برگشت

آشنايي با افغانستان(براساس آخرين آمار واطلاعات)

 

 

عبدالعلی حسنی

 

 

 اشاره

تحقيقي را كه پيشرو داريد تحت عنوان آشناي با افغانستان است كه به معرفي اين كشور، بر اساس آخرين آمار واطلاعات روز  مي پردازد.

مطالب اين مقاله شامل اطلاعاتي كامل راجع به افغانستان مي باشد و تلاش شده تاآنچه را كه راجع به اين سرزمين لازم است دانسته شود، تهيه وتدوين گردد.

 مطالب پيشرو نتيجه تحقيق وپژوهشي است كه از منابع گوناگون انترنتي وكتب معتبر تهيه وتدوين شده ودر بردارنده اطلاعاتي راجع به : جغرافيا ، مردم ،تاريخ ، فرهنگ ، اقتصاد وروابط خارجي افغانستان مي باشد.

اكنون بخش اول آن را كه شامل : جغرافيا ، مردم وزير مجموعه هاي اين دو بخش مي باشد تقديم خوانندگان عزيز مي كيم.

مقدمه

 افغانستان سرزمینی کوهستانی و محاط بر خشکی است، این سرزمین در نیمکره شمالی، نیمکره شرقی و در محدوده آسیای میانه واقع است.  افغانستان کشوری است در جنوب غربی آسیا که به دریا راه ندارد . نواحی کوهستانی مرکزی که رشته کوه هندوکش بر آن مشرف است، بیش از 4/3 کشور را در بر دارد و دارای چندین قله با بیش از 6400 متر ارتفاع است. میانگین دمای هوا در فصل تابستان به بیش از 40 درجه سانتیگراد بالای صفر، و در فصل زمستان بخصوص در کوهستانهای شمالی ومركزي تا 26 درچه سانتیگراد زیر صفر می رسد.
در شمال این کوهها جلگه هایی هست که منطقه کشاورزی و دامداری مهمی به حساب می آید، در حالیکه جنوب غربی کشور کویری و نیمه کویری است.                              

     سرزمین افغانستان در طول تاریخ گلوگاه تهاجم به هند بوده است؛ جنگجویان بسیاری چون "اسکندر مقدونی"، "محمود غزنوی" ، " تیمور گورکانی " ، " نادر شاه افشار "، از پیچ و خم کوهها و دره های این کشور خود را به هندوستان رسانده اند. علاوه بر این تا قبل از کشف راههای آبی در قرون جدید و سپس توسعه راههای هوایی، خط مسیر بازرگانی شرق و غرب، از دشت شمال این کشور عبور می کرد که محل عبور کاروانهای جاده ابریشم از این سرزمین بوده که عموما ازطریق قندهار به هند و از طریق بلخ به چین می رفت. پس از کشف راههای آبی و سپس توسعه  راههای هوایی  ، افغانستان  مانند

سایر سرزمین های آسیای مرکزی، تبدیل به منطقه ای محصور شد.     [1]

 

الف) جغرافیا

1-موقعیت : افغانستان از نظر موقعيت جغرافيايي در آسياي ميانه قرار دارد وجزو كشورهاي اين منطقه از جهان به شمار مي رود .

مختصات جغرافیایی

 اين كشور بین 60 تا 75 درجه شرقی بین 29 تا 38 درجه شمالی كره زمين قرار دارد.

2- مساحت

 در مورد مساحت افغانستان در كتب تاريخي ارقام مختلفي ذكر شده ولي آنچه كه به طور تقريبي از آن ارقام بدست مي آيد ، مساحت اين كشور 652225 کیلومتر  مربع است.كه از نظر مساحت در جهان مقام چهلم و در قاره آسيا جايگاه يازدهم را دارا مي باشد.

3- مرز های مشترک

مرزهای مشترک افغانستان با کشورهای همجوار قرار ذیل می باشد.

ایران (غرب): 936 کیلومتر، ترکمنستان (شمال): 744 کیلومتر

ازبکستان (شمال): 137 کیلومتر، تاجیکستان (شمال): 1206 کیلومتر، چین (شرق): ۷۶ کیلومتر ، پاکستان (جنوب): ۲,۴۳۰ کیلومتر

4- آب و هوا

قاره ای، تابستان گرم و زمستان سرد.

  طبیعت افغانستان به خاطر بلندی‌های سر به فلک کشیده و رودخانه‌هایی که از آن سرچشمه می‌گیرد، زیباست و تنوع آب و هوا در آن مشهود است. زمستانهایش بسیار سرد (تا ۲۰ درجه زیر صفر) و تابستانهایش بسیار گرم (تا ۴۰ درجه بالای صفر) است. آب و هوا از یک استان به استان دیگر و از یک شهر به شهر دیگر تفاوت دارد. بارندگی نیز در نقاط گوناگون، متفاوت است و بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلی متر در نوسان است. این مقدار در مناطق شرقی بین ۲۵۰ تا ۴۰۰ و در مناطق غربی و جنوب غربی بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلی متر است در مناطق مرکزی به علت وجود بلندی‌ها و بارندگی بیشتر، هوا از نواحی دیگر سردتر است، ولی در مناطق جنوبی و غربی به علت کمی بارندگی هوا گرمتر بوده دارای تابستان‌های گرم و خشک و زمستان‌های معتدل تر است. در مناطق کوهستانی به علت برف و یخبندان ارتباط روستائیان و قبایل نیمی از سال با یکدیگر می‌گسلد و آب وهوا تأثیر بسیار در پراکندگی و جدایی جمعیت دارد. منابع آب زیرزمینی افغانستان نسبتاً غنی است در شهر کابل آب در ژرفای ۳-۴ متری زمین قرار دارد؛ ولیکن به دلایل فنی، کمتر از آب زیرزمینی استفاده شده و عموماً مردم در اکثر نقاط افغانستان با مشکل کمبودآب (آشامیدنی - کشاورزی) روبرو هستند وتنها %۲۲ به آبهای سالم مصرفی دسترسی دارند (%۳۹ شهرها، %۱۸ روستاها) منبع ذكرگردد[2]

5-  ارتفاع

 کشور افغانستان از معدود کشورهایی است که محصور در کوهستان ها و خشکی ها است. مناطق مختلف این کشور اغلب پوشیده از کوه است اما در جنوب و جنوب شرقی مناطق پستی نیز وجود دارد.                                                                                       مهم‌ترین ارتفاعات کشور از این قرار است:

۱- هند و کش (۶۲۹۸ متر) ۲- پامیر کوچک، (۶۲۸۱ متر دروخان) ۳- بدخشان(۵۳۵۵ متر) ۴- بابا (۵۴۱۳ متر، بامیان) ۵۰ سفید خرس ۶- ترغان (۳۹۸۲ متر) ۷- سفید کوه (۴۷۵۵ متر، سکرم) ۸- نورستان ۹- شاه مقصود (۲۷۷۳ متر) ۱۰- مزار (۳۷۸۷ متر) ۱۱- هزار جات (۴۱۰۱ متر، تمران) ۱۲- بندبیان ۱۳- چلبدالان ۱۴- سیاه کوه ۱۵- بالا کوه (۳۸۷۲ متر) ۱۹- دوشاخ (۲۱۱۰ متر) ۲۰ یاه بند (۲۵۶۰ متر ۲۱- چاغی

بلندترین نقطه: قله نوشاک (Nowshâk) به ارتفاع ۷,۴۸۵ متر از سطح دریا.
پایین ترین نقطه: رود آمودریا (
Amu Darya) به ارتفاع ۲۵۸ متر از سطح دریا.

6- رودها

 رودهای افغانستان (که به آن دریا می‌گویند)، از کوههای مرکزی و مناطق شرقی کشور سر چشمه گرفته، به سمت غرب و جنوب جریان می‌یابد. به دلیل ارتفاع زیاد کوهها و کاهش نسبتاً سریع ارتفاع کوهها، سرعت آب‌ها بسیار زیاد است و به همین جهت برای تولیدانرژی برق مناسب است.

مهم‌ترین رودهای کشور عبارت‌اند از:

1- آمودریا (جیحون) از کوههای پامیر سرچشمه گرفته و حدود ۱۱۲۶ کیلومتر از آن در قسمت مرزهای شمالی کشور با تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان است و قسمت‌هایی از آن قابل کشتیرانی است در سواحل آن رودخانه شیرخان بندر و بندر حیرتان قرار گرفته، که کالاهای صادراتی یا وارداتی افغانستان به کشورهای آسیای میانه از این طریق مبادله می‌شود. آمودریا دارای آبشارهای متعدد است و برای تولید نیروی برقآبی قابل استفاده‌است ۲- هیرمند (هلمند): از کوههای یغمان در غرب کابل سرچشمه گرفته و ۱۴۰۰ کیلومتر طول دارد و در جنوب غربی افغانستان بخش کمی از مرز مشترک ایران و افغانستان را تشکیل می‌دهد و مهم‌ترین منبع تأمین آب دریاچه‌های سیستان و بلوچستان و کشتزارهای شمالی آن است. ۳- هریرود- از کوه بابا در مرکز افغانستان سرچشمه گرفته، از هرات می‌گذرد و در شمال غربی کشور اندکی از مرز مشترک ایران و افغانستان را تشکیل داده سرانجام در ریگزارهای ترکمنستان فرو می‌رود. ۱۲۳۰ کیلومتر طول داشته و دارای آبشارهای متعدد است و برای تولید نیروی برق مناسب است. ۴- کابل رود: از کوههای شرقی سرچشمه گرفته از وسط دو شهر مهم «کابل» و «جلال آباد» عبور کرده وارد خاک پاکستان می‌شود و به رود «سند» می‌ریزد. ۵- دریای پامیر ۶- کوکچه ۷- فرخار ۸- دریای کندوز ۹- دریای خلم ۱۰- بلخ ۱۱- دریای بند امیر ۱۲- دریای پنج شیر ۱۳- دریای کند ۱۴- دریای غربی ۱۵- رود لوره ۱۶- ترناک رود ۱۷- دریای ارغنداب ۱۸- خاش رود ۱۹- فراه رود ۲۰- نیزگان ۲۱- تکاب استادن ۲۲- شیرین تکاب ۲۳- دریای مرغاب ۲۴- دریای اولنگ ۲۵-رود گز.[3]

7- دریاچه ها

دریاچه‌هایی بسیار کوچک، به نام‌های «آب ایستاده مقر»، «بند کجکی»، «بندار عنداب»، «دق پترکان»، (در مرز ایران)، «هامون پورک» و«دشتنمدی»دارد.

8- منابع طبیعی

از منابع طبیعی آن می توان به گاز طبیعی ، نفت ، زغال سنگ ، مس ، کرومیت ، طلق (talc) (نوعی کانی شفاف به رنگ های سفید و سبز و خاکستری ) ، سولفات باریم ، گوگرد ، سرب ، روی ، سنگ آهن ، نمک طعام و سنگ های قیمتی (گوهر) و .... اشاره کرد.                   

9- محیط زیست

شاید مهمترین مشکل زیست محیطی افغانستان خط انقراض حیواناتی چون پلنگ ، سمور، غزال های وحشی ، قوچ و ... باشد .این حیوانات بیشتر برای استفاده از پوست شان کشته میشوند. از شاخص ترین محدودیت های زیست محیطی این کشور می توان به محدویت در دسترسی به منابع آب (مصرف کشاورزی و آشامیدنی )، چرای بیش از حد دام ، آلودگی هوا و آب ، عدم دسترسی به آب های آزاد و ... اشاره کرد. تقریبا در افغانستان سیستم چگونگی دفع زباله به روش مدرن وجود ندارد.

10 جغرافیای انسانی

پرجمعیت ترین شهر های افغانستان به ترتیب کابل ، قندهار ، مزار شریف، جلال آباد و ... هستند. . روابط خویشاوندی و خانوادگی در میان مردم افغانستان بسیار نزدیک وصمیمانه است که نشانه عواطف و احساسات عمیق خانوادگی است. هنوز در این کشور مسائل حاد میان مردم توسط ریش سفیدان و بزرگان حل و فصل می شود.

11- تقسیمات کشوری

افغانستان دارای ۳۴ ولایت (استان) است.اين ولايت ها عبارتند از:

1.    ولایت بدخشان با مرکزیت شهر فیض آباد

2.    ولایت بادغیس با مرکزیت شهر قعلهٔ نو

3.    ولایت بغلان با مرکزیت شهر پلخمری

4.    ولایت بلخ با مرکزیت شهر مزارشریف

5.    ولایت بامیان با مرکزیت شهر بامیان

6.    ولایت دایکندی با مرکزیت شهر خدیر

7.    ولایت فراه با مرکزیت شهر فراه

8.    ولایت فاریاب با مرکزیت شهر میمنه

9.    ولایت غزنی با مرکزیت شهر غزنی

10.   ولایت غور با مرکزیت شهر چخچران

11.   ولایت هلمند با مرکزیت شهر لشکرگاه

12.   ولایت هرات با مرکزیت شهر هرات

13.   ولایت جوزجان با مرکزیت شهر شبرغان

14.   ولایت کابل با مرکزیت شهر کابل

15.   ولایت قندهار با مرکزیت شهر قندهار

16.   ولایت کاپیسا با مرکزیت شهر محمودراقی

17.   ولایت خوست با مرکزیت شهر خوست

18.   ولایت پکتیا با مرکزیت شهر گردیز

19.   ولایت کنر با مرکزیت شهر اسدآباد

20.   ولایت قندوز با مرکزیت شهر کندوز

21.   ولایت لغمان با مرکزیت شهر مهترلام

22.   ولایت لوگر با مرکزیت شهر پل علم

23.   ولایت ننگرهار با مرکزیت شهر جلال‌آباد

24.   ولایت نیمروز با مرکزیت شهر زرنج

25.   ولایت نورستان با مرکزیت شهر کامدیش

26.   ولایت اروزگان با مرکزیت شهر ترین کوت

27.   ولایت پکتیکا با مرکزیت شهر شرن

28.   ولایت پنجشیر با مرکزیت بازارک

29.   ولایت پروان با مرکزیت شهر چاریکار

30.   ولایت سمنگان با مرکزیت شهر آیبک

31.   ولایت سرپل با مرکزیت شهر سرپل

32.   ولایت تخار با مرکزیت شهر تالقان

33.   ولایت وردک با مرکزیت شهر میدان شهر

34.   ولایت زابل با مرکزیت شهر قلات

سه ولايت دايكندي ، نورستان وپنجشير از ولايتهاي جديدالتاسيس افغانستان مي باشد كه دردوران حكومت آقاي كرزي تاسيس شده است.

12- خطرات طبیعی

از بلایای طبیعی معمول این کشور می توان به زلزله های متوالی در میان کوه های هندوکش و سیل و خشکسالی اشاره کرد.

ب) مردم

 1- جمعیت

جمعیت افغانستان حدود ۳۰ میلیون نفر برآورد می‌شود.براساس سرشماري مقدماتي كميته ملي احصائيه كشور، جمعيت افغانستان در

 سال 1385، 24 ميليون نفر است. گفته می شود از اين تعداد 12,300 ميليون مرد و 11,800 ميليون نفرشان زن هستند، 7/21% جمعيت كشور شهرنشين مي باشند. مرحله اصلي نفوس شماري افغانستان در ماه سنبله 1385 صورت خواهد گرفت.اين آمار شامل ميليون ها مهاجر افغاني مقيم ايران، پاكستان و كشورهاي ديگر نمي باشد. سازمان ملل پيش از اين جمعيت افغانستان را 29 ميليون نفر برآورد كرده بود. [4]

2- وضعیت سنی

آمار زیر به صورت تقریبی می باشند.

۰ تا ۱۴ سال: ۴۴.۶% / مرد ۷۰۹۵۱۱۷/ زنان ۶۷۶۳۷۵۹

۱۵ تا ۶۴ سال: ۵۳% / مرد ۸۴۳۶۷۱۶ /زنان ۸۰۰۸۴۶۳

۶۵ به بالا: ۲.۴% / مرد ۳۶۶۶۴۲ / زنان ۳۸۶۳۰۰ [5]

3- متوسط سن

 متوسط عمر در  افغانستان 44  سال است.[6]

4- نرخ رشد جمعیت : 2.67

5- نرخ تولد : 41  نفر به ازاي 1000 نفر جمعيت

6- نرخ مرگ و مير

بدليل نبود امكانات بهداشتي ودر ماني وهمچنين فقراقتصادي كه گريبانگير مردم افغانستان است، ميزان مرگ ومير دراين كشور بالا است ولي ارقام دقيقي در اين باره در دست نيامده است.

7- نرخ مهاجرت : حدودا پنج ميليون نفر از اتباع افغانستان در خارج از كشور بسر مي برند كه در طول 23 سال جنگ وناامني وبراثر مشكلات اقتصادي به كشور هاي مختلف جهان مهاجرت كرده اند . بيشتر مهاجران افغانستان در كشورهاي همسايه مثل ايران وپاكستان به سرمي برند.

8- نرخ مرگ و میرمادران

  مرگ و میر مادران در هنگام ولادت در حدود 1600 الی 1900 از هر صد هزار تخمین زده شده است . که از جمله  آن از 87%  آن توسط پروگرام های یونسف جلوگیری  به عمل آمده است . [7]

9- نرخ مرگ و میر کودکان(زیر ۷ سال)

از هر پنج  طفل یک طفل قبل  از رسیدن به سن  پنج  سالگی می میرد ( یعنی 257 نفر از هر 1000 نو تولد ، سالانه در حدود 85000 طفل از اسهالات جان خود را از دست میدهند .[8]

10- ملیت

افغان : طبق ماده ..... قاون اساسي جديد افغانستان به هريك از اتباع اين كشور واژه افغان اطلاق مي شود كه در برگيرنده تمام مردم ساكن در اين سرزمين مي باشد.

11- گروه‌های قومی و نژادی

افغانستان به علت تكثر وتنوع اقوام وطوائف ، موزه بزرگي از نژاد ها وملل گوناگون توصيف شده است . در اين كشور مردماني از نژادهاي پشتون ، هزاره ، تاجيك ، از بك، تركمن، بلوچ ، قرقيز ، قزلباش، ايماق ، نورستاني ، كشميري ، هندو ، سيك و.. سكونت دارند. [9]

12- پشتون ها

طبق آمار ساز مان عفو بين الملل(1378) پشتون ها 38% از جمعيت افغانستان را تشكيل مي دهد. در باره نسب وشجره افغانان ( پشتونها ) اختلاف نظر وجوددارد برخي آنان را از نسل اقباط مصري برخي از اولاد ضحاك وعده اي از اسباط بني اسرائيل واز فرزندان بخت النصر دانسته اند . بنا براين در باره نژاد وشجره افغانان ( پشتون ها ) نظريات متعددي ارائه شده است كه برخي بيشتر به افسانه هاي تاريخي همانند است. پشتون ها عمدتا در شرق وجنوب وبعضا در شمال وغرب كشور زندگي مي كنند . زبان اين قوم پشتو واز شاخه هاي زبان هندو اروپاي است. اكثريت قريب به اتفاق  اين قوم ، پيرو مذهب حنفي از مذاهب اهل سنتند. [10]

13- هزارها

هزاره ها كه تقريبا 20% از كل جمعيت افغانستان را تشكيل مي دهند عمدتا در مركز افغانستان ودر دامن كوه پايه هاي افغانستان مركزي وار تفاعات هندو كش سكونت دارند - و درولايتهاي باميان ، دايكندي، غزني ، كابل، هرات ، بلخ، پروان ،اروزگان، سرپل ، قندهار وساير مناطق كشور زندگي مي كنند. - هزاره ها عمدتا پيرو مذهب اماميه اثني عشري هستند وبه زبان فارسي دري تكلم مي كنند. مهاجران اين قوم كه به علت ظلم وبيداد گري عبدالرحمن در سالهي 1257 تا 1280 (1878- 1901 م ) جلاي وطن كرده اند ، در خراسان ايران وبلوچستان پاكستان متوطن هستند. [11]

14- درباره سابقه قوم هزاره

 بر طبق آخرين تحقيق صورت گرفته، قوم هزاره از با شندگان اصلي افغانستان بوده وشواهد فراواني در اين مورد وجود دارد كه از مهمترين آنها بودهاي باميان وآثار كشف شده در باميان مي باشد كه همه نشان مي دهد كه قوم هزاره از باشند گان اصلي افغانستان بوده وسابقه حضور آنها به سالهاي قبل از ميلاد وبه زمان كوشانيها بر مي گردد وپيشينه حضور قوم هزاره به سابقه ائين بودادراين منطقه گره خورده وهمزمان با اين آئين در منطقه وجود داشته است.                                                      داكترسيد عسگر موسوي محقق واستاد دانشگاه، در تحقيقي كه در سالهاي اخير انجام داده درباره سابقه قوم هزاره ، در كتاب هزاره هاي افغانستان مي نويسد:                                                                        از نظر تاريخي آئين بودايي حداقل 1500 سال قبل از حمله مغول ها به خراسان (افغانستان امروز) به  طور وسيع در جنوب هندوكش حاكم بود. ﺁنچنان كه اين ﺁئين سالانه هزاران زائر چيني را به باميان مي كشانيد مهم ﺁن كه اين ناحيه براي چند قرن جايگاه دائمي براي گسترش نژاد زرد شد. در باميان طي قرن اول ميلادي يكي از مراكز گسترش بود يسم بود. باميان در ﺁن زمان بخشي از امپراتوري كوشاني (220-40 ميلادي) و تحت تاثير فرهنگ و مذهب بودايي بود.           

      بوديسم در قرن سوم پيش از ميلاد توسط راهبان بودايي به نواحي جنوب كوههاي هندوكش عرضه شده بود. با توجه به سكه هاي قديمي پيدا شده در باميان، نقاشيهاي روي ديوار هاي معبد و اطراف تنديس هاي بودا، نقاشيهاي بجا مانده از زمان ﺁخرين پادشاه كوشاني و همچنين شكل فيزيكي تنديس ها مي توان چنين نتيجه گرفت كه ساكنان اين منطقه تا حدود 2300 سال پيش داراي همان تركيب فيزيكي و صورت بوده كه هزاره هاي امروزي هستند.

   يفتلي ها (566-425 ميلادي) جانشينان امپراتوري كوشاني نيز به قبايل سنتي با همان تركيب فيزيكي و چهره تعلق داشتند. تاثير يفتلي را تا زمان پيدايش كلمات تركي در هزارگي مي توان دنبال كرد. [12]

بنابراين بر پايه ﺁنچه گفته شد مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه كه هزاره ها:                                                                        الف) يكي از قديمي ترين ساكنان منطقه هستند.                                                         ب) ﺁميزه اي ازنژادها وگروههاي قومي مختلف هستندكه لشكريان چنگيزخان و امير تيمور فقط بخشي ازﺁنها و نسبتاً جديد بشمار مي رود.                                                                                 ج) ساختار قبيله اي و زبان هزاره ها تا حدي زيادي از همه اين مردمان گوناگون تاثير پذيرفته است (مانند اثر گذاري عرب ها بر مذاهب و فارسي بر فرهنگستان).                                                   نياكان هزاره ها احتمالاً به ساكنان ترك ﺁسياي مركزي و شرقي كه بيش از 2300 سال پيش از شمال و جنوب هندوكش به نواحي موسوم به هزاره جات كنوني مهاجرت كرده بودند، باز مي گردد. ﺁنان از جنوب ﺁمده بودند تا ﺁئين بودايي را گسترش و در مسيرشان تا شمال هند را فتح كردند. راهبان بودايي كه بود يسم را به ارمغان ﺁوردند. آنچنان كه از اشياء دست ساز پيدا شده در دره باميان مي توان يافت. احتمالاً از نپال، تبت و جنوب چين ﺁمده بودند. زبان تركي با لهجه ها و گويش هاي فراوان ﺁن احتمالاً از زمانهاي قبل از ميلاد به طور وسيع در باميان صحبت مي شده است.                                            

        هزاره جات در زمانهاي قديم كه به 2300 سال قبل باز مي گردد احتمالاً به نامهاي مختلف ياد مي شده است كه اولين ﺁنها بربرستان و بعد از ﺁن غرجستان بوده است.[13]

      مطالعه در آثار بوداي باميان خود نشاندهنده از پيوند هزاره ها را با خود بياد گار گذاشته وبيانگر حقايقي است كه آقاي جلال الدين صديقي يكي از محققين ودانشمند افغاني مي نويسد :  حتي از روي لباس وآلات وابزار وتصاويري ديواري وهيكل هاي زيباي باقي مانده از ان روزگار مي توان به چنين استنباطي دست يافت كه هزاره هاي زحمتكش وبا فرهنگ وهنر پرور برمناطق بود وباش شان از روزگاران كهن با عشق ومحبت فراواني مي نگريسته اند.             

    همچنين آقاي صديقي از آقاي يوسف زي رئيس باستان شناسي افغانستان« خراسان بزرگ» علاوه مي كند: كه مجسمه ها وتصاوير يكه از عهد بوداي باقي مانده است معمولا در منطقه اي كه ساخته شده است بازتاب همان گروهي اتنيكي بوده است كه در آن محل زيست داشته اند وازاين رو چنين بر مي آيد كه هيكل هاي بوداي وتصاوير ديواري واقع در باميان هم به اتنيك خلق هزاره شباهت به هم مي رساند ، خود دليلي دانسته مي شود كه از چگونگي قدامت سكونت اين گروه اتنيكي(نژادي) در باميان«هزاره جات» كنوني ... حكايت دارد.

وآقاي صديقي بازهم اضافه مي كند: پس بدون چون وچرا گفته مي توانيم كه در آفرينش هاي گنجينه هنري باميان كهن سهم خلق هزاره واسلاف هنر پرورشان نه تنها برجسته ومتبارز بوده است بلكه مليت برادر هزاره حق داردكه بدين دست آورده هاي هنري اسلاف كهن شان افتخار نموده وخودراوارث تاريخ كهن هنري باشكوه باميان بي شمارد كه در جهان هنراكنون در پيشگاه آنهمه آثار باشكوه هنري سر تعظيم فرود آورد. [14]

15- تاجيكها

تاجيكها 19% از با شندگان افغانستان را تشكيل مي دهد اما به لحاظ موقعيت اجتماعي ، سياسي دومين گروه قومي در افغانستان محسوب مي شوند. آنان فارسي زبان وبنابر نظر برخي از پژوهشگران ايراني تبارند. اين مردم در قسمت شمال شرقي ، غرب وجنوب شرقي و در شهرهاي بدخشان ،كابل ، هرات ،غزني، غور ومناطق ديگر پراكنده اند. [15]

 اكثريت تاجيكها داراي مذهب سني هستند ومذهب شيعه نيزدر بين اين قوم پيروان زيادي دارد كه بيشتر در هرات وبعضي مناطق شمالي موقعيت دارند.

16- ازبكها 

در مورد درصد جمعيت ازبكها آمار بين 6 تا 11% ذكر شده است

كه 11% به واقعيت نزديكتر است. ازبكها مردماني ترك تبارند كه درنواحي شمال افغانستان ساكنند وعمدتا در شهرهاي مزار شريف ، شبرغان، ميمنه،خان آباد ، قندوز و... سكونت دارند. ازبكها از اعقاب تركان زرد پوست آسياي مركزي اند وبه كشاورزي ودامداري اشتغال دارند. زبان ازبكي كه زبان اولي اين قوم است ،تركيبي از زبان تركي است. [16]

17- دین ها و مذاهب

99٪ مردم افغانستان را مسلمان تشکیل میدهند که حدود 75٪ آنان مسلمان سنی و 24٪ مسلمان شیعه‌ هستند.

اكثريت مسلمانان افغانستان راپيروان مذهب حنفي تشكيل مي دهند.هرچند در اين زمينه آماررسمي ودقيقي وجودندارداما آنچه بيشتر پژوهشگران بطورتقريبي ارائه داده اند، پيروان مذهب حنفي را بين65-75% ازكل جمعيت افغانستان اعلام داشته اند.                       شيعيان افغانستان ازنظر جمعيت دومين مذهب مردم افغانستان محسوب مي گردندكه ازاقوام مختلف هزاره،تاجيك وپشتون تركيب يافته اند. البته آمار دقيق ومتفق عليه ازتعداد پيروان اين مذهب وجود ندارد. بيشتر پژوهشگران آمار تقريبي 25تا30% را براي جمعيت پيروان اين مذهب ارائه داده اند.اكثريت قريب به اتفاق پيروان مذهب رادر افغانستان هزاره ها تشكيل مي دهند.                                                           علاوه بر مذهب شيعه دوازده امامي تقريبا 3 درصد جامعه افغانستان پيرو مذهب اسماعليه اند كه پيروان اين مذهب بازهم از هزاره ها وتاجيكها تشكيل شده است. در افغانستان پيروان مذهب اسماعيليه كه عده اي معدودي هستند در نوحي دوشي وكيلهگي وبخشهاي از دره صوف وبدخشان زندگي مي كنند رهبر فعلي اين فرقه حاج سيد منصور نادري معروف به سيد كيان است كه در دره اي به نام دره«كيان» زندگي مي كنند. ازهمين رو به اسماعيليها «كياني» نيز مي گويند. مذاهب دیگری چون هندو و سیک نیز در افغانستان پیروانی دارد. پیش از جنگ های ۳۰ سال اخیر اقلیت یهودی نیز در افغانستان و بویژه شهر هرات وجود داشتند اما امروزه اغلب آنان به اسرائیل پناهنده شده اند.

18- زبان‌ها                                                      

 مردم افغانستان به یکی از زبان‌های دری ۵۰٪، پشتو ۳۵٪، ازبکی، ترکمنی و بلوچی سخن می‌گویند. بر اساس قانون اساسی افغانستان،زبانهای دری و پشتو زبان های رسمی دولت افغانستان میباشند و در مناطقی که گویشوران زبانی دیگر زیاد باشند آن زبان به عنوان زبان رسمی سوم تلقی میشود.                                      اگر کسی یکی از دو زبان رسمی افغانستان را بداند میتوان گفت تقریبا در برقراری ارتباط در هیچ جای افغانستان مشکلی ندارد. زبان غالب در کابل پایتخت و بیشتر شهرهای شمال، مرکز و غرب افغانستان دری است. زبان غالب در شهرهای قندهار و جلال آباد ، پشتو است.

19- سواد

تعریف فرد باسواد: فرد بالای ۱۵ سال که می‌تواند بخواند و بنویسد. براساس تخمین صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونسف)، هم اکنون هفتاد و یک درصد مردم افغانستان از بی سوادی رنج می برند.
یک سخنگوی یونیسف به بی بی سی گفت که آمار این سازمان، میزان بی سوادی را در میان زنان افغان، تا هشتاد و شش درصد نشان می دهد.[17]
کل افراد با سواد: 31 درصد با سواد : مردها: 51%   و  زنها: 21%

20- سرود ملي

متن سرود ملی جدیدافغانستان به زبان های پشتو و دری

 

دا وطن افغانستان دی -- دا عزت د هر افغان دی

کور د سولی، کور د توری -- هربچی يی قهرمان دی

دا وطن د تگولو کور دی -- د بلوخگو د ازبکو

د پشگتون او هزاره وو -- د ترکمنو د تاجکو

ورسره عرب ، کگوجر دی -- پاميريان، نورستانيان

براهوی دی، قزلباش دی -- هم ايماق، هم پشه ييان

دا هيواد به تل حگلیإی -- لکه لمر پر شنه آسمان

په سينه کی د آسيا به -- لکه زؤه وی جاويدان

نوم د حق مودی رهبر -- وايو الله اکبر وايو الله اکبر

 

 ترجمه فارسی سرود ملی جديد افغانستان اين گونه است:

 

اين کشور افغانستان است -- اين عزت هر افغان است

ميهن صلح، جايگاه شمشير -- هر فرزندش قهرمان است

اين کشور ميهن همه است -- از بلوچ، از ازبکها

از پشتون، هزاره ها -- از ترکمن و تاجيکها

هم عرب و گوجرها -- پاميری، نورستانيها

براهويی است و قزلباش -- هم ايماق و پشه ئيان

اين کشور هميشه تابان خواهد بود -- مثل آفتاب در آسمان کبود

در سينه آسيا -- مثل قلب جاويدان

نام حق است ما را رهبر -- می گوييم الله اکبر، می گوييم الله اکبر[18]

 

منابع


 

Wikipedia- سایت  [1]

       همان -[2]

 همان -[3]

- همان[4]

- همان[5]

- سايت کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان [6]

- همان[7]

- همان[8]

- جامعه شناسي سياسي افغانستان ، ص 52 [9]

- همان ص 53 [10]

- همان ص 54[11]

- سيد عسكر موسوي،  هزاره هاي افغانستان، ص 67                             [12]

- همان ص73 [13]

14- آثار عتيقه باميان در هزارستان، تاليف: موسيوگودار وخانم گودارو وپر فيسور هاكن ترجمه : احمد علي خان تاريخ نشر:1372

- جامعه شناسي سیاسی، ص55 [15]

- همان[16]

Wikipedia - سایت [17]

سایت بی بی سی بخش افغانستان -[18]