برگشت

فوايد وجود امام زمان«ع» در زمان غيبت

 

عزیزالله خلیلی

سطح چهار حوزه و ماستری مدیریت اسلامی

 

 

 

چکيده

در مورد مفيد بودن و مفيد نبودن امام زمان (ع) دو ديدگاه کاملا متضاد در بين شيعه و سني به ويژه برخي از طوايف اهل سنت وجود دارد که عده اي چون شيعيان مدعي اند که ولو امام زمان (ع) غايب است ولي وجود امام مملو از فايده براي جامعه بشري است . در مقابل اهل سنت چنين ادعا دارند که بر فرض چنين امامي باشد حال امامي که نتواند هيچ امري از امور مسلمين را رتق و فتق نمايد چه سودي دارد . امامي که نتواند بحران ديني ، سياسي ، اقتصادي ، اخلاقي و... بشر را رهبري کند سودي ندارد و بود نبودش مساوي است . هر کدام داري ادله عقلي و نقلي اي براي اثبات مدعاي خود  هستند . نگارنده با جمع آوري سخنان دانشمندان اهل فن ، طبقه بندي و تحليل آن ها در  مقاله حاضر در پي اين هست که بر اساس همين ادله وجود امام زمان (ع) صرف نظر از فوائدي که در زمان حضور دارد در زمان غيبت نيز داراي فوايدي بي شماري است از قبيل امان بودن اهل زمين ، واسطه اي در فيض الهي ، پاسداري آئين خدا ، ترسيم هدف آفرينيش ، اميد بخشي به پيروان ، تربيت  گروه انقلابي آگاه ، نفوذ روحاني و ناآگاه  ، مراقبت طرفيني ، رفع مشکلات پيروان ، دسترسي خواص به امام ، پناه گاه علمي علما ، صيقل خوردن بيشتر روح حضرت ، مرجع بودن ديني و سياسي با واسطه که به آساني نمي توان از آن ها چشم پوشيد که برخي مختص شيعيان هست و برخي به تمام عالميان از جمله اهل سنت بر مي گردد.

     کليد واژگان: غيبت، امام غايب، فوائد امام زمان، مفهوم غايب بودن و مفيد بودن.

مقدمه

بر اساس شبهه هاي که از سوي مخالفان مذهب شيعه مطرح شده است اين سؤال در اذهان خلق شده است که بر فرض وجود امام غايب در زمان کنوني ، امامي که هيچ گونه مصدري خدمت براي جامعه نيست آن امام ولو اين که در جهان موجود باشد چه سودي دارد وچيزي يا موجودي که امام باشد و سود براي مردم نداشته باشد بودنش عبث است وچيزي عبث از خداي که خالق امام و منصوب کننده آن است صادر نمي شود . مراد از مفيد اين است که امام بتواند مشکلات علمي ، سياسي ، اقتصادي ، اخلاقي و ... جامعه بشري را حل کند در واقع مصدري باشد براي جهت دهي جامعه بشريت بسوي سعادت دنيا و آخرت .

بدين جهت بود که سنگ بناي نوشته حاضر گذاشته شد و براي پاسخ گويي به اين شبهه اين مقاله در حد توان نگارنده آن به تحرير در آمد .

نگارنده ادعا ندارد که نوشته حاضر در اين موضوع بديع است بل که در اين موضوع در کتب علما مطالب زيادي ذکر شده است و به نگارش در آمده است اما چيزي که مي توان گفت اين سبک ارائه مطالب به اين نحو بديع در حد تصور نگارنده است که در کتب و نوشته هاي ديگران به چشم نمي خورد.

نوشته حاضر شامل چکيده ، مقدمه ، نکات مقدماتي ومهم ، فوايد مهم امام غايب مي باشد و در پايان به نتيجه گيري پرداخته شده است .

نکته هاي اساسي

قبل از اين که وارد اصل بحث شويم  براي روشن شدن هرچه بيشتر بحث يعني اين که فايده غيبت امام زمان (ع) چيست چند نکته اي را درابتدا مطرح مي کنيم که اين نکات به طور کلي پيش زمينه تمام مطالب مطرح شده است و بدون اين نکات جا انداختن بحث به آساني انجام نخواهد شد . اين نکات ازين قرار است :  

1ـ مفهوم غايب بودن امام

مفهوم غايب بودن امام به اين معنا نيست که وجود ناپيدا و رؤيايي دارد! بلکه آن حضرت مانند ساير انسانها از يک زندگي طبيعي، عيني و خارجي برخوردار است، به طوري که آن حضرت در ميان مردم و در دل جامعه رفت و آمد دارد و گفتار مردم را مي شنود و بر اجتماعات آنها وارد ميشود و سلام مي کند. او مردم را مي بيند، ولي اين مردمند که نمي توانند جمال مبارک آن حضرت را ببينند. به عبارتي ديگر هر چند امام مهدي ـ عج الله تعالي فرجه الشريف ـ ظهور ندارند ولي حضور دارند. به يک معنا اين مردمند که از امام خويش غايبند. بدين معنا که امام مهدي (ع) در تمام اجتماعات مردم مثل حج ، مراسم هاي خاص و... شرکت دارند اما مردم در بر نامه هاي حضرت حضور ندارند .

2ـ علم انسان محدود است

از آنجا که بشر داراي علم محدودي است لذا نمي تواند به اسرار خداوند پي ببرد و عجولانه در مورد قضاياي الهي قضاوت نمايد. چنانکه ميفرمايد: «... وما اوتيتم من العلم الاّ قليلا» ). اسراء/85.(از دانش جز اندکي به شما داده نشده است. لذا کسي نمي تواند نسبت به وجود امري مانند: غيبت امام زمان (عج) به علت عدم کشف سرّ اين امر به آن اعتراض کند و آن را بي فايده و بي مصلحت بداند. اين نکته خيلي حائز اهميت است چون عده زيادي که بر اين امر اعتراض دارند از علم محدود بر خود دارند يعني تمام جوانب و زواياي مسأله را درک نمي کند لذا همانند حضرت موسي (ع) ( گرچند فرق فراواني بين مشبه و مشبه به هست) مي گويند امامي که نتواند مشکلات سياسي ، اجتماعي و ... مردم حل کند چه سودي دارد وچرا بايد منتظر او بود . در واقع مي توان چنين ادعا کرد که عدم علم دال بر عدم فائده نيست : إن عدم علمنا بفائدة وجوده في زمن غيبته ، لا يدل علي عدم كونه مفيدا في زمن غيبته ، فالسائل جعل عدم العلم ، طريقا إلي العلم بالعدم ! ! وكم لهذا السؤال من نظائر في التشريع الإسلامي ، فيقيم البسطاء عدم العلم بالفائدة ، مقام العلم بعدمها ، وهذا من أعظم الجهل في تحليل المسائل العلمية ، ولا شك أن عقول البشر لا تصل إلي كثير من الأمور المهمة في عالم التكوين والتشريع ، بل لا تفهم مصلحة كثير من سننه ، ، وإن كان فعله سبحانه منزها عن العبث ، بعيدا عن اللغو.[1]

در کل حتي در روايات شيعه هم آمده است حکمت و فايده غيبت بعد از زمان ظهور آشکار مي گردد و ما الآن به آن علم نداريم در نتيجه فايده غيبت براي ما مجهول است به دليل رواياتي که دال بر اين مطلب :  فقد روي عبد الله بن الفضل الهاشمي ، قال : سمعت الإمام الصادق عليه السلام يقول : " إن لصاحب هذه الأمر غيبة لا بد منها ، يرتاب فيها كل مبطل . . " . وطفق عبد الله قائلا : " لم جعلت فداك ؟ . . " . فقال عليه السلام : " الأمر لم يؤذن لنا في كشفه لكم . . " . وسارع عبد الله قائلا : " ما وجه الحكمة في غيبته ؟ . . " . فأجابه الإمام عليه السلام . " وجه الحكمة في غيبته وجه الحكمة في غيابه من تقدمه من حجج الله تعالي ذكره . . " . إن وجه الحكمة لا ينكشف إلا بعد ظهوره ، كما لم ينكشف وجه الحكمة لما أتاه الخضر من خرق السفينة ، وقتل الغلام ، وإقامة الجدار لموسي إلا وقت افتراقهما . يا بن الفضل إن هذا الأمر من أمر الله ، وسر من سر الله عز وجل وغيب من غيب الله ، ومتي علمنا أنه عزو جل حكيم ، صدقنا بأن أفعاله كلها حكمة ، وإن كان وجهها غير منكشف لنا "[2] ازين روايات گرچه نا معلوم بودن وجه وحکمت غيبت بدست مي آيد ولي فايده غيبت هم به طور کامل بعد از ظهور آن امام دادگستر بيشتر روشن خواهد شد.

 3ـ غيبت بي سابقه نيست

غيبت امام زمان (عج) يک امر اتفاقي و بي سابقه نيست بلکه غيبت حجتهاي الهي در مقطعي از زمان در سنت الهي يک امر معمولي بوده است چنانکه گروهي از اولياي الهي (مانند حضرت خضر، موسي، يونس، غُزير، ابراهيم، صالح، ذوالقرنين و...) از ديدگان پنهان بوده اند ولي هرگز از حوادث و اوضاع زمان غفلت نداشتند به جهت ولايت و اختياراتي که از جانب خدا به آنها داده شده بود پيوسته در اموال و نفوس تصرف مي کردند و اوضاع را طبق مصالحي رهبري مي نمودند. اگرچه تصرفات آنها نيز از ديدگان مردم عادي پنهان بود . چيزي که مي توان در اين جا ذکر کرد اين است که مدت اين غيبت گاهي خيلي طولاني است مثل غيبت حضرت خضر ، عيسي و امام زمان و گاهي کوتاه مدت بوده است . پس اين امر يک کار بديع در زمان امام زمان (ع) نبوده است تا از سوي عده از برادران اهل سنت بر آن اعتراض شود و اگر اعتراض هست در هردو مورد است و اگر نيست در هيچ موردي نيست چطور در يک مورد که امام زمان باشد اشکال مطرح مي شود ولي در موارد ديگر مثلا بر مفيد نبودن حضرت حضر و عيسي اعتراض نمي شود ولي در مورد حضرت مهدي مي شود.

4ـ مطرح بودن پرسش پيش از تولد امام

نکته اي ديگري که بايد ذکر گردد اين است که اين سؤال(فايده امام زمان ) تازگي نداشته و تنها در عصر ما مطرح نشده است، بلکه از روايات اسلامي برمي آيد که حتي پيش از تولد حضرت مهدي (عج) نيز اين سؤال مطرح بوده و هنگامي که پيامبر اسلام و ائمه پيشين (ع) از مهدي و غيبت طولاني آن حضرت سخن به ميان مي آوردند، با چنين سؤالي روبرو مي شدند و به آن پاسخ مي گفتند . و در واقع اگر پاسخ ما مکفي  نباشد حد اقل چيزي که مي توان به آن استناد کرد اين است که پاسخ پيامبر (ص) براي ما در اين مورد فصل الخطاب است يعني با پاسخ حضرت در مورد مفيد بودن امام زمان (ع) ديگر جاي سؤال براي فريقين باقي نمي ماند که امام زمان (ع) چه فايده اي دارد .  

5- ضعف در امام شناسي

نکته مهم و اساسي ديگري که بايد به آن پرداخت امام شناسي است عده اي که عمدتا از اهل سنت هستند به اين سؤال که وجود امام غايب چه سودي دارد پرداخته اند در حالي که آنها آن جايگاهي که شيعيان براي امام قائل هستند قائل نيستند در نتيجه دچارچنين شبهه اي شده اند و اگر منزلت امام را در نظام هستي دقيقا درک مي کردند هرگز به چنين اشکالي بر نمي خوردند  ما آنگاه مي توانيم به اين پرسش پاسخ عميق تري بدهيم كه اول بدانيم وقتي امام حضور دارند چه بركاتي از ايشان به ما مي رسد و در عصر غيبت كدام يك از اين بركات حذف مي شود . مشكل اين است كه وقتي امام هم حاضر باشد, ما درست نمي فهميم كه امام يعني چه و داراي چه مقام, بركات و نقشي در تكوين و تشريع مي باشد ؛ اگر بخواهيم پاسخ اين پرسش را بفهميم, بهتر است كه به اين پرسش برگرديم كه اصلا وجود معصوم(ع) در زمان حضور چه بركاتي دارد و در زمان غيبت كدام يك از بركات حذف شده است؟ بايد گفت که حتي شيعيان در مورد امام شناسي زياد تلاش نکرده اند.[3] ولي اين بدين معنا نيست که اصلا کار نکرده اند از ديدگاه شيعه امام جايگاه خاصي را دارد که با توجه به آن، امام چه در بين مردم حاضر باشد و چه غايب آن آثار و برکات او همراهش براي زمين و اهل آن هست و براي آنها سودمند اند. حضرت علي (ع) در مورد اهل بيت که در واقع همان ائمه هستند چنين مي گويد : هم موضع سره و لجاء امره و عيبة علمه وموئل حکمه و کهوف کتبه و جبال دينه بهم اقام انحناء ظهره و اذهب ارتعاد فرائصه ... لهم خصائص حق الولايه و فيهم الوصيه و الوراثه.[4] امامي که داراي چنين اوصاف باشد ، آن اوصاف تنها در زمان حضور امام وجود ندارد بلکه در زمان غيبت هم کار کرد دارد.

6- غيبت ملازم با عدم تصرف در امور نيست

شايد در بدو براي کسي که با مقام امام (ع) آشنايي ندارد چنين گمان پيش آيد که فردي که غايب است از تمام امور دستش کوتاه است و همانند انسانهاي عادي هيچ کاري را نمي تواند انجام دهد در حالي که بر اساس امام شناسي شيعه غايب بودن امام (ع) به اين معنا نيست بلکه او در ظاهر غايب است و ما او را نمي بينيم اما او ما را مي بيند و خيلي از امور ما را رتق وفتق مي کند و گره از مشکلات ما مي گشايد :  إن الغيبة لا تلازم عدم التصرف في الأمور ، وعدم الاستفادة من وجوده ، فهذا مصاحب موسي كان وليا ، لجأ إليه أكبر أنبياء الله في عصره ، فقد خرق السفينة التي يمتلكها المستضعفون ليصونها عن غصب الملك ، ولم يعلم أصحاب السفينة بتصرفه ، وإلا لصدوه عن الخرق ، جهلا منهم بغاية عمله . كما أنه بني الجدار ، ليصون كنز اليتيمين ، فأي مانع حينئذ من أن يكون للإمام الغائب في كل يوم وليلة تصرف من هذا النمط من التصرفات . ويؤيد ذلك ما دلت عليه الروايات من أنه يحضر الموسم في أشهر الحج ، ويحج ويصاحب الناس ، ويحضر المجالس ، كما دلت علي أنه يغيث المضطرين ، ويعود المرضي ، وربما يتكفل - بنفسه الشريفة - قضاء حوائجهم ، وإن كان الناس لا يعرفونه .[5]

7- مفهوم فايده امام زمان (ع)

مي توان گفت که مراد از فايده اي که اهل سنت مدعي آن هست همان فوائد ظاهري وجود امام هست که اگر امام حاضر نباشد اين فوائد استيفا نخواهد شد چون اداره ديني و اجتماعي جامعه مسلمان با تکيه بر مسند قدرت سياسي يا اجتماعي است . اما مراد از فائده در نزد شيعيان اعم است از آنچه اهل سنت به آن پرداخته اند يعني شامل هدايت باطني و ظاهري مي شود که اولي فعلا در زمان غيبت هم وجود دارد اما دومي بعد از ظهور آن امام به وقوع خواهد پيوست .

فوائد امام زمان

طرح بحث:  فائده امام زمان در حال غيبت چيست ؟ عده بر اين باور هستند که وجود وعدم امام زمان در حال غيبت يکي است تفتازاني در مورد امام زمان غائب مي گويد : وأنكر ذلك سائر الفرق ، لأنه ادعاء أمر مستبعد جدا ، ولأن اختفاء إمام هذا القدر من الأنام بحيث لا يذكر منه إلا الاسم بعيد جدا ، ولأن بعثه مع هذا الاختفاء عبث ، ولو سلم فكان ينبغي أن يكون ظاهرا ، فما قيل أو فما يقال : إن عيسي يقتدي بالمهدي أو بالعكس شئ لا مستند له ، فلا ينبغي أن يعول عليه.[6] در واقع کساني که مي گويند امام زمان غائب فائده ندارد ، منکر وجود او هستند چنانچه از سخنان تفتازاني بر مي آيد و اگر هم وجود او را بپذيرند مي گويند خوب امامي که نتواند امور زندگي مردم را رتق و فتق کند بدرد چه مي خورد .امام بايد در جمع مردم باشد مشکلات و گرفتاري هاي سياسي ، اجتماعي ، کلامي ، فقهي و ... مسلمانان و پيروان خود را رفع کند در حاليکه امام زماني که شيعيان ادعا دارند نمي تواند چنين کاري کند چون غائب است پس هيچ گونه اثري ندارد در نتيجه وجود وعدم او يکسان است . در پاسخ متکلمين شيعه بر اساس امام شناسي که دارند فوائدي را براي امام غائب بر مي شمارند که برخي از آنها را مرور مي کنيم :

1.   امان اهل زمين 

يکي از فوائد وجودي امام اين است که سبب رفع بلا از زمين مي گردد به اين معنا که با وجود امام اهل زمين به عذاب هاي که خود اهل زمين باعث آن به سبب گناهاني که انجام مي دهند ، مي گردند ،گرفتار نمي شوند که اگر وجود امام که قطب عالم امکان است نباشد زمين اهل خودش را به سبب اين کار هاي ناشايست خواهد بلعيد وجود امام سپري در برابر اين بلاها وخداوند با وجود آن حضرت و به ميمنت آنها اين بلا ها را از زمين دفع مي کند و روايات هم همين مطلب را تأييد مي کند از قبيل :

·     قال رسول الله صلي الله عليه وآله : " أهل بيتي أمان لأهل الأرض فإذا ذهب أهل بيتي ذهب أهل الأرض[7]. امام زمان (ع) قطعا يکي از اهل بيت پيامبر(ص) است .

·     قال رسول الله صلي الله عليه وآله : " لا يزال هذا الدين قائما إلي اثني عشر أميرا من قريش فإذا مضوا ساخت الأرض بأهلها.[8]

·     قال الإمام امير المؤمنين عليه السلام : اللهم بلي لا تخلو الأرض من قائم لله[9]

·     امام زمان (ع) مي گويد : و اني لأمان لاهل الأرض کما أن النجوم أمان لأهل السماء [10]

·      قال رسول الله(ص):  الائمة من ولدک ... بهم بصرف الله عنهم البلاء و بهم تنزل الرحمة من السماء.[11]

حال دفع بلا به حضور امام بستگي دارد ؟ در پاسخ اين سؤال بايد گفت که اين خصيصه به زمان حضور بستگي ندارد چون دفع بلا چه امام حاضر باشد يا غائب انجام مي شود چون او وجود دارد.پس اين گفته که امام غائب چه فائده دارد بي اساس است .

2.   واسطه اي در فيض الهي

از ديدگاه شيعه پيامبر(ص) و ائمه واسطه در فيض الهي هستند يعني هر فيضي وکمالي که به مخلوقات مي رسد از مجرايي است و وسيله لازم دارد و آن وسيله انسان کاملي است که دچار لغزش و گناه نمي شود در فقراتي از زيارت جامعه کبيره آمده است : بکم فتح الله و بکم يختم و بکم ينزل الغيث ... و بکم يمسک السماء ان تقع علي الارض إلا بإذنه و بکم ينفس الغم و يکشف الضر.[12] در روايتي از امام صادق (ع) چنين تعبير شده است که : و بنا ينزل الغيث و ينشر الرحمة و يخرج برکات الارض .[13] حال اگر ائمه واسطه اي در فيض هستند اين واسطه گري باغيبت قطع مي شود ؟ هرگز . چون وقتي امام در زمين وجود دارد اين واسطه گري انجام مي شود نهايت اين که او را مردم با چشم نمي بينند که ديدن انسان ها تأثيري در اين کار ندارد.

3.    پاسداري آئين خدا

با گذشت زمان و آميختن سليقه ها و افکار شخصي به مسائل مذهبي و گرايشهاي مختلف به سوي برنامه هاي ظاهر فريب مکتب هاي انحرافي ، و دراز شدن دست مفسده جويان به سوي مفاهيم آسماني ، اصالت پاره اي از اين قوانين از دست مي رود و دستخوش تغييرات زيانبخش مي گردد.جلو گيري از اين کار جز با امام معصوم ممکن نيست[14] از سوي ديگر حاضر نبودن امام به معناي عدم تصرف او در امورنيست بلکه امام (ع) با اين که غائب است اما در امور تصرف مي کند .چناچه در بيان نکات آن را بيان داشتيم پس اگر انحرافي در دين ايجاد شود امام مي تواند مستقيما يا غير مستقيم دخالت کند و جلو انحراف را بگيرد پس يکي از فوايد امام جلوگيري از انحراف در راه راست است که انجام هم شده اس .

4.    ترسيم هدف آفرينيش

پيامبر يا امام ، سمبل گروه صالحان و نمونه بارز انسان کامل است ؛ يعني ، همان گروهي که هدف اصلي آفرينش را تشکيل مي دهند و به همين دليل وجود او به تنهايي يا در رأس گروه صالحان ، توجيه کننده هدف آفرينش و مايه نزول هر خير و برکت و ريزش باران فيض و رحمت خدا است ؛ اعم از اين که در ميان مردم آشکارا زندگي کند يا مخفي و ناشناس بماند .[15] در واقع همان طور که بيان داشتيم که ائمه واسطه اي در فيض هستند و انسانها نور وجود ، علم و هدايت را از آنها مي گيرند چون آنها علل غايي خلقت هستند و در واقع تمام موجودات مقدمه وجودي آنها هستند . فيض از وجود بخاطر وجود آنها مي برند. پس « إن نور الوجود والعلم والهداية تصل إلي الخلق بتوسطه عليه السلام إذ ثبت بالأخبار المستفيضة أنهم العلل الغائية لإيجاد الخلق ، فلولاهم لم يصل نور الوجود إلي غيرهم ، وببركتهم ، والاستشفاع بهم والتوسل إليهم تظهر العلوم والمعارف علي الخلق ، ويكشف البلايا عنهم ، فلولاهم لاستحق الخلق بقبائح أعمالهم أنواع العذاب.»[16] حال که ائمه هدف آفرينيش هستند و تمام موجودات وجود مقدمي دارند آيا غائب بودن در هدف بودن آن ها در نظام آفرينش تأثير دارد؟ هر انسان عاقلي درک مي کند که اگر امام غائب باشد هدف آفرينيش از او گرفته نمي شود و اگر حاضر باشد داده نمي شود . پس اين شبهه بي اساس مي گردد. از تعبير به شمسي که در پشت پرده غيب قرار دارد نيز مي توان همين هدف بودن امام را استفاده کرد چون اگر امام شمس است تمام انرژي موجود در روي کره زمين از نوري است که از شمس و لو غير مستقيم مي تابد و زمين بدون انرژي مساوي است با نابودي پس جامعه بدون امام هم مساوي با نابودي است اين يعني که امام هدف آفرينيش است .

5.    اميد بخشي به پيروان

شيعه طبق عقيده اي که به وجود امام زنده دارد ، هر چند او را در ميان خود نمي بيند خودرا تنها نمي داند . اثر رواني اين طرز فکر در زنده نگهداشتن اميد در دلها و وادار ساختن افراد به خود سازي و آمادگي براي آن انقلاب بزرگ کاملا قابل درک است .[17] شيعيان وقتي مي دانند که آينده از آن پيروان راه راستين يعني شيعه هست دل گرم مي شوند و بيشتر در جهت رسيدن به آن تلاش مي کنند . و اگر امامي نبود و اصلا چنين باوري وجود نداشت بيشتر احساس پوچي مي نمودند و دل شکسته مي گشتند حال که چنين امام و عقيده اي وجود دارد ديگر غيبت امام اين اميد واري به آينده را از آنها نمي گيرد بلکه بيشتر مي کند و در تلاش هستند تا زمينه ظهور امامشان را آماده کنند .

6.   تربيت گروه انقلابي آگاه

آن گونه که از روايات اسلامي بر مي آيد گروه کوچکي از آماده ترين افراد که سري پر شور از عشق خدا ، و دلي پر ايمان ، و اخلاصي فوق العاده براي تحقق بخشيدن به آرمان اصلاح جهان دارند ، با او در ارتباطند از طريق اين پيوند تدريجا ساخته مي شوند ؛ و روح انقلابي بيشتري کسب مي کنند ؛ انقلابي سازنده و بارور براي ريشه کن ساختن هرگونه ظلم و بيدادگري در جهان .[18] در اين مورد هم غيبت امام بي تاثير است چون پرده غيبت براي عده خاصي دريده شده است و مانع از ارتباط و تربيت نيست بلکه پرده غيبت براي عموم کار ساز است ومانع .

7.    نفوذ روحاني و ناآگاه 

رهبر و امام يک نوع تربيت روحاني از راه نفوذ معنوي در دلها و فکرها دارد که مي توان آن را تربيت تکويني نام گذارد . وجود امام (ع) در پشت ابرهاي غيبت نيز اين اثر را دارد که از طريق اشعه نيرومند و پر دامنه نفوذ شخصيت خود ، دلهاي آماده را در نزديک و دور تحت تأثير جذبه مخصوص قرار داده به تربيت و تکامل آنها مي پردازد و از آنها انسانهايي کاملتر مي سازد .[19] به عبارت ديگر جامعه انساني ، همانند پيکري است که افراد مختلف ، اعضاي آن را تشکيل مي دهد . در اين ميان ، پيامبريا امام معصوم نقش محوري را ايفا مي کند . هشام بن حکم در مناظره اي با عمرو بن عبيد در مسجد بصره ، به اثبات رسانده است که امام معصوم قلب جامعه انساني است و امام صادق (ع) نيز اين مطلب را تأيييد نموده است .[20] اين که امام معصوم ، نقش قلب را در هدايت مردم و رفع شک در آنها دارد يا به صورت ظاهري است يا به صورت باطني . اين نقش را به گونه اول براي همه ايفا نمي کند ؛ اما به گونه دوم براي همه کساني که زمينه لازم را دارند ، ايفا مي کند.[21] علامه طباطبايي در اين مورد مي فرمايد : وظيفه امام تنها بيان صوري معارف و راهنمايي ظاهري مردم نيست ؛ بلکه ولايت ورهبري باطني اعمال مردم را نيز به عهده دارد و اوست که حيات معنوي آنها را تنظيم مي کند و حقايق اعمال را به سوي خداي متعال سوق مي دهد . بديهي است که حضور و غيبت جسماني امام در اين جهت تأثيري ندارد . امام از ديد ظاهري پنهان است ، اما از راه باطني به نفوس و ارواح ، اشراف و اتصال دارد . بنا بر اين ، وجودش پيوسته است لازم است .[22]پس طبق آنچه بيان شد مي توان برداشت کرد که  چنين تصرفي در قلب ها فقط زماني صورت نمي گيرد که امام در جمع مردم حاضر باشد بلکه تصرف در قلب در زمان غيبت به صورت اکمل و اشد تر صورت مي گيرد اين يکي از فوايدي است که ناقدين از آن غفلت دارند و درک نمي کنند که امام فوايدي چنيني هم دارد .

8.    مراقبت طرفيني

طبق اعتقاد عمومي شيعه که در روايات بسيار زيادي در منابع مذهبي آمده است امام به طور مداوم ، در دوران غيبت ، مراقب حال پيروان خويش است ؛ و طبق يک الهام الهي از وضع اعمال آنها آگاه مي گردد و به تعبير روايات همه هفته برنامه اعمال آنها به نظر او مي رسد و از چگونگي رفتار و کردار و گفتار آنها آگاه مي گردد . اين فکر سبب مي شود که همه معتقدان در يک حال مراقبت دائمي فرو روند و به هنگام ورود در هر کار توجه به آن « نظارت عالي» داشته باشند .[23] به عبارت ديگر از يک سو اعمال شيعيان به آن حضرت عرضه مي شود وآن حضرت از احوال و رفتار پيروان خود آگاه مي گردد از سوي ديگر چون شيعيان از چنين کاري آگاه هستند بايد در رفتار وکردار خود حال آن حضرت را در مد نظر داشته باشند که رفتار پيروان موجب احساس ناراحتي و روحي آن امام همام نگردد. حضرت مدام در اين امر براي شيعيان خود دعا مي کند « إن الإمام عليه السلام في حال غيابه يرعي شيعته ، ويمدهم بدعائه الذي لا يحجب ، ولولا دعاؤه لهم لما أبقي منهم الظالمون أحدا يتنفس الصعداء وقد أعلن الإمام المنتظر ذلك في إحدي رسائله للشيخ المفيد ، فقد قال عليه السلام : إنا غير مهملين لمراعاتكم ، ولا ناسين لذكركم ، ولولا ذلك لنزل بكم اللأواء ، واصطلمكم الأعداء .» [24] قرآن هم دال بر اين مطلب است به گفته آيت الله سبحاني : فالقرآن اذن يدل علي أن الولي ربما يكون غائبا ، ولكنه مع ذلك لا يعيش في غفلة عن أمته ، بل يتصرف في مصالحها ويرعي شؤونها ، من دون أن يعرفه أبناء الأمة .[25]حال در اين مراقبت آيا نياز به حضور فزيکي امام هست يا در حال غيبت هم چنين کاري انجام مي شود ؟ قطعا حضور فزيکي ضرورت ندارد چون رابطه معنوي است پس غيبت امام بي فائده نيست بدين معنا که وجود امام براي پيروان مراقبت ايجاد مي کند و او هم هميشه مراقب پيروان هستند.

9.    رفع مشکلات پيروان

کتاب هاي متعددي در مورد اين که امام (ع) با اين که حضور فزيکي نداشته اند اما با اين حال مشکلات عديده از افراد و پيروان خود را بر طرف کرده اند فرقي نداشته است که اين مشکلات روحي باشد يا جسمي يا مالي و ... بنا بر اين ازجمله فوائدي امام رفع گرفتاري ها است « إن الثقات من أبناء هذه الطائفة من علماء وغير علماء ، لهم قضايا وحوادث وقصص وحكايات ، تلك القضايا الثابتة المروية عن طرق الثقات مدونة في الكتب المعنية ، وكم من قضية رجع الشيعة ، عموم الشيعة ، أو في قضايا شخصية ، رجعوا إلي الإمام ( عليه السلام ) وأخذوا منه حل تلك القضية ورفع تلك المشكلة .»[26]  آيا باز مي توان گفت رفع گرفتاري فايده نيست ؟!

10.                دسترسي خواص به امام

دسترسي نداشتن عموم به معناي عدم دسترسي خواص نيست بدين معنا که درست است که همه به امام دسترسي ندارند و اگر همه به آن حضرت دسترسي داشته باشند مناقض غيبت است اما اين قاعده کلي نيست که حالا که همه به امام دسترسي ندارند پس به اين معنا است که هيچ کسي نمي تواند به آن حضرت دسترسي داشته باشد «المسلم هو عدم إمكان وصول عموم الناس إليه في غيبته ، وأما عدم وصول الخواص إليه ، فليس بأمر مسلم ، بل الذي دلت عليه الروايات خلافه ، فالصلحاء من الأمة الذين يستدر بهم الغمام ، لهم التشرف بلقائه ، والاستفادة من نور وجوده ، وبالتالي تستفيد الأمة بواسطتهم.»[27] دسترسي داشتن خواص درست است که بالجمله براي همه مفيد نيست اما اين دسترسي في الجمله براي همه مفيد است يعني اگر امام هدايتي براي خواص داشته باشد قطعا نا شناخته آن براي ساير اقشار جامعه مي رسد که خود فايده است بسيار بزرگ براي همه جامعه .

11.                پناه گاه علمي علما :

قرآن که مجموعه اي کلي و مجمل از احکام و برنامه هاي تکاملي است ، احتياج به پيشوائي دارد که بيانگر جزئيات برنامه ها بوده تفسير و تأويل آيات را برعهده داشته باشد و نيز با گذشت زمان بهنگام مواجه شدن با مسائل تازه جوابگو باشد . در زمان غيبت توسط ديدارهاي افراد خاص مشکلات علمي بر طرف شده است مثل داستان فتواي شيخ مفيد.[28] اين فايده اخص تر از فايده قبلي است چون در اين فايده تنها علما از دنياي بي کران علمي امام بهره مند مي شوند و افراد غير عالم مستقيما بي بهره اند اما در فايده قبلي فايده به عالم و غير عالم بر مي گردد گرچه در عمل نتيجه فايده به صورت غير مستقيم به همگان بر مي گردد. چون اگر مشکل فقهي جامعه حل گردد به سود همگان هست نه فقط عالمان شرف حضور يافته يا هدايت شده به سوي حکم خاص.

12.                صيقل خوردن بيشتر روح حضرت

دوران طولاني غيبت امام (ع) براي خود آنحضرت نيز فوائدي دارد چرا که آنحصرت در ايام غيبت با عبادت و بندگي خدا ، روح و روان خويش را اوج مي دهد و هر لحظه بدرجات بالاتري از ايمان نائل مي آيد و بدين ترتيب خود را براي امر خطير – تشکيل حکومت جهاني – که در پيش دارد آماده مي نمايد .[29] چنانچه در مورد حضرت پيامبر هم داريم که در قرآن مي گويد تهجد به خرج بده که مقام شايسته اي به شما داده شود گرچند پيامبر مقام عالي داشت که هيچ بشري نداشت و ندارد اما عبادت و بندگي روح آن حضرت را صيقل مي داد  وهر روز از مقامي که داشت بالا تر مي برد . در مورد حضرت مهدي هم چنين است وچون حضرت کمتر به کار هاي حکومتي مشغول است هرچه بيشتر به عبادت خدا مشغول باشد روح متکاملش که از قدرت کمال زيادي بر خوردار است متکامل تر مي گردد و قله هاي صعود را مي پيمايد . اين يکي از فوايدي است که در زمان غيبت عايد خود حضرت مي شود نه پيروان آن امام همام . البته شعاع رحمت و لطف پرتو روح او محدوده گسترده از انسانها در بر خواهد گرفت و بهره خواهد برد که نفع همگاني است . 

13.                مرجع بودن ديني و سياسي با واسطه

در زمان حکومت جهاني او و در زمان حضور فزيکي و جسمي آن امام همام ، حضرت ممکن نيست که تمام امور را خود رتق و فتق نمايد گرچند همه تحت فرمان اوهستند اما کار با واسطه و با تفويض امور به پيروان کار دان و صالح انجام مي شود . چنين کاري تقريبا در زمان غيبت ( چه صغري و چه کبري ) صورت مي گيرد يعني يا به دستور مستقيم آن امام چنانچه در زمان غيبت صغري متداول بود ، کار ها انجام مي شد يا به دستور غير مستقيم چنانچه در زمان غيبت کبري که فقهاي جامع الشرايط نيابت عامه دارند امور به صورت با واسطه انجام مي گيرد و بايد انجام بگيرد. پس مي توان گفت که تصرف ظاهري بشخصه بر امام لازم نيست و اين که با وجود و حضور او ، ولي در پشت پرده غيب امور حل وفصل شود از فوايدي است که نمي توان به آساني از آن چشم پوشي کرد چون با اين نصب تمام امور سامان مي گيرد ولو دستور با واسطه و نصب عام باشد واگر امام اصلا نبود و نصب عام نبود از دين هم خبري نبود « لا يجب علي الإمام أن يتولي التصرف في الأمور الظاهرية بنفسه ، بل له تولية غيره علي التصرف في الأمور كما فعل الإمام المهدي - أرواحنا له الفداء - في غيبته . ففي الغيبة الصغري ، كان له وكلاء أربعة ، يقومون بحوائج الناس ، وكانت الصلة بينه وبين الناس مستمرة بهم . وفي الغيبة الكبري نصب الفقهاء والعلماء العدول العالمين بالأحكام ، للقضاء واجراء سياسات ، وإقامة الحدود ، وجعلهم حجة علي الناس ، فهم يقومون في عصر الغيبة بصيانة الشرع عن التحريف ، وبيان الأحكام ، ودفع الشبهات ، وبكل ما يتوقف عليه نظم أمور الناس .»[30]

 

 نتيجه

بر اساس آنچه بيان داشتيم مي توان گفت که :

1.       مفيد بودن يا غير مفيد بودن وجود امام زمان بستگي به شناخت فرد از امام ، بويژه امام زمان (ع) دارد . اگر کسي مقام امام را آنطور که هست يعني حجت و واسطه فيض الهي بشناسد ديگر اين شبهه را مطرح نخواهد کرد که وجود امام غايب چه ثمره اي دارد چون در واسطه فيض وحجت زمين غيبت تأثير ندارد.

2.      اين که علم ما محدود است دليل بر اين نيست که وجود امام غايب مفيد نيست . انسان حتي فرد معصوم گاهي قادر به درک تمام اسرار الهي نيست چنانچه نمونه هاي در متون ديني داريم .

3.      معظم تصرفات امام (ع) با واسطه است حال در زمان کنوني که امام موجود است ولي غايب اين تصرفات توسط افراد جامع الشرايط و با اذن اوست که اگر نبود احدي حق چنين تصرفي را نداشت که اين خود يکي از فوايد مهم وجود امام غايب است .

4.      اگر همه آنچه بيان داشتيم درمد نظر نگيريم امام فوايدي دارد از قبيل امان بودن اهل زمين ، واسطه اي در فيض الهي ، پاسداري آئين خدا ، ترسيم هدف آفرينيش ، اميد بخشي به پيروان ، تربيت گروه انقلابي آگاه ، نفوذروحاني و ناآگاه  ، مراقبت طرفيني ، رفع مشکلات پيروان ، دسترسي خواص به امام ، پناه گاه علمي علما ، صيقل خوردن بيشتر روح حضرت ، مرجع بودن ديني و سياسي با واسطه که حتي يکي از اين ها دليل کافي براي مفيد بودن امام است چه رسد از اين که مجموع من حيث المجموع در نظر گرفته شود .

 

منابع

1.   نهج البلاغه

2.  القرشي ، باقر شريف ، حياة الإمام المهدي (ع) ، بي جا ، شخصي ، 1417 ه ق.

3.  الميلاني ، علي ، الإمام المهدي (ع) قم : مرکز ابحاث العقائديه ، 1420.

4.  السبحاني ، جعفر ، الأئمة الإثني عشر ، بي جا ، بي تا ، بي نا .

5.  مکارم شيرازي ، ناصر ، حکومت جهاني مهدي (عج) ، قم : انتشارات نسل جوان ، 1388

6.  گروهي ، خورشيد پنهان ، بي جا ، آفاق ، 1404.

7.  اميني ، ابراهيم ، دادگستر جهان ، بي جا ، انتشارات شفق ، 1367.

8.  طاهري ، حبيب الله ، سيماي آفتاب ، قم : زائر ، 1380.

9.     مصباح يزدي سخنراني.

10.      مجلسي ، محمد باقر ، بحار الانوار ، بيروت : مؤسسة الوفاء  ، 1404.

11.      صدوق ، محمد ، کمال الدين ، قم : دار لاکتب الاسلاميه ، 1395.

12.      قمي ، شيخ عباس ، مفاتيح الجنان ، زيارت جامعه کبيره .

13.      مدقق ، عبدالحکيم ، فلسفه وجودي امام غايب ، مجله زمزم معارف ،  ش 24.

14.     طباطبايي ، محمد حسين ، شيعه در اسلام ، کتابخانه بزرگ اسلامي ، چ ششم ، 1356.

 

پاورقيها


[1]  سبحاني ، جعفر ، الائمه الاثني عشر ،ص217.

[2] جلاء العيون 3 / 157 – 158 .

[3] مصباح يزدي .

[4] نهج البلاغه

[5]  سبحاني ، جعفر ، الائمه الاثني عشر ،ص218.

[6]  السيد الميلاني ، علي ، الامام المهدي ، ص28.

[7]  کمال الدين .

[8]  منتخب الاثر ، ص 267.

[9]  نهج البلاغه ،

[10]  بحار الانوار 52/ 20

[11] کمال الدين ، ح21.

[12] مفاتيح الجنان ، زيارت جامعه کبيره .

[13] بحار الانوار 23/6.

[14] مکارم شيرازي ، ناصر ، حکومت جهاني مهدي (عج) ،ص227.

[15] مکارم شيرازي ، ناصر ، حکومت جهاني مهدي (عج) ،ص237.

[16] باقر شريف القرشي ، حياة الامام المهدي ، به نقل از منتخب الاثر صص271-273.

[17] مکارم شيرازي ، ناصر ، حکومت جهاني مهدي (عج) ،ص 225و226.

[18] مکارم شيرازي ، ناصر ، حکومت جهاني مهدي (عج) ،229.

[19] مکارم شيرازي ، ناصر ، حکومت جهاني مهدي (عج) ،ص231و233.

[20] بحار الانوار 23/ 6-8 .

[21] مدقق ، عبدالحکيم ، فلسفه وجودي امام غايب ، ش 24.

[22] طباطبايي ، محمد حسي ، شيعه در اسلام ، کتابخانه بزرگ اسلامي ، چ ششم ، 1356.

[23] مکارم شيرازي ، ناصر ، حکومت جهاني مهدي (عج) ،226.

[24] باقر شريف القرشي ، حياة الامام المهدي ، به نقل از منتخب الاثر صص271-273.

[25]  سبحاني ، جعفر ، الائمه الاثني عشر ،ص 214.

[26] السيد الميلاني ، علي ، الامام المهدي ، ص32.

[27] سبحاني ، جعفر ، الائمه الاثني عشر ،ص219.

[28] گروهي ، خورشيد پنهان ، ص255.

[29] گروهي ، خورشيد پنهان ،ص256.

[30] سبحاني ، جعفر ، الائمه الاثني عشر ،ص219.