برگشت

تروریسم از منظر اسلام

 

سلطان حسین نوری

سطح چهار حوزه و ماستری تاریخ اسلام

 

 

 

 

چکيده:

در عصرحاضر هيچ واژه اي مانندتروريسم تااين حد،شوم،نفرت انگيز،هراس افگن نبوده ،چه اينکه باشنيدن واژه تروريسم ليست کلان وبلند بالايي ازانواع خشونت ،سوءقصد،قتل وبمب گذاري و...درذهن انسان تداعي مي کندوازطرفي غيرت سازي ودشمن تراشي درسياست جهاني ومنطقه اي غرب که امروزه تمايل به ايجادارتباط ميان اسلام وتروريسم دارد، دراين ميان شناخت ديدگاه اسلام درباره تروريسم همچنان نامکشوف باقي مانده است ودرزمانه حاضربسياردرخورتحقيق وحايزاهميت است.

ازآن جاي که تروريسم يک معضل اجتماعي وپديده شوم وناميمون جهاني است ومهم ترازهمه تعدادچشمگيري ازاقدامات تروريستي درداخل سرزمين هاي اسلامي وبرضدمسلمانان وبرخي ازآن هم به وسيله جريان هاي اسلامي وچه بسابه نام اسلام انجام مي شود.شناخت آگاهانه تروريسم ومقابله باآن وهمچنين توجه قضاي صحيح به اين پديده ،نيازمنداين است که به ديدگاه اسلام وجامعه اسلامي نيزتوجه شود.ازاين رومقاله حاضرتلاش مي کندپس ازتعريف وشناخت وتاريخچه تروريسم ،نظراسلام وآموزه هاي آن رادرباره تروريسم به تبيين وتحليل بگيرد.

          واژگان کليدي: اسلام ،مسلمان ،تروريسم ،آموزه هاي اسلامي ،دفاع مشروع،جهاد

 

مقدمه:

تروريسم و عمليات انتحاري شيوه و شكل جديدي از نمونه هاي جنگي است كه طي دهه هاي گذشته به تدريج آغاز واکنون به معضل جهاني مبدل گشته است.

واقعيت اين است که اسلام خود بزرگترين قرباني تروريسم است زيرا، بعضي ازائمه اطهار(ع) و رهبران عالم اسلامي خود به دست حکومت هاي ظالم ترورشدند وشربت شهادت نوشيدند. اگرجلوي تروريسم گرفته شده بود الگوهاي بشريت نظيرمولاي متقيان حضرت علي (ع)، امام حسن مجتبي(ع)، امام رضا (ع)  وسايرائمه اطهار به دست خبيث ترين دشمان بشريت به شهادت نمي رسيدند.

اگرتروريسم مهار مي شد، امروزه و درعصرحاضرملت مظلوم فلسطين درچنگال فقروآوارگي اسيرنمي شدند، اگرتروريسم مهارمي شدفجايع انساني درويتنام، هيروشيما، ناکازاکي، بوسني، کوزوو ، ديرياسين، صبرا، شتيلا، قانا، شبه جزيره بالکان، حلبچه، جنوب لبنان،عراق وافغانستان مظلوم که هزاران نفررابه خاک وخون کشيده ومي کشدبه وقوع نمي پيوست.

وبالاخره اگرتروريسم مهارمي شد، امروزه آمريکا وانگليس باهزاران نيرو و همراهي  دهها کشوربه بهانه انتقام ازعمليات تروريستي يازده سپتامبر 2001م صدها موشک کروز و تام هاگ برسرمردم بي دفاع افغانستان نمي ريختند.!!!

قبل از پرداختن به تاريخچه بحث وتروريسم از منظر اسلام، لازم است بعضي از مفاهيم كليدي جهت فهم بحث، روشن شود.

الف) مفاهيم

مفهوم تروريسم:

 تروريسم  از ريشه لاتيني (terror) به معني ترس و ترساندن است اين واژه اولين بار در سال 1796 م، در متمم فرهنگ لغات «فرهنگستان علوم فرانسه» ظاهر شد و تروريسم را چنين معني كرد «نظام يا رژيم وحشت»[1]

براي تروريسم هر نهاد آمريكاه معناي مخصوص ذكر كرده است كه به طور مختصر ذكر مي­گردد.

1-     تروريسم از نظر وزارت دفاع آمريكا (1990م)

تروريسم: «كاربرد غير قانوني يا به كار بردن تهديد، زور يا خشونت بر ضد افراد يا اموال براي مجبور يا مرغوب ساختن حكومت‌ها يا جوامع كه اغلب به قصد دستيابي به اهداف سياسي- مذهبي يا ايدئولوژيك صورت مي‌گيرد».[2]

2-     تروريسم از نظر وزارت امورخارجه آمريكا

«خشونت از قبل طراحي شده و داراي انگيزه سياسي كه توسط گروه‌هاي زير ملي يا عوامل مخفي بر ضد هدف‌هاي غير رزمي اجرا شده و معمولا ًهدف از آن تحت تأثير قرار دادن مخاطبان است».[3]

3- آمريكا و تعريف جديد از تروريسم

دولتمردان آمريكا در باب تعريف تروريسم به نكته جديدي اشاره مي‌كند. آن‌ها در تعريف تروريسم نه تنها نفس عمل تروريستي را مدنظر قرار مي‌دهند، بلكه به قصد و نيت هم اشاره مي‌كند. به طور كه آمريكا بعد از 11 سپتامبر اين حق را براي خود قايل شد كه براي حفظ امنيت ومنافع ملي خود و جلوگيري از تهاجمات تروريستي قبل از هرگونه حمله با توجه به نيت و اقدام مهاجم (گروه، حزب،سازمان يا دولتها) اقدامات پيش دستانه يا پيشگيرانه انجام دهد. و اين تعريف خود را نيز عملي كرد كه به موارد از آن ها اشاره مي­گردد.

1/3. تهاجم نظامي «مثل افغانستان و عراق»

2/3. توصيه به دموكراتيزه شدن (كشورهاي عرب)

3/3. تهديد ايران و سوريه به اقدامات پيشگيرانه.

بلوكه كردن دارايي‌هاي گروهها و يا دولت‌هاي متهم به تروريسم.[4]

 در جديد‌ترين تعريف که  به انگليس‌ها بر مي‌گردد عامل و انگيزه تروريسم سياسي بر شمرده شده  و روش‌هاي خشونت آميز با هر انگيزه‌اي محكوم، و در موضع جديد اتحاديه اروپايي و سازمان امنيت و همكاري اروپا عامل و انگيزه به طور كلي حذف شده است و ظاهراً اين نوع بر خورد شايد پاسخ غير مستقيم باشد به موضع‌گيري سازمان كنفرانس اسلامي در مورد عامل و انگيزه مبارزات مردم فلسطين براي نيل به آزادي واستقلال.[5]

4.     سازمان كنفرانس اسلامي

«تروريسم به هر اقدام خشونت آميز يا تهديد به آن گفته مي‌شود كه صرف نظر از مقاصد مرتكبين آن به منظور ارعاب مردم يا تهديد آنان صورت گيرد و موجب به خطر انداختن جان يا امنيت آنان يا آسيب رساندن به محيط زيست يا به يكي از تأسيسات، اموال خصوصي يا عمومي گردد.»[6]

البته هنوز ايالات متحده و سازمان ملل تعريف رسمي از تروريسم ارائه نكرده‌اند اما اغلب صاحب نظران به اين نكته توافق دارند كه: «تروريسم به رفتار مجرمانه و خشونت باري جهت رسيدن به هدفي سياسي اشاره دارد كه مي‌توان آن را جنگ خرد تعريف كرد».[7]

ب: تاريخچه تروريسم

بعد ازروشن شدن مفهوم تروريسم به تاريخچه بحث مي­پردازيم كه از چه زمان اين ايده و از طرف چه كساني و براي چه هدف طرح ريزي شده است.

اگر ترور به معني ايجاد رعب و وحشت در نظر گرفته شود مي‌توان آن را همزاد بشر دانست آن گونه كه قابيل وهابيل روا ‌مي داشت؟. اما ترور به مفهوم معاصر آن از قرن شانزدهم و با پيدايش دولت ملي در اروپا ظاهر شد و با انقلاب فرانسه رواج بيشتري يافت در دوره‌اي از انقلاب فرانسه ژاكوبنها در مجلس، حكومت چند صد ساله‌اي بر پا نمودند كه اين دوره به دوره ترور معروف گرديد. ژاكوبنها سعي داشتند با حذف فيزيكي و ايجاد رعب و وحشت در جبهه مخالفان، از انسجام و تشكل آن‌ها جلوگيري نمايد. از اين پس تروريستها توسط دولتها، مخالفين را در ديگر كشورها هم تعقيب نمودند ولذا تروريسم دولتي و بين‌المللي هم به راه افتاد و در دهه 1960م، شاهد شكل‌گيري سازمان جهاني تروريسم بوديم،كه بسياري از دولتها روي آن سرمايه گذاري نمودند،ودرواقع  پديده‌اي شوم تروريسم درقرن بيستم پديده اي  دولتي بود كه دولتها خود هدايت، آموزش و تأمين مالي آن را به عهده داشتند و به همين خاطر هنوز هم برخي انديشمندان در خصوص وجود تضاد واقعي ميان دولتها و تروريسم ترديد دارند.[8]

سازمان ملل تلاش‌هاي خود را در مورد تعريف تروريسم از سال 1972 م، آغاز و سر انجام درسال 1979 گزارش خود را بدون هيچگونه تعريفي از تروريسم به مجمع عمومي ارائه داد. اين سازمان پس از بررسي‌هاي طولاني در سال 1989 و طي قطعنامه‌اي نظر خود را در خصوص حق سلب ناشدني تعيين سرنوشت و استقلال براي همه مردماني كه تحت سلط رژيم‌هاي استعماري ونژادپرست و ساير اشكال سلطه بيگانه و اشغال خارجي به سر مي‌بردند را مورد تأكيد قرار داد و تلاش‌هاي آن‌ها به ويژه نهضت رهايي بخش كه مطابق با اهداف و اصول منشور ملل متحد باشد مشروع و قانوني دانست.[9]

تحولات بعد از حوادث 11 سپتامبر بيش از پيش قدرت عظيمي را كه در شوراي امنيت متمركز شده آشكار كرد. قطعنامه‌هاي 1368 و 1373 نقاط عطفي در اين مرحله‌اند.

قطعنامه 1368 با تأكيد بر اصل دفاع ذاتي فردي و جمعي از خود به نحوي تقريباً نامحدود مجوز لازم براي اقدام جهت مجازات «كمك دهندگان، پناه دهندگان و حاميان تروريست‌ها» را صادر كرد.[10] و در واقع ملل متحد بطور ضمني ديدگاه آمريكا و بسيار ديگر از كشورهاي غربي مبتني بر تلقي اعمال تروريستي به عنوان«حمله مسلحانه» يا «تجاوز نظامي» را مورد تأكيد قرار داد.[11]

قطعنامه 1373 و براساس فصل هفتم منشور (ماده 25) صادر شد كه در آن شورا علاوه بر پيش بيني از قوه قهريه براي اجراي مصوبات شوراي امنيت در باب تروريسم از همه دولتها خواست علاوه بر اجراي مصوبات كنوانسيونهاي 12 گانه قبلي در مورد تروريسم،گزارش كاركرد خود را در مبازره باتروريسم ظرف حداكثر 90 روز از صدور قطعنامه به كميته ويژه‌اي كه شوراي امنيت تعيين نموده است ارائه نمايد. نكته حائز اهميت در اين است كه همه كشورها موظف شدند به نوعي امنيت ايالات متحده را امنيت تمام جهان بدانند.

ناگفته نمانديكي از پيامدهاي ناگوار وناجوانمردانه حادثه 11 سپتامبر 2001 ميلادي حمله به مسلمانان در كشورهاي غربي و مترادف ساختن اسلام و مسلمانان با تروريسم است.

در صحنه داخلي رسانه‌هاي ارتباط جمعي آمريكا، افكار عمومي غرب را به شدت عليه اسلام و مسلمانان شوراندند، به طور كه حمله فيزيكي به اماكن، خانه‌ها و محل كسب مسلمانان و كسانيكه چهره شرقي داشتند به شدت افزايش يافت.[12]تلويزيون سي. ان. ان آمريكا ساعتي پس از حملات 11 سپتامبر و به دنبال آن بسياري از شبكه‌هاي تلويزيوني، صحنه شادي فلسطينيان كه مربوط به شليك موشك‌هاي عراق به اسرائيل در سال 1991م مربوط مي‌شد،پخش و سعي كردند افكارعمومي آمريكا را از عوامل اصلي به سمت مسلمانان منحرف كنند از طرفي انتشار اسامي افرادي چون محمدعطا، عبدالعزيز العمري، پيداشدن اتومبيلي در نزديكي فرودگاه كه در آن قرآن، سجاده، مهر و تسبيح و ... وجود داشت و نيز وصيت‌نامه محمدعطا كه با نام جهاد اسلام، جان هزاران انسان  را گرفته بود، همه و همه از جمله اولين اخبار و تصاويري بود كه در نخستين روزها در اكثر رسانه‌هاي غربي پخش و منتشر شد. اما گردانندگان اين سناريوها كساني بودند كه با ارائه طرح هاي همچون جهاني سازي مي‌خواستند جهان را به تملك خود درآورند و چون براي اين مساله به دو ابزار ارتش و رسانه نياز داشتند بدين ترتيب هجمه همه جانبه رسانه‌هاي غربي در اين رابط قابل تغيير است؛ زيرا تعاليم اسلامي به مذاق متفكران و هدايت كنندگان تئوريهاي فوق خوش نمي‌آمد، لذا با تمسك به هر وسيله‌اي سعي در بدبين نمودن افكار عمومي جهان به تعاليم اسلامي كردند.[13] رئيس جمهور آمريكا حتي آشكارا خود را با حضرت مسيح در سخنان تكراري اش مقايسه كرده است. آن جا كه مي‌گويد: «آن‌ها كه با ما نيستند عليه ما هستند» جمله‌اي است كه دقيقاً انعكاس قسمت 30/12 انجيل مي‌باشد كه مي‌گويد: « كسي با من نيست عليه من است»[14] از طرفي بن‌لادن نيز بي‌كار ننشسته مسلمانان را به مبارزه برضد « جنگ صليبي آمريكا » فرا مي‌خواند.[15]و از طرفي ديگرصهيونيست‌ها در اين گيرودار دست به كار شده هنوز چند ساعتي از جريان حملات برج‌هاي دوقولونگذشته بود ، روي اين موضوع تاكيد كردند كه طراحان و مجريان عليه آمريكا، منحصراً عرب و مسلمان هستند و تروريسم شاخصي است كه همراه اسلام است و اين كه اسلام دشمن اول آمريكا و غرب به شمار آمده و از طرفي مطرح كردند كه مسلمانان دشمنان تمدن غرب و دشمن سرسخت طرح « جهاني سازي» آمريكا هستند.[16] بر همين اساس بسياري از نويسندگان غربي و صهيونسيتي «اسلام» را عامل حوادث آمريكا دانستند و با نوشتن مباحث اين چنيني سعي در ترويج نظريه «درگيري تمدنها» و بحث تقابل اسلام با غرب را مطرح كردند. به عنوان مثال يك نويسنده يهودي در مقاله خود كه روزنامه انگليسي «ديلي تلگراف» آن را چاپ كرد نوشت:« مسلمانان تندرو كه از سلاحهاي پيشرفته برخوردارند به دنبال يك هدف، نابودي تمدن غربي هستند و كشورهاي اسلامي نيز از آن پشتيباني مي‌كنند.» همچنين جان اشكرافت، دادستان كل آمريكا، در نوامبر2001 در مصاحبه با راديو توماس كاليفرنيا مي‌گويد: « اسلام ديني است كه در آن خدا از شما مي‌خواهد كه پسر خود را براي كشته شدن در راه او بفرستيد. اما مسيحيت ديني است كه در آن خدا فرزند خود را مي‌فرستد تا به خاطر شما كشته شود.»[17]

به نظر مي‌رسد اين بدبيني‌ها و نا عدالتي‌ها سبب شد كه حتي دنياي غرب بعد از اين حادثه پا را فراتر گذاشته به حدي جري شدند، كه با يك كار برنامه ريزي شده با كاريكاتورها و مطالب نادرست نسبت به ساحت مقدس پيامبر رحمت حضرت محمد(ص) وقرآن كريم بي حرمتي نمايند که نه تنها قلب هرمسلمان بلکه هرآزاده اي رابه دردمي آورد.

ج: آموزه هاي اسلام و تروريسم

بعد از بيان مفاهيم وتاريخچه تروريسم لازم مي­بينم كه تروريسم را ازمنظر اسلام بررسي نماييم كه آيا تروريسم در اسلام اصلا جايگاه دارد ياخير؟

با مراجعه به متون ديني و دقت در آن اين نكته بدست مي­آيد ترور اعم از ترور شخصيت وغيره در اسلام جايگاه ندارد زيرا انسان در ديد اسلام خليفه وجانشين خدا به حساب مي­آيد كه خود دارايي كرامت و عزت است  و همانطور كه بي حرمتي نسبت به حق جايز نيست نسبت به خليفه وجانشين حق هم جايز نخواهد بود كه اين مسله در عناوين زير مورد بررسي وتحليل قرار خواهد گرفت.

1- حرمت انسان در اسلام:

درنگرش اسلامي انسان مخلوق مكرم و محترم خدا و برترين موجودات پديده هاي عالم هستي است. مقام و منزلت انسان از منظر اسلام تا حدي است كه خلقت و آفرينش موجودات و مخلوقات خداوند به خاطر انسان و تأمين خواسته هاي مستقيم يا غير مستقيم او به شمار آمده است اين همه احترام و امتياز براي انسان به لحاظ آن استعدادهاي خداوند است كه در وجود اين موجود نهاده است و چنانچه انسان در پرتو هدايت انبياء و اولياء و مجاهدت هاي خود بتواند اين استعدادها را در وجود خويش شكوفا سازد و به فعاليت برساند از مقام بس بلند و رفيع خلافت الهي در روي زمين بهره مند خواهد شد.[18]

لازمه چنين تعظيم و اكرامي نه تنها تجاوز و تعدي به حقوق مشروع ديگران را منع مي كند كه پاسداري و حفاظت ازحقوق انسان ها را واجب مي نمايد، بر پايه چنين تلقي و براشت از انسان است كه مسلمانان در روي زمين موظف به حفظ حقوق و امنيت جان، مال، ناموس و شرافت يكايك بشر هستند و كسي نمي تواند از طريق نامشروع حقوق آنان را مورد تعرض قرار دهد. حضرت علي(ع) حتي از شكسته شدن حريم كفاري كه در سايه حكومت اسلامي مي زيستند و به وسيله سپاه معاويه مورد تجاوز و غارت قرار گرفته بودند خشمگين شده مي فرمايد: «... اگر مسلماني به خاطر اين حادثه از روي تأسف بميرد، ملامت نخواهد شد،‌بلكه از نظر من سزاوار و بجاست ...»[19]

همة اين سختگيري ها در باره كرامت انسان حكايت از حرمت او در نگرش اسلامي دارد. بنابر اين حرمت و كرامت انسان به كسي اجازه نمي دهد كه در حق او بي حرمتي شود. در قرآن كريم در باره قتل نفس مي فرمايد: « مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْياهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيا النَّاسَ جَمِيعًا ً» هركس انساني را بدون ارتكاب قتل نفس يا فساد در زمين بكشد چنان است كه گويي تمام انسان ها را كشته است.[20]

جالب اين جا است كه در اين آيه تعبير به نفس و ناس شده است، از اين رو مي توان حرمت خون همة انسان ها را استنباط كرد.

2- دعوت اسلام به صلح و امنيت

يكي از اصول و مباني مسلم اسلام، طرفداري و حمايت از صلح و امنيت است كه نمونه هاي بارز آن در قرآن كريم و سخنان پيشوايان ديني ما با تعابير زيبا بيان شده، چانچه يك آيه از آيات فراوان كه در مورد صلح نازل شده است. به استناد مي گيريم به طور كه خداوند در قرآن كريم صلح و سازش را به عنوان يك قانون كلي و عمومي در يك جمله كوتاه بيان مي كند بسيار قابل توجه و دقت است.« وَالصُّلْحُ خَيرٌ »[21]

علاوه بر آيات بي شمار قرآن كريم روايات متعددي نيز وجود دارد كه به ضرورت و جايگاهي صلح در حيات بشري تأكيد نموده است. حضرت علي(ع) در نهج البلاغه به فرمانده خود مالك اشتر سفارش مي كند كه هرگز از صلح كه دشمن پشنهاد مي كند سرباز نزن و از آن استقبال كن! زيرا در صلح و امنيت خشنودي خدا، آسايش رزمندگان به آرامش فكري تو امنيت كشور و توده هاست«ولاتدفعن صلحاً دعاك اليه عدوك ولله فيه رضي فان في الصلاح دعته لجنودك و راحته من همومك و امنا لبلادك»[22]

بنابر اين صلح يك اصل اساسي در ارتباط با بيگانگان از منظر اسلام است كه در منابع اسلامي حتي در حين جنگ به پذيرش صلح و مسالمت تأكيد شده و سيرة پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) خود گواه بر اين مطلب است.

پساولين آموزه در اسلام كه مي تواند تروريسم را به بند بكشد حرمت و كرامت انسان در اسلام است،‌چنانچه انسان در نگرش ديني و اسلامي، مخلوق مكرم و محترم خداست، اعطاي مقام و منزلت خليفه خدا براي انسان او را از شأن و جايگاهي خاص در سلسله مراتب هستي برخوردار كرده است و باعث شده كه ارزش وكرامت وي تا زمانيكه حرمت خود را حفظ كرده و به حقوق ديگران تجاوز و تعدي نكرده است نه تنها رعايت شود كه پاسداري از جان و مال و ناموس او به حكم شريعت الهي واجب شمرده شده است.

دومين آميزه مسأله صلح و امنيت است،‌كه با استناد به آيات قرآن كريم و روايات اسلامي بر اين گمانه استدلال شد كه در گفتمان اسلامي با استناد به آموزه هاي قرآني بر اصل دعوت گفتگو و همزيستي مسالمت آميز تأكيد مي شود و جنگ جز در موارد ضرورت و دفاع از حريم اسلامي تجويز نمي گردد.

3- اسلام و دفاع مشروع

آنچه كه در اين مبحث مهم است مرزبندي دقيق بين مفاهيم تروريسم و مبارزات آزادي بخش و يا دفاع مشروع مي باشد.

دفاع يك امر بديهي و مشروع همه انسان ها است كه در هرملت و آييني به رسميت شناخته شده است. بسياري از متفكران، حقوق دانان، دفاع را به عنوان حق طبيعي هر انسان و جامعة انساني و حتي موجودات زنده معرفي كرده اند.[23]

اين امر در حقوق داخلي جوامع مختلف و حقوق بين المللي نيز به عنوان يك حق مسلم طبيعي و قانوني به رسميت شناخته شده است. به لحاظ حقوق بين المللي مهمترين سند بين المللي كه دفاع مشروع را به عنوان حق طبيعي كشورها به رسميت شناخته، منشور ملل متحد به ويژه ماده 51 فصل هفتم منشوراست. به موجب اين ماده در صورت وقوع حملة مسلحانه عليه هر عضوي از اعضاي سازمان بين المللي تازماني كه شوراي امنيت،‌ اقدامات مربوط به حفظ صلح و امنيت بين المللي را به عمل آورد.

حق دفاع انفرادي يا دسته جمعي براي كشور مورد تهاجم وجود دارد.[24]

در آيه 39 سوره حج كه به عقيده برخي نخستين آيه جهاد است، آمده است:

« أُذِنَ لِلَّذِينَ يقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَي نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ » به آنان كه مورد تهاجم دشمن قرار گرفته اند،‌اجازه جهاد داده شده است و خداوند بر ياري آنها قادر است. سپس به دنبال اين آيه در توضيح تشريع امر جهاد مي فرمايد: «همان كساني كه به ناحق از خانه و كاشانة  خود بدون هيچ دليلي اخراج شدند، جزاينكه مي گفتند پروردگار ما خداوند يكتا است.[25]

تعبير آيه كه با كلمه «أَذِن» شروع شده تناسب زيادي با گفته كساني دارد كه آن را نخستين آيات جهاد مي داند و نشان مي دهد كه قبلاً چنين اذني وجود نداشته است.

بنابر اين آغاز تشريع جهاد،‌جهاد تدافعي در برابر تهاجم و تجاوز دشمن بوده است. همان دشمني كه مسلمانان را مجبور به هجرت و ترك خانه و سرزمين خود كرده بودند. بي آنكه گناهي داشته باشند.[26]

در آيات شريفه ديگر نيز وقوع تجاوز مبناي حق استفاده از دفاع مشروع به حساب آمده است. در سوره بقره آيه 190 مي خوانيم « وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يحِبِّ الْمُعْتَدِينَ »  بجنگيد در راه خدا با آن هاي كه با شما مي جنگد... 

به دنبال همين آيه آمده است: آنهايي كه با شما به نبرد برخواسته اند،‌ هركجا يافتيد بكشيد و از آن جاي كه شما را بيرون راندند آن ها را بيرون كنيد علاوه بر آيات قرآن، روايات متعددي كه شيعه و اهل سنت از رسول خدا و اهلبيت پاكش نقل كرده اند وجود دارند كه مشروعيت دفاع را به وقوع تجاوز، ظلم و ستم مبتني كرده است. مانند آنكه رسول خدا فرمودند: «هركس در برابر دفاع از جان،‌ دين و اهل(خانواده) خود كشته شود شهيد است.»[27]

حضرت علي(ع) در جنگ صفين به نيروهاي خويش چنين سفارش كرد: «ايهاالناس لاتبدئوا القوم بقتال حتي يبدئوكم به ولاتقتلوا مدبراً و لاتجهزوا علي جريح ولاتهتكوا عورةً ولاتمثلوا و لاتدخلوا رجال القوم ولاتهيجوا مرئةً ولا تسبوا احداً» اي مردم هرگز با دشمنان جنگ را آغاز نكنيد، تا آنان آغاز گر جنگ باشند. فراريان را نكشيد و بر زخميان نتازيد هتك حرمت و عورت نكنيد، از مثله كردن بپرهيزيد،‌وارد خانه هاي آنان نشويد، بر زنان حمله نبريد و به كسي دشنام ندهيد.[28]

اما امروزه و در عصر حاضر براي مثال چگونه عمليات فلسطنيان كه در دنيا به انقلاب سنگ معروف است با اقدامات گسترده و وحشيانه رژيم تا دندان مسلح و مجهز به سلاح هاي پيشرفته اسرائيل كه با حمايت هاي مادي، تسليحاتي،‌تبليغاتي قدرتهاي خارجي كه در رأس آنها آمريكا و انگليس قرار دارد و قريب به نيم قرن است كه رژيم اسرائيل به صورت مداوم به جان،‌ مال، ناموس و سرزمين و اعتقادات اين مردم حمله برده ،در چنين شرايطي كه بين طرفين درگير موازنه اي وجود ندارد و واكنش قهري مظلومان فلسطيني آنهم با سنگ و فدا كردن خود در مقابل تجاوز نه تنها از حد گذشتن و خارج شدن  از قواعد متعارف بازي است كه به حكم قرآن و آموزه هاي اسلامي و حقوق بين الملل و وجدان بشري مشروع شمرده شده است.

نتيجه:

هرچندتعريف جامع ودقيق ازاين واژه دشواراست ،اما آنچه اسلام به آن تکيه دارد اين است که انسان درنگرش اسلامي يک موجودمحترم ومکرم خدا وبرترين مخلوقات عالم هستي است،حرمت وکرامت انسان دراسلام ايجاب مي کندکه جان،مال،ناموس،حقوق وآزادي هاي اوحفظ شود. اقداماتي که برضدانسان هاي  بيگناه صورت بگيرد نه تنها از منظر اسلام محکوم است که درمقابله باآن به مبارزه  برخواسته حتي تهاجم ازطريق زبان وانديشه راجايز نمي داندوبراي هرتجاوزوستمي ولوبه اندازه «مثقال ذرّه » کيفرقطعي راانتظارمي بردبه همين دليل درروابط خارجي اسلام برصلح و امنيت ،همکاري وهمزيستي مسالمت آميزمبتني برمنطق وگفتگوتاکيدشده است.

بااين حال مي توان گفت که هرچندخشونت درقالب تروريسم منع شده است،امااقداماتي که براي دفاع ازجان،مال،حريم انسان ويادفاع ازآزادي هاوسرزمين وحاکميت انجام مي گيردمنع نشده بلکه به جواز شرعي آن ذيل دفاع مشروع نظرداده است.بنابراين دفاع مشروع علي رغم اينکه يك حق طبيعي وقانوني هرانسان وجامعه انساني ازمنظراسلام وآموزه هاي اسلامي به رسميت شناخته شده است بامحدوديت هاوقيودي نيزمواجه است ،لذااقداماتي که به منظور دفاع به عمل مي آيدبايددرواکنش به يک تجاوزسابق برآن ومتناسب بادفع تجاوزودرهمان حدکه براي دفع تجاوزوخاتمه دادن به آن ضرورت داشته باشدوبارعايت اصول وقواعداخلاقي وانساني صورت گيرد،ازنظراسلام موردپزيرش قرارگرفته است که باتروروتروريسم همخواني نداشته وفاصله بسياردارد.

بنابراين خشونت دراسلام فقط عامل بازدارنده و دفاعي است ،نه يک اقدام تروريستي وتجاوزکارانه ومجرمانه .

 پانوشتها


 

[1]. غلام رضا،علي بابايي،«فرهنگ سياسي» تهران: انتشارات آشيان، چاپ اول 1382،ص188.

[2]. جميز در دريان و ديگران،« تروريسم تاريخ، جامعه شناسي، گفتمان، حقوق»، مترجمين: وحيد بزرگي و ديگران،تهران: نشر ني، چاپ اول 1382، ص22.

[3]. والتر لكوئر، تاريخچه تروريسمhttp://www. Persian.usivfo.statee.gov 

[4]. محمود رضا گلشن پژوه،(گرد آورنده)،« گزيد ه تحولات جهان»، تهران: مؤسسه ابرارمعاصرتهران، چاپ اول 1382، ج17، ص250.

[5]. همان، ص190.

[6]. غلام رضا علي بابايي، پيشين، ص191.

[7]. در دريان جيمز، پيشين، ص198.

[8]. عبدالحسين حجت زاده،« تروريسم: مفاهيم، اقدامات و راههاي برون رفت جمهوري اسلامي ايران از آن»، نگاه، سال پنجم، شماره 49، (خرداد و تير13484)، ص17.

[9]. غلام رضاعلي بابايي، ،پيشين، ص195.

[10]. محمد جواد ظريف و مصطفي زهراني (گرد آورندگان)،« روندهاي جديد بين‌الملل»، تهران: دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي، چاپ اول، 1384، ص84..

[11]. غلام رضاعلي بابايي، پيشين، ص196.

[12]. حسن واعظي، ،« تروريسم، ريشه يابي و اهداف آمريكا از لشكركشي به جهان اسلام»، تهران: انتشارات سروش، چاپ اول،1380. ص12.

[13]. محمد آخگري، « يازده سپتامبر وحجم  تبليغاتي غرب عليه اسلام »،مجله نداي جمعيت ، سال يازدهم، شماره 37،( پاييز 1381)

، ص6.

[14]. چارملز جانسون،« مصائب امپراتوري»،مترجمين : عباس کاردان ،حسن سعيدکلاهي ، تهران:مؤسسه  ابرار معاصر، چاپ اول 1384 ،ص418.

[15]. ناصرقباديان ،وديگران، « يازده سپتامبر آغاز عصرنو در سياست جهاني» ،گروه مترجمين:بهرام چهاردهي ،وديگران ،تهران: نشر ديگر، چاپ اول 1380 ،ص36.

[16]. محمد تركي ، «بازتاب جهاني شدن و نتايج پيش‌بيني شده در پي حوادث اخير» مجله ديدگاهها و تحليل‌ها، سال پانزدهم، شماره 154 ،( آذر 1380 ): ص42.

[17]. لوپ، « اهانت به مسلمانان بعد از سپتامبر در آمريكا» ترجمه :مجتبي حيدري، روزنامه كيهان، 20 مهر 1381 ،ص12.

[18]. سيد محمد حسين شيرازي، در پرتو اسلام ،‌ترجمه علي كاظمي ، بي جا ، نشر انديشه هاي اسلامي ، چاپ دوم ، 1369 ، ص 3-2.

[19]. نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتي ، قم ، مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين ، بي تا ، خطبه 27 ، ص51.

[20]. مائده ، 32.

[21].  نساء / 128.

[22].  نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتي ، نامه 133- 132 ، ص416.

[23].  الهام امين زاده،‌ «مفهوم دفاع مشروع در قبال تروريسم» در كتاب دفاع مشروع از منظر اسلام و حقوق بين الملل، ص 63.

[24].  علي اكبر خسروي، حقوق بين الملل و دفاع مشروع ، تهران: مؤسسه فرهنگي آزينه ، 1373 ، ص133.

[25].  سوره حج /  40- 39.

[26].  ناصر مكارم شيرازي،‌پيام قرآن، تهران دارالكتب الاسلاميه،‌چاپ سوم، 1377 ، ج10 ، ص355- 354.

[27].  محمد بن حسن حر عاملي، وسايل الشيعه، ج11 ، ص 91 و 94.

[28].  حر عاملي، همان ،‌ج15، ص 95.