برگشت

شرایط و اصول حاکم بر تشویق و تنبیه در تربیت اخلاقی

 

 

عصمت الله رضایی

ماستری حقوق جزا و جرم شناسی

 

 

چکيده

انسان دردورهاي مختلف از زندگي چه در دوره جواني وبزرگ سالي و پيري- اعم از زن ومرد- در معرض ارتکاب فساد وشر وبدي قرار گرفته وهمواره خطر رفتارهاي ناستوده اخلاقي وي راتهديد مي‌کند، و طبيعتاً به رفتارهاي سوء وتخلفات اخلاقي راغب ومايل اند ونسبت به اعمال ممنوعه کنجکاو اند، يکي از موضوعات مهم واساسي در اين زمينه، تربيت اخلاقي است که انسان براي پرهيز از اخلاق رذيله وطي نمودن کمالات عاليه به آن نيازمند است روش هاي مختلف در تربيت اخلاقي مطرح است، دو روش تشويق وتنبيه از مهترين روش هاي تربيت اخلاقي است.

در اين مقاله ضمن تعريف تربيت اخلاقي ومفهوم شناسي واژه تشويق وتنبيه، در راستاي پاسخ به اين پرسش تدوين يافته است که تشويق وتنبيه مؤثر ومناسب چه شرايطي دارد؟ و اصول حاکم بر آن کدام اند؟ 

کليد واژگان. (تعليم وتربيت، تشويق، تنبيه، افراط، تفريط، اعتدال).

مقدمه:

‌أ-                  مفهوم شناسي

1-                تعريف تربيت اخلاقي:

« بر انگيختن، فراهم ساختن و به کار بستن ساز وکارهاي آموزشي وپرورشي جهت شناختن وشناساندن فضائل ورذلايل، وزمينه سازي براي ايجاد انگيزش و دلبستگي و روي آوردن به صفات حميده، و زايل سازي اخلاق رذيله به منظور نيل به کمال وسعادت جاودانه».[1]

2-                تشويق در لغت:

تشويق واژه‌اي عربي از باب «تفعيل» واز ماده‌اي «شوق» است وبه معناي کشيده شدن نفس آدمي به سوي امري[2] است. به عبارتي ديگر تشويق به معناي به شوق آوردن وراغب کردن به چيزي است.[3]

تشويق در اصطلاح روان شناختي عبارت است از: «ارائه يک محرک مطلوب (از نظر متربي) پس از انجام رفتار مطلوب، به منظور افزايش تکرار وتثبيت آن عمل در رفتار»[4]

تشويق، به کار بستن راهکار تربيتي است که براي ايجاد، اصلاح يا تثبيت يک رفتار ودلگرم شدن نسبت به ادامه وتکرار عمل مورد تشويق صورت مي‌گيرد[5]

3-               تنبيه درلغت.

تنبيه در لغت به معناي بيدار کردن واگاهي دادن است به عبارت ديگر به آگاه کردن و واقف کردن شخص به امري، تنبيه گفته مي‌شود: «آگاه وبيدار کردن، واقف گردانيدن بر چيزي، مجازات کردن، گوشمالي دادن، سياست کردن وچوب زدن».[6]

تنبيه در اصطلاح عبارت است از مجازات انساني که کار ناپسندي را انجام داده، به مجازات ترک نمودن وجلوگري از تکرار. [7]

‌ب- جايگاه تشويق وتنبيه.

تشويق وتنبيه دو ابزاري است که براي ضمانت اجراي تعليم وتربيت وگسترش آن وسالم سازي فضاي خانه، مدرسه وجامعه وايجاد انگيزه براي پرهيز از تخلفات، ضروري قلمداد مي‌شود. بشارت وانذار پيامبران الهي وپاداش وکيفر و وعده و وعيد ديني، بر همين روش استوار است.

اسلام هر دو شيوه را در چارچوب خاص خود مي‌پذيرد؛ زيرا نيکي وبدي را يکسان نمي‌بيند وبه نيکوکار وبدکردار، يکسان پاداش نمي‌دهد: «مبادا نيکوکار و بدکار نزد تويکسان باشد، زيرا اين روش، نيکوکار را از کار نيک دور ساخته، بدکردار را به کار بدسوق مي‌دهد»[8]

قران کريم با توجه به رعايت مراتب گوناگون پاداش وکيفر از عوامل مادي وغير مادي، عاطفي وغير عاطفي براي تشويق وتنبيه استفاده کرده است.[9]

در قرآن کريم با لا ترين تنبيه قصاص دانسته شده است[10]

بنا براين قران کريم باتوجه به رعايت مراتب گوناگون پاداش وکيفر از عوامل مادي وغير مادي، عاطفي وغير عاطفي براي تشويق وتنبيه استفاده کرده است.

‌ج-     رويکردهاي مختلف در مواجهه با تنبيه وتشويق.

در مواجهه با شيوه تشويق وتنبيه سه نظريه افراط گرايانه، تفريطي ومعتدل وجود دارد.

1-   نظريه‌اي افراط گرايانه.

بيشتر صاحب نظران مکتب‌هاي تربيتي قديم به را اين باور بودند که متربيان به دليل طبع ناسالم ونداشتن هوش ودرک کافي، سزاوار سخت‌ترين تنبيه‌ها هستند. برخي از آنان اعتقاد دارند که هنگام وقوع خلاف وجرم، روح شيطان درکالبد کودک وجوان مجرم حلول مي‌کند.. بنابراين، بايد اورا به شدت تنبيه کرد ودر محروميت نگاه داشت تاروح شيطان از کالبدش بيرون رود.

داروين، هابز، لاک وبرخي ديگر از فيلسوفان مسيحي، به جواز مطلق تنبيه اعتقاد دارند.[11]

هربرت معلم مورف آلماني مي‌گويد: «انقياد باقدرت حاصل مي‌شود وقدرت بايد به اندازه کافي باشد ومکرر ظاهر شود تا موفقيت کامل به دست اورد.»[12]

اين نظريه با چنين اطلاق وشدتي مردود است، زيرا بر خلاف نظر اين‌ها، کودک در مقام ذات وطبيعت، شرور وبد جنس ونافرمان ومتمايل به بدي نيست تا مستحق چنين تنبيه وسرکوب باشد. کودکان بالذات، نه خوبند ونه بد، نه حق شناسند ونه حق نشناس، اين صفات را بالعرض وبه وسيله ديگران کسب مي‌کنند.[13]

بنا براين کودک آنچنان شرور نيست که در اصلاح وتربيت او، تنبيه ومجازات سخت ضرورت داشته باشد.

2-                نظريه‌ي تفريط گرايانه.

بر خلاف افراط گرايان، تفريط گرايان، هر گونه تنبيه را ممنوع قلمداد مي‌کنند. به باور آنان، همواره بايد تمايلات بي حد ومرز کودک ونوجوان را بپذيريم و با فرد مجرم وخلافکار نيز مانند يک بيمار بر خورد کنيم. نظريه پردازاني نظير روسو، فروبل وپستالوزي بر اين اعتقادند که تنبيه خواه ناخواه پيامدهايي به مراتب زيان بار تراز خود جرم دارد. [14]

«ژان ژاک روسو» معتقد است که انسان براي تربيت خردسالان، به مجازات وتنبيه نياز ندارد، زيرا براي هرکار کودک مجازات وتنبيه طبيعي وجود دارد.

کودکي که سيب فاسد مي‌خورد، دل درد مي‌گيرد. کودکي که به آتش نزديک مي‌شود، از آن آسيب مي‌بيند وآن که باچاقو بازي مي‌کند، زخم بر مي‌دارد، همين آسيب‌ها، تنبيه ومجازاتي طبيعي ومتناسب با آن وجود دارد،[15]

 اسپنسر مي‌گويد:

بهترين سنتي که درتأديب کودک بايد از آن پيروي شود، مجازات طبيعي است که متجانس با عمل اواست. تنبيه بدني وتوبيخ وزجر طفل، تنبيه ومجازاتي بي ارزش واهميت است؛ چون مخالفت باسنن وقوانين طبيعت است ونظر به اين که ميان جرم طفل وکيفرها وتنبيه تأديبي معمول، فاصله وجود داردوباهم متناسب نيستند، زيان چنين تنبيهاتي، از نفع آن بيشتر است[16]

3-               نظريه‌ي اعتدال گرايانه.

نظريه اعتدال گرايانه که با عقل سليم وتجربه هماهنگي دارد تشويق وتنبيه را به عنوان دوعامل پيش برنده وباز دارنده در تربيت مي‌پذيرد. ولي تشو يق را برتنبيه مقدم مي‌داند[17]. به ديگر سخن، اين نظريه هر چند وجود تنبيه را لازم وضروري مي‌داند، ولي برغلبه تشويق نسبت به تنبيه تأکيد دارد.

غلبه تنبيه بر تشويق به احساس ناامني وحقارت، دوگانگي شخصيت وبدفهمي کودک مي انجامد. مکتب اسلام به اصالت رحمت ومحبت اعتقاد دارد، زيرا سبب کنترل رفتار وتربيت انسان وپيشگيري از هرزرفتن نيروي جسمي ورواني وسلامتي وسعادت فرد خواهد شد.

‌د-    اصول حاکم بر تشويق وتنبيه.

تشويق وتنبيه زماني نتيجه بخش خواهد بود که بر اساس اصول دقيق اعمال شود. در غير اين صورت نه تنها اثر تربيتي مطلوب از آن‌ها حاصل نخواهد شد، که فرايند تربيت را دچار مشکل خواهد کرد. مهم‌ترين اصول حاکم بر تشويق وتنبيه عبارت است از:

1.    تعلق تشويق وتنبيه به رفتار، نه به شخصيت فرد.[18]

تشويق وتنبيه بايد به کار نيک وبد فرد تعلق گيرد نه به شخيصت فرد؛ در غير اين صورت، فرد بر اثر تشويق دچار غرور مي‌شود ودر اثر تنبيه در مغرض احساس حقارت قرار مي‌گيرد.

2.    تناسب تشويق و تنبيه با رفتار.

تشويق و تنبيه بايد بجا و متناسب با ميزان و نوع کار باشد. نبايد براي کار کوچک، پاداش‌هاي بزرگ و تحسين‌هاي بيش از اندازه در نظر گرفت. در مورد تنبيه هم، بايد ميزان خطا و جرم را در نظر گرفت.[19]

پيامبر اکرم(ص) درباره فردي که از نافرماني خانواده‌اش شکايت کرد بعد از امر به عفو و بخشش فرمود: «اگر خواستي تنبيه کني، به اندازه گناهي که کرده است مجازات کن».[20]

3.                تشويق و تنبيه به هنگام.

تشويق و تنبيه بايد به هنگام انجام گيرد تا تاثير مشخص و مفيدي داشته باشد. فاصله ميان رفتار مطلوب و پاداش، اثر بخشي آن را کم مي‌کند. همچنين اگر بين تنبيه و زمان تخلف، فاصله باشد، علت تنبيه فراموش مي‌شود.

4.                واضح بودن دليل تشويق و تنبيه.

شخصي که تشويق يا تنبيه مي‌شود و شاهدان اين جريان، بايد دليل تشويق را بدانند. عدم آگاهي به علت اين دو، نتيجه نا مطلوب باقي مي‌گذارد.

نخست اين که، نمي‌داند کدام کار مطلوب بوده که آن را تکرار يا ترک کند. دوم اين که دريافت پاداش و تنبيه در برابر کار کم اهميت تاييد دروني او را بر نمي‌انگيزد و خود را سزاوار آن نمي‌بيند.

5.                در نظر گرفتن تفاوت‌هاي فردي.

آدميان، از نظر فهم و عقل، استعدادها و توانايي‌ها متفاوتند. از اين رو بايد خواسته‌هاي والدين و مربيان از کودکان و متربيان متناسب با توانايي آن‌ها باشد تا تشويق و تنبيه جنبه اصلاحي و اثر گذار داشته باشد. اگر کودکي با توانايي محدود در انجام تکاليف خود کوتاهي کند، بايد تنبيه او متناسب با همان توانايي باشد و بر عکس فردي که همه امکانات و توانايي‌ها را داراست، ولي از انجام مسؤوليت شانه خالي مي‌کند، بايد براي او براساس همين توانايي، مجازات در نظر گرفت. اصطلاحا نبايد همه را با يک چوب راند.

ه- روش‌هاي تشويق و تنبيه.

براي اعمال تشويق و تنبيه روش‌هاي مختلف وجود دارد که بعضي از آن‌ها مقدم بر ديگري است زيرا استفاده از آن آسان‌تر است و به مؤونه و مقدمات زيادي احتياج ندارد. در اين جا به بعضي از روش‌هاي تشويق و تنبيه به صورت جداگانه اشاره مي‌کنيم.

1- تشويق کلامي.

از کلام و سخن به عنوان يک شيوه تشويقي به صورت‌هاي مختلف مي‌توان بهره گرفت؛ مهم‌ترين اين شيوه‌ها عبارتنداز:

1-1- تحسين.

تحسين به معني نيکو شمردن کار است. با تحسين روحيه اميدوارانه در فرد پديد آمده و تلاش خواهد کرد با تکرار اعمال خوب از تحسين ديگران بر خوردار شود. از اين رو، تحسين را بايد از عوامل مهم در نفي جنبه‌هاي منفي و تقويت جنبه‌هاي مثبت آدمي دانست.

2-1- رضايت مندي.

التزام به مقررات و تعهدات از جانب متربي مستلزم اعلام رضايت مندي مربي از اوست. اعلام رضايت پدر از کودک، مهم‌تر از مادر است چرا که مادران به دليل مهرورزي هميشگي نسبت به فرزند، تشويق و رضايت مادرانه براي فرزند، عادي است.

همچنين اعلام رضايت از رفتار در سنين بالا از اثر گذاري بيشتري برخوردار است. اميرالمومنين علي(ع) درباره يکي از فرماندارانش مي‌فرمايد: «توبه خوبي فرمانروايي کرده‌اي و امانت را به جاي آورده‌اي، پس بي آن که مورد کم‌ترين بدگماني و ملامتي باشي، يا اتهام گناهي درباره تو مطرح باشد، به سوي ما بيا»[21]

رعايت برخي نکات در تشويق و تنبيه کلامي ضروري است.

تحسين و رضامندي بايد بر پايه واقعيت‌ها و رفتار سرزده باشد، نه بر اساس انچه هنوز انجام گرفته است.

تحسين و رضايت مندي بايد خالصانه و باطني بوده و از ظاهر سازي و تصنع عاري باشد.

تحسين بايد به اندازه باشد تا در رشد فرد نقش مثبت خود را ايفا کند. اميرمومنان علي(ع) در اين باره فرموده است: «ستايش بيش از استحقاق، چاپلوسي است».[22]

از به کارگيري همه واژگان مربوط به ستايش و تحسين پرهيز شود و براي کارهاي برتر فرد در آينده نيز برخي عبارت‌ها را ذخيره داشته باشيد.[23]

3-1- دعا کردن.

دعاي مربي هم عامل برانگيزاننده و نشانگر توجه و علاقه مربي به متربي است و هم به عنوان يک عامل بيروني زمينه ساز توفيق الهي به شمار مي‌رود.

قرآن کريم به پيامبر اکرم(ص) سفارش مي‌کند هنگام صدقه گرفتن از مردم، براي آنان دعا کند زيرا اين کار، آنان را آرام خواهد کرد.[24]

و در روايت مي‌خوانيم: «هر گاه کسي زکات مالش را نزد رسول خدا مي‌آورد، ايشان او را دعا مي‌فرمود».[25]

4-1- وعده دادن.

يکي ديگر از شيوه‌هاي تشويق، دادن وعده‌هاي نيک است. وعده‌ها ممکن است مادي يا معنوي باشد. اگر کودکي بداند پس از انجام کردار نيک و واراسته شدن به اخلاق پسنديده، سرانجام نيکويي در انتظار اوست، با توانايي دو چندان کار خواهد کرد.[26]

التبه بايد در استفاده از وعده دادن به عنوان يک شيوه تشويقي به نکات زير توجه کرد:  

به وعده‌اي که به کودکان و نوجوانان مي‌دهيد، وفا کنيد. وفا نکردن به وعده، اعتماد کودکان را به پدر و مادر و آموزگار کاهش مي‌دهد.

چيزهايي را وعده دهيد که توان انجام آن را داشته باشيد و از وعده‌هاي انجام ناشدني به پرهيزيد.

کودکان را به وعده‌هاي بزرگ عادت ندهيد تا تجمل پرستي در آنان پديد نيايد. دادن وعده‌هاي پر خرج و گزاف، به اقتصاد خانواده آسيب مي‌رساند و در تربيت روحي و اخلاقي کودک نيز اثر مطلوبي باقي نمي‌گذارد.

5-1- شيوه مالي.

انسان به دليل نيازمندي به ماديات، با برخورداري از پاداش‌هاي مالي، نسبت به انجام کار، بيشتر دلگرم مي‌شود. به ويژه انسان‌هايي که از گنجايش روحي بالا برخوردار نيستند بيشتر به پاداش‌هاي مادي گرايش دارند.

پاداش هاي مالي و مادي در سيره تربيتي معصومين (عليهم السلام) نيز جايگاه ويژه‌اي داشته است.

6-1- شيوه عاطفي- رواني.

محبت ورزيدن از شيوه‌هايي است که کاستي‌هاي عاطفي و رواني موجود در روحيه نوجوان و جوان را جبران مي‌کند و آنان را به مسير درست رهنمون مي‌سازد. قرآن کريم از اين شيوه تشويقي به طور گسترده براي تربيت انسان‌ها بهره برده است: «همانا خداوند، نيکوکاران را دوست دارد».[27]

آشکار است که محبوب خدا قرار گرفتن براي يک فرد با ايمان، ارزش فوق العاده اي دارد. بدين ترتيب، فرد به آرامش رواني دست مي‌يابد و با برآورده شدن نيازهاي عاطفي‌اش، به سوي خير و صلاح، هدايت مي‌شود.[28]

اوليا و مربيان و مسؤلان اجتماعي بايد بکوشند از اين شيوه بيشتر بهره گيرند؛ زيرا انسان‌ها بر حسب فطرت و سرشت ذاتي خود، محبوبيت و احترام را دوست دارند. انسان‌ها خواهان حفظ کرامت و ارزش انساني خود نزد ديگرانند، از اين رو، با افراد صميمانه‌تر ارتباط برقرار مي‌کنند. بدين سان يکي از روش‌هاي تشويق در قبال انجام وظيفه يک فرد آن است که به او بفهمانيم او را دوست داريم.[29]

2- روش‌هاي تنبيه به شکل فرايندي و مرحله‌اي.

تنبيه مراحل گوناگوني دارد که با اجراي مراحل ساده‌تر از مراحل پيچيده‌تر و بالاتر آن بي نياز مي‌شويم. يک نگاه خشم آلوده پدر يا آموزگار بيش از سرزنش و تنبيه جسمي، در بازداشتن کودک از بزهکاري، اثر گذار است. از اين رو، مربيان با تجربه، کم‌تر حرف مي‌زنند و کم‌تر امر و نهي مي‌کنند. آنان با چهره و نگاه معنا دار، پيام تربيتي خود را به شاگردان انتقال مي‌دهند و مجبور نيستند از شيوه‌هاي ديگر براي تنبيه استفاده کنند. به اين ترتيب پيش از پرداختن به تنبيه بدني، بايد مراحل مختلفي را طي کرد که ذيلا به آن‌ها اشاره مي‌شود:

2-2- تنبيه کلامي.

يادآوري غير مستقيم.

مربي در اين مرحله بايد بکوشد با آوردن کنايه‌هاي درست و اشاره‌هاي دقيق و اخلاقي در لابه لاي سخنان خود، بي آن که به صورت مستقيم کسي را مخاطب قرار دهد، متربي را به وجود اشتباه و لزوم ترک آن رهنمون سازد. در سيره ي معصومين (عليه السلام) موارد متعددي از برخورد هدايت گرانه و همراه با کنايه و اشاره مبهم آنان با افراد خطاکار به چشم مي‌خورد.

تهديد.

مرحله بعد بهره گيري از تهديد است. اساس تهديد، هراساندن خطاکار از رخ دادن امري است که از آن بيم دارد. تهديد، رسيدن به هدف را آسان تر مي‌کند. با بهره گيري از تهديد مي‌توان آدمي را از راه و روشي که در پيش دارد، بازداشت و اجازه نداد که بي بند و بار يا بي ضابطه باشد. قرآن کريم زنان پيامبر اکرم(ص) را تهديد مي‌کند که مبادا گرد فحشا بگردند و چنانچه مرتکب فحشا شوند، مجازات و عذابي دو چندان در انتظار آنان خواهد بود.[30]

در به کارگيري تهديد، ظرفيت سني، فکري، پيشينه عاطفي و رواني افراد را در نظر داشته باشيد، زيرا تحمل انسان‌ها به ويژه کودکان يکسان نيست. همچنين نبايد تهديدها به گونه‌اي باشد که روابط انساني را خدشه دار کند. کودک بايد خود را سزاوار چنين عقوبتي بداند، نه اين که آن را ستمي به خود بپندارد[31]. نيز امکان عملي کردن تهديدها در موارد ضروري وجود داشته باشد.

سرزنش.

مرحله بعد از تذکير سرزنش است. سرزنش، شيوه فشار رواني آرام براي کنترل فرد است و معمولا هنگامي به کار مي‌رود که فردي از پند آموزي ديگران، طرفي نبسته باشد. در اين حالت يک مربي با افزايش هيجان ناشي از نگراني در خطا کار، بر درد و فشار رواني او مي‌افزايد و آن گاه به ملامتش مي‌پردازد. اين کار سبب خواهد شد فرد خطاکار براي جبران اشتباه‌هاي گذشته، گام بردارد.

نبايد تهديدها به گونه‌اي باشد که روابط انساني را خدشه دار کند.

سرزنش بايد به هنگام، بدون زياده روي و تندروي باشد. اگر سرزنش بجا نباشد، نتيجه منفي در پي خواهد داشت. خضرت علي(ع) مي‌فرمايد: «الافراط في الملامه تشب نيران اللجاج[32]». زياده روي در سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور مي‌سازد.

سرزنش ممکن است نگاه عادي يا عمومي، نگاهي معنادار يا نگاهي همراه با به زبان آوردن پيامد کردار فرد باشد[33]

محروم کردن از تقويت و پاداش.

در اين روش به دليل رفتار ناپسندي که کودک مرتکب مي‌شود، او را براي مدتي از دريافت تقويت محروم کنند. بدين منظور کودک را از آنچه براي او خوشايند است محروم کنيد و يا از محيطي که براي او دلپذير است خارج کنيد.

مثلا اگر کودک شما دوست دارد تلويزيون تماشا کند يا از بازي‌هاي رايانه ها استفاده کند؛ در مقابل رفتار نامطلوب او، تلويزيون را خاموش کنيد و به او بگوييد که اين تنبيه رفتار ناپسند اوست و او نمي‌تواند برنامه مورد علاقه خود را ببيند.

تنبيه عاطفي

قهر کردن يکي از شيوه‌هاي تنبيه عاطفي در تربيت است که براي جهت دادن کودک به انجام کردار پسنديده و باز داشتن او از ارتکاب به کارهاي ناپسند صورت مي‌گيرد.

کودک با پدر و مادر و اطرافيان خود معاشرت دارد و به اين معاشرت، دلگرم و مأنوس است. او مي‌خواهد

پدر و مادر و مربيان هماره او را پذيرا باشند و با مهر و عاطفه و تاييد با او برخورد کنند[34]. از اين رو، اگر پدر و مادر يا مربي براي مدت کوتاهي، پيوند خود را با او بگسلاند، وي در خواهد يافت که آنان از رفتار او رضايت ندارند. پيامد قهر کردن اين است که کودک بايد در تنهايي و سکوت، زندگي را بگذراند. در اين حالت، وي درک خواهد کرد که اين شيوه براي او سنگين است و به اصلاح رفتار خويش دست خواهد يازيد. سخن نگفتن، بي اعتنايي و به بازي نگرفتن کودک از روش‌هاي قهر کردن است.

شخصي نزد امام موسي بن جعفر(ع) از رفتار فرزندش شکايت کرد. امام فرمود: «لا تضربه و اهجر و لاتطل»؛[35] فرزندت را نزن و براي ادب کردنش، از او قهر کن، ولي مراقب باش قهرت به درازا نکشد.

اخراج کردن.

اگر همه مراحل تنبيه کلامي مانند يادآوري مستقيم و غير مستقيم، سرزنش، قهر و اخطار سودي نبخشد و فرد خطاکار همچنان به اشتباه خود ادامه دهد، تنها راه درمان، اخراج است. بايد با اخراج دانش آموز از کلاس درس يا مدرسه- اگر چه به طور موقت- او را تنبيه کرد.

در مرحله نخست، بيرون راندن کوتاه مدت دانش آموز از کلاس درس يا گروه‌هاي ورزشي و تفريحي مي‌تواند عامل بازداري او از شرارت و تخلف باشد. اگر اين کار اثر نبخشد، بايد به طور دائم او را بيرون راند. بعضي روان شناسان بر اين باورند که تغيير محيط تربيتي، سبب دگرگوني روحي مي‌شود و او را به رشد مي‌رساند. مثلا با هماهنگي والدين او را به مدرسه ديگر منتقل کنند.

نتيجه

با توجه به مطالبي كه گذشت تشويق وتنبيه هم از نظر اسلام و هم از ديدگاه تربيتي و روانشناختي، ضرورت پيدا مي‏کند تشويق وتنبيه مؤثر داراي شرايط واصول است، که اگر شرايط و اصول تشويق و تنبيه رعايت شود تا حدودي مي‏توان گفت تشويق و تنبيه موثر واقع خواهد شد.

پانوشتها

 


 

[1] بهشتي، محمد، تربيت اخلاقي از منظر فيض کاشاني، دوفصلنامه علمي- تخصصي تربيت اسلامي، سال اول شماره اول پايز وزمستان 1384،ص69-70.

[2] ابن منظور، لسان العرب، ج7، چاپ اول، ص239، واقرب الموارد، ج1 ص621

[3] محمد معين، فرهنگ معين، چاپ نهم1375، ص15-10

[4] علي اکبر سيف، تغير رفتار ورفتار درماني نظريه ها وروش ها، چاپ پنجم1381، ص166-167

[5] محمد داوودي، زير نظر: علي رضا اعرافي، تربيت ديني(سيره تربيتي پيامبر(ص) واهل يت(ع) )، چاپ دوم پايز134، جلد2، ص165

[6] ابراهيم اميني، اسلام وتعليم وتربيت،(ويرايش دوم) ص436

[7] همان، ص436

[8] نهج البلاغه، صبحي الصالح (تخقيق و تصنيف)، ص430.

[9] بقره /82، بقره /195، انعام / 132، و حديد/ 10.

[10] سوره بقره آيه75

[11] سيد مجتبي هاشمي:تربيت وشخصيت انساني، دفتر تبليغات اسلامي، پاييز1372، ص98.

[12] ابراهيم اميني، اسلام وتعليم وتربيت،(ويرايش دوم) ص439

[13] ابراهيم اميني، اسلام وتعليم وتربيت،(ويرايش دوم) ص440

[14] سيد مجتبي هاشمي:تربيت وشخصيت انساني، دفتر تبليغات اسلامي، پاييز1372،ص83.

[15] ابراهيم اميني، اسلام وتعليم وتربيت،(ويرايش دوم) ص441-442

[16] سيد محمد باقر حجتي، اسلام وتعليم وتربيت ، نشر فرنگ اسلامي، تابستان 68،ج2،ص183

[17] ابراهيم اميني، اسلام وتعليم وتربيت،(ويرايش دوم) ص451

[18] تهراني، مصطفي دلشاد، سير در تربيت اسلامي ويرايش دوم، چاپ هفتم ص354-36

[19] ابراهيم امني، اسلام وتعليم وتربيت،(ويرايش دوم) ص471

[20] ابراهيم اميني، آيين تربيت، ص،368

[21] عبدالمجيد معاد خواه، فرهنگ آفتاب، ج3، ص1395

[22] نهج البلاغه، حکمت347

[23] حسيني، داود، اصول حاکم بر روش تشويق و تنبيه در تربيت اخلاقي، فصل نامه راه تربيت، سال اول ،شماره اول ، پايز 1385، ص128.

[24] توبه آيه 103

[25] اسدالله طوسي، ديدگاه اسلام نسبت به تشويق، ص75.

[26] همان، ص49.

[27] بقره آيه 159

[28] اسدالله طوسي، همان، ص76

[29] حسيني، داود، اصول حاکم بر روش تشويق و تنبيه در تربيت اخلاقي، فصل نامه راه تربيت، سال اول ،شماره اول ، پايز 1385، ص130.

[30] غاشيه، آيه 22

[31] حسيني، داود، اصول حاکم بر روش تشويق و تنبيه در تربيت اخلاقي، فصل نامه راه تربيت، سال اول ،شماره اول ، پايز 1385، ص133.

[32] الحديث، ج1، ص204

[33] جايگاه روش ها تنبيه در تعليم وتربيت، ص118-117

[34] حدود آزادي در تربيت، ص243

[35] بحارالانوار، ج104، ص99