose.
.p. orban.
.l. stewart.
- موثقی سید احمد، استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام، قم،نشر دفتر تبلیغات اسلامی،چاب دوم،،1375،ص175.
.katrien.
.josief.
- موثقی سید احمد، همان، ص204.
4- همان ،ص200
 5- احمد یاقی اسماعیل، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، ترجمه رسول جعفریان،قم، پژوهشگاه حوزه ودانشگاه،چاپ سوم، ،ص122-123.  
- احمد یاقی همان ،ص142-143.
- همان،ص201.
- موثقی سید احمد،همان، ج اول،ص 206.
 9- ز.ا.لوین. اندیشه ها وجنبشهای نوین سیاسی اجتماعی در جهان عرب، ترجمه یوسف عزیزی بنی طرف،تهران،ناشر    شرکت انتشارات علمی وفرهنگی،چاپ اول،1378،ص195.  
- همان، ص168.
- همان،ص193.
- ز. ا. لوین همان،ص122-123.
- همان ،ص123.
- همان،ص25..
- ز.ا. لوین همان،ص140.
- موثقی سید احمد،جنبش های اسلامی معاصر،ص155، به نقل از تاریخ آل سعود
- لوین. ز.ا. همان ،ص141.
 23 - کامران مقدم دکتر شهین دخت،تاریخ کشور های همجوار ایران،تهران، انتشارات ، دانشگاه تربیت معلم، بی تا ،جاول،ص405.  
- گلی زواره ای غلام رضا،جغرافیای جهان اسلام، قم، موسسه امام خمینی(رض)چاب اول،1385،ص127.
- موثقی سید احمد، جنبش های اسلامی معاصر، تهران، نشر(سمت)چاپ پنجم،1381،ص92.
- حطیط دکتر امین محمد مقاله این صدای ملت هاست، ترجمه محمد مطهری،مجله زمانه دور جدید شماره 12،ص15.
- امام خمینی (رض) در جستجوی راه از کلام امام،دفتر 15،ص27-28.
- موثقی همان،ص 94-95.
- موثقی همان ،ص99-100.
- همان.
 - جمعی از نویسندگان، چب وچبگرایی درجهان اسلام،تهران، نشرکتاب مرجع،1389،چاپ اول،ص16.
- شریعتمداری حمید رضا، سکولاریسم در جهان عرب،قم، مرکز مطالعات ادیان ومذاهب،چاپ اول،1382،ص108.
- موثقی همان،ص110.
- موثقی سید احمد، استراتژی وحدت، ج1، ص294.
-  امام خمینی«رض»، صحیفة نور،تهران، موسسه نشر اثار امام، چاپ سوم،1379،ج15،ص146-147.
-  دکتر محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی،تهران، انتشارات پژوهشگآه فرهنگ واندیشه،چاپ                     چهارم،1390،ص325.
 - جان.ال.اسپوزیتو،انقلاب ایران وباز تاب جهانی،ترجمه محسن مدیر شانه چی،تهران،انتشاراتباز،چاپ                          سوم،1388،ص159و160.
- همان،ص161.
- صحیفة نور،ج4،ص9.
- صحیفة نور،ج1،ص250.
- صحیفه نور،ج2،ص261.
- صحیفه نور،ج2،ص263.
- همان،ص182.
- نهج البلاغه ،خ40.
- مفید؛ أمالی مفید،14/2
- حر عاملی محمد بن الحسن، وسائل الشیعه،ج18،ص7.
- مفید ، ارشاد،ص183.
- حسنین هیکل، مدافع آیة الله،ص8 به نقل از عصر حضور امام تالیف:میر احمد رضا حاتمی.
- رابین. وود زورث، زیبا ترین تجربة من، ترجمه خدیجه مصطفوی،ص38.
- بهرامی قدرت الله ومهدی نظر پور،انقلاب اسلامی وانقلاب های جهان،قم،پژوهشکده تحقیقات اسلامی،چاپ چهارم، زمزم هدایت،ص180.
- همان،ص182.
. - پیام امام(ره)به روحانیون سراسر کشور در تاریخ3/12/1367ش ، به نقل از رهبری در اسلام  محمدی ری شهری،ص36.  
- نهج البلاغه،خطبه173.
- اسپوزیتو همان،ص 158.
- انقلاب اسلامی وانقلاب های دیگر،ص93.
- استادشهید مطهری مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی،ص 119.
-  نیروی مقاومت بسیج، بررسی  وتحلیل اهم مسائل سیاسی، تهران،چاپ ششم،1384،ص63.
- همان ،ص67.
- همان ،ص67و68.
- محمدی ،ص92.
- صحیفه امام ،ج11،ص160.
- جان.ال. اسپوزیتو، همان،ص64.
- رعد/22.
-  حاجتی میر احمد رضا، عصر امام خمینی(ره)،ص75.
- صحیفة نور،ج21،ص265.
- صحیفه نور،ج14،ص77.
- همان.
- کدیور جمیله، رویارویی انقلاب  اسلامی ایران وامریکا،تهران، انتشارات اطلاعات،چاپ سوم،1379ش،ص95.
- میر آقایی سید جلال ، برگزیده مقالات دوازدهمین کنفرانس بین المللی وحدت،تهران، مجمع جهانی      تقریب،1378،ص156.
- صحیفة نور،ج13،ص81.
- بررسی وتحلیل همان،ص69.
- ابوالحسنی، تراز سیاست،ص185.
- یس ، آیه 36.
- صحیفة نور،ج 11،ص262.
- همان ،ج15،ص212.
- همان،ج15،ص212.
- همان،جج15،ص213.
- همان،ج12،ص19.
- صحیفه نور،ج13،ص21.
- صحیفه نور، ج2،ص59.
- دیوان اشعار امام«رض» جلوة دیدار،ص135.
- خسرو شاهی سید هادی، نهضت های اسلامی وانقلاب اسلامی،تهران، انتشارات اطلاعات،1375،ص70.
- هیکل محمد حسنین،ایران، روایتی که نا گفته ماند، مترجم حمید احمدی، تهران، الهام، 1360،ص342و343.
-« گزارش تلویزیون آمریکا از تجدید حیات اسلامی در مصر» روزنامه کیهان، 21/1/62.
- روزنامه اطلاعات، بهنقل از رویارویی انقلاب اسلامی ایران وامریکا، جمیله کدیور،ص121.
- اسپوزیتو همان،ص157.
- اسپوزیتو همان،ص 162.
- اسپوزیتو همان،ص180-181.
-  محمدی منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، ص 291.
 اسپوزیتو، همان،ص 185. -
اسپوزیتو همان،ص186. -
اسپوزیتو همان ،ص187.
- اسپوزیتو همان،ص117.
-محمدی همان،ص172.
- محمدی همان،ص168.
- کدیور جمیله، ص105-106.
- محمدی همان،ص141.
- محمدی همان،ص153.
- فتحی شقاقی، پیشین، ص 87و88.
  92-rekhess. Op.cit.p.191.
- شقاقی، پیشین، ص 4.
- کدیور جمیله همان، ص114.
- کدیور جمیله همان،ص116.
- همان
- محمدی همان،ص324.
 محمدی همان.

  • محمدی همان ،ص326.
  • کدیور جمیله، همان،ص129.
  • محمدی همان،ص348.
  • محمدی همان،ص325.

104- محمدی همان،ص406.                                                                                                                                                                                                   
105- روزنامه کیهان 9/5/1358. به نقل از محمدی ،ص407.

  • محمدی همان،ص427.