برگشت

عوامل سیاسی غیبت

 

 

احمدعلی نوری

کارشناسی ارشد علوم تربیتی و کارشانسی علوم سیاسی

 

به موازات پيشرفت دانش بشري، در جهان كنوني، معنويت و ارزش‌هاي انساني كم رنگ گرديده و دامنة فساد و تباهي گسترش يافته است. علاوه بر اين، وجود برخي حكومت‌هاي خودكامه و تماميت خواه، زمينه‌هاي ايجاد نابرابري‌هاي اجتماعي و حتي مذهبي را بويژه در جهان اسلام، بوجود آورده است. مع الاسف بايكوت سياسي حكومت مردمي فسلطين، مواجهه با جريان شيعي يمن، كارشكني‌هاي سياسي نسبت به قدرت سياسي شيعيان عراق و مبارزة منفي با شيعيان در پارلمان افغانستان نمونه‌هاي بسيار برجسته‌اي از نتايج دخالت استكبار در امور مسلمانان و در نتيجه ايجاد نابرابري در اين جوامع است.

با اين شرايط، شيعه‌اي كه به سپيدي صبح اميد باور دارد، و برپايي دولت سبز عدالت مهدوي را به انتظار نشسته‌ است با خود آگاهي و معرفت نسبت به واقعيتِ باطل موجود، در دنياي پر فتنة امروزي، اعتراض دارد و آن را نفي مي کند. گاهي با سلاح مبارزه گاهي با تاکتيک تقيه، زماني با تعامل و مصلحت انديشي. او با گزينش يكي از اين رهيافت‌ها، زمينه را براي ظهور مهدي موعود (عجل الله تعالي فرجه) فراهم مي‌کند تا مصلح واقعي، جهان را پر از قسط و عدل نمايد.

از اين لحاظ، انتظار، فلسفه مثبتي از تاريخ است که با آينده نگري، شرايط تحول، پويايي، مسئوليت، تعهد و آمادگي روحي، رواني و فکري را فرا روي منتظران واقعي قرار مي دهد. ايشان با درك صحيح از شرايط گرفتار در آن و تحليل آن با شرايط زمان، غيبت، در اين صدد است كه تا عوامل و زمينه‌هايي را كه باعث غيبت امام عصر«عج» گرديد، باز شناسد و بار فع عوامل سلبي و به وجود آوردن عوامل ايجادي، زمينه‌هاي ظهور آنحضرت را فراهم سازد.

ما با تكيه بر باور خويش، در اولين شماره‌اي از نسل فردا كه با رويكرد جديد و با روش پژوهش‌هاي علمي، در اختيار شما قرار مي‌گيرد، كوشش نموده‌ايم تا برخي از عوامل زمينه ساز را مطرح نمود و به بررسي كاركرد‌هاي آن‌ها بپردازيم.

در نخستين گام و در نوشتاري كه هم اكنون در برابر شما قرار دارد، به عوامل سياسي‌اي كه باعث غيبت حضرت حجت«عج» گرديد؛ اشاره نموده‌ايم و به عوامل سه گانة ذيل كه به نظر مي‌رسد به نسبت به عوامل ديگر از اهميت وافرتري برخوردارند؛ پرداخته‌ايم:

1. عدم رشد سياسي مردم

بنابه روايات و مستندات ديني موجود، يكي از عواملي كه باعث شد حضرت مهدي«ع» از ميان مردم غيبت نمايند، نبود آمادگي مردم و فقدان بلوغ سياسي آن‌ها، بود. بر همين اساس، زماني زمينه‌هاي ظهور ايشان فراهم مي‌شود كه مردم به بلوغ سياسي كافي و آمادگي‌هاي لازم دست پيدا كنند. در روايت آمده است که :

«ان هذا الامر لا يأتيکم الا اياس لا و الله حتي تميزوا لا والله حتي تمحصوا و ... اين امر (ظهور امام عصرعجل الله تعالي فرجه )جز پس از دوران نا اميدي به شما نخواهد رسيد تا اين که شما به رشد بلوغ برسيد و از امتحان سربلند بر آييد وتا مرز شقاوت و سعادت مشخص نشود حضرت ظهور نخواهند کرد.[1]

بر اساس اين حديث، براي شيعة منتظر، حد كفايت بلوغ سياسي به قدري است كه او بتواند مرز شقاوت و سعادت را بشناسد. بديهي است تا اين اندازه رشد و بلوغ در ما ايجاد نشود، مرز سعادت وشقاوت براي ما مشخص نخواهد شد. به نظر ما افراد جامعة امروزي به اين مرز از بلوغ سياسي نرسيده‌اند و اگر تعدادي از آنها هم که رسيده در مقابل خيلي چيز ساکت‌‌اند و آنها را براي مردم بيان نمي كند. امام عليه السلام در اين زمينه مي‌فرمايند:

«اگر شيعيان ما که خداوند آنان را بر طاعت خويش موفق بدارد، با قلوبي يک پارچه و رشد و آمادگي بر عهد خويش وفادار باشند، به يمن لقاي ما نائل شده و از فيض حضور ما بهره‌مند خواهند شد.»[2]

پس اگر بخواهيم مردم را به سوي ظهور حضرت مهدي (ع) آماده کنيم بايد اين راهکارها را عملي کنيم: 1) بايد معرفت و شناخت لازم نسبت به منجي موعود در ميان مردم ايجاد کنيم، زيرا هر مقدار شناخت مردم نسبت به آن حضرت بيشتر باشد جاي خالي او در زمينه هاي مختلف بيشتر احساس مي شود؛ 2) ايجاد سنخيت ميان آن حضرت و منتظران از راهکارهاي ديگري است که بايد روي آن تامل کرد؛ 3) براي ظهور آن حضرت بايد زياد دعا کرد، زيرا درآيات و روايات سفارش فراواني  به دعا، شده است؛ 4) بايد امر به معروف و نهي از منکر را در جامعه امر عمومي و فرا گير نمود، چرا که رهبر سالم در جامعه سالم پا مي گذارد؛ اين در حالي است كه متاسفانه درجامعة ما امر به معروف و نهي از منكر رنگ باخته است و جهاد و شهادت، خشونت ‌تلقي مي‌ شود درحالي که اين چيز ها است که زمينه ظهور آقا فراهم مي کند. وقتي در دوره غيبت عوامل انحراف و موانع پاي بندي به ارزش هاي الهي  افزايش پيدامي‌کند، مردم به سبب ضعف ايمان، گرفتار زرق و برق دنيا مي شود و بخاطر هواهاي نفساني به فساد و تباهي کشيده مي‌شود؛  دراين موقع است که آکاهان جامعه به وظيفه اصلي وديني خود عمل کرده و مردم را بايد از جهل و ناداني برهاند.

2. تعلل خواص

به گواهي تاريخ، در زمان حكومت عدل علوي، خواص بجاي همراهي با اميرالمومنين و دفاع از او، با کساني که با پيامبر«ص» و حکم خدا مخالفت مي‌كردند، همراه شدند، بدون ترديد در هنگام ايجاد زمينه‌هاي ظهور و تشكيل حكومت عدل مهدوي، عده‌اي‌ اين روش ناصواب را در پيش خواهند گرفت. شايد اين ادعا بي‌جا نباشد كه بگوييم خواص بي بصيرت همواره مانع برقراري نظم عادلانه بوده‌اند. به باور ما اين نگرش صرفاً يك ادعا نيست، بلكه واقعيتي است موجود در دل تاريخ؛ كه از بررسي آن اين حقيقت بدست مي‌آيد كه کوتاهي خواص درباره ائمه يکي از دلايل اساسي محروم شدن جامعه از فيض آنان بوده است.  25 سال سکوت امير المومنين عليه السلام ناشي از خيانت خواص و همراهي نکردن  اطرافيان آن حضرت بود و بازگشت  حضرت عليه السلام به صحنه سياسي بعد از آن بود که فرمود: لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر... اگر آمادگي و حضور اجتماع مردم و حاضران در صحنه نبود و حجت برمن تمام نمي شد افسار شتر خلافت را به گردن آن مي انداختم.[3]

در ادبيات سياسي نقش خواص با اصطلاح «حضور در صحنه» و «عمل» انقلابي ياد شده است و کوتاهي آنها با عبارت «تعلل» و فرو رفتن درآمال و آرزوها و خواهش هاي نفساني بيان گرديده است . امام رضا عليه السلام در پاسخ به اين که چرا آن چه در باره دشمنانتان گفته شده نوعا به وقوع پيوسته است اما آن نسبت به شما خاندان بيان گرديده واقع نشده است؟ حضرت مي فرمايند: ان الذي خرج في أعدائنا کان من الحق فکان کما قيل و انتم عللتم با لاماني فخرج اليکم کما خرج؛ آن چه درباره دشمنان ما واقع شده همان هايي بود که به درستي بيان شده است و به همان گونه نيز اتقاق افتاد و شما سرگرم آرزوها و خواسته هاي نارواي خود شديد پس شد آن چه که شد.                              

 3.حاکميت جور

  فشار سياسي دستگاه ظالمانه بني العباس بر امام حسن عسکري عليه السلام را همه مورخان نقل کرده اند و لقب «عسکر» به جهت آن بود که حضرت تحت الحفظ در پادگان نظامي آنها زندگي مي کرد و مهدي موعود در سن پنج سالگي از پادگان به پشت پرده غيبت رفته است.

پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله در پيش گويي هاي خود از آن حضرت با تعبير «غلام» يعني جوان ياد کرده است و مي فرمايد: «لا بد للغلام من غيبة فقيل له و لم يا رسول الله ؟ قال : يخاف القتل؛ براي آن جوان چاره اي جز غيبت گفته شد چرا اي رسول خدا؟ فرمودند که از قتل مي ترسد.»[4]

وجود حکومت جور از يک سو و کوتاهي و نا آگاهي عوام از طرف ديگر سبب شده بود که تمام امامان شيعه مجبور به سکوت در مقابل حاکمان ستمگر شوند وگويا يکي از ويژگي هاي امام عجل الله تعالي فرج آن است که با هيچ طاغوتي عهد و بيعت نکرده است. ايشان در يکي از توقيعاتش فرموده‌اند: انه لم يکن احد من آبائي الا وقعت في عنقه بيعة لطاغية...؛ هيچ کس از پدران من نبوده مگر اين که از سوي حاکمان ستمکار زمانش بر عهده او بيعتي بوده است؛ اما من در زماني که از پشت پرده غيبت ظاهر مي شوم از هيچ طاغوتي بيعت برگردنم نيست .[5]

از آن چه گفته شد نتيجه گرفته مي‌شود که غيبت حاصل جمع جبري عوامل سياسي و سلبي است که بيان گرديد .

پاورقی
 


[1] - بحارالانوار ،ج52،ص111.

[2] - بحارالانوار ،ج52،ص177.

[3] ­- نهج البلاغه ،خطبه 3.

[4] - بحار الانوار، همان

[5] - همان