برگشت

کارکرد انتظار در روابط اجتماعی- فردی

 

محمدعیسی رحیمی

کارشناسی ارشد مطالعات اجتماعی

 

 

چکيده

 با توجه به پيشرفت علم وصنعت  بازهم شاهد عدم آرامش بشر وجامعه انساني هستيم، و نه تنها مشکلات کم نگرديده بلکه هر روز بر معضلات آن‌ها افزوده گرديده و با انواع و اقسام از كجروي ها و رذايل اخلاقي دست و پنجه نرم مي­کنند. راه حل‌هاي مطرح شده آنان نيز نتوانسته است  مشکلات و گرفتاري آن ها را حل نمايد زيرا ارائه اين راه حل‌ها، برمعيار خواسته‌هاي نفساني و شهواني استوار است و از هرگونه معيار ارزشي و انساني  تهي و خالي است  پس آنچه که مي تواند بشر به آرامش و سعادت نزديک نمايد چشم انتظار از يک مرد الهي غائب ازنظر اما حاضر درميان مردم است کما اين که اديان آسماني ( مسلمانان،‌ يهوديان  و مسحيان ) اميد دارند روزي فردي خواهد آمد که نوميدي ها را تبديل به اميد نمايد زيرا گوهره اصلي انتظار در مهرورزي منتظران و نظارت امام زمان درد و بعد زندگي فردي و اجتماعي است که با احيا و گسترش و فراگير شدن آن،  معيار هاي روشني را براي رفتار صحيح در زندگي فردي واجتماعي به وجود خواهد آورد و زمينه خواهد شد هرنوع کجروي و انحراف درجامعه اتفاق نيافتد و باعث شود جامعه و ساختار حکومتي جامعه بسوي حکومت واقعي وحقيقي امام زمان حرکت نمايد به همين جهت اين مقاله مي­کوشد کارکرد انتظار را درزندگي فردي واجتماعي بررسي کرده وبه اثبات برساند که اگر درجامعه فرهنگ انتظار وجود داشته باشد مي­­تواند انسان ها به نحوي بر مشکلات شان فايق آيند.

واژگان کليدي:  کارکرد، انتظار، روابط اجتماعي و کجروي.

 بيان مسأله

  با اين که دنيا درحال پيشرفت بسوي تکنولوژي وصنعتي شدن است  بازهم بشر  با مشکلات  روحي، رواني، ظلم، بي­عدالتي، يأس ونوميدي روبروست وايده هاي مطرح شده ازسوي  مکاتب موجود- کاپيتاليسم، سوسياليم – نيز نتوانسته است معضلات اجتماعي، سياسي، فرهنگي واقتصادي آن ها را حل نمايد تابتوانند يک زندگي اجتماعي سعادت بخش را براي خود ترسيم نمايند. سؤال اين جا است که راه بيرون رفت  ازاين معضل چه مي­تواند باشد، تا بتواند مردم را درحل گرفتاري ها کمک وراه گشا باشد زيرا هرچه جهان رو بسوي ترقي وبيشرفت گام بر ­مي­دارد مشکلات وگرفتاري هاي شان نه تنها کاسته گرديده بلکه  افزوده خواهد شد.

 درجواب سؤال مطرح شده بايد گفت: اديان سه گانه آسماني ( مسلمانان،‌ يهوديان  ومسحيان )  هرکدام اميد دارند کسي خواهد آمد که بتواند نوميدي آنهارا تبديل به اميد کرده وباعث شود درکره خاکي خرافات وگمراهي وستم وتمامي گونه هاي انحراف ازبين رفته و عدالت اجتماعي همراه باامنيت ورفاه اجتماعي برقرار گردد مطا بق بسياري از آيات قرآن كريم و روايات فراواني كه از ائمة معصومين(عليهم‌السلام) رسيده است بشر در طول دوران زندگي فردي و اجتماعي خود، مرهون نعمت انتظار است، و اگر از حالت انتظار خارج شود و اميدي به آينده نداشته باشد، زندگي برايش مفهومي نخواهد داشت واين مسئله رامي توان ازآيات مختلف بدست آورد زيرا خدوند درآيات مختلف مي­فرمايد: روزي خواهد رسيد که من به ياري مستضعفان اقدام وآن نهارا خليفه وجانشين خويش درکره زمين قرار خواهم داد. وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ.[1] و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست‏شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث [زمين] كنيم.

 بلکه درکتاب مقدس نيز به موضوع نجات وبازکشت دوباره مسيح اهميت فروان ميدهد. رجعت مسيح، درعهد جديد بيش ازسيصدبار آمده است وچندين باب کامل به اين موضوع اختصاص دارد.[2] هنري تسين، اعتقادبه ظهور مجددمسيح را سرچشمه بسياري ازباورها واعمال مي­داندومي­نويسد: قبول اين عقيده باعث مي­شودکه ماخود مانرا پاک کنيم ومواظب پايدار باشيم.[3] بنابراين تنهانجات دهنده انسان ها ازغصه هاي بي پايان گرفتاري ها ومعضلات فردي واجتماعي کسي نيست جزء مُنتَظر که اديان سه گانه جهان منتظر آن است لذا مناسب ديدم کارکرد انتظار را  که خود اهميت ويژه دارد در روابط و زندگي اجتماعي و فردي اشاره و مورد تحليل قرار دهيم اگر چند در رابطه با  اين موضوع بنحوي پراکنده اشاره شده است ولکن در نوشته حاضر تلاش شده است اين موضوع با ديد اجتماعي وفردي با تتبع درمنابع موجود درکتابخانه ها درسه فراز با عناوين مفاهيم، کارکرد انتظار درزندگي فردي واجتماعي مورد کنکاش قرار گيرد..  

مفهوم کارکرد ) function )

کارکرد درلغت

کارکرد، عمل کردن، عمل وکاروکرداروفعل، زحمت، مزاحمت، مذمت.[4] 

کارکرد دراصطلاح

 جامعه شناسان براي مفهوم کارکرد معاني مختلف را بيان داشته اند که دراين نوشته اين مفهوم ازجنبه هاي مختلف مورد بررسي قرارمي­گيرد.

1. مجموعه فعاليت هاي است که درجهت برآوردن يک نياز يا نياز هاي نظام انجام گيرد.[5]

2. اداري « کارکرد » خدمت، وظيفه وکاري است که هريک ازاعضاء در اين نظام انجام مي‌دهد.

3. رياضيات: کارکرد دقيقا درمعناي تابع به کارفته است وهنگامي گه گفته ميشودaکارکرد است b،  يعني هريک ازمقادير مختلف  aمتناظراست با مقاديرb

دورکيم تاحدي همين معني را دررابطه با عوامل خود کشي مد نظر داشت، چنان که مي­گويد: براي تبين پديده هاي اجتماعي جامعه شناختي هم بايد ازتحليل تاريخي استفاده کرد وهم ازتحليل کارکردي. [6] 

4. زيست شناسي: کارکرد به طورعمده به معناي فعاليتي است که هراندام برعهده داردومعمولا به فيزيولوژي اندام ها مربوط مي­شودمانند کار مغز، شش که هريک فعاليت خاص خودرا انجام مي­دهد ومکمل هم هستند.

5. درتبيين علّي امور معمولا کارکرد به معناي نقش يا اثري است که هرپديده درزنجيره پديده هاي که با آن ها مرتبط است، باقي مي­گذارد.

6. کارکرد درمعناي – فعاليت سودمند- نيز به کارفته است، فعاليتي که درجامعه به نيازي پاسخ مي­دهد وهدفي راتحقق مي­بخشد.[7]

7. مجموعه عملياتي است که ازطريق آنان،يکي ازاشکال ساخت يافته حيات اجتماعي، تجلي مي­نمايد. نقشي است که يک عضو، يک جزء حيات اجتماعي، دردرون ساخت جزئي ويا کلي آن ايفاء مي­کند[8]

بنا براين معناي فونکسيون ياکارکرد همان اثر و نتيجه فعاليت هاي نهادهاي مختلفي هستند که جهت برآوردن يک نياز يانيازهاي انجام مي­گيرند؛ مثلا اگر هديه درجامعه انجام مي­گيرد کارکرد شان صميميت وايجاد همبستگي درجامعه است.  .

 

معناي انتظار

انتظار در لغت

انتظار در لغت، به معناي چشم داشت و چشم به راه بودن ديده باني، درنگ درامور و نوعي اميد به آينده داشتن است؛ همچنين به حالت رواني کسي گفته مي­شودکه ازوضع موجود خسته شده است وبراي ايجاد وضع بهتري، تکاپو وتلاش مي­کنند.[9]

انتظار در اصطلاح

انتظار كيفيتي روحي است كه موجب به وجود آمدن آمادگي براي ظهور و درك منتظَر مي‌شود، و ضد آن يأس و نااميدي است. هر چه انتظار بيشتر باشد آمادگي نيز بيشتر است انتظار ، اميد به آينده اي نويد بخش که درآن ظلم، بي­عدالتي، تبعيض وزشتي نباشدوجهان ازآن رهايي يافته باشد.

انتظار فرج در اسلام و به ويژه در مذهب تشيع، عبارت است از ايمان استوار به امامت و ولايت حضرت ولي عصر(عليه‌السلام) و اميد به ظهور آخرين ذخيره الهي و آرزوي فرا رسيدن روزگار رهايي مستضعفان از چنگال مستكبران، و تمام شدن دوران ظلم و ستم طاغوتيان، و پيروزي نهايي مؤمنان، و آغاز حكومت صالحان، تا پايان جهان است. كه اين انتظار دربردارنده تمامي مباني اعتقادي اسلام است.

از نظر مذهب اماميه ، انتظار حالتي است كه از تركيب ايمان به خدا و اعتقاد كامل و راسخ به مباني دين و اشتياق و علاقه به ظهور رهبري الهي و آسماني ـ كه بتواند با مدد خداوند، مردمان جهان را تحت فرمان يك آيين درآورد و ستمگران را سر جاي خود بنشاند و آيين توحيد و يكتاپرستي را رواج دهد و حكومت قسط و عدل را در تمام زمين برقرار نمايد ـ به وجود مي‌آيد و در درون آدمي شعله مي‌كشد و آمال و آرزوهاي انساني و رفتار فردي و اجتماعي وي را دگرگون مي‌كند.

اقسام انتظار

  بعد از بيان معناي انتظار لازم است به اقسام انتظار نيز اشار گردد

انتظار صحيح

از آن دسته از آيات قرآن که ريشه انديشه انتظار هستند، چنين برداشت مي شود که ظهور حضرت مهدي(عج) حلقه اي است از حلقه هاي مبارزه اهل حق و اهل باطل که به پيروزي نهايي اهل حق مي انجامد. سهيم بودن يک فرد در اين سعادت وابسته به اين است که عملاً در گروه اهل حق باشد. در روايات اسلامي سخن از گروهي زبده است که به محض ظهور امام(عج)، به آن حضرت مي پيوندند. روشن است که اين گروه، همان لحظه آفريده نمي شوند. بنابراين، در عين رواج ظلم و فساد، زمينه هايي عالي وجود دارد که چنين گروه با ايمان را  پرورش مي دهد. اين امر نشان دهنده اين است که در زمان غيبت، حق و حقيقت به طور کامل از بين نمي رود. پس اهل حق و حقيقت اگر از نظر کميت قابل توجه نباشند، از نظر کيفيت ارزنده ترين اهل ايمان به شمار مي آيند.

انتظار ويرانگر

برداشت گروهي از مردم از مهدويت و قيام و انقلاب مهدي موعود(عج) اين است که صرفا ماهيت انفجاري دارد و فقط از گسترش و رواج ظلم ها، تبعيض ها، اختناق ها، حق کشي ها و تباهي ها سرچشمه مي گيرد. زماني که حق و حقيقت هيچ طرفداري نداشته باشد و باطل يکه تاز ميدان شود و جز نيروي باطل نيروي ديگري حکومت نکند، اين انفجار رخ مي دهد و دست غيب براي نجات از آستين بيرون آيد. لذا هر اصلاحي محکوم است؛ زيرا هر اصلاح، يک نقطه روشن است و تا در اجتماع نقطه روشني هست، دست غيب ظاهر نمي شود. از سوي ديگر، چون گناه و ظلم و فساد زمينه ظهور حضرت است، پس بهترين کمک به تسريع ظهور و بهترين شکل انتظار، ترويج و اشاعه فساد مي باشد. اين نوع برداشت و انتظار از ظهور که به نوعي تعطيل شدن حدود و مقررات اسلامي مي انجامد، نوعي «اباحيگري» است و به هيچ وجه با موازين اسلامي و قرآني سازگاري ندارد[10].

معناي روابط اجتماعي       

قبل ازاين که روابط اجتماعي را دراصطلاح بيان دارم لازم است معناي لغوي اجتماعي راروشن سازيم

معناي لغوي اجتماعي

 براي روشن شدن معناي اجتماعي لازم است  معناي اجتماع را درلغت روشن نمايم که در لغت‌نامه‌ي دهخدا چنين معنا کرده است: گرد آمدن، تجمع، اجماع، فراهم آمدن، اتفاق کردن بر چيزي، سازگاري نمودن، نزديکي جسمي به جسم ديگر يا چندين جسم را بهم اجتماع گويند اما اجتماعي منسوب به اجتماع، کاري ياچيزي که به همگان تعلق داشته باشد، آنچه به گروهي ازمردم تعلق دارد.[11]

 روابط اجتماعي در اصطلاح (( social relations ))

اصطلاح روابط اجتماعي، معمولاارتباط بين دوشخص يادو گروه ونه ارتباطهاي بين دوپديده اجتماعي را مي­رساند. روابط چنانچه صورت همکاري، مبادله، تفاهم، وصلت،دوستي، استخبارو...يابد، مثبت وچنانچه صورت مبارزه تنش، کشمکش، هماوردي، تقابل، خرابکاري و... پذيردمنفي وآنگاه که به صورت انطباق، همسازي، قراردرآيد، خنثي خوانده مي­شوند.

ازديدگاهي، هررابطه، اجتماعي، به عنوان يک فرايند، عبارت ازعمل اجتماعي است که ماهيت آن توسط طرفين مشخص مي­شود.[12]  بعد ازروشن شدن معناي روابط اجتماعي اين نکته بدست مي­آيد که انتظار باعث تحکيم رفتار که مربوط به جمع وگروه است مي­ شود.

معناي کجروي (( کنش اجتماعي ))

براي کجروي معاني مختلف را ذکرنمودند که دراين نوشته به اهم از آن ها اشاره مي­گردد.

1.   کجروي يا کج رفتاري هرنوع رفتاري است که با هنجارها يا مقررات گروه هم نوايي نداشته باشد. ودامنه وسيع ازرفتارها ازتخلفات جزئي دررانندگي تاقتل را دربر مي­گيرد.[13]

2.   منطبق نبودن باارزشها، الگوها وهنجارهاي موجودجامعه، مخالفت باروش مرسوم درجامعه.[14]

3.   رفتار ناسازگار وغيرمنطبق با انتظارات جامعه يا يکي ازگروه هاي مشخص درون آن ودوري جستن وفرا ازهنجارهاست.[15]

4.   کجروي ناهمنوايي با هنجار يامجموعه هنجارهاي معين تعريف کردکه توسط تعدادي قابل ملاحظه ازمردم دراجتماع ياجامعه پذيرفته شد است.[16] البته توجه داشت باشيم که کجروي فقط به رفتاري فردي اشاره نمي­کند، بلکه به فعاليت هاي گروه ها نيز مربوط مي­شود

بنا براين کجروي را بردومفهوم « کنش » و« شکستن هنجار» متکي ساخت وآن را همان طور که آلبرت کوهن مدعي است_ رفتار شکننده هنجاردانست.

بعد ازروشن شدن مفاهيم اساسي لازم است به کاکرد هاي انتظار درزندگي اجتماعي وفردي اشاره گردد.که ابتدا مناسب مي­بينم کارکرد انتظاررا درزندگي فردي مورد تحليل وارزيابي قرار دهيم سپس به کاکرد وتأثير انتظار درزندگي اجتماعي اشاره نماييم.

الف:  کارکرد انتظار درزندگي فردي

انتظار وچشم اميد داشتن نقشي اساسي ومهمي را درپالايش وتنزيه روح وروان انسان دارد به طوري که موجب مي­شود انسان به سوي عزت وکرامت نفس کام برداشته وطي مسير نمايد. درنوشته حاضر به چند مورد ازآن ها اشاره مي­گردد.

1. حضور روح درپيشگاه نور 

يک ازکارکرد هاي فردي وپنهاني انتظار اين است که انسان منتظر تلاش مي­کند با مهذب کردن روح فضايل اخلاقي را در آن نهادينه کرده وبه تکامل برساند زيرا فرد خودرا حاضر درپيشگاه منتظر دانسته واورا مظهر « هوبکل شيءعليم »[17] « هوالسميع البصير »[18] و « هوعلي کل شيء شهيد »[19] مي­شناسد، همواره خويش را به محضر خلبفه الهي وامام معصوم خود مي­داند.همانگونه که حضور خدايي والا درمرتبه اي بالاتر ادراک مي­کند، وآنگاه تلاش دارد که درمحضر خدايي سبحان حياپيشه سازد وازدرون وبيرون خودرا درمشهد حق وامام معصوم ديده،[20] واززشتي ها، معاصي وکارهاي که باعث آلودگي قلب ودوري ازحضرت حق وامام معصوم مي­گردددوري گزيندکه خود موجب تزکيه، مهذب شدن نفس، ونوراني شدن قلب مي­گردد. انتظار ازمصلح زماني معني داردکه انسان خودرا صالح کرده تابتواند تحت ولايت مَنتظرباقي مانده اجر وپاداش شهيدان بدر واحد را به ارمغان آورد. چنان که امام سجاد ( ع ) مي­فرمايد: من ثبت علي ولايتنا في غيبت قائمنا أعطاءالله أجرألف شهيد، مثل شهداء بدرواحد.[21] هرگاه درروز غيبت قائم ما، برولايت ما استوار ماند، خداوند پاداش هزار شهيد مانند بدر واحد را به وي عطاءنمايد.[22]   پس انتظار و ثبات در ولايت أئمه زماني معني دارد که انسان خود را در مشهد امام ديده و معاصي الهي را انجام ندهد.

2.  معرفت وعشق به حضرت حق

يکي ديگر ازکارکرد هاي فردي وپنهاني انتظارمعرفت، محبت وعلاقه مندي انسان به حضرت حق است ؛ زيرا اگر انسان چشم به راه کسي باشد ونتواند حضور اورا درک  کند پناه مي­برد به کسي که بتواند به عنوان تکيه گاه  محکم ومطلق اوقرار گيردوآنکس، کسي نيست مگر خداي سبحان. چنان که رسول گرامي اسلام ازقول خداوند مي­فرمايد: هرگاه اشتغال من برجان بنده غالب آيد، خواهش ولذت اورا درياد خودم قرار دهم وچون خواهش ولذتش را درياد خودم قرار دهم عاشق مي­گردد ومن نيز عاشق او. وچون عاشق يکديگر شديم پرده ميان خود واورا بالا زنم وآن  « مشاهد جلال وجمال خود » را برجان او مسلط گردانم، به طوري که وقتي مردم دچار سهو واشتباه مي­شوند،  اودستخوش سهو نمي شود.[23]

بلکه معرفت بوجود آمده ازانتظار خود مي­تواند درروحيات وعملکرد فرد منتظرتأثير گذاشته وباعث مي­گرددکه حتي درنحوه وچگونه بودن حالت انتظار براي مَنتظر آمادگي پيداکرده وبسوي کمال، تعالي ورشد حرکت نمايد، زيرا عارف ومنتظر اگر چند جسمش درميان مردم است ولکن دلش با خدا ومَنتظر است که اگر لحظه دلش ازياد خدا ومنتظَر غافل گرددمنجر به ازدست دادن جسم وجانش مي­گردد چنانکه امام صادق ( ع ) مي­فرمايد: العارف شخصه مع الخلق وقلبه مع الله تعالي، ولوسها وقلبه عن الله تعالي طرفة عين لمات شوقاإليه. عارف جسمش درميان مردم است ودلش با خدا وند متعال؛ اگر دل اوباندازه  چشم به هم زدني ازخدا وند متعال غافل شود، از شو ق او جان سپارد.

درجاي ديگر خالد کابلي اززبان امام سجاد ( ع ) مي­فرمايد: کساني که قائل به امامت ومنتظر ظهور حضرت باشند بهترين انسان هرزمان مي­باشند وباعث مي­گردد خداوند برايش معرفت ايجاد نمايد زيرا خداوند خودش فرموده است: که ما براي چنين انسانهاي چنان عقل، معرفت وفهم بوجود مي­آورم که غيبت درنزد آنها مانند حضور شان درنزد ما باشد. « إن اهل زمان غيبته القائلون بامامته المنتظرون لظهوره افضل کل زمان، لان الله تعالي ذکره اعطاهم من العقول والافهام والمعرفت ماصارت به الغيبت عندهم بمنزلت المشاهد» [24]

3.  درون سازي وايجاد تقوي  « دستيابي به تقواي الهي »

سومين کارکرد انتظار درزندگي فردي رسيدن به تقواي الهي است. زيرا صرف چشم به راه بودن کافي نيست بلکه بايد براي رسيدن به آن هدف نهايي بر هر فرد لازم است  خود را به لباس تقوا آراست نمايد تا بتواند ازجمله منتظران آن حضرت قرار گيرد. چنان که امام صادق ( ع )  مي­فرمايد: بي شک حکومت آل محمد ( ص ) تأسيس خواهد شد. پس هرکس علاقه مند است ازاصحاب وياران قائم ما باشد، بايد کاملا ازخود مراقبت کند وتقوي پيشه کند. خودش را به اخلاق نيك مزين کند. وسپس انتظار فرج قائم آل محمد ( ص ) را بکشد، هرکس براي ظهور قائم ما چنين آمادگي وانتظاري را داشت، ولي توفيق نصيبش نگشت وپيش ازظهور آن حضرت، اجلش فرارسيد. به ثواب ياران آن جناب مي­رسد.[25]  اگر به اين جمله حضرت توجه بدست مي­آيد که  تقوا شرط رهروان ورهپويان ره حق است است که اگر تقواي وخود سازي دروجود انسان نهادينه نشده باشد نمي­تواند خودرا منتظر کسي بداند که هدفش رشدونمو تقوي در قلوب، روح وروان انسان هاست. بلي انتظار وتقوا است که بذر ونهال سجايا وفضايل اخلاقي را در نهان ودرون انسان به بارور منشاند تا بتواند انسان با قلب پاک وصالح مِنتظر منتَظربماند. پس انتظار يعني باور، عقيده وايمان که تقوا ميوه آن ايمان ونتيجه اش پيدايش نور يقين وايمان شهودي درجان انسان است، هرقدر نور « تقوا » افزون شود نور « يقين » نيز افزون خواهد شد، لذا در روايات اسلامي مي­بينيم « تقوا » درجه بالاتر از « ايمان » ويک درجه پائين تر از « يقين » شمرده شده، چنان که امام رضا( ع ) مي­فرمايد: الايمان فوق الاسلام بدرجة، والتقوي فوق الايمان بدرجة، واليقين فوق التقوي بدرجة وماقسم في الناس شئ اقل من اليقين. « ايمان يک درجه برتر از«اسلام» است، و« تقوي» درجه است بالاتراز« ايمان » و« يقين» درجه برتر ازتقوي است وهيچ چيزدرميان مردم کمتر از «يقين » تقسيم نشده است.[26]  درجاي ديگر پيامبر اسلام مي­فرمايد: پارسايي، پاکدامني، درستي، وصبورانه درانتظارفرج بودن جز، دين امامان است. من دين الأئمه الورع، والعفة والصلاح[27].

4. گفتار ورفتار شايسته

کارکرد ديگر انتظار درزندگي فردي رفتار شايسته وگفتار صادقانه يک فرد است. زيرا کسي که خودرا نيازمند کمک وياري فرد مُنتَظر مي­داندومي­خواهد اويار ومدد کار شان درتنهايي ومشکلات قرار گيردبايد دررفتار وگفتار خود تغيير ايجاد نمايد وبه صورت صادقانه همراه بارفتار شايسته برخورد نمايد واين هم زماني محقق است که انسان موفق به ايجاد تغيير درروح وروان خود گردد. چون اگرقلب انسان ازهوا وهوس نفساني آزاد نگردد وروحش را ازغبار کدورت مصفا نسازد نمي­تواند تغير را دررفتار وگفتارش ايجاد نمايد.

امام صادق ( ع ) مي­فرمايد:اگر کسي مي­خواهد ياور حضرت ومنتظران واقعي حضرت قائم قرار گيرد بايدآنچه را که مي­گويد آنچه را عمل مي­نمايدصادقانه وباقلب پاک همراه با مهرومحبت اظهار نمايد.  انتظارالفرج بالصبروحسن الصحبة وحسن الجوار[28]  مطابق اين حديث انتظار ازمُنتَظر زماني مي­تواند مفيد به حال واقع گردد که انسان کردار وگفتار خودرا همراه بانيکويي اظهار داشنته وبا رفتار هاي پسنديده همسايه، دوستان وهم نشينان خودرا راضي نگه دارد.

کارکرد انتظار آن است که حالت مهر ورزي را درفرد ونهان آن تقويت مي­کند زيرا بايد منتظران ظهور حضرت را دوست داشت وآن‌ها را مورد مهر ورزي قرار داد. چنان که رسول گرامي اسلام مي­فرمايد:طوبي لمن ادرک قائم اهل بيتي وهو يأتم في غيبته قبل قيامه، وهو يتولي أولياءه ويعادي أعدائه[29] خوشا بحال کسي که « قائم اهل بيت را درک کند درحالي که درزمان غيبتش وقبل ازقيام به اواقتداء نموده ودوست بدارد دوستانش راوبادشمنانش دشمني  کنيد.

کردار وعلمکرد خوب همانند زراعتي پايدار وبابرکتي مي­ماند که بطورمدام انسان را کمک کار وياور باشد. چنان که حضرت علي ( ع ) مي­فرمايد: انما المعروف زرع من أنمي الزرع، وکنز من افضل الکنوز، فلايزهدنک في المعروف کفر من کفره ولاجحودمن جحره فإنه قديشکرک عليه من يسمع منک فيه.« خوبي کردن، زراعتي ازبالندترين، زراعت، وکنجي ازبرترين کنجهاست. پس ناسپاسي ناسپاسان ونمک نشناسي نمک نشناسان، نبايد تورا به خوبي کردن بي رغبت سازد؛ زيرا آن کس که خوبي تورا درباره آنان را مي­شنود( خداوند) پاداش کارتورا مي­دهد.» پس چه بهتر انسان بارفتار وگفتار شايسته، که شايسته انسان منتظر است درانتظار منتَظر بسر برد.

5.  باريابي به مقام اعتماد

ديگر ازکارکرد فردي انتظار باريابي به مقام اعتماد است زيرا اگر انسان با شيطان بيرون ودرون خود چهاد کرده ومبارزه نمايد مي­تواندتا بدان پايه اوج گيردکه امام معصوم (ع) به منظور تجليل ازاووتشويق ساير انسان ها ومنتظران به پژوهشگري وپرهيزکاري سخن ازاورا دراثناي قول خويش ياد آور شودوازاوسخن نقل کند همان طور ي که امام محمد باقر ( ع ) ميان شاکردانش به سخني ازابوذر استناد فرمودند: عن ابي بصير قال: سمعت أباجعفر( ع ) يقول: کان في خطبة أبي ذر( رضي الله )دقت دراين جمله امام ( ع ) بدست مي­آيد که ابوذر گرچند معصوم نيست که کلام او براي انسان حجت باشد ولکن به جهت نقل معصوم اززبان اباذر بدست مي­آيدکه معصوم برسخن اوصحه گذارده است. نقل قول غير معصوم بوسيله معصوم بيانگر نيازمندي معصوم به قول غير معصوم نيست اما امام معصوم مي خواهددرجامعه انساني الگو سازي کرده ومي­آموزاندکه انسان براثر مجاهده بانفس ودرگ حضور به پيشگاه حضرت حق وولي عصر خويش مي­تواندتابدان پايه اوج گيرد که مورد اعتماد امام ( ع ) باشد به طوري که امام معصوم ( ع ) ازاو نقل کند.[30]

ب: کارکرد انتظار درروابط اجتماعي

انتظار ره آوردهاي مختلف درزندگي فردي ايجاد مي­نمايد که به تعداد معدودي ازآنها اشاره گرديد ترديد نيست که سازندگي فردي، خود به خود به عرصه هاي اجتماعي کشيده مي­شودودر تعامل باجامعه ومردم معني ومفهوم واقعي خود را مي­يابد. به دليل اهميت اين موضوع به پاره‌اي ازکارکرد ها اجتماعي انتظار اشاره مي­کنيم:

1. تحرک ونشاط فردي اجتماعي

انتظار بسان خوني دررگ هاي انسان وجامعه باعث به وجود آمدن اميد وآروزواست،اميد به آينده اي روشن سهم بزرگي درحرکت ها، تلاش ها وکوشش هاي فردي اجتماعي دارد. حرکت واميد برآيند هاي انتظار است وانتظار، جهت دهنده حرکت اميد ونشاط خواهد بود.

  انتظار فرج در اسلام، در واقع نوعي آمادگي است. آمادگي براي پاك شدن، پاك زيستن و دور ماندن از زشتي‌ها و آمادگي براي حركتي مستمر و دائم، همراه با تلاش و كوششي پي‌گير و خستگي ناپذير که خود باعث مي­شود قلب وجامعه انساني را براي شركت در انقلاب جهاني حضرت مهدي(عليه‌السلام) كه آغاز آن ظهور حضرت و فرجام آن، شكست تاريكي‌ها و ظلم‌هاست و نتيجه آن، برپايي حكومت عدل الهي و تحقق قول و پيمان خداوند به عزت بخشي مؤمنان است آماده نمايد. جوهراميد واري، خوش بيني به آينده تحرک ونشاط اجتماعي وفردي است. مژده هاي خداوند وپيامبر وأئمه معصومين ( ع ) به پيروزي صالحان ومستضعفان است. چنان که خداوند درسوره قصص مي­فرمايد:   وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ.  و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست‏شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث [زمين] كنيم. اگرچند اين آيه بيانگر شريط ومحيط حضرت موسي است ولکن خود به عنوان قاعده کلي وعمومي است که همه جوامع را شامل شده وبراي همه اقوام وجمعيتها مي­گويد ما اراده داريم که بر مستضعفان منت بگذاريم وآن هارا پيشوايان وورارثان حکومت روي زمين قرار دهيم. آيه شريفه مصاديق مختلف دارد ويکي از مصاديق شان حکومت حضرت مهدي ( ع ) است چنان که حضرت علي ( ع ) درتفسير آيه شريفه  مي­فرمايد: « هم آل محمد ( ص ) يبعث الله مهديهم بعد جهد هم، فيعزهم ويذل عدوهم:»  اين گروه آل محمد ( ص ) هستند, خداون د مهدي آن ها را بعد اززحمت وفشار که بر آنان وارد مي­شود بر مي­انگيزدوبه آن ها عزت مي­دهد ودشمنان شان را ذليل وخوار مي­کند.[31] 

پس انتظار ازمُنتَظر خود قلبي براي تکامل تاريخ بشر وخط بطلاني برهمه کفرها، نفاق ها، ظلم ها، وبي­عدالتي ها وهوچي گري هاست که اگر اين طرز تفکر درووجود انسان ايجاد شود مي­تواند زمينه ساز خوبي براي نشاط وزندگي اجتماعي فراهم نمايد­­ زيرا اگر انسان درزندگي وروابط اجتماعي وفردي خود مشکلات وگرفتاري فروان را تحمل مي­نمايد درعوض اميد دارد روزي مصائب وگرفتاري شان بوسيله مصلح واصلاحگري برطرف شده وبر حيات اجتماعي وفردي شان سکون، آرامش، عزت وسرافرازي حاکم خواهد شد. چنان که حضرت علي ( ع ) مي­فرمايد: پدرم فداي فرزند بهترين کنيزان( مقصودم امام قائم ( ع ) است) که ظالمان وبد کاران خوار خواهد کردو جام زهر اگين به کام شان خواهد ريخت وبا شمشير وکشتار فراگير به آنان بر خورد خواهد کرد.

اميد وار بودن ونوميد نبودن ازدستورات اکيد اسلام وقرآن است.   يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ.[32]   اى پسران من برويد و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت‏خدا نوميد مباشيد زيرا جز گروه كافران كسى از رحمت‏خدا نوميد نمى‏شود. حضرت علي ( ع ) درجاي ديگرانتظار فرج را محبوب خداوند دانسته واميد به رحمت خدا را از آثار آن  معرفي مي­کند؛ « انتظروالفرج ولاتيأسوا من روح الله، فان أحب الاعمال إلي لله عزوجل انتظار الفرج.»  [33]  توجه به آيات وروايات ذکر شده اين نکته را اثبات مي­کند که بشارت هاي قطعي در آيات وروايات ذکر شده ازنظر رواني اثر قابل توجه ومثبت را بر روح وروان فرد وجامعه ايجاد مي­نمايد وباعث مي­شود قدرت وتوان معنوي انسان وجامعه بالارود به طور ي که با کمترين امکانات بزرگترين کارهاي دنيارا خلق وايجاد نمايد.

بلي اگر بوسيله انتظار نشاط وشادابي درروح جامعه وافراد حاکم گرديدديگر قلب ها دربرابر تهديدات دشمن خم به ابرو نخواهد آورد بلکه جامعه ومردم مانند باز شکاري بر قلب هاي دشمن خواهد غريدوقدرت آنان را درهم خواهد ريخت وبرخاک سيه خواهد نشاند.

امام صادق ( ع ) مي­فرمايد: هنگام فرارسيدن امرما ( حکومت مهدي ) خداوند ترس را ازدل شيعيان ما برمي­داردودردلهاي دشمنان ما جاي مي­دهد. در آن هنگام، هريک ازما ازنيزه، برنده‌تر و از شير، شجاع تر مي­شوند.[34] آنچه انسان را به زندگي اميدوار مي‌سازد و نگراني‌ها و ناراحتي‌ها را براي او آسان مي‌نمايد، انتظار و اميد به آينده است. آدمي در پرتو همين انتظار، رنج‌ها و گرفتاري‌ها را تحمل مي‌كند و با كشتي اميد و آرزو در درياي متلاطم و طوفان زاي زندگي به سير خود ادامه مي‌دهد. بنابراين، اگر اميد از انسان گرفته شود و انتظار از جامعه رخت بربندد، ادامة حيات و زندگي براي بشر، بي‌روح و بي‌لذت و بي‌معنا خواهد بود، اين انتظار است كه به زندگي صفا و جلا مي‌‌بخشد و زندگي را براي آدمي لذت بخش مي‌كند و او را به حركت و جنبش وا مي‌دارد و دلش را به ادامة زندگي، علاقه‌مند مي‌سازد.

پس يکي ازکارکردهاي انتظارنشاط پويايي وتحرک جامعه به سوي تکامل وتعالي است.

2. کنترل کجروي درروابط اجتماعي  (( کنترل کجروي اجتماعي ))

قبل ازاين که به نقش و کارکرد انتظار درکنترل کجروي در روابط اجتماعي بپردازيم لازم است مکانيسم هاي کنترل، هنجار، بي هنجار، وانحراف اجتماعي که مرتبط به کجروي است اشاره نماييم؛ زيرا فهم کجروي باتوجه به تعريف که ازبراي آن بيان گرديد مرتبط به روشن شدن هريك ازموارد ذکر شده است وتا هرکدام ازآنها روشن نگرددکجروي ونقش انتظار در کجروي معلوم و مبرهن نخواهد گرديد.

براي کنترل رفتار اجتماعي ونظم درروابط اجتماعي شيوه ها ومکانيسم هاي مختلف درجوامع وجودارد.

الف:  مکانيسم هاي رسمي

مبتني برعنصر حقوقي وقانوني کنترل اجتماعي است که سرپيچي ازآن کيفر بدنبال دارد مانند پليس، زندان، دادگاهها.

 

ب: مکانيسم هاي غيررسمي

درعرصه هاي رويارويي اجتماعي اعضاي جامعه ودرخانواده، مدرسه محل کاروغيره ... تحقق مي­يابد؛ دراين حالت حفظ آبرووترس ازبي آبرويي ويا بي احترامي، فردرا ازهنجارشکني باز مي­دارد.مکانسيم هاي غير رسمي عبارتنداز: 1. بيرون ودروني « وجداني » 2. ارزشي عاطفي، واقتصادي 3. انتظامي ارشادي.[35]

هنجار

قاعده ياقانون است که بايد رفتارراهدايت وراهبري نمايد، نوع عيني يا فرمول مجرد، آنچه بايد باشد؛ هر آنچه قضاوت ارزشي را مي­پذيرد، نظير قاعده، هدف ويامدل که خود دوقسم است.

الف: آداب ورسوم 

هنجار هاي هستند که مردم را نسبت به شيوه هاي مرسوم انجام فعاليت هاي روزانه شان هشيار مي­سازند، کساني که خود راباآداب ورسوم تطبيق ندهند، مورد انتقاد، تمسخر ياسرزنش قرار مي­گيرند، ازآنجاکه آداب ورسوم، دلالت هاي اخلاقي نيرومندراجع به خوب وبد راندارند، کسي که آن هارا انجام نمي­ دهد، ضد اخلاقي يافاسد خوانده نمي­شود، بلکه به عدم تأيدملايم مي­انجامد. مانند به موقع سرقرار حاضر شدن.

ب: عرف  (( mores ))

هنجارهاي قوي اي که ازنظر اخلاقي مهم محسوب مي­شوندوتخلف ازآنهاخطر ناک است، عرف هاي هرجامعه اي غالبادرنظام حقوقي وآموزش هاي مذهبي آن نمايان مي­شوند، قوانين درواقع همان عرف هاي هستندکه اهميت ويژه اي دارندوازهمين رو، به صورت مقررات قانوني رسميت مي­يابند، کساني که اين مقررات را نديده مي­گيرند، درمعرض مجازات قانوني، تنبيه بدني، زنداني وحتي اعدام قرار مي­گيرند. گاهي رعايت نکردن يک عرف اجتماعي به قدري تنفر انگيز است که تخلف ازآن غير قابل تصورخواهدبود، اين گونه از عرف ها را تابو مي نامند. مانند ازدواج همزمان دوخواهردراسلام.[36]

بي هنجاري

وضعيت وحالتي است، زماني اتفاق مي­افتد که انتظارات فرهنگي ويا واقعات اجتماعي ناسازگار باشد.[37]

وضعيتي درامور اجتماعي که بدون درنظر گرفتن هرگونه هنجاري ازروي اشتهافردي وکنترل ناپذيراشخاص که بي حد وحصرواشباع ناپذير است اتفاق بيافتد.[38]

انحراف  (( deviaicne  ))

به هرگونه الگوي رفتاري اطلاق مي­شودکه هنجارهاي اجتماعي يک جامعه ياگروه معين، آن را تأييد نکند ويا آن الگو باقوانين وقواعد اجتماعي مغايرت داشته باشد، به عبارت ديگر مي­توان انحراف رانا همنوايي با هنجار يا مجموعه هنجارهاي معين تعريف کرد که توسط تعداد قابل ملاحظه اي ازمردم درجامعه پذيرفته شده است.

البته بايد توجه داشته باشيم که انحراف، امرنسبي است وبه هرفرد وهرجامعه فرق داردوممکن است عملي نسبت به يک جامعه ويافرد انحرافي حساب شوداما نسبت به جامعه ديگر وفردديگر حساب نشود.پس اين که چه کسي منحرف وچه رفتاري انحرافي تلقي مي­شود، به کسي بستگي دارد که انحراف ومنحرف را تعريف مي­کند.

بعد ازبيان مکانسيم هاي کنترل، هنجار، وانحراف لازم است به کارکرد ونقش انتظار درکنترل کجروي اشاره گردد، که انتظار ازکدام نوع ازمکانسيم بوده وچگونه باعث کنترل کجروي دروابط اجتماعي مي­گردد.

احکام اسلامي، شيوه هاي خاصي را براي تنبيه هنجار شکنان وکجروان واصلاح آنان وکنترل جرايم ونا هنجاري ها تدوين کرده است که اگر به اين موازين وقوانين اسلامي درزندگي فردي واجتماعي عمل گرددخود باعث کنترل جامعه ورفتار فرد مي­گرددزيرا مکتب انسانساز وجامعه ساز اسلام رفتارها وروابط هاي بين مردم چنان تنظيم وتشريح نموده است که خود مي­تواند سد محکم دربرابر کجروي، جرم وگناه قرارگيرد، به همين دليل احکام تربيتي وتعليماتي اسلام، کسترده دقيق وفراوان است، ولي قوانين جزايي آن زياد پرحجم نيست.

يکي ازدستورات اسلام براي بيرون رفت ازفحشاء ومنکرات وکجروي ها انتظار فرج است زيراقوانين اسلام بطور عام وانتظار به طور خاص ارزش هاي خود رابه مردم عرضه مي­کندتا به صورت قوانين وهنجار درآيد وازطريق تقويت آن ها، نقش اساسي خود اردرکنترل رفتار افراد به شکل مؤثر ايفاء نمايد.

انتظار فرج، يکي ازمکانسيم هاي مهم وغير رسمي براي کنترل درراوبط اجتماعي وحتي فردي است، زيرا افراد موجود درجامعه براساس انتظار خودرا درمحضرخدا و حضرت ولي عصر ( عج ) مي­­بيند واورا مشهد اعمال ورفتار خود. که اگر چنين فرهنگ درجامعه ورفتار اجتماعي افراد نهادينه شود خودزمينه ساز کنترل در رفتارفرد­ وافراد مي­گردد ومنجر مي­شود که ديگر فرد به سوي گناه، ورفتار انحراف آميز وبدور ازمدل وهنجار حرکت ننمايد زيرا جامعه را محيط به احاطه او مي­داند ومي­­­فهمد که اعمال وکرداراو توسط فرد مُنتَظر ارزيابي وبه مقام عبوديت تقديم مي­گردد درهمين زمينه خداوند درسوره توبه مي­فرمايد: ازآنچه که انسان انجام مي­دهد بزودي خداوند پيامبر وأئمه معصومين ( ع ) از احوال آن ها مطلع خواهد گرديد. (( وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ )) [39] و بگو [هر كارى مى‏خواهيد] بكنيد كه به زودى خدا و پيامبر او و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده مى‏شويد پس ما را به آنچه انجام مى‏داديد آگاه خواهد كرد وحضرت مهدي ( ع ) نيز درهمين زمينه مي­فرمايد: فإنا نحيط علما بأنباتکم ولايعزب عنآشيء من أخبارکم؛[40] مابراخبار واحوالتان آگاهيم وهيچ چيزي ازاوضاع شما برما پوشيده نيست.

اگر کسي خودرا منتظر حضرت مي­داند بايد دربرابرآنچه که حضرت برعهده دارند عامل وملزم به انجام آن باشد. حضرت علي ( ع ) مي­فرمايد: إن غاب عن الناس شخصه في حال هدايتهم، فإن علمه وآدابه في قلوب المؤمنين مثبتة، فهم بها عاملون؛ اگر شخصي او( ولي­عصر ) ازمردم درصلح ومتارکه با مخالفان، غايب ماند، به راستي که علم وآداب او دردل هاي مؤمنان ثبت است که به آن عمل مي­کنند.[41]  بنا براين جامعه و افراد آن  طبق آيه وروايت که بيان گرديد اگر چشم انتظار حضرت مهدي وآنحضرت ناظر بر اعمال خود بدانند نه تنها به اصلاح خويش مشغول نمي­شوند بلکه درراه اصلاح جامعه ووديگران نيز تلاش مي­کنند. 

3. انتظار و هم ‌بستگي اجتماعي

انتظار فرج در جامعه، موجب وحدت، همدلي، صفاوصميميت مي­گردد وآن‌چه اين وحدت را خدشه‌دار کند، اعم از کج‌روي و ناهنجاري منتظران، موجب طرد ازجامعه خوا هند گرديد .

دسته‌اي از جامعه‌شناسان، ريشه کج‌روي و ناهنجاري‌ها را در جامعه جست‌وجو مي‌کنند و نه افراد. بنابراين، به دنبال راه‌حل‌هايي هستند تا از ارتکاب روزافزون کج‌روي و جرايم جلوگيري کنند. آنان معترفند که مجازات و شکنجه جلوي ارتکاب جرايم را نگرفته است و آموزش، در کنترل و مهار جرايم نقش اصلي را دارد[42]

برخي ديگر از جامعه‌شناسان، براي تبيين عوامل مؤثر بر رفتار انحرافي بر اساس اجتماعي شدن نارسا معتقدند که يکي از شيوه‌هاي برخورد با موضوع انحراف، تبيين نتيجه نارسايي‌هاي موجود بين فرهنگ و ساختار اجتماعي جامعه است. جامعه نه فقط به لحاظ فرهنگي، داراي هدف‌هاي مجاز و معيني است، بلکه افزون بر آن، به لحاظ اجتماعي نيز داراي ابزارهاي تأييد شده‌اي براي رسيدن به آن اهداف است. هر گاه فرد به اين وسايل دست پيدا نکند، احتمال بروز رفتار انحرافي و کج‌روي دراو وجود خواهد داشت.[43] و در نتيجه، هم‌بستگي جامعه از بين مي‌رود.  طبق نظرجامعه شناسان يکي ازابزار هاي کنترل کجروي وناهنجارهاي اجتماعي مسئله آموزش  وسازگاري بين فرهنگ وساختار اجتماعي که اگر فرهنگ  انتظار به طور صحيح در مدارس و مؤسسات علمي و آموزشي و به طور کلي، در جامعه، تبليغ و نهادينه شود و ارزش‌هاي آن از حوزه نظري به متن  منتقل گردد، «جامعه منتظر» مي‌تواند نهادها و ساختار خود را متناسب با فرهنگ غني انتظار، سامان بخشد و نظام اجتماعي خود را با انتظار، هم‌سو و و همراه سازد. چنين جامعه‌اي، ابزارهاي رسيدن به جامعه موعود و مطلوب را در اختيار افراد جامعه قرار دهد، آرمان‌هاي انتظار در اجتماع نهادينه مي‌شود و پيش رفتن به سوي هم‌بستگي تفرقه از جامعه رخت برمي‌بندد. براي نمونه، يکي از آموزه‌هاي انتظار، رعايت عدالت و اجراي قوانين به صورت عادلانه براي همه است که از آرمان‌هاي مهدوي موعود به شمار مي‌آيد. چنان که حضرت علي ( ع ) مي‌فرمايد: (( الحادي عشر من وُلدي هو المهدي الّذي يملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً؛))[44] يازدهمين فرزند من، مهدي است. او کسي است که زمين را از عدل و داد پر مي‌کند پس از آن‌که از ستم و ظلم پر شده است. بلکه احساس «عدالت اجتماعي»، انگيزه مناسبي براي جلوگيري از ارتکاب جرم و ناهنجاري است.[45]

هم‌چنين با گسترش «فرهنگ انتظار» در جامعه، مي‌توان به هم‌نوايي رسيد؛ زيرا اگر ارزش‌هاي متعالي آن فراگير شود و منتظران گروه اکثريت در جامعه باشند، ارزش‌هاي انتظار نيز فراگير و هم‌نوايي حاصل مي‌گردد. هم‌نوايي، فرآيندي است رواني ـ اجتماعي که از طريق آن، شخص همان نگرش‌‌ها، کردارها و عادات و آداب زندگي و انديشه‌اي را مي‌پذيرد که افراد مسلط در محيط اجتماعي پيرامونش پذيرفته‌اند.

هنجارها و مدل‌هاي رفتاري غالب، زمينه هم‌نوايي را فراهم مي‌سازد. کنترل اجتماعي نيز که در جهت رعايت ارزش‌هايي يک ‌سان و رفتاري مشابه اعمال مي‌شود، عامل مهمي در ايجاد هم‌نوايي است.[46]

بنابر اين انتظار فرج باعث همنوايي اتحاد وانسجام وهمدلي درجامعه وميان افراد مي­گردد که خود باعث حرکت بسوي جامعه مطلوب وآمادگي براي جانبازي براي رسيدن به جامعه مطلوب وتعميق بخشي به روحيه تعاون وهمبستگي خواهد شد. چنان که حضرت مهدي ( ع ) مي­فرمايد: اگر شيعيان برآنچه که بر عده آن ها است هم دل مي­شدند ملاقات ما از آن ها به تأ خير نمي افتاد. (( لوأن أشياعنا وفقهم الله لطاعته ، على اجتماع من القلوب في الوفاء بالعهد عليهم ، لما تأخر عنهم اليمن بلقائنا ، ولتعجلت لهم ، السعادة بمشاهدتنا ، على حق المعرفة وصدقها منهم بنا ، فما يحبسنا عنهم إلا ما يتصل بنا مما نكرهه ، ولا نؤثره منهم ، والله المستعان ، وهو حسبنا ونعم الوكيل ))[47]  اگر شيعيان ما – که خدا توفيق طاعتشان دهد- درراه ايفاي پيماني که بردوش دارند، هم دل مي­شدند، ميمنت ملاقات ما ازايشان به تأ خير نمي­افتادوسعادت ديدار ما زودتر نصيب آنان مي­گشت؛ ديدار برمبناي شناختي راستين وصداقت ازآنان به ما.

4. توجه وتحکيم هدف

يکي ديگر ازکارکرد هاي انتظار درزندگي وروابط اجتماعي توجه به هدف وتحکيم در هدف است زيرا توجه به هدف باعث مي­گردد که کجروي کنترل وجرم درجامعه اتفاق نيافتد.

چان که پارسونز مي­گويد:  اگر جامعه مي­خواهد ازانحرافات وکجروي مصون بماند بايد هدف اصلي اش را معين وراه هاي دستيابي به هدفش را نيز مشخص سازد.[48]  بلکه انتظار دوبعد فکري ( اعتقادي ) وعملي ( اجتماعي ) دارد؛ (( انتظار اعتقادي. )) معرفت امام وشرط صحت انتظار واقعي است. (( انتظار اجتماعي. )) نيز همان انتظار درمقام عمل ومحصول انتظار اعتقادي است.[49] بلکه انتظار ومنتظر بودن بسان فرهنگ مي­ماند که مي­تواند جامعه ونظام اجتماعي را به هم پيوند دهد؛ زيرا توجه به فرهنگ انتظار زمينه ساز اعمال وکرداررفتار شايسته ي مي­گردد وباعث مي­شود اعتقاد، افکار وانديشه هر فرد تغير وباعث جلب محبت حضرت امام زمان شود چنان که خود حضرت دراين زمينه مي­ فرمايد: شما بايد زمينه هاي گناه وناهنجاري هاي ديني را از بين بيبريد تا زمينه خرسندي شما فراهم گردد. (( فيعمل کل إمرئ منکم بما يقرببه من محبتنا ويتجنب ما يد نيه من کراهيتنا وسخطنا.... ))[50]  هريک ازشما منتظران کاري بکند که وي را به محبت ودوستي ما نزديک کند واز آنچه خوش آيند ما نيست ومايه کراهت وخشم ماست، دوري گزيند... .  بنابراين انتظار باعث تحکيم هدف که همان حکومت حضرت مهدي ( ع ) باشد خواهد شد زيرا افراد جهت سالم سازي جامعه از ابزار هاي لازم جهت سالم سازي محيط اجتماعي استفاده مي­کنند زيرا تلاش دارند انسان ها عقلاني عمل کنند واز ارتکاب کج روي، چنان چه هزينه بردار وضرر آن بيش از منفعت آن باشد پر هيز خواهند کرد.

بنابر اين انتظار خود باعث تحکيم وتوجه به هدف که  همان رسيدن به حکومت حضرت باشد مي­گردد.

 نتيجه

اگرفرهنگ انتظار درجامعه وروابط فردي واجتماعي حاکم گردد باعث مي­گردد رفتار فردي انسان تغير يافته وآن زمان، هرچه را عمل کرده بر اساس واقعيت هاي دروني فرد ونشأت گرفته از ذات ودرون فردخوا هد بود بطوري که ظاهر ودرون آن فرد يک چيز را بيانگر بوده ودرهيچ برهه اززمان دوگانگي درکردار آن فرد نمايان نگردد؛ 

که اگر اين ايده وتفکر دررفتار فردي فرد نمود پيدا نمايد در رفتار وروابط اجتماعي نيز تأثير گزار واقع شده وتلاش مي ناميد آنچه را که به صلاح جامعه است را به منصه ظهور برساند زيرا تغير ماهيت نتيجه اش تغير در رفتار وکردا راجتماعي است چنان که خداوند در قرآن کريم مي­فرمايد: اگر تغير درنفس انسان ايجاد نگردد امکان ندارد تغير درروابط اجتماعي فرد حاصل گردد. (( إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ. ))[51] ‏خدا حال قومى را تغيير نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند و چون خدا براى قومى آسيبى بخواهد هيچ برگشتى براى آن نيست و غير از او حمايتگرى براى آنان نخواهد بود.

طبق اين قاعده کلي که خداوند بيان مي­داردبدست مي­آيد که انتظار باعث تغير درررفتار ومنش فردي انسان گشته که خودمي­تواند زمينه براي ايجاد تغير در رفتار ا جتماعي حتي ساختار به وجود آمده­ي توسط اين افراد گردد زيرا انديشه نيکو وقلب پاک وپاکيزه سر منشأ اش رفتار مورد قبول درجامعه ونتيجه هردوتا شکل دهي ساختار نظام مند وزمينه ساز براي ايجاد يک حکومت متعالي خوا هد بود.

بنابر اين اگر جامعه انساني واسلامي مي­خواهد به سعادت، سکون وآرامش روحي واجتماعي برسند لازم است ايده وتفکر انتظار را درنهان، انديشه ورفتار فردي واجتماعي خود زنده وجاويد نگه دارند تابتوانند طعم خوش زندگي سعادت مند اجتماعي را بکشند.

زيرا فرهنگ انتظار به منزله فراتئوري عامل بازدارنده به شمار مي­آيد که ديگر فرد توجه به افکار وانديشه­ي که مخرب جامعه است  نداشته باشد  وفرهنگ انتظار به همه ابعاد فردي واجتماعي اين مسئله توجه کرده و خودراهکاري براي کنترل وکاهش ناهنجاري است.

البته بايد توجه داشته باشيم فرهنگ انتظار زماني مفيد به حال واقع مي­گرددکه ازاول زندگي، عشق به خدا وامام زمان را به عنوان الگو ي رفتاري مطلوب منتظران واقعي  درخود وفرزندان مان نهادينه وايجاد کرده باشيم ودر اين زمان است که ما بايد انتظار رفتار شايسته دردوبعد فردي واجتماعي را داشته باشيم وچشم انتظار ساختار وحکومت خالي ازکج روي و ظلم باشيم.         

 

 

پي نوشت‌ها

[1] . قصص/ 5

[2] . متي، 24و25، مرقس13ولوقا 21

[3] .مجموعه آثار دومين همايش دکترين مهدويت، مقالات برگزيده1، ص337

[4]  لغت نامه دهخدا، ج37

[5] -  جورج ريتزير، نظريه جامعه شناسي دردوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، علمي، 1374، ص، 131

[6] -  ليويس کوزر، زندگي وانديشه بزرگان جامعه شناسُي ترجمه محسن ثلاثي، مهارت،‌11،‌علمي، 1383، ص،‌202

[7] - توسلي، غلام عباس،‌ نظريه هاُي جامعه شناسي، ص 216-، 217 سمت،   تهران، 11، 1384،

[8] . فرهنک علوم اجتماعي، ص375

[9] لغت نامه دهخدا. مصطفوي، حسن،  التحقيق في کلمات القرآن، ص 1 66 تهران ، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي،، اول 1371شمسي،

[10] . انتظار، فصل نامه تخصصی ویژه امام مهدی، ص222 ،  شماره اول 1380

[11] . لغت نامه دهخدا، علي اکبر دهخدا، بي‌جا، بي‌نا، بي‌تا، ج4، ص1032، واژه‌ي اجتماع.

[12] . بيرو، آلن، فرهنگ علوم اجتماعي، ترجمه ، باقر ساروخاني، ص، 376 ، کيهان تهران چهارم، ، 1380

[13] . صديق سروستاني، رحمت الله، آسیب شناسي اجتماعي ،سوم، ص33  وزارت فرهنگ وارشاد، 1387

[14] . قائم مقام، فرهت، نظام گسيختگي وانحرفات اجتماعي؛ چ  1 ص136، تهران، روشنفکر، 1355

[15] . بروس کوئن، درآمدي برجامعه شناسي، ترجمه محسن ثلاثي ، چ1، ص237 تهران،  فرهنگ معاصر، 1370

[16] . آنتوني، گدنز،جامعه شناسي، ترجمه منوچهرصبوري، ص 149 تهران18، ني، 1376

[17] . سوره بقره/29

[18] . أسراء/ 1

[19] . نساء /47

[20] . جواد آملي، عبدلله، اما مهدي موعود موجود، تحقيق:سيد محمد حسن مخبر، ص185، أسراء قم، دوم ، 1387

[21] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج52، ص125 بيروت لبنان، الوفاء، دوم 1403هجري، 1983 ميلادي ، ح13

[22] . محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحکمه، ترجمه حميد رضاشيخي، ج1،هفتم، دارالحديث، 1386، ص389

[23] .  پشين، ص415

[24] . همان، ج52، ص122

[25] .  نعماني، محمد بن ابرهيم، غيبت نعماني، تحقيق فارس حسون، انوارالهدي،  ص207،

[26] . مکا رم شيرازي ناصر، تفسير نمونه، ج22، ص207،اميرالمؤمنين، درالکتب الاسلاميه، پانزدهم، 1377،

[27] . بحارالانوار، ج52، ص 122،ح1

[28] . پشين

[29] . بحارالانوار، ج1، ص72، ح14

[30] . امام مهدي موجود موعود، ص187

[31] . مکارم شيرازي وهمکاران، تفسير نمونه، ج16، ص17 مدرسه اميرالمؤمنين، چ21، دارلکتب الاسلاميه، 1382

[32] . يوسف/ 87

[33] . ابي جعفر، محمد بن علي بن الحسين بابويه قمي، محقق علي اکبر غفاري، ص  616 ،  قم5، ، مؤسسه نشر اسلامي 1417 قمري،

[34] . بحارالانوار، ج52، ص336

[35] . بروس کوئن، مباني جامعه شنسي، ترجمه دکتر غلام عباس توسلي ورضا فاضل، 259 تهران، سمت،1386،

[36] .کافي، مجيد، مباني جامعه شناسي، ص56 مرگز جهاني علوم اسلامي قم اول، ، 1385

[37] . پيشين

[38] . سليمي،علي، داودي، محمد،جامعه شناسي کجروي، ص118، پژوهشگاه حوزه ودانشگاه، قم زيتون، دوم،1385

[39] . سوره توبه/ 105

[40] . احتجاج، ج2، ص497.  جواد فيومي اصفهاني، صحيفة المهدي، ص349، قم چهارم، انتشارات اسلامي، 1383

[41] . کما لدين وتمام النعمة، ج1، ص302

[42] . آسيب شناسي اجتماعي وجامعه شناسي انحرفات، ص175

[43] . کوئن، درآمد برجامعه شناسي، ص220

[44] . اصول کافي، ج2، ص136

[45] . آسيب شناسي اجتماعي، ص186

[46] . پيرو، فرهنگ علوم اجتماعي، ص62

[47] بحار الأنوار - العلامة المجلسي ج 53   ص 177 :

[48] . نظريه هاي جامعه شناسي دردوران معاصر، ص131

[49] . مجموعه آثار دومين همايش بين الملل  دکترين مهدويت، مقالات برگزيده ( 1 )، ص301

[50] . بحار الانوار، ج53، 166

[51] . سوره رعد/ 11